امروز : سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 21
۲۲:۵۶
نمایشگاه رسانه دیجیتال
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 123206
تاریخ انتشار: ۱۱ آبان ۱۳۹۳ - ساعت ۱۷:۵۴
تعداد بازدید: 111
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، دومین نشست دوباره‌خوانی اشعار عاشورایی شاعران معاصر با نگاهی به اشعار علیرضا قزوه ...

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، دومین نشست دوباره‌خوانی اشعار عاشورایی شاعران معاصر با نگاهی به اشعار علیرضا قزوه شب گذشته با حضور حمیدرضا شکارسری، مصطفی محدثی خراسانی، رضا اسماعیلی، حسین قرایی و جمعی از اهالی فرهنگ و ادب در سالن اجتماعات این خبرگزاری، برگزار شد.

مصطفی محدثی خراسانی، شاعر پیشکسوت و متعهد انقلابی در این مراسم، بیان داشت: اگر چه شعر آئینی، موضوعات متنوع و گسترده ای دارد اما در اولین وهله وقتی از عنوان شعر آیینی ذهن به سمت مضامین، پرتاب می‌شود، چشم‌گیرترین مضمون طبیعتاً عاشورا و حماسه حسینی است و همین باعث شده که مقداری از شعر آیینی مترادف با شعر عاشورایی باشد.





 

* محدثی‌خراسانی: اکثر اشعار «علیرضا قزوه» نشانگر تعلق شاعر به فرهنگ عاشورا است

وی اضافه کرد: آقای قزوه را اگر چه با ترکیب بند «با کاروان نیزه»، سرزبان‌ها افتاد آن هم به عنوان یک شاعر آیینی و عاشورایی، اما من می‌خواهم نگاهی داشته باشم به سایر شعرهای این شاعر، که اگر کتابی بخواهند با عنوان شعر آیینی چاپ کند، این شعرها در آن کتاب نخواهند بود، شعرها با مضامین دیگری در آن خواهند بود. اما اینقدر مضمون عاشورا و حماسه حسینی نهادینه شده و در ذهن، زبان و ریشه قزوه جا گرفته است که وقتی کتاب را نگاه می‌کردم، فهمیدم که حدود 90 درصد این شعرها، به نحوی با فرهنگ عاشورا و حماسه حسینی مرتبط است.

محدثی خراسانی ادامه داد: نحوه ارتباط این شعرها با حماسه حسینی در کتابی که از این شاعر دیدم، ذیل 5 الی 6 عنوان می‌شود از آنها یاد کرد. یک وقت‌هایی ارتباط این شعرها با حماسه حسینی در حد استفاده از واژه‌های فرهنگ عاشورا است یعنی شعر ربطی با این فضا ندارد اما ناخودآگاه این کلمات آمده و در شعر حضور پیدا می‌کنند.

وی با اشاره به این مطلب که اشعار علیرضا قزوه نشانگر این است که شاعر تعلق خاطری به فرهنگ عاشورا دارد، افزود: گاهی اوقات شعرهای شاعر، عاشورایی نیست ولی شاعر گریز خودش را به این بادی زده است.

* شیرازه مضمون پردازی و تصویرگری اشعار غیرآئینی این شاعر، به نحوی حماسه حسینی است

این شاعر پیشکسوت انقلاب اسلامی با بیان اینکه یک جاهایی شعر این شاعر تداعی می کند فضای عاشورا را، بیان کرد: در جاهای دیگری شعر گریزی به فرهنگ عاشورا می زند، همچنین یک وقت هایی شعر، شعر دفاع مقدس است اما طبیعی است که با ذهن و ذهنیت و فرهنگی که غلبه دارد در شعر آقای قزوه، این اتفاق بیفتد که در اکثر اشعار دفاع مقدسی این شاعر، این اتفاق رخ دهد.

وی اضافه کرد: شاعر در برخی از اشعارش نیز گریزی از شعر عاشورایی به سایر شعرها داشته است یعنی شعر آیینی و عاشورایی این شاعر هم تلاش می کند گریزی به مسئله اجتماعی بزند، همچنین مضمون پردازی با المان های فرهنگ عاشورا است یعنی گاهی اوقات شعر آیینی و عاشورایی نیست و یک مضمون عرفانی دارد اما از المان های عاشورا برای مضمون پردازی استفاده شده است که این تعلق خاطر شاعر را به فرهنگ عاشورا بیان می کند.

محدثی خراسانی ادامه داد: شیرازه مضمون پردازی و تصویرگری در شعر آقای قزوه حتی در شعرهای غیر آیینی و عاشورایی هم به نحوی فرهنگ عاشورا و حماسه حسینی است.

 





 

* شکارسری: شاعر باید نگاه تازه‌ای به حادثه عاشورا داشته باشد

در ادامه این مراسم حمیدرضا شکارسری نویسنده و شاعر متعهد انقلاب اسلامی، اظهار داشت: تعهد شاعر بخشی مشترک با تعهد انسان‌های دیگر است به عبارت دیگر اگر همه انسان‌ها تعهداتی بر دوش داشته باشند آن هم از جنس تعهدات دینی، سیاسی، اجتماعی و تعهداتی از این دست، اما شاعر اضافه بر اینها تعهد دیگری هم دارد و آن تعهد هنری به طور اعم و تعهد ادبی به طور اخص است.

وی اضافه کرد: ما باید درباره تعهدات ادبی علیرضا قزوه صحبت کنیم. شاعری که شعر عاشورایی می‌نویسد به یک تعبیری آن وظیفه اول خودش را انجام داده است یعنی آفرینش ادبی با موضوع عاشورا در واقع تعهد اولیه‌اش بوده که به انجام رسیده است.

شکارسری ادامه داد: وقتی به تعهد ادبی توجه می‌کنیم، یعنی آنچه که خاص شخصیت شاعر است و دیگر از غیر از شاعر ساقط می‌شود این دسته از تعهدات را به دو گروه عمده تقسیم کردم. یکی صرفاً افزایش کمی است، یعنی شاعر می گوید که من وظیفه دارم، شعر بنویسم و بر آنچه که قبل از من سروده شده، اضافه کنم. این عمل به خودی خود، عمل خوبی است چراکه فرهنگی محسوب می‌شود؛ هیچ چیزی هم که نباشد تولید فضا و اثر ادبی می‌کند.

وی افزود: این ایجاد فضا، خصوصاً در ادبیات عاشورایی به هر صورتی، کار مثبتی است. اما شاعران جدی به گمان من از این مرحله فراتر می‌روند، پس مرحله اول، تعهد ادبی صرفاً افزایش کمی گنجینه ادبی پیش از خودش است. اما وظیفه دوم؛ بعضی از شاعران یا تعداد کمتری از شاعران به این تعهد می‌توانند یا می‌خواهند به آن عمل کنند.

این شاعر گفت: اسم این تعهد دوم را افزایش کیفی نامگذاری می‌کنم و به دو گروه نیز تقسیم می‌شود. در وهله نخست اینکه ما با همان نگاه و با همان زبان و بیان که شعرهای قبلی درباره عاشورا سروده شدند، به حادثه نگاه می‌کنیم اما مضمون تازه خلق می‌کنیم پس زبان و بیان ما فرق نمی‌کند. نگاه‌مان به حادثه عاشورا تفاوت نکرده ولی مضمون‌ها، مضمون‌های تازه است.

وی اضافه کرد: دومین مرحله این است که شاعر نه به افزایش کمی گنجینه ادبی پیش از خودش نظر دارد نه تنها مضمون‌های تازه، برای آن کفایت نمی‌کند، پس چه می‌کند؟ با نگاه تازه به حادثه، دریچه نگاه تازه به حادثه انتخاب می‌کند یا زبان و بیان نوع را انتخاب می‌کند یا فضای نو برای این کارش انتخاب می‌کند، این سه موارد در شاعران قبلی وجود نداشته است.

شکارسری ادامه داد: به طور مثال وقتی می‌گویم که شاعر باید نگاه تازه‌ای به حادثه عاشورا داشته باشد، نسبت به گذشته خودش، مثلاً عمان سامانی است که یک دفعه پیشینه خودش را که یک نگاه خاصی به حادثه بوده را کنار گذاشته و یک نگاه تازه انتخاب می‌کند اما لزوماً زبان و بیان تازه‌ای نیست ولی نگاه آن تازه است پس شعر آن هم تازه به نظر می‌رسد.

وی عنوان کرد: در اینجا این سوال مطرح است، آنهایی که زبان و بیان نو دارند، چی؟ مثلاً «خط خون» استاد گرمارودی و شعرهای سیدحسن حسینی، اما آنهایی که فضای نو دارند و در حقیقت فضای نو را تجربه کرده‌اند، آنهایی هستند که زمان‌ها و مکان‌ها را درهم بردند و یک زمان و مکان تازه درست کردند. همانند «نامه های کوفی» سعید بیابانکی.

* برخی از غزلیات «علیرضا قزوه»، اصلاً عاشورایی نیست اما یک مصداق عاشورایی است

شکارسری درباره اشعار علیرضا قزوه، گفت: من هر نوعی از این افزایش‌های کمی و کیفی را در کارهای این شاعر می‌بینم و می‌خواهم یک بررسی داشته باشم که ظرف این دهه‌ای که از کار آقای قزوه در جلوی چشمانمان است، چه روندی این تغییرات داشته و از کدام سمت به کدام سمت می‌آید.

وی اضافه کرد: با کاروان نیزه، به گمان من یک افزایش کیفی است، صرفاً شاعر بسنده نمی‌کند بر افزودن به گنجینه شعرهای پیش از خودش، اما از سوی دیگر، زبان و بیان نو و نگاه نو به حادثه عاشورا و فضای نو ندارد اما این اثر سرشار از مضامین تازه است یعنی بیت‌هایی که با صورت خیال شناخته شده، تصویرهای کاملاً ساده و مضامین و تعابیر کاملاً تازه ایجاد کرده است، که آن ابیات در حافظه دوستداران شعر عاشورایی باقی می‌ماند. اما آن در هم بردن زمان‌ها و مکان‌ها و آن نوع نگاه تازه و زبان و بیان تازه، به گمان من در «با کاروان نیزه» نیست. جالب اینجاست. اگر این کتاب را جزو کارهای متأخر شاعر حساب کنید یعنی جدیدترین کارهای عاشورایی شاعر، هر چقدر که به سمت سال‌های قدیم‌تر به خصوص سال‌های جنگ برویم و به قول استاد خودم آقای محدثی، تظاهرات عاشورایی به صورت مضامین و گریزها در کارهای شاعر می‌بینیم، آنها فاز نو، نوآوری، بیان و زبان تازه‌تری دارند و نگاهشان نیز نو و تحلیلی‌تر است.

 





 

این شاعر معتقد است، اگر به کتاب «با کاروان نیزه» با یک نگاه تحلیلی نگاه کنیم، برخی از شعرهای قدیمی که مربوط به دو دهه گذشته است، آن نگاه تحلیلی را که عاشورا را از آن حالت نقطه‌ای خودش خارج می‌کند و به مثابه یک ساختار در طول تاریخ می‌بیند در شعرها و غزل‌های گذشته این شاعر، یا حتی در دو و سه قصیده‌ای به این مناسبت سرودن بسیار بسیار پررنگ‌تر می‌شود، دید آن هم به نسبت «با کاروان نیزه».

وی اضافه کرد: به طور مثال وقتی شاعر می‌گوید که «ای خوشا آنان که نقاشان درد مردم‌اند/ عید را عید، محرم را محرم می‌کشند» از آن دست کارهایی است که شما یک غزلی را که اصلاً عاشورایی نیست یک مصداق عاشورایی می‌بینید. به گونه‌ای که دو گونه برخورد شاعر را در قضیه عاشورا داریم که گاهی اوقات غزل، غزل عاشورایی است که به آن اشاره خواهم کرد و گاهی اوقات در غزل‌ها از مضامین عاشورایی شاعر استفاده می‌کند همانند «شور به پا می‌کند، خون تو در هر مقام»؛ اینها شعرهایی است که عملاً شعر عاشورایی محسوب می‌شود.

شکارسری ادامه داد: مکرر می‌توان شعرهایی را مشاهده کرد که در آنها شاعر، با انواع مختلفی که آقای مصطفی محدثی خراسانی فرمودند با عاشورا خودش را پیوند می‌زند. این نشان می‌دهد که شاعر در حقیقت یک چارچوب فکری دارد که آن گفتمانی که بر او تکیه می‌کند، همه از این چارچوب بهره‌مند است.

* عاشقانه‌سرایی‌های این شاعر هم برگرفته از مضامین عاشورایی است

وی افزود: به عبارتی دیگر، حتی اگر عاشقانه‌سرایی می‌کند باز یک خبری از مضامین عاشورایی در آن است به اجتماع که نظر می‌اندازد، همین‌طور. این اواخر وقتی شعرهای نو است درباره حادثه فلسطین و غزه را بررسی می‌کنیم، می‌بینید که همه از یکی دو تا شعر قزوه جان گرفته و شروع شده‌اند که بسیار مهم است که آدم در حقیقت به ایجاد یک جریان بپردازد.

به گفته شکارسری، من اینها را شعر عاشورایی می‌دانم که شاعر با درهم بردن زمان‌ها و مکان‌ها استفاده دیگری دارد، همچنین این همانی زمان‌ها و مکان‌ها در اشعار به خوبی مشاهده می‌شود.

وی اضافه کرد: شعر آقای قزوه را از شکل مرثیه از شکل مدیحه و حتی ژانر حماسی، عملاً به یک وادی تازه می‌برد به ژانر اجتماعی و سیاسی می‌برد و دیگر شعر، فقط ژانر مذهبی نیست، همچنین کتاب «با کاروان نیزه» فقط در ژانر شعر مذهبی می‌گنجد اما شعرهای پیشین عاشورایی «علیرضا قزوه»، خصوصاً در دو دهه گذشته فقط در ژانر مذهبی نمی‌گنجد، ژانر اجتماعی و سیاسی هم هست و در آنها یک منتقد اجتماعی است و با این همانی شخصیت‌ها به نقد اجتماعی _ سیاسی می‌پردازد که این طبعاً با نگاه تازه و زبان و بیان تازه در حقیقت پرداختن به تماشاگه تازه به حادثه امکان‌پذیر بوده، که در «با کاروان نیزه» این نگاه، کمتر است.

* وجود تحلیل تاریخی در برخی از اشعار عاشورایی این شاعر

شکارسری ادامه داد: در شعرهای پیشین این شاعر آنهایی که به عنوان شعر عاشورایی خوانده می‌شوند، نه آنهایی که مضمون عاشورایی، نوعی تحلیل تاریخی وجود دارد که رسانای شاعرانه پیام عاشورا است. از این سه وجه مرثیه، حماسه و عرفان ما نگاه خارج بر آن نمی‌توانیم داشته باشیم، پیام عاشورایی عملاً در دل آنها می‌گنجد یعنی شعر می‌تواند حماسی، مرثیه یا عرفانی باشد و حاوی پیام و اندیشه باشد یا نباشد. این شعرهایی که عاشورایی است و به خصوص در غزل و قصیده، به شدت اندیشمند است و عاشورا را به مثابه یک ساختار می‌بینند نه یک نقطه. و شعرهایی که عاشورا را به مثابه یک نقطه می‌بینند، توصیفی شده و آن حادثه را وصف می‌کنند. که امکان دارد بسیار عالی باشد اما شعرهایی که حادثه را تنها در یک نقطه نمی‌بینند، شروع به تحلیل آن می‌کنند و در یک جا آن حادثه نمی‌ماند.

وی افزود: بنده حرکت آقای قزوه را طی این دو و سه دهه، نمی‌خواهم بگویم که یک نگاه و حرکت رو به عقب است، نه؛ بلکه حرکتی خودساخته و خودانگیخته است، از نوعی سُرایش برای شعر عاشورایی به نوعی دیگر است برای سُرایش شعر عاشورایی؛ از شعری که تعهدات اجتماعی، سیاسی و ادبی شاعر را همراه با این خواسته که نوآوریم چیزی بر کیفیت شعر عاشورایی اضافه کند تا امروز، حداقل شعرهای اخیری که بنده دیدم. تا اینجا که شاعر به تعهد خودش در حد مضمون‌سازی بسنده می‌کند. این شعرها به شدت اشک برانگیزند و چه بسا بتوان در هیأت‌ها و تکایای مذهبی از آنها استفاده کرد اما به گمان من از غزل‌های پیشین نمی‌شود در تکایا و هیأت‌ها استفاده کرد و انتظار همراهی سریع مخاطب را داشت و گفت که سریع با من گریه کن؛ نه، چون چیز دیگری اضافه در آنها است که توجه فراتر از احساسات و عواطف را از شاعر می‌خواهد.

شکارسری درباره اشعار کتاب «با کاروان نیزه»، بیان کرد: ارزش آنها به مضامین فوق‌العاده تازه شاعر است به تخیل شاعر در آفریدن مضامین تازه است نه به گمان من نگاه تازه به حادثه عاشورا. مخاطب عام هم حتی می‌تواند از آن لذت ببرد و با اولین نگاه تحت تأثیر قرار بگیرد، عواطفش تحریک شود و با خواننده همراه شود اما در شعرهای قبلی چنین نیست.

انتهای پیام/و

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها