امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۰۹:۴۵
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 122900
تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۳۹۳ - ساعت ۰۰:۱۶
تعداد بازدید: 1539
خلاصه سخنرانی جناب دکتر خویی  شب چهارم محرم در حسینیه بیت السادات: .

خلاصه سخنرانی جناب دکتر خویی  شب چهارم محرم در حسینیه بیت السادات:

.

کربلا دانشگاهی که انسان را مالامال از معرفت و دانش و بزرگی و عزت و کمال می کند، حتی دنباله های تاریخی اش هم درس است. دنباله های تاریخی اش هم اعجاز است

ما بی شناخت علی نمی توانیم کربلا را درست بفهمیم. همان طور که بی شناخت پیغمبر و بی شناخت اسلام و بی شناخت قرآن نمی توانیم کربلا را درست بفهمیم اصلا کربلا را از هر منظری غیر از منظر قرآن بخواهیم تجزیه و تحلیل بکنیم به بیراهه می رویم و نتایج غلط می گیریم.

وقتی خبر ضربت خوردن امیرالمومنین (ع) در محراب مسجد کوفه به شام رسید، مردم با تعجب از هم می پرسیدند که اِ مگر علی هم نماز می خواند؟! علی در مسجد چه کار می کرد؟ به ما گفته اند که علی یک راهزنی است که بین راه ها اموال مسلمین را غارت می کند. علی را معاویه اینطور تصویر می کرد که صبح دستور می داد به عمالش که در خانه مردم شام را بزنند و در هر خانه ای که بچه هست، به عنوان هدیه خلیفه رسول الله معاویه ابن ابوسفیان یک بزغاله بهش هدیه دهند. بزغاله حکم اسباب بازی برای بچه ها را داشت بعد بچه ها که می خوابیدند این کارگزاران معاویه می رفتند بزغاله ها را دوباره از باباهای بچه ها می گرفتند صبح که بچه ها بلند می شدند می گفتند بزغاله ام کجاست؟ می گفتند علی دزدید.

این خط علی ابن ابیطالب (ع) است و لذا امام حسین (ع) در سخنرانی هایی که دارند در احتجاجاتی (احتجاج یعنی حجت آوردن ، دلیل آوردن ، استدلال.)  که دارند هم به انتسابشان به علی ابن ابیطالب افتخار می کنند هم در گرماگرم جنگ می ایستند . فضائل علی را برای مردم بازگو می کنند.

در یکی از این احتجاجات امام حسین (ع) پدر خود را معرفی می کنند. انشدکم الله . در مقابل سپاه ایستاده اند در مقابل مردم سخن می گویند: مردم شما را به خدا قسم می دهم. انشدکم الله، اتعلمون ان علي بن ابي طالب کان اخا رسول الله حين آخي بين اصحابه، فآخي بينه و بين نفسه ، مردم شما را قسم می دهم آیا می دانید که پیغمبر خدا وقتی که همه ی اصحاب را جمع کرد و بین آنان دو به دو عقد اخوت و برادری بست، پدر من را به عنوان برادر خوی برگزید؟ و با پدر من عقد اخوت بست.

قطعا عشق در حرکت حسین بود اما انگیزه حرکت دفاع از حق بود ألا ترون أن الحق لا یعمل به، و أن الباطل لا یتناهی عنه. آیا نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل نهی نمی شود؟ انگیزه حرکت امام حسین (ع) خودشان مشخص می کنند: خرجت لآمرَ بالمعروف و أنهي عن المنکر و اَسیرَ بِسیرةِ جَدي. نه حرکت انتحاری بود نه حرکت عاطفی صرف بود.

الان بعد گذشت این همه سال چه چیز مانده است؟ یک دختر سه ساله ای که همراه با مجموعه ای از اسرا وارد شهر می شود امروز خودش زینت بخش یک طرف شهر است و بارگاه عمه اش زینب بخش یک طرف دیگر شهر است. یک طرف حرم حضرت زینب (س)، یک طرف حرم حضرت رقیه. که در این 25 سال اخیر هم که توسعه داده شده 10 ، 20 برابر گسترش یافته و یک اصلا خود شکوه مسجد اموی را هم تحت الشعاع قرار داده است.

شکوه اسلام این بود که در سال دهم هجری وقتی که خداوند هیئتی را معرفی کرد برای مباهله با نصارای بنی نجران ، یکی از این پنج تن زنی بود به نام فاطمه زهرا. این امروز برای ما و شما کاملا عادیه ولی آن هایی که جامعه شناسی عرب جاهل را می شناسند ، می فهمند که چه اتفاق بزرگی، چه چیز عجیب و غریبی، یک زن هم ترکیب مردها رفته اند که با نصارای بنی نجوان مباهله کنند.

این دین مظلوم متاسفانه متهم می شود به این که اسلام دینی است که زن را تحقیر می کند. چرا؟ چون سهم اارث زن نصف مرد است.

  امیرالمونین (ع) را نداشتیم که فرمود ما أَكرَمَ النِّساءَ إلاّ كَريمٌ و َلا أَهانَهُنَّ إلاّ لَئيمٌ که نشانه بزرگواری، بزرگمنشی و آقایی مرد احترام به زن است و نشانه پستی و فرومایگی او توهین به زن است. که امیرالمونین توهین به زن را نشانه لئیم بودن ، پست بودن معرفی می کند.

عظمت جهاد زینبی شنیده اید تا حالا شده این سوال به ذهنتان خطور کند راستی حضرت زینب قدشان چند سانتی متر بوده؟ چه اهمیتی داره؟ 150 یا 160 یا 180 یا 200 . مگر قد زینب عظمت او را رقم زده است؟ فکر زینب ایمان زینب، عقیده زینب او را بزرگ کرد نه قدش. تا حالا شده در مجالس امام حسین بنشینید و بگویید خب حالا این امام حسین این همه شجاع این همه دلی این همه عرض می کنم که دانا. ایشان وزنشان چند کیلو بوده؟ برویم یک تحقیق تاریخی بکنیم. چه اهمیتی دارد؟ مگر وزن حسین نقشی در عظمت او داشته است؟

انسان تنها مخلوق خداست که ملاک بزرگی و کوچکی اش هیچ ربطی به شاخص های مادی اش ندارد.وقتی نگاهمان مادی شد آن وقت هی می رویم روی دیه هم گیر می دهیم چرا دیه زن نصف دیه مرد است؟ بابا اگر الان کسی خدای نکرده در خیابان با ماشین یک زن را زیر بگیرد خدای نکرده. دیه اش را به چه کسی می دهد؟ می دهد به شوهرش. اگر یک مردی را زیر بگیرد دیه اش را به چه کسی می دهد؟ می دهد به زنش. چه کسی بیشتر می گیرد؟ آن که زن می گیرد دو برابر آن است که مرد می گیرد. چون دیه مرده را که به خود مرده نمی دهند که. آن دیه ای که زن می گیرد دو برابر دیه... چرا ؟ برای اینکه فرض بر این است که مرد باید نیروی مولد کار و ثروت باشد وقتی که حذف می شود باید یک منبع مالی موقتی بتواند این خانواده را تامین کند.

یک نقطه خاص را خدا برای آرامش طبیعی نهاده است. آن هم رابطه زوجیت، رابطه همسری است و بس. هیچ رابطه دیگری بین زن و مرد این رابطه را ایجاد نمی کند. تسكنوا اليها و جعل بينكم موده و رحمه. و خداوند قرار داد بین شما مودت و رحمت را.

عبدالله ابن عمیر از جوانان شجاع و دلاور کوفه بود. روزی در نخیله لشکرگاه کوفه، یعنی جایی که سپاه عمر ابن سعد جمع شده بودند، سپاه عظیمی را که عازم کربلا بود مشاهده کرد. با خود گفت به خدا سوگند من مشتاق جهاد با مشرکان هستم و امیدوارم که جنگ با این سپاه که با پسر پیامبرشان عزم جنگ دارند کمتر از جهاد با مشرکان نباشد. تصمیمش را با همسرش امّ وهب در میان گذاشت. وی نیز نظرش را تایید کرد و به اتفاق همسرش شبانه به سوی کربلا شتافت. در روز عاشورا این رجز را خواند: عرض می کنم، عرض ادب می کند به ساحت امام حسین (ع) و به مردم می گوید اگر من را نمی شناسید من فلانی هستم که امروز آمده ام از حسین دفاع کنم.  ام وهب همسر عبدالله ابن عمیر که شاهد ماجرا بود، عمود خیمه را گرفت و به سوی همسرش رفت و گفت پدر و مادرم به فدایت. در برابر این ذریه ی رسول خدا مبارزه کن. این هم دومین نقش زنان مجاهد در کربلا که عمود خیمه را برداشته به میدان جنگ رفته که شوهرش را تشویق به دفاع از حسین ابن علی کند. امام حسین (ع) جلو آمد و فرمود جزیتُ من اهل بیتی خیراً. به آن دو فرمود خدا از هل بیت من به شما جزای خیر دهاد. ارجعی الی النساء و به آن بانو فرمود به سوی زنان بازگرد. رحِمَک الله . خدا تو را رحمت کند. به به چه سعادتی است که امام حسین برای کسی طلب رحمت کند. خدا رحمتت کند برگرد. فقط وضعَ عنکِ الجهاد که خداوند جهاد را از زن برداشته است. سپاه دشمن به راست و چپ حمله برد و جنگ سختی در گرفت و عبدالله ابن عمیر همانند شیر می جنگید تا آن که به شرف شهادت نائل آمد. همسرش در کنار پیکر قطعه قطعه شوهر حاضر شد و گفت هنی ان لکَ الجنّه. گوارای وجودت باد بهشت. بهشت گوارای وجودت باد همسرم. اسئل الله الذی رزقک الجنّه ان یصحبنی معک. از خدایی که به تو بهشت را ارزانی داشت درخواست می کنم که من را هم در بهشت همراه تو قرار دهد.

برچسب ها:
آخرین اخبار