امروز : پنجشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۶ - 2017 October 19
۲۱:۴۴
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 12219
تاریخ انتشار: ۱۵ خرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۱۷:۳۸
تعداد بازدید: 144
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی: سلمان هراتی بیشترین جذبه‌ای که دارد این است که خیلی از افراد را وادار کرده ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی: سلمان هراتی بیشترین جذبه‌ای که دارد این است که خیلی از افراد را وادار کرده تا به او بگویند "سلمان سپهری"؛ یعنی سلمانی که تقریباً به عرفان اجتماعی روی آورده است و نسبت به سپهری درست است که سبکی جدی مثل او نداشته است اما باید این را در نظر بگیریم که سلمان در 27 سالگی از دنیا می‌رود. درباره سلمان با دکتر محمد مرادی به گفت و گو نشسته ایم که می خوانید.
 
* سلمان را نمی‌شود تنها با نگاه سهرابی و شاملویی و فروغی سنجید

فارس: جناب آقای مرادی! راجع به سلمان هراتی و اینکه شما قبول دارید که زبانش به سپهری نزدیک است یا خیر توضیح دهید تا همین طور بحث را ادامه دهیم؟

چیزی که من در مورد بُعد زبان سلمان نوشته‌ام و در ذهن خود شکل داده‌ام... البته من معتقدم که فقط نزدیک به سپهری نیست، شاید ما در آثار سپهری می‌بینیم که سپهری در بعضی آثارش از فروغ فرخزاد در بعضی از نگاه‌ها و شگردهای زبانی تاثیر پذیرفته است و حالا سلمان هراتی علاوه بر این توجه ویژه‌ای که به عناصر طبیعی دارد و نوع نگاه و به قول شما عرفان اجتماعی که در آثارش هست، اینها نزدیک به سپهری است و ریشه‌های این نگاه را در آثار فروغ هم می‌بینیم. من فکر می‌کنم در آثاری که نزدیک می‌شود به شعر گفتار، به دفتر آخر فروغ هم نزدیک می‌شود؛ به دو تا دفتر یکی "تولد دیگر" و دیگری "ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد". هرچند که ممکن است این شباهت از مسیر سپهری اتفاق افتاده باشد. غیر از این یک ویژگی دارد؛ بعضی از اشعار سلمان هراتی که در آن می‌بینیم جدا از جنبه‌های ساده زبانی و آن زبان نزدیک به گفتار، ما انتخاب کلمه‌ها را هم می‌بینیم. من بعید نمی‌دانم -البته در این زمینه مطالعه نکرده‌ام- ولی بعید نمی‌دانم که سلمان هراتی به بعضی از دغدغه‌ها و ضرارت‌های شاملویی هم رسیده باشد، وقتی که می‌گوید: "شب فرو می‌افتد و من تازه می‌شوم" شما یک دقت انتخاب کلام را می‌بینید که در آثار فروغ نمی‌بینید. فروغ خیلی راحت نزدیک به زبان گفتار حرف زده است حتی این انتخاب را در آثار سهراب نمی‌بینید یا در بعضی اشعار دیگر مثلاً "ابوی عظیم از ته مجهود دره‌ها برخواست"، جز این ته مجهود دره‌ها که می‌تواند شبیه بعضی‌ از ترکیب‌سازی‌های سهراب باشد ولی بعضی وقتها در همین شعر شما واژه‌هایی را می‌بینید، نوع انتخاب‌های کلمه‌هایی را می‌بینید که نزدیک می‌شود به دیگر شاعران؛ شاعران سپید سرایی که واژه‌ها را دقیق‌تر از سهراب انتخاب می‌کنند. فکر می‌کنم نمی‌شود سلمان را تنها با نگاه سهرابی و شاملویی و فروغی سنجید، این یک نکته است در مورد زبان سلمان.
* زبان سلمان یک زبان صرفاً تقلیدی نیست

فارس: یعنی می‌فرمایید زبان سلمان یک زبان مستقلی نبوده است؟

نه من منظورم این نیست، منظورم اینست که زبان سلمان یک زبان صرفاً تقلیدی نیست. تقلید زمانی شکل می‌گیرد که شما نزدیک می‌شوید به یک نفر، در صورتیکه من احساسم این است که در سن بیست و شش و بیست و هفت سالگی که آخر شاعری سلمان است، سلمان به یک ساحت‌های متفاوتی رسیده است و این نشان می‌دهد که دارد از مرحله تقلید خارج می‌شود و دارد خودش صاحب سبک می‌شود. به نظر من تا حدودی هم صاحب سبک شده است. منظورم اینست که اگر ما بگوییم سلمان سپهری، یعنی سلمان چیزی جز سپهری‌ نیافزوده بر قلمرو زبان، در صورتیکه به نظر من اینگونه نیست، سلمان در خیلی از جاها خودش است، نشانه‌های اقلیم شمال را وقتی شما در زبان سلمان می‌بینید یعنی سلمان یک ساحت مخصوص خودش را وارد آثار کرده است. غیر از آن سلمان هراتی در غزل‌ها هم متفاوت است، یعنی ما غزل‌ها و دوبیتی‌هایش را که به نظر من در غزل و دوبیتی هم چهره‌ شاخصی است با کمتر کسی می‌توانیم مقایسه کنیم. هرچند شباهتی بین غزل‌های سلمان و غزلهای قیصر امین‌پور می‌بینیم. زبان غزلهای او زبان بسیار سهل ممتنع است و کاملاً متفاوت است با چیزی که ما در آثار آزادش می‌بینیم و می‌توانیم آن را منسوب کنیم به آثار دیگر شاعران؛
پیش از تو آب معنی دریا شدن نداشت
شب مانده بود و جرأت فردا شدن نداشت
 
با تو تا دنیاست دنیایی نداریم
چون رود خاموشیم و غوغایی نداریم
 
چنان درخت در این آسمان سری داریم
برای حادثه دست تناوری داریم
این زبان، زبان خیلی ساده است در غزل‌ها و یا در دوبیتی‌ که زبان، همان زبان دوبیتی‌های قدیم فارسی است؛
دلم تنهاست ماتم دارم امشت
دلی سرشار از غم دارم امشب
غم آمد غصه آمد ماتم آمد
خدا را این میان کم دارم امشب

* در خیلی از آثار سلمان، شعر یک ابزار است

فارس: گاهی اوقات هم ورود می‌کند به آداب و رسوم همان منطقه.

بله، می‌خواهم بگویم که زبان سلمان آنقدر تنوع و تکسر بُعد دارد که ما نخواهیم نسبتش بدهیم به یک جریان خاص که صرفاً آن جریان را تقلیدی بدانیم. در شعر پس از انقلاب یک جریان اصلی ما شعری است که پیرو سهراب است. این را در حس آمیزی‌های فراوان شعر پس از انقلاب می‌بینیم، در ترکیب سازی‌ها می‌بینیم، مثلاً اگر در مورد احمد عزیزی بگوییم احمد عزیزی خیلی شبیه است به شاعران سبک سهراب. این بیشتر قابل پذیرش است از جانب من تا بگوییم سلمان هراتی؛ سلمان هراتی ابعاد وجودی خودش را هم وارد زبان کرده است و بیش از زبان وارد اندیشه و خیال شعر کرده است که به نظر من از این جهت متفاوت است. هرچند که من معتقدم بعضی وقتها زبانش به علت آن رسالتی که سلمان برای خودش قائل است ممکن است شعر به شعار تبدیل شود. در بعضی از اشعارش می‌بینیم و این را من بد نمی‌دانم، چون گاهی اوقات باید شعر یک ابزار باشد و در خیلی از آثار سلمان هراتی شعر این نقشش را به خوبی ایفا می‌کند.

فارس: یکی از بن‌مایه‌های شعر سلمان هراتی اعتراض است. هرچند که می‌توانیم در کنار این شعر اعتراض چهره‌هایی مانند عبدالملکیان و حتی کمی عقب‌تر اگر بیایم مثل طاهره صفارزاده را هم قرار دهیم. رنگ اعتراض در اشعار سلمان هراتی به نظر شما چگونه است؟

من اعتقادم این است که اگر بخواهیم با طاهره صفارزاده مقایسه‌اش کنیم -البته این به بحث سن هم بر می‌گردد- طاهره صفارزاده وقتی شعر اعتراض می‌گوید به یک سنی رسیده است که دغدغه اندیشه در شعرش بیشتر است؛ یعنی جنبه ی هیجانی در اعتراضش کمتر است و بیشتر فکر می‌کند راجع به چیزی که می‌خواهد حرف بزند. اما بُعد شعرهای اعتراضی سلمان یک اعتراض هیجانی و احساساتی خیلی شور انگیز است، همان احساساتی که یک جوان 25 ساله دارد و کاملاً جنس اعتراضش متفاوت است با اشعاری که طاهره صفارزاده در سن 35 ، 40 یا 50 سالگی گفته باشد و به نظر من به همین دلیل صداقت در اشعار سلمان بسیار چشمگیر است؛ یعنی شما راحت آن صداقت و صمیمیت را در اعتراضاتش می‌بینید. در یکی از شعرهایش این کاملاً برآمده از همان اعتراض صادقانه‌ای است که دارد، و هیچ پروایی ندارد از اینکه کسی آزرده شود و حرفش را می‌زند و به خاطر همین با هر نیرویی -چه نیروی داخلی چه نیروی خارجی- در اعتراضاتش در می‌افتد و هیچ پروایی هم از کسی ندارد؛ حتی برای محتکر هم شعر می‌گوید: یک قلم ناسزا به محتکر قربت الی ا...

در شعر "دلم برای جبهه تنگ شده است" اعتراض را می‌بینیم یا "از بی خطی تا خط مقدم" اینها از اشعاری هستند که اعتراض را به خوبی داریم در آنها می‌بینیم.

فکر می‌کنم بسیاری از شاعران اعتراضی دهه 80 از این نوع نگاه سلمان هراتی تاثیر پذیرفته‌اند. البته این ادعا شاید درست نباشد و سلیقه من باشد. من شباهتی بین لحن اعتراضی سلمان هراتی در این شعر و شعر اعتراضی علیرضا قزوه در کتاب از نخلستان تا خیابان هم می‌بینم که در یک محدوده زمانی سروده شده اند. البته قزوه دو سه سال بعد از سلمان این شعر را سروده ولی منظورم اینست که این نوع شعرش بعید نیست که حتی در زمان حیات سلمان هراتی هم یک جوری داشته جریان ساز می‌شده است. شما بعد از آن می‌بینید که با وجود گذشت 25 سال از فوت سلمان‌ ده‌ها شاعر اعتراضی را می‌توانید بیابید که شباهت دارند با سلمان هراتی در اشعار اعتراضی شان.

* تعریف وطن در شعر ما

فارس: آقای مرادی! نکته دیگری که خیلی جدی و جالب در شعر سلمان رخ نموده است تعریف سلمان در مورد مقوله‌هایی مانند وطن و فضاهای این چنینی است. مثلاً ببینید سلمان وطن را اینگونه معرفی می‌کند:

وطن سید بزرگواریست که با دستاری سبز چون موجی در سواحلی طوفانی حماسه می‌خواند

تعریف اینگونه از وطن داشته‌ایم تا به حال؟

اگر منظورتان این نوع تشبیه باشد، من در ادبیات فارسی چیزی به خاطر ندارم البته ما باید بگوییم وطن با تعریف کهن، یعنی وطنی که ما در صد سال اخیر بعد از مشروطه در ادبیات می‌بینیم خیلی متفاوت است با وطنی که در شعر گذشته می‌بینیم. اصلاً ما در گذشته شعر فارسی تشبیه وطن را کمتر می‌توانیم ببینیم. هرچند اگر هم چیزی هست توصیف زیبایی‌ها و ظاهر وطن است. در دوره‌های اخیر هم ‌این نگاه که می‌بینیم، این تشبیه که سلمان در شعرش از وطن ارائه داده است جنبه مذهبی هم پیدا کرده است. در صورتی که ما در پنجاه سال اول ادبیات معاصرمان جنبه‌های مذهبی جز در اشعار مثلاً نسیم شمال از وطن نداریم. جز در بعضی اشعاری که اقبال لاهوری و دهخدا و یا شاعری مثل ادیب ا... مالک فراوانی ادیب پیشاوری، وطن با یک نگاه مقدس را کمتر می‌بینیم. بیشتر این نگاه یک وطن سوسیالیستی است که در اشعار لاهوتی می‌بینیم یا کارگری است در اشعار فرخی، در اشعار میرزاده عشقی هم حالا نزدیک به این را می‌بینیم با وطن با تعریف ملی است که حالا تلفیق آن را در شعر دهخدا و در شعر عارف می‌بینیم، اما وطن با این نوع نگاه که به نظر من یک جنبه شیعی هم حتی دارد. بحث سید را هم که شما مطرح می‌کنید زاییده این چند دهه اخیر است. این یک ویژگی سبکی شعر بعد از انقلاب است.
 
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها