امروز : شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶ - 2017 October 20
۰۱:۰۹
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 122201
تاریخ انتشار: ۷ آبان ۱۳۹۳ - ساعت ۱۵:۴۱
تعداد بازدید: 16
حال این که بر اساس چنین دیدگاهی چه کسی از دریاها حفاظت می کند و "متجاوز" را دفع می سازد یا چه کس باید از "ارزشها و قوانین" در برابر کشورهای به اصطلاح ...

حال این که بر اساس چنین دیدگاهی چه کسی از دریاها حفاظت می کند و "متجاوز" را دفع می سازد یا چه کس باید از "ارزشها و قوانین" در برابر کشورهای به اصطلاح یاغی دفاع کند بی تردید یک کشور در اذهان متبادر می شود و آن ایالات متحده آمریکاست.

در واقع کمتر سیاستمدارغربی و مشهوری را می توان یافت که چنین متدولوژی را به چالش بکشد و حتی دانشگاهیان و نویسندگان سرشناس نیز حاضر نیستند که با به چالش کشیدن مبانی و ارکان تشکیل دهنده نظم جهانی(شما بخوانید نظم آمریکایی) خطر به حاشیه رانده شدن را به جان بخرند. به زبانی دیگر به چالش کشیدن انگیزه‌های رهبران آمریکایی در قبال آنچه که در چارچوب نظم جهانی در اقصی نقاط جهان صورت می دهند، نتایج خیری برای یک اندیشمند، سیاستمدار یا روزنامه‌نگار نخواهد شد و اگر فردی در طراز هنری کیسینجر هم در کتاب جدید و موضع‌گیری‌های اخیر خود از تحول در نظم جهانی سخن می گوید اما کسی حق ندارد که "مشروعیت تاریخی و منشا خیر بودن امپراتوری آمریکا" را به زیر سوال ببرد.

کیسینجر در گفتگویی با فرید ذکریا مجری معروف شبکه تلویزیونی سی‌ان‌ان که خود از نظریه‌پردازان در عرصه روابط بین الملل محسوب می شود در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه "آیا آمریکا باید مداخله در امور داخلی دیگر کشورها را متوقف کند؟" در پاسخ می گوید: آمریکا باید چنین تمایزی صورت دهد. دیگر کشورها باید بدانند که اقدام ما تحت تاثیر رابطه با ارزشهای ماست. اما آنها نباید احساس کنند که ما در حال باج‌خواهی از آنها هستیم."

به نظر می رسد چنین دیدگاهی از سیاستمدار کهنه‌کار آمریکایی نقدی جدی در قبال سیاستهای واشنگتن در برابر مسائل جهانی باشد اما کیسینجر در پاسخ به نقد ذکریا که گفت " باراک اوباما به دلیل آنکه اعلام کرده آمریکا را کشوری مستثنی می داند مورد انتقاد است و این در حالی است که انگلیس نیز خود را مستثنی می داند و دیگران نیز همینطور" تاکید می کند: من فکر می کنم اظهارات اوباما از جنبه تاریخی نادرست نیست. اما باید بین استثناگرایی آمریکا از این جنبه تمایز قائل شد که اساس جامعه آمریکایی همواره این بوده که ما نماینده ارزشهایی بوده ایم که دارای اهمیت جهانی است. زیرا کسانی که به آمریکا آمدند در قاره ای زندگی کردند که از مابقی جهان مجزا بود بنابراین آنها فکر کردند که اقداماتشان الگویی برای مابقی جهان است و از بسیاری از طرق الگو بوده است."

طبیعی است که با وجود چنین دیدگاهی حتی اگر مداخله‌ آمریکا یا تهاجماتی که در مناطق مختلف جهان صورت می دهد از این جنبه مورد نقد قرار گیرد که آیا در راستای منافع واشنگتن بوده است یا خیر اما نظریه‌پردازان امپریالیسم فریاد سر می دهند که بدون ثباتی که ارمغان قدرت نظامی آمریکاست، "لیبرالیسم" امکان بقا نخواهد داشت.

نهادهای قدرت در آمریکا از چنین منظری به مسائل دنیا می نگرند که بدون امپراتوری آمریکا مردم جهان(شما بخوانید رعیت) قادر به زیستن نخواهند بود. اما به نظر می رسد در ورای آسمانخراشهای بلند و دیدگاه‌های متکبرانه هیات حاکمه آمریکا جهان مکانی کاملا متفاوت است همانگونه که رفتارها و اقدامات آمریکا نیز در چنین دنیایی کاملا متفاوت است.

برای یک شهروند عراقی که شاهد تکه‌تکه شدن کشور از سوی عقاب آمریکایی است، ثبات آخرین چیزی است که می داند آمریکایی‌ها برایش به ارمغان خواهند آورد. برای یک لیبایی که بر این امید بود کشور بیش از این زمین بازی قذافی نخواهد بود، "نظم" در لحظه ای که آمریکایی مداخله کردند رخست بر بست. برای شهروندان شرق اوکراین که به ویکتور یانوکوویچ در چارچوب انتخاباتی رای دادند که مبتنی بر تمامی هنجارها و ارزشهای بین المللی بود اما یک روز صبح بیدار شدند و دیدند که دولتشان به زور اسلحه سرنگون شده است، آمریکا قطعا دیگر قهرمان لیبرال دمکراسی نخواهد بود.

البته دغدغه‌های چنین مردمی-عراقی، لیبایی و اوکراینی- در آرمانشهر آمریکایی جایی نخواهد داشت. آرزوها و رویاهای آنها و باورهایشان برای سیاست خارجی آمریکا دارای موضعیت نیست. چرا که آنها در منطقه‌ای خارج از آرمانشهر آمریکایی زندگی می کنند و برای همیشه در سرزمینی در تبعید به سر می برند که غرب را از مابقی جهان جدا می کند. از این جنبه کیسینجر درست می گوید که " کسانی که به آمریکا آمدند در قاره ای زندگی کردند که از مابقی جهان مجزا بود بنابراین آنها فکر کردند که اقداماتشان الگویی برای مابقی جهان است و از بسیاری از طرق الگو بوده است." اما کیست که نداند اقدامات آمریکایی‌ها مدتهای مدیدی است که الگویی برای مابقی جهان نیست.

از این منظر هر کسی که با دیدگاه‌های آمریکایی‌ها مقابله کند محکوم است به ویژه اگر روس و البته ولادیمیر پوتین باشد. انتقادات شدید پوتین در "باشگاه بین المللی مباحثه والدای" که خود در کنفرانس بین المللی «والدای» بشدت از آمریکا و متحدانش انتقاد کرده و عملا آنها را به نقض نظام موجود در تامین امنیت جهان متهم نمود، با واکنشهای جدی‌ای در واشنگتن روبرو شد. روس هراسی امری است که در واشنگتن به هنجار تبدیل شده و این دیدگاه از سوی هیات حاکمه آمریکا به اذهان مردم آمریکا تزریق شده که روسها کسانی هستند که تنفر از آنها امری ستودنی است به ویژه اگر این روس ولادیمیر پوتین باشد که وی را استالین یا هیتلر دوم به تصویر می کشند.

حال چرا شخصیتهایی در طراز پوتین از سوی رسانه‌ها و تشکیلات آمریکایی ترور شخصیت می شوند به این دلیل است که نظم جهانی مورد نظر آمریکا را به زیر سوال می برند و آن را برهم زننده معادلات و صلح جهانی می دانند. این جمله پوتین گویای همه چیز است: «برای آنها(آمریکایی‌ها) فرقی نمی‌کند چه کشوری در جنگ تبلیغاتی آمریکا جای اتحاد جماهیر شوروی را بعنوان دشمن اصلی این کشور بگیرد: ایران بعنوان کشوری که سعی دارد به فناوری‌های اتمی دست یابد، چین بعنوان کشوری که قطب اول اقتصاد جهان است و یا روسیه بعنوان یک ابرقدرت هسته‌ای.»

اظهارات پوتین در واشنگتن خشم بسیاری را برانگیخت و وی به دروغگویی، اظهارات مسموم و غیره متهم شد. حال چرا مقامات آمریکایی اظهارات رییس جمهوری روسیه را برنتابیدند به این دلیل بود که پوتین از واشنگتن خواستار آن شد که "از مداخله در امور ما دست برداشته و این امر را که آنها بر جهان حکومت می کنند متوقف نمایند."

با وجود نظم مورد نظر آمریکایی‌ها در جهان، رقیبی برای جلوگیری از مداخله‌جویی‌ها و لشکر‌کشی‌ها آمریکا در نقاط مختلف جهان وجود نخواهد داشت. آمریکا که داعیه ایجاد ثبات در نقاط مختلف جهان را دارد و به دفاع از حاکمیت ملی دیگر کشورها در برابر متجاوزان بپردازد اکنون به بزرگترین متجاوز در جهان و عامل بی ثباتی تبدیل شده که به دنبال برهم زدن نظم موجود است.

نظم مورد نظر آمریکا نظمی است که طی آن کسی جرات نکند که ارزشها و مبانی لیبرال دموکراسی غربی را زیر سوال برده و از سیاستهای اعلامی و اعمالی از سوی واشنگتن عدول ننماید چرا که در این صورت در "اردوگاه شر" قرار خواهد گرفت و اما برآیند تحولات جهانی اینگونه است که "‌نظم آمریکایی" به بی نظمی چرخش یافته است و روز به روز به منتقدان سیاستها و اقدامات واشنگتن در سراسر آمریکا در حال افزوده شدن است و نظام تک قطبی مد نظر آمریکا دیگر جوابگوی چالشهای کنونی در جهان نیست.
انتهای پیام/.

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها