امروز : جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 9
۱۷:۳۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 121648
تاریخ انتشار: ۵ آبان ۱۳۹۳ - ساعت ۰۹:۳۱
تعداد بازدید: 61
نقش گذشته انصارالله از گذشته نیروی های انصارالله و یا حوثی ها از مهمترین نیروهای سیاسی یمن و باعث تضعیف دولت علی عبدالله صالح بوده اند. آنها نقش ...

نقش گذشته انصارالله

از گذشته نیروی های انصارالله و یا حوثی ها از مهمترین نیروهای سیاسی یمن و باعث تضعیف دولت علی عبدالله صالح بوده اند. آنها نقش تاثیر گذار و مهمی در ایجاد انقلاب  2011 در یمن داشتند. در این حال، با وقوع انقلاب در یمن، رهبران سیاسی آنها از اولین گروه های سیاسی بودند که انقلاب را تایید و در این انقلاب حضور داشتند. در این بین با توجه به دخالت کشورهای خارجی چون ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی در یمن، گروه های سیاسی درون سیستم  حاکمیت در یمن و علی عبدالله صالح  گفتگوهایی  سیاسی در ریاض انجام دادند و بر توافقنامه ای به نام المبادر الخلیجه یا راه های خلیجی توافق کردند.

بر مبنای این توافق، نیمی از قدرت در دست علی عبدالله صالح و نیمی از قدرت هم  به احزاب لقاء المشترک یا تقریبا اخوان المسلیمن و چند حزب متحد به آنها واگذار شد. اما از اولین روز امضا این توافق، نیروهای انصارالله و نیروهای انقلابی یمن با آن مخالفت کردند. چرا که آنها در این توافقنامه مشارکتی نداشتند. همچنین در حالی که خواست انقلاب و مردم یمن مبنی بر برکناری علی عبدالله صالح و همه گروه های سیاسی از جمله  علی محسن الاحمر بود، این توافقنامه در این مسیر قرار نگرفت؛ لذا انصارالله و انقلابیون این توافق نامه را نپذیرفتند.

در این بین احزاب و گروه های سیاسی یمنی با کمک های عربستان سعودی دولتی را تشکیل دادند و به زور خواسته های خود را اعمال کردند. اما در طول این مدت انصار الله و انقلابیون هر هفته و به هر مناسبتی تظاهرات  های گسترده ای را در کل یمن در راستای سرنگونی دولت و تحقق اهداف  انقلاب یمن انجام می دادند. اما دولت یمن به این رویکرد توجه نکرد و گروه های تکفیری و گروه های  قبایلی وابسته به عربستان سعودی شروع به  ایجاد نیروهای مسلح بر ضد انصارالله کردند تا بر ضد این گروه فعالیت و به ترور آنها دست زنند. هر چند انصارالله در گفتگوهای ملی شرکت کرد، اما ترورها ادامه یافت و دو نفر از برجستگان  جنبش  انصارالله  ترور شدند.

بعد از این تحولات رفته رفته بحران یمن گسترده شد و در این بحران درگیری هایی بین انصارالله و گروهای تکفیری (که از سوی عربستان؛  دولت یمن و  آمریکا حمایت می شدند) انجام گرفت و حتی راه ها و خیابان ها منتهی به صعده قطع و جنگ خونینی بین انصارالله و گروه های تفکیری آغازشد. در واقع با توجه به سازماندهی، توان و نیروی پشتیبانی انصارالله، آنها توانستند بر گروههای تکفیری غلبه و به شهر عمران در نزدیک  صنعا برسند. مردم این شهر هم قیام کردند و شهر در دست مردم قرار گرفت.

در مقابل، دولت یمن به مساله توجه نمی کرد و برعکس، به وسیله قدرت های خارجی و همچنین برخی گروههای تفکیری تلاش کرد تظاهرات انصارالله را سرکوب و بحران را شدیدتر کند. گذشته از این، در چند ماه گذشته دولت در اقدامی خیلی عجیب، یارانه های نقدی را 300 درصد افزایش داد. بالابردن قمیت ها موجب اعتراض مردم و جنبش  انصارالله  شد و آنان از همان ابتدا این اقدام دولت را محکوم کردند. در واقع با توجه به اینکه انصارالله در خط سرنگونی دولت حرکت می کرد، فاکتور اقتصاد هم به آن اضافه شد و با تظاهرات بزرگ و پشتیبانی مردم یمن، سه هدف مورد توجه قرار گرفت.

  نخست ساقط کردن دولت یمن و ایجاد دولت وحدت ملی  برای سازماندهی کشور مورد نظر بود.  دوم برگرداندن قیمت سوخت مورد توجه قرار گرفت و سوم اجرایی کردن نتایج  گفتگوی ملی  مطرح شد. در واقع  هر چند گفتگوی ملی به نتایج  خوبی رسیده بود اما دولت آن را اجرا نکرد. در این میان انصارالله با گروه های مسلح  نفوذی عربستان در یمن روبرو شد و بعد از کشتار چند نفر از تظاهر کنندگان در خیابان های صنعا درگیری خونینی ایجاد  شد و انصارالله توانست علی محسن لاحمر و سایر گروه های تکفیری و قبایلی متحد با وی را از صنعا دور و کنترل صنعا به دست نیروهای انصارالله و مردمی افتاد.


القاعده از قبل و از 2004 بر ضد انصارالله فعالیت می کرد و قبلا هم تلاش کرد به وسیله دولت و اتحاد با آن، انصارالله را سرکوب کند. در انقلاب 2011 القاعده چند عملیات انفجاری در تظاهرات ها و مراکز فرهنگی انصارالله انجام داده است.


در این شرایط انصارالله اعلام کرد نمی خواهد تمام قدرت را در یمن به دست داشته باشد، بلکه اصل جدیدی را با تشکیل دولتی وحدت ملی، برداشتن دخالت های خارجی و ایجاد احترام  فرهنگی و اجتماعی در کل یمن ( با توجه به گروه های  سیاسی و مذهبی در یمن) طلب می کند. در واقع این خواسته ها منجر به توافق نامه ای بین دولت یمن و جنبش انصارالله  و انقلابیون در صنعا شد.

گروه های سیاسی همراه با انصارالله در یمن

  یمن از 2011 به بعد وضعیت بحرانی داشته است. از زمان انقلاب یمن از یک سو وضعیت فلاکت بار سیاسی، انسانی و اجتماعی  بر این کشور حکفرما بوده و از سویی هم دولتی ناکارآمد بر این کشور فرمانروایی می کرده است. در این شرایط اگر نگوییم همه مردم یمن، بیشتر مردم یمن از  انصار الله پشتیبانی می کرده اند. همچنین احزاب و گروه های سیاسی بزرگ در این کشور هر چند در ظاهر با دولت یمن همراه بودند، اما طرفداران و اعضای این احزاب به ویژه سوسیالیست ها، ناسیونالیست ها و سایر گروه های سیاسی (جدا از اخوان المسلمین یمن)، پشتیبان سیاسی انصارالله در یمن بودند و در این تظاهرات ها شرکت می کردند.

مخالفان  جنبش  انصار الله

 علی عبداله صالح  33 سال در یمن حکومت کرد و وابستگانی از خود در ساختار  سیاسی یمن ایجاد کرد که  می توانیم آنها را فئودال های یمن  نام نهیم. اینان  شخصیت های  هستند که ظلم  سیاسی، فرهنگی و اقتصادی زیادی به مردم کرده اند. در این حال، مخالفان تحرکات مردم یمن و جنبش انصارالله را می توان در قالب چندین گروه نام برد. نخست گروه های قبایلی وابسته به عربستان سعودی و گروه هایی که در ارتش یمن نفوذ دارند. در این شمار می توان از علی محسن الاحمر و خانواده وی (که  دست نشانده عربستان  بوده اند) نام برد. گروه دیگر حزب تجمع الیمن الاصلاح است. این گروه با توجه به ایدئولوژی سلفی و تکفیری خود تلاش می کند تا انصارالله و ملت یمن را از فرهنگ و هویت ملی خود جدا کند. در این راستا  تلاش هایی برای  تبلیغ  سلفی گری، وهابی گری، سرکوب سیاسی و  نظامی و فرهنگی  انصارالله و سایر گروه های شیعی و زیدی  انجام می دهد.

در واقع اخوان المسلمین در یمن دو اختلاف مهم و بزرگ با جنبش انصارالله دارد. نخست اختلاف در مورد تضییع هویت ملی و مذهبی یمن مهم است. در واقع  حوثی ها پرچمدار هویت ملی و هویت شیعی و همچنین هویت شافعی یمن بوده اند. یعنی آنها به همه گروهها و طوایف  نزدیک هستند و آنها را قبول دارند، در حالی که اخوان  المسلمین یمن دارای  ایدئولوژی وهابی و تکفیری است و تلاش می کند با کمک سیاسی و پول عربستان و ایالات متحده آمریکا نوعی ایدئولوژی جدید به همه مردم یمن القاء و تزریق کند.

اختلاف مهم دیگر در مورد استبداد داخلی است. یعنی با توجه به اینکه اخوان السلیمن  با رهبران ارتش و قبایل سنی در یمن متحد بوده، این گروه ها  همیشه  خود را در قالب رهبران  استثمارگر دیده اند. در حالی که جنبش  انصارالله  جنبشی  مردمی بوده و همه ملت مستضعف و ضعیف و ناتوان یمن در این حوزه حضور داشته اند. گذشته از این نیز باید گفت روابط  اخوان المسلمین یا حزب الاصلاح با عربستان سعودی گسترده است و از طریق این گروه ها تلاش شده یمن سرسپرده این کشور باشد. در حالی که انصارالله تلاش می کند هویت ملی از دست رفته یمن را بازسازی کرده و ایجاد وحدت ملی و دولت مستقلِ به دور از دخالت عربستان سعودی  و آمریکا، در دستور کار این جنبش است.

بخش دیگر مخالفان انصارالله برخی قبایل هستند. در این بین هر چند در یمن قبایلی سنی وجود دارد، ولی باید گفت شکاف سنی و شیعه چون عراق در یمن وجود ندارد. حتی  باید گفت  قبایل سنی مذهب در یمن همراه انصار الله هستند و مردم مظلوم و خیلی از گروه های همراه با انصارالله، از اهل تسنن هستند. در این میان دشمن تلاش  می کند نوعی  تفرقه را در بین یمنی ها ایجاد و جدال یمنی ها را در قالب گروههای سنی و شیعه  القاء کند.

یعنی در حالی که مردم به شکل کلی و عام از سیاست سی و سه ساله علی عبدالله صالح (که مجری سیاست عربستان سعودی بوده است) ناراضی هستند، رسانه های دشمن و کشورهای  خلیج فارس سعی گسترده ای در ایجاد شایعات، اخبار کاذب و دروغین و جنگ روانی برضد انصارالله می کنند و تلاش می نمایند هر اتفاقی در یمن را به  جنگ شیعه و سنی ارتباط داده و  قبایل سنی در یمن را از انصارالله ناراضی نشان دهند. در حالی که واقعیت امر دیگری است.

رابطه حوثی ها و انصارالله با نخست وزیر جدید در یمن:

زمانی که توافق در یمن انجام شد، مقرر شد که رئیس جمهور باید نخست وزیری انتخاب کند که فاسد نبوده، در کشتار مردم شریک نبوده و توانایی هایی برای نجات کشور داشته باشد. اکنون نخست وزیر نجاح شخصیتی است که قبلا وزیر نفت بوده و انصارالله با توجه به مواضع منتقدانه وی و عدم فسادش، وی را مورد پذیرش قرار داده است.

روابط  انصارالله با  جدایی خواهان جنوب:

در سالهای گذشته جنبش انصارالله همواره مورد حمله قرار داشته است و جنبش حق خواهان جنوبی هم مورد ظلم قرار گرفته اند. لذا آنها روابط نزدیک و هماهنگی در مورد مبارزه با ظلم و استبداد داشته اند. اکنون مساله جنوب، مساله پیچیده ای در یمن است و گروهها در جنوب به  چند بخش تقسیم می شود.  برخی از این گروه ها  خواهان جدایی کامل جنوب از شمال و برخی  نیز خواهان ایجاد دولتی فدرالی هستند. در این حال انصارالله  با همه گروههای جنوبی روابط حسنه ای دارد.

انصارالله قبلا اعلام کرده که  خواهان  حل سیاسی مساله  و تعیین معادله ای برای راضی کردن  همه مردمان جنوبی ها در یمن هست. در این بین جنوبی ها به ویژه علی سالم البیر و چند تن از رهبران جنوب با انصارالله روابط  نزدیکی داشته اند. متاسفانه برخی از گروه های جنوبی یمن وابسته به عربستان هستند.


رسانه های دشمن و کشورهای  خلیج فارس سعی گسترده ای در ایجاد شایعات، اخبار کاذب و دورغین و جنگ روانی برضد انصارالله می کنند و تلاش می نمایند هر اتفاقی در یمن را به  جنگ شیعه و سنی ارتباط داده و  قبایل سنی در یمن را از انصارالله ناراضی نشان دهند.


ریاض مخالف وحدت یمن بوده و اکنون نیز که دولت یمن  ضعیف شده و انصارالله به عنوان قدرتی سیاسی در یمن شکل گرفته است، عربستان  تلاش می کند برخی از گروه های جنوب یمن را تقویت نموده تا آنها جنوب یمن را از  شمال یمن  جدا کنند. در این راستا تقسیم یمن به جنوب و شمال مد نظر است تا دو کشور ضعیف تشکیل شده همیشه در حال جنگ باشند. در این حال همه ملت یمن و انصارالله خواهان حل مسالمت آمیز مساله جنوب هستند.

رابطه انصارالله با  القاعده:

در واقع انصارالله هیچ گونه رابطه ای با القاعده نداشته است. انصارالله  بر این نظر است که القاعده سازمانی تکفیری، متحجر بوده و در دستان سیا، اطلاعات کشورهای عربی و عربستان است.  القاعده از قبل و از 2004 بر ضد انصارالله فعالیت می کرد و قبلا هم تلاش کرد به وسیله دولت و اتحاد با آن، انصارالله را سرکوب کند. در انقلاب 2011 القاعده چند عملیات انفجاری در تظاهرات ها و مراکز فرهنگی انصارالله انجام داده است. انصارالله اعتقاد دارد که القاعده در دست آمریکا و اطلاعات عربستان است تا یمن را ناآرام کنند. چنانچه اخیرا انصارالله همراه با  ارتش یمن تلاش می کند گروه های تکفیری تروریستی را ریشه کن نمایید.

انصار الله و گروه های سنی یمن:

همه اهل تسنن در یمن شافعی  هستند و اما با توجه به اینکه عربستان سعودی سیاست تغییر مذهب و گرایش به وهابیت در یمن را تبلیغ می کند، در سالهای اخیر خیلی از گروه های داخلی در یمن به وهابیت متمایل شده اند. در حالی که امروزه  مدارس و مساجد شافعی در شهرهای مختلف وجود دارد. در این بین همه گروه های اسلامی در یمن، چون دوازه امامی ها در کنار زیدی ها  و اسماعیلی ها  حضور دارند.

در واقع در بین مذاهب در یمن مشکل خاصی وجود ندارد و مشکل در تلاش عربستان برای وهابی کردن مردم این کشور نهفته است. این رویکرد موجب نارضایتی سنی ها و شیعیان یمن شده و اولین واکنش به سیاست عربستان در سنی نمودن یمنی ها، حرکت سید حسن بدرالدین الحوثی بود. انصارالله از ابتدا طرفدار جدایی شیعه و سنی نبوده و نمی خواهد شکاف سنی - شیعه را مورد نظر قرار دهد. اکنون نیز پس از تحولات اخیر، انصارالله تلاش میکند خواسته های یمنی ها را مورد توجه قرار دهد. در واقع همه مردم یمن با انصارالله همراه هستند، اما کشورهای خارجی به ویژه عربستان سعودی تلاش می کنند نشان دهند حرکت یمنی ها و  حرکت هایی نوین در این کشور، غلبه مذهبی زیدی ها و شیعیان بر دیگران است.

در این رویکرد تلاش شده است تا ظلم  شیعیان بر مظلومان یعنی سنی هایی نشان داده شود و به اینکه حرکت حوثی ها و مردم یمن، نوعی وسیله در دست جمهوری اسلامی ایران است، اشاره گردد. در حالی که مردم یمن و انصارالله به سیاست جمهوری اسلامی ایران احترام می گذارند و ارتباط فرهنگی بسیاری با جمهوری اسلامی ایران دارند. در واقع تلاش یمنی ها در ایجاد دولت ملیِ غیر وابسته به خارج است تا  وضعیت مردم را از نظر اقتصادی، فرهنگی  و.. نجات دهد.

دکتر عبدالرحمان راجح حسن
کارشناس یمن
انتهای متن/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار