امروز : پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۶ - 2017 March 23
۱۵:۲۴
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 120543
تاریخ انتشار: ۳۰ مهر ۱۳۹۳ - ساعت ۱۶:۵۱
تعداد بازدید: 101
اشاره/ گروه بین الملل و سیاست خارجی پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; : برای کشور فقیر و عقب نگه داشته شده ای همچون یمن که طی یک قرن گذشته کمتر سالی ...

اشاره/ گروه بین الملل و سیاست خارجی پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; : برای کشور فقیر و عقب نگه داشته شده ای همچون یمن که طی یک قرن گذشته کمتر سالی را بدون بحران و جنگ سپری کرده ، 21 سپتامبر 2014 نقطه تحولی بود که توانست بار دیگر خواست مردم را بر برنامه های استعمارگران خارجی ومنطقه ای  پیروز ساخته و قدرت بستر جامعه را نه تنها به رخ حاکمان این کشور بلکه رهبران مادام العمر تمامی کشورهای همسایه تا حوزه جنوبی خلیج فارس بکشد.

به اعتقاد کارشناسان یمنی واقعه سقوط صنعاء که روز 21 سپتامبر به وقوع پیوست تا سالیان متمادی نه تنها در ذهن آنها بلکه در یاد وخاطره مردم این کشور نیز باقی خواهد ماند ، واقعه ای که در آن یک گروه کوچک موفق شد در چارچوب اعلام خواسته های مردم و در سایه حق طلبی وارد پایتخت شده و نقشه سیاسی جدیدی را برای ساختار سیاسی آینده این کشور تحمیل کند.

در این سلسله نوشتار که بخش هشتم آن از نظر شما خواهد گذشت بیش از آنکه به دنبال پرداختن وثبت حوادث و رخدادهای به وقوع پیوسته در دهه اخیر در یمن باشیم ، کنکاشی در علل به وجود آمدن آن و دلایل شکل گیری جریانی خواهیم داشت که دست آخر خود را مجبور به فتح صنعاء وبه کارگیری سلاح برای رساندن پیام مظلومیت اقشار عظیمی ازمردم این کشور دید، مظلومیتی که حتی نمایندگان سازمان ملل متحد نیز به آن اذعان کردند.

نقش حزب بعث در سرکوب انقلاب/ساختار سیاسی یمن چگونه است؟

با پذیرش خالد بحاح توسط تمامی طرف های  فعال در صحنه سیاسی یمن رویکرد سیاسی این کشور به سوی ثبات واستقرار مردم سالارانه  بعد از فتح صنعاء یک گام دیگر به جلو رفت.

به اعتقاد کارشناسان بر خلاف رویکرد بعثی ها در عراق که  حکومت بر این کشور را تنها از آن  خود می دانند وهیچ حقی را برای هیچ طرف عراقی دیگر در این صحنه قایل نیستند، زیدی ها که نماد آن  انصار الله یمن می باشند  نشان دادند  نه در چند دهه ای که از قدرت دور ماندند ونه در شرایطی  که هم اکنون در نزدیکترین نقطه به قدرت قراردارند هزگر به دنبال انحصار طلبی نبوده وهمچنان به حضور تمامی احزاب وجریان ها حتی جریان های مخالف خود در قدرت توجه ویژه ای قایل می باشند.

با نگاهی به تاریخچه ساختار سیاسی یمن شاهدآن هستیم که از سال 1962 ساختار سیاسی به شکل  مدرن غربی - عربی آن  که تا چندی پیش در کشورهایی همچون تونس ، لیبی ، مصر وعراق حاکم بود بر این کشور نیز بسط داده شده بود تا مردم این کشور بعد  از سرنگونی دولت پادشاهی زیدی ها این نوع ساختار را بر کشور خود مسلط بیابند.

در این سال نظامیان یمن با الگو گرفتن از کودتای به وقوع پیوسته علیه پادشاهی مصر که 10 سال قبل از آن به وقوع پیوسته بود ، دولت  پادشاهی زیدی ها را سرنگون کرده وخود با حمایت  غرب وچند کشور بزرگ عربی از جمله مصر جمهوری (دیکتاتوری) خود را بر این کشور حاکم کردند تا اینکه در سال 1990 با اتحاد دو بخش یمن با یکدیگر شکل تعددگرایی حزبی البته در چارچوب نسخه ای عربی آن وبه شکلی حداقل شکلی نمود پیدا کرد.

می توان حیات سیاسی در یمن را پیش از تحولات بهار عربی به سه مرحله کلی تقسیم کرد:

مرحله اول : از دهه چهل تا دهه پنجاه قرن بیستم  طول کشید. در این دوره که در سایه دولت پادشاهی زیدی ها بود احزابی همچون جمعیت امر به معروف ونهی از منکر ، حزب  احرار ، اتحاد یمن در منطقه شمال این کشور واتحادیه ی خلق ، اتحادیه ی فرزندان جنوب ، حزب بعث یمن وجنبش ناسیونالیست های عرب در جنوب آن تاسیس وفعالیت خود را آغاز کردند.

مرحله دوم : این مرحله از اوایل دهه شصت تا پایان دهه هشتاد ادامه داشت ، یکی از ویژگی های این مرحله سرکوب شدید هر نوع فعالیت حزبی وسیاسی بود مسئله ای که باعث شد تا تمامی این نوع فعالیت ها جنبه و ویژگی زیر زمینی به خود بگیرند وچه در شمال این کشور که یمن شمالی نام داشت وچه در جنوب آن که کشور یمن جنوبی خوانده می شد رویکرد دیکتاتوری و حاکمیت مطلق فردی حرف اول وآخر را می زد.

مرحله سوم : در این مرحله که از سال 1990  آغاز شد ،  بعد از اتحاد دو بخش یمن ، علی عبد الله صالح دیکتاتور یمن شمالی تلاش کرد تا خود را طرفدار آزادی های سیاسی در کشور معرفی کرده واجازه تشکیل وفعالیت احزاب را در این کشور صادر وفرمان برگزاری انتخابات محلی ، پارلمانی وریاست جمهوری را نیز صادر کرد ، انتخاباتی که به طور معمول حزب حاکم به رهبری وی طرف از پیش برنده آن محسوب می شد.

احزاب سیاسی در یمن نیز همانند بقیه کشورهای عربی به سه دسته کلی ، اسلام گرا ، ناسیونالیست وچپ گرا تقسیم می شوند   وگرچه چند حزب از گستردگی بسیار قابل  توجهی در سطح کشور برخوردار شدند اما اکثر این احزاب به دلیل رویکرد سرکوبگرانه دولت همواره محلی ، منطقه ای وقبیله ای بوده تا شمار بسیاری از آنها به  اعضای موسس آن باقی  بماند.

پایگاه اطلاع رسانی دولت یمن در شبکه مجازی تا تاریخ 12 مارس 2014 (اواخر اسفند 1392) نام 26 حزب را به عنوان احزابی که تا پیش از سال 2011 (سرنگونی علی عبدالله صالح) در این کشور فعالیت می کردند ذکر و وعده داده است که نام 10 حزب دیگر را که بعد از شکل گیری بهار عربی در این کشور تاسیس شده اند نیز ذکر کند، اقدامی که تا لحظه تهیه این گزارش در این سایت رخ نداده است .

با احتساب این دو گروه در بهترین شرایط 36 حزب رسمی در این کشور فعالیت رسمی دارند که مهمترین آنها عبارتند از :

احزاب اسلامی:

1.  حزب تجمع یمن برای اصلاح

این حزب در واقع هسته مرکزی جنش اخوان المسلمین یمن محسوب می شود ، وشماری از شیوخ قبایل ، فعالان اسلام گرا  وافسران ارتش هم به آن پبوسته اند ، تاریخ رسمی تاسیس آن 13 سپتامبر 1990 می باشد ودر بزرگترین موفقیت خود در سال 1997 شصت وسه کرسی از 301 کرسی پارلمان یمن را کسب کرد.

عبدالله بن حسین الاحمر رهبری آنرا از زمان تاسیس به عهده داشته ودر دوره دیکتاتوری علی عبد الله صالح همواره او رئیس پارلمان بود تا منعکس کننده  نزدیکی شدید این گروه به صالح باشد.

از نگاه کارشناسان  همواره از این حزب  به عنوان هم پیمان وحتی مکمل جریان طرفدار علی عبد الله صالح در کشور یاد می شود گرچه قبض وبسط هایی در این روابط هم به وجود آمد که  پرداختن به آن در این مجال کوتاه میسر نمی باشد.

با این حال نباید از مشارکت گسترده این حزب در برنامه های اعتراض  آمیز گسترده ی مردمی علیه علی عبدالله صالح به آسانی گذشت ، گرچه این حزب نقش عمده ای نیز در  کنترل وخاموش کردن این اعتراضات از طریق انحراف جریان به سوی پذیرش ابتکار خلیج فارس ایفا نمود.

آنچه که کارشناسان یمنی در مورد آن با یکدیگر اتفاق نظر دارند تلاش مستمر این گروه برای رسیدن به قدرت است که از هر طریقی آنرا تجربه کرده است.

احزاب ناسیونالیست

در بخش احزاب ناسیونالیست هم باید به احزابی همچون رویکرد ناصری که در سال 1959 تاسیس شد  وتشکل وحدت ملی ناصری اشاره نمود. همچنین چند حزب ناصری کوچک نیز در این کشور فعالیت  می کنند که حضور آنها بسیار محدود منطقه ای می باشد.

ساختاری همچون حزب وحدت ملی ناصری در بهترین شرایط خود در سال 1997 تنها 3 کرسی پارلمان را به دست آورد.

حزب بعث با دو شاخه کشوری و فرا مرزی خود جزو احزابی است  که همواره در حیات سیاسی یمن فعال بوده است ، اکثر اخبار رسیده ای از این حزب نشان از فعالیت های تخریبی آن دارد و معمولا ائتلاف های خود را با یک جریان علیه دیگر جریان های دیگر  انجام می دهد ، آنگونه  که اخیرا نیز ائتلاف خود را علیه گروه انصار الله تشکیل و از اولین گروه هایی بود که عملیات تخریبی خود را علیه مردم یمن حتی پیش از  ورود انصار الله به صنعاء آغاز کرد.

احزاب چپ :

حزب سوسیالیست یمن که تاریخ تاسیسش به سال 1978 باز می گردد  را می توان نتیجه نزدیکی شماری از احزاب ، گروه ها و تشکل  های چپ گرا در این کشور توصیف  کرد.

این حزب با وجود آنکه در سال 1993 موفق به کسب 56 کرسی  پارلمان شد اما انتخابات سال 1997 را تحریم کرد  با این حال 42 نفر  از اعضای این حزب که به طور مستقل در این انتخابات شرکت کردند موفق شدند وارد پارلمان شوند.

حزب علی عبدالله صالح

بسیاری از کارشناسان بر این باورند با وجود آنکه علی عبد الله صالح  رسما و علنا از قدرت در یمن خارج شده است اما حضور پشت پرده او  وبرنامه هایش از طریق حزب تحت رهبری اش همچنان در تار وپود ساختار سیاسی  کشور ادامه دارد.

این حزب که در 24 اوت 1982 تاسیس شده است  هم اکنون نیز در صحنه سیاسی کشور نقش آفرینی کرده واز نفوذ خود برای پیشبرد همان رویکرد سابق خویش استفاده می کند.

به اعتقاد نصر نورالدین نویسنده وتحلیلگر یمنی بعد از قیام مردم یمن وموفقیت مردم در بیرون راندن علی عبد  الله صالح فعالیت حزبی در این کشور دچار نوعی افت وسکون شده بود به نحوی که تقریبا همان مسئولین سابق دولت علی عبدالله صالح باز تولید شده وفعالیت خود را در صحنه سیاسی این کشور از سر گرفتند.

آخرین این بازتولید ها اوایل مهرماه 1393  به وقوع پیوست ودر آن تشکل  نوین  احزاب یمن شک گرفت.

روز 27 سپتامبر 2014این تشکل در صنعاء از ائتلاف چند حزب یمنی شامل حزب جوانان توسعه می دمکراتیک ، حزب جمهوری ، حزب عدالت وآزادی وچند حزب کوچکتر دیگر اعلام موجودیت کرد.

در بیانیه تاسیسی این تشکل آمده است : هدف از این تشکل پشت سرگذاردن دوره سابق ، مبارزه با افراطی گری ، مذهب گرایی ، طایفه گرایی وبسط  مشارکت عادلانه ملی بین تمامی طرف  های موجود اعلام کرد.

این احزاب تاکید کردند به دنبال آن هستند تا به پدیده ی گدایی کمک  از خارج که تبعات ویرانگری برای کشور دارد پایان داده وبه دوره توطئه چینی متقابل سیاسی ودور زدن توافقات انجام گرفته پایان دهند.

با این حال بسیاری از کارشناسان یمنی بر این باورند اکثر احزاب قدیمی وتاریخی یمن باتوجه به قبضه شدن قدرت داخلی آنها توسط شخصیت های قدیم که همچنان در رؤیاها وتصورات قدیمی خویش غرق می باشند  اجازه حضور وخود نمایی جوانان وساختارهای نوپای تاثیر گذار بر جامعه یمن را در داخل احزاب خود نمی دهند زیرا آنان را همچنان تهدیدی برای منافع خود می دانند.

این البته سوای حضور شمار قابل توجهی از شخصیت هایی است که فساد آنها در دوره علی عبد الله صالح برای مردم یمن به اثبات رسیده است.

گرچه بسیاری تلاش می کنند افق روشنی از آینده یمن ترسیم کنند ، اما سکوت معنی دار آمریکا در مقابل این تحولات همچنان این پرسش را باقی نگه داشته است که آیا کاخ سفید ، پنتاگون وسازمان سیا از اهداف خود در منطقه ای به اهمیت راهبردی یمن چشم پوشی خواهد کرد ؟

آیا ایالات متحده حاضر خواهد شد در مقابل تحولاتی در کنار تنگه باب المندب بی تفاوت باقی بماند ؟

جایگاه تنگه باب المندب در استراتژی های جهانی کجاست  ؟

واز آن مهمتر آمریکا چه برنامه ای برای این منطقه در دستور کار خود دارد ؟

پاسخ به این پرسش ها را در قسمت های بعدی پی گیری کنید

انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار