امروز : پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 8
۲۰:۵۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 122951
تاریخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۳۹۴ - ساعت ۰۰:۰۰
تعداد بازدید: 849
اپیزود اول : علی اکبر حسین (ع)   علی اکبر در روز عاشورا پس از آن که از پدرش اجازه مبارزه گرفت، به سپاه کوفه حمله کرد، و چنین رجز خواند:« ...

اپیزود اول : علی اکبر حسین (ع)

 

علی اکبر در روز عاشورا پس از آن که از پدرش اجازه مبارزه گرفت، به سپاه کوفه حمله کرد، و چنین رجز خواند:« من علی، پسر حسین فرزند علی هستم. به خدا سوگند که ما به رسول خدا از همه کس نزدیک تریم. ......

 

وی چندین بار بر سپاه دشمن تاخت و بسیاری از سپاهیان کوفه را کشت.روایت شده است که آن بزرگوار با این که تشنه بود، 120 نفر را کشت. آن گاه نزد پدر آمد و در حالی که زخم های زیادی برداشته بود، گفت:« ای پدر، عطش مرا کشت و سنگینی سلاح مرا به زحمت انداخت. آیا جرعه آبی هست که توان ادامه رزمیدن با دشمنان را پیدا کنم؟»

 

 

 

امام علیه السلام گریست و فرمود:«آه، پسرم! اندکی دیگر به مبارزه خود ادامه بده. دیری نمی گذرد که جد بزرگوارت، رسول خدا، را زیارت کنی، و او تو را از آبی سیراب کند که هرگز احساس تشنگی نکنی  .» 

 

برخی از مورخان نوشته اند امام (ع) به او فرمود:« پسرم! زبان خود را نزدیک بیار!» و سپس زبان او را در دهان گرفت و مکید، آن‌گاه انگشتری خود را به او داد و فرمود:« آن را در دهان بگذار و به سوی دشمن بازگرد. امیدوارم که هنوز روز به پایان نرسیده، جدّت رسول خدا جامی به تو بنوشاند که هر گز تشنه نگردی.»

 

 

 

علی اکبر به میدان بازگشت و پس از حملات پی در پی علی اکبر به سپاه دشمن و کشته شدن بسیاری از آنان، دشمن از کثرت کشته شدگان به خروش آمده بود.لشگریان عمر بن سعد از کشتن علی بن الحسین پرهیز می کردند، ولی « مرة بن منقذ عبدی » که از دلاوری های او به تنگ آمده بود، گفت: گناه همه عرب بر گردن من اگر این جوان بر من بگذرد و من داغ او را بر دل پدرش ننشانم! 

 

 

 

پس علی اکبر به او رسید در حالی که بر آن سپاه حمله ور بود. مرة بن منقذ راه را بر او گرفت و با نیزه ای او رااز اسب بر زمین انداخت، آن گروه در اطراف او جمع شدند و با شمشیر پاره اش کردند!

 

بعضی نقل کرده اند که مرة بن منقذ ابتدا با نیزه به پشت او زد و بعد با شمشیر ضربتی به فرق آن بزرگوار وارد کرد که فرق مبارکش شکافت و او دست به گردن اسب خود انداخت، ولی اسب که ظاهراً خون روی چشمانش را گرفته بود او را در میان سپاه دشمن برد و دشمن از هر طرف بر او تاخت و بدن مبارکش را پاره پاره کرد.در این هنگام بود که فریاد زد: السلام علیک یا ابتاه! این جدم رسول خداست که مرا سیراب کرد و او امشب در انتظار توست.تو را سلام می رساند و می گوید: در آمدنت به نزد ما شتاب کن. و آن گاه فریاد زد و به شهادت رسید. 

 

 

 

 

 

 

 

اپیزود دوم : علی اکبرهای مهدوی

 

 

 

بنابر روایات مستندی که از اهل بیت (ع) و امامان معصوم (ع) بر جای مانده است ، اینان پدران حقیقی و آسمانی همه انسانها در طول تاریخ هستند. همانطور که پیامبر اکرم (ص) قبل از رحلت از این دنیا وصیت کردند : « ن و علی بن ابی طالب، دو پدر این امتیم. حق ما بر آنان از حق والدین خودشان بالاتر است. زیرا ما آنان را از آتش به بهشت دارالقرار نجات می دهیم و از بندگی دنیا به مقام منتخب آزادمردان می رسانیم »1 و یا امام هادی که فرمودند : «هر کس دو پدر دینی اش، محمد (ص) و عل (ع) نزد او بالاتر از والدین خودش نباشد، نزد خداوند هیچ ارزشی ندارد ». 2 بنابراین امام زمان ما (عج) بر ما حق ولایت و پدری دارد ، و ما در مقام فرزندی می خواهیم علی اکبرهای امام زمانمان باشیم ، در راه ظهور و قیام ایشان تا سر حد جان از خود بگذریم و فدای این پدر مهربانمان شویم .

 

 

 

ما از همه یتیمان تاریخ یتیم تر هستیم زیرا که قریب به 1180 سال است که از پدر حقیقی خود دور مانده ایم و در فراقش مانند پری که در باد سرگردان است به این طرف و آن طرف می رویم. شاید ما از حضرت علی اکبر (ع) تشنه تر هم باشیم ، تشنه دیدار پدری که هیچگاه ندیده ایم و فقط شنیده ایم که او برترین است ، همان که همه اولیاء و اوصیاء خداوند در همه تاریخ در لحظه های سخت و دشوار به او توسل کردند به این امید که روزی او جهان را پر ازعدل و داد می کند.....

 

 

 

ما می خواهیم علی اکبرهای امام زمانمان باشیم ......ان شاء الله

 

 

 

 

 

 

 

پی نوشتها:

 

 

 

1-بحارالانوار: ج 36 ص 9؛ به نقل از همان مقاله

 

 

 

 

 

 

 

2- بحارالانوار: ج 36 ص 10؛ به نقل از مقاله ی تبارک الله احسن الخالقین

 

 

 

 

 

پیروان موعود 

وی چندین بار بر سپاه دشمن تاخت و بسیاری از سپاهیان کوفه را کشت.روایت شده است که آن بزرگوار با این که تشنه بود، 120 نفر را کشت. آن گاه نزد پدر آمد و در حالی که زخم های زیادی برداشته بود، گفت:« ای پدر، عطش مرا کشت و سنگینی سلاح مرا به زحمت انداخت. آیا جرعه آبی هست که توان ادامه رزمیدن با دشمنان را پیدا کنم؟»

امام علیه السلام گریست و فرمود:«آه، پسرم! اندکی دیگر به مبارزه خود ادامه بده. دیری نمی گذرد که جد بزرگوارت، رسول خدا، را زیارت کنی، و او تو را از آبی سیراب کند که هرگز احساس تشنگی نکنی  .»
برخی از مورخان نوشته اند امام (ع) به او فرمود:« پسرم! زبان خود را نزدیک بیار!» و سپس زبان او را در دهان گرفت و مکید، آن‌گاه انگشتری خود را به او داد و فرمود:« آن را در دهان بگذار و به سوی دشمن بازگرد. امیدوارم که هنوز روز به پایان نرسیده، جدّت رسول خدا جامی به تو بنوشاند که هر گز تشنه نگردی.»

علی اکبر به میدان بازگشت و پس از حملات پی در پی علی اکبر به سپاه دشمن و کشته شدن بسیاری از آنان، دشمن از کثرت کشته شدگان به خروش آمده بود.لشگریان عمر بن سعد از کشتن علی بن الحسین پرهیز می کردند، ولی « مرة بن منقذ عبدی » که از دلاوری های او به تنگ آمده بود، گفت: گناه همه عرب بر گردن من اگر این جوان بر من بگذرد و من داغ او را بر دل پدرش ننشانم! 

پس علی اکبر به او رسید در حالی که بر آن سپاه حمله ور بود. مرة بن منقذ راه را بر او گرفت و با نیزه ای او رااز اسب بر زمین انداخت، آن گروه در اطراف او جمع شدند و با شمشیر پاره اش کردند!
بعضی نقل کرده اند که مرة بن منقذ ابتدا با نیزه به پشت او زد و بعد با شمشیر ضربتی به فرق آن بزرگوار وارد کرد که فرق مبارکش شکافت و او دست به گردن اسب خود انداخت، ولی اسب که ظاهراً خون روی چشمانش را گرفته بود او را در میان سپاه دشمن برد و دشمن از هر طرف بر او تاخت و بدن مبارکش را پاره پاره کرد.در این هنگام بود که فریاد زد: السلام علیک یا ابتاه! این جدم رسول خداست که مرا سیراب کرد و او امشب در انتظار توست.تو را سلام می رساند و می گوید: در آمدنت به نزد ما شتاب کن. و آن گاه فریاد زد و به شهادت رسید. 

 

اپیزود دوم : علی اکبرهای مهدوی

بنابر روایات مستندی که از اهل بیت (ع) و امامان معصوم (ع) بر جای مانده است ، اینان پدران حقیقی و آسمانی همه انسانها در طول تاریخ هستند. همانطور که پیامبر اکرم (ص) قبل از رحلت از این دنیا وصیت کردند : « ن و علی بن ابی طالب، دو پدر این امتیم. حق ما بر آنان از حق والدین خودشان بالاتر است. زیرا ما آنان را از آتش به بهشت دارالقرار نجات می دهیم و از بندگی دنیا به مقام منتخب آزادمردان می رسانیم »1 و یا امام هادی که فرمودند : «هر کس دو پدر دینی اش، محمد (ص) و عل (ع) نزد او بالاتر از والدین خودش نباشد، نزد خداوند هیچ ارزشی ندارد ». 2 بنابراین امام زمان ما (عج) بر ما حق ولایت و پدری دارد ، و ما در مقام فرزندی می خواهیم علی اکبرهای امام زمانمان باشیم ، در راه ظهور و قیام ایشان تا سر حد جان از خود بگذریم و فدای این پدر مهربانمان شویم .

ما از همه یتیمان تاریخ یتیم تر هستیم زیرا که قریب به 1180 سال است که از پدر حقیقی خود دور مانده ایم و در فراقش مانند پری که در باد سرگردان است به این طرف و آن طرف می رویم. شاید ما از حضرت علی اکبر (ع) تشنه تر هم باشیم ، تشنه دیدار پدری که هیچگاه ندیده ایم و فقط شنیده ایم که او برترین است ، همان که همه اولیاء و اوصیاء خداوند در همه تاریخ در لحظه های سخت و دشوار به او توسل کردند به این امید که روزی او جهان را پر ازعدل و داد می کند.....

ما می خواهیم علی اکبرهای امام زمانمان باشیم ......ان شاء الله

 

پی نوشتها:

1-بحارالانوار: ج 36 ص 9؛ به نقل از همان مقاله

 

2- بحارالانوار: ج 36 ص 10؛ به نقل از مقاله ی تبارک الله احسن الخالقین

 

نویسنده : منتظر بی نام و نشان

پیروان موعود 

برچسب ها:
آخرین اخبار