امروز : جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 9
۱۹:۲۵
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 122659
تاریخ انتشار: ۹ آبان ۱۳۹۳ - ساعت ۰۰:۴۶
تعداد بازدید: 64
پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; -گروه کتاب و ادبیات: در بخش اول مطلبی درباره نیر تبریزی به زندگینامه و منوظمه شعری وی اشاره شد. اینک بخش دوم این ...

پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; -گروه کتاب و ادبیات: در بخش اول مطلبی درباره نیر تبریزی به زندگینامه و منوظمه شعری وی اشاره شد. اینک بخش دوم این یادداشت منتشر می‌شود.

خیال انگیزی فوق العاده مثنوی آتشکده جهات مختلفی می یابد؛ مثبت و منفی؛ وقتی از دید هنری نگاه کنیم باید نمره مثبت در کارنامه شاعر قرار دهیم. اما اگر از دید روایی و دینی وارد شویم با تمام ارادتی که به شخصیت نیر داریم ،اما باید بگوییم که گاهی افراط وی در خیال پردازی، او را از اصل  ماجرای عاشورا منحرف کرده و سبب شده مسایلی را مطرح کند که  واقعی نبوده و از دید روایتگران به چشم تحریفات نگریسته می شوند.
«نیر»گاه ماجراهایی را روایت می‌کند که هرگز با عقل و منطق و حقیقت تاریخی، همخوانی ندارند. از جمله این تحریفات غیر مستند ماجرای «رفتن آن حضرت به یاری پادشاه هند» است.!!ا گویا شاعر ماجرای عاشورا را با روایت شاهنامه فردوسی اشتباه گرفته و چنین است که یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف مثنوی آتشکده در دل یکی از مهم ترین نقاط قوت آن(خیال انگیزی) رقم می خورد.
از این دست اشارات غیر مستند در مثنوی آتشکده، کم نیست.از جمله مثال‌های دیگر ، «آمدن جوان نصرانی به قتل آن حضرت» است که گویا استناد صحیحی ندارد. هر چند اگر از غیر مستند بودن آن چشم‌پوشی کنیم و فقط از زاویه شاعری به ماجرا بنگریم، شاعر یکی از زیباترین و خیال‌انگیزترین صحنه‌ها را با دست برد در واقعیت آفریده است.این زیبایی، خواننده عوام را آن چنان فریب می دهد که ماجرا را باور می کند و حتی خواننده خواص را هم آن چنان به شک می اندازد که گمان می کند که «نکند شاعر در این دروغ گویی شاعرانه محق بوده است؟»
کرد پور سعد ترسایی جوان
بهر قتل آن امیر دین روان
شد چو نزدیک آن جوان بخت صبیح
دید کاندر مهد خون خفته مسیح
در شگفتی ماند از آن سر عجاب
کاین به بیداری است یا رب یا به خواب؟
رستخیز است اینکه از چرخ برین
آمده روح الله اینک برزمین
یا که روح القدس اعظم جلوه گر
گشته بر مریم به تمثال بشر
یا بود این کشته یحیی کش ز طشت
خون روان گردیده بر دامان دشت
یا درخت موسی است این شعله رو
کایدش بانگ انا الحق از گلو
او همه بر روی شه غرق نگاه
کش ندا آمد به گوش جان زشاه
کاندرا که  خوش به هنجار آمدی
گرچه با تمثال و زنار آمدی
بشکن این تمثال و این زنار را
چند در آیینه جویی یار را؟
دارد اینک در حریم کعبه سیر
آنچه در آیینه می جستی به دیر
گر فشانم دست عیسی آفرین
صد مسیحا ریزدم از آستین
نیر در توصیف مقام امامت امام حسین (ع) نیز راه افراط در پیش می گیرد. البته این مسئله ریشه در مشرب خاص مذهبی وی دارد. او چنان که ذکر شد فرزند «میرزا محمد مامقانی» سر سلسله «شیخیه حجت الاسلامی» آذربایجان است و خود نیز گویا  دیدگاه شیخی داشته است.

قسمت دوم
«لآلی منظومه» از دیگر آثار «حجت الاسلام» است.مجموعه ای ست از چند شعر در قالب ترکیب بند و غزل و قصیده وسایر قالب های شعری که به سه زبان  فارسی، عربی و ترکی سروده شده است. غالب اشعار ،عاشورایی و مرثیه ای ست و البته سروده هایی نیز در مدح امامان دیگر(ع)در آن به چشم می خورد.این اثر با ترکیب بندی در مرثیه ی حضرت ابا عبدالله آغاز می شود و به دلیل داشتن ویژگی های منحصر به فرد –که ذکر آن خواهد رفت-از آثار ماندگار نیر است.
مطلع اولین بند آن چنین است:
چون کرد  خور، زتوسن زرین ،تهی رکاب
افتاد در ثوابت وسیاره انقلاب
غارتگران شامبه یغما گشود دست
بگسیخت از سرادق زرتار خور طناب
کرد از مجره چاک،فلک پرده ی شکیب
بارید از ستاره به  رخساره خون ، خضاب
کردند سر ز پرده برون دختران نعش
با گیسوی بریده سراسیمه بی نقاب.....
چنانکه گفته شد نیر غالبا با غیر مستقیم گویی و تداعی گری در صدد تصویر سازی های خیال انگیز از اتفاقات است.در این بند نیز با توصیفاتی ایهام گونه و هاله وار  از صحنه ی غروب خورشید و آمدن شب  و ظاهر شدن ستارگان، لحظات پس از شهادت امام حسین (ع)و آنچه را که بر اهل حرم گذشته است به شکلی حیرت آور و هنرمندانه توصیف می کند.نیر شاعر ی ست "رند".واجد نوعی رندی منحصر به فرد که به جرئت می توان گفت : نه پیش از او در مرثیه بوده و نه پس از او دیده شده است.هنوز که هنوز است چه بسا ابعاد تحسین برانگیز این "رندی عظیم"از دید بسیاری از شعر پژوهان به دور مانده است و هنوز کسی را آن چنان که باید و شاید، راه به سراپرده ی عظمت نیر نیست.
نیر نمی خواهد شبیه نوحه نویس های دیگر که در توصیف غروب عاشورا ،از اسب افتادن امام و غارت شدن خیمه ها و بیرون دویدن دختران حرم را بی هیچ کم و کاست و خیال انگیزی به نظم در می آورند عمل کند.نیر مثل دیگر ان آنچه را که مورخین به نثر نوشته اند،به نظم در نمی آورد.بلکه واقعه را به شکل شعری رندانه و منحصر به فرد، باز آفرینی می کند و همین نکته است که او را از تمام نوحه نویس های  پیش و پس از خود متمایز می کند.
در همین بند ،شاعر فرا رسیدن غروب خورشید را چنان رندانه توصیف می کند که ایهامی ست از وقایع بعد از شهادت.؛زمانی که رکاب توسن زرین و سرخ آسمان از خورشید تهی می شود در ارکان ستاره ها و سیاره ها ،انقلاب اتفاق می افتد.شام(شب)مانند لشکری غارت گر طناب های  خیمه ی زر تار خورشید را از هم می گسلند.فلک پرده ی شکیبایی کهکشان را پاره می کند و ستاره ها مثل قطره های خون رخساره ی آسمان را خضاب می کنند.ستارگان بنات النعش  با گیسوان بریده و بی نقاب از سراپرده ی آسمان بیرون می دوند و.....
چنان که می بینید نوع توصیف غیر مستقیم و رندانه نیر بی بدیل است....این همان تداعی ست. تداعی آنچه اتفاق افتاده است. امام از زین اسب فرو افتاده و غارتگران شام به خیمه ها هجوم آورده اند.حنجره امام را بریده اند و خون محاسن او را خضاب کرده و دختران کشته کربلا از خیمه ها بیرون دویده اند.....
این شیوه استادانه را حتی در محتشم کاشانی که این همه مورد عنایت شعر پژوهان فارسی زبان است نمی توان یافت.. در تاریخ شعر مرثیه ایران هیچ کس جز نیر ، «رند» نیست...بی گمان اوست که حافظ عرصه شعر عاشورایی ست.
این ترکیب بند ،بندهای معروف دیگری نیز دارد که زبانزد مرثیه خوانان به خصوص در منطقه ی آذربایجان است:
گفت ای گروه هرکه ندارد هوای ما
سر گیرد و برون رود از کربلای ما
ناداده تن به خواری و ناکرده ترک سر
نتوان نهاد پای به خلوت سرای ما
تا دست و رو نشست به خون می نیافت کس
راه طواف بر حرم کبریای ما
این عرصه نیست جلوه گه روبه و گراز
شیر افکن است بادیه ی ابتلای ما
همراز بزم ما نبود طالبان جاه
بیگانه باید از دو جهان آشنای ما
برگردد آنکه با هوس کشور آمده
سر ناورد به افسر شاهی گدای ما
ما را هوای سلطنت ملک دیگر است
کاین عرصه نیست در خور فر همای ما
یزدان ذوالجلال به خلوت سرای قدس
آراسته است بزم ضیافت برای ما
برگشت هرکه طاقت تیر و سنان نداشت
چون شاه تشنه کار به شمر و سنان نداشت
و یا:
تیری که بر دل شه گلگون قبا رسید
اندر نجف به مرقد شیر خدا رسید
چون در نجف زسینه شیر خدا گذشت
اندر مدینه بر جگر مصطفی رسید
زان پس که پرده ی جگر مصطفی درید
داند خدا که چون شد از آن پس کجا رسید
هر ناوک بلا که فلک در کمان نهاد
پر بست و بر هدف همه در کربلا رسید
یک باره از فلاخن آن دشت کینه خاست
آن سنگ های طعنه که بر انبیا رسید
با خیل عاشقان چو در آن دشت پا نهاد
قربانی خلیل به کوه منا رسید
و نمونه های متعدد دیگر....
این ترکیب بند 28 بند دارد و علاوه بر نکات نغز شاعرانه ،عرصه ای ست برای بیان اندیشه های عرفانی خاص شاعر.
ثاراللهی که سر انا الحق نشان دهد
دنیا نگر که در دل خونش مکان دهد
وان سر که سرّ نقطه ی طغرای بسمل است
کورانه جاش بر سر میم سنان دهد

انتهای پیام/و

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار