امروز : پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۶ - 2017 August 16
۰۴:۰۳
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 124288
تاریخ انتشار: ۱۷ آبان ۱۳۹۳ - ساعت ۱۲:۴۷
تعداد بازدید: 19
پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; : بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور ...

پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; : بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیل‌های موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.
 
***

آغاز فرافکنی‌ها درباره عذرخواهی احتمالی خاتمی

روزنامه اصلاح‌طلب آرمان طی گزارشی تحلیلی با تیتر «اصولگرایان محتاج توبه اصلاح‌طلبان!» به صحبت‌های اخیر آقای محمد خاتمی مبنی بر ضرورت رفع بدبینی‌های نظام درباره اصلاح‌طلبان اشاره کرد و نوشت: «اصولگرایان هم باید توبه کنند. توبه از حمایت‌هایشان از برخی که طی 8 سال مشکلات زیادی برای کشور تولید کردند، توبه برای منتسب کردن بزرگان کشور به مواردی که خود بهتر می‌دانند صحت ندارد. توهین و اهانت به دلسوزان کشور و... که بر کسی پوشیده نیست اما اصلاح‌طلبان هیچ‌گاه از روی بغض سیاسی درخواست توبه از اصولگرایان ندارند...»!
 

*پس از صحبت‌های چندی قبل آقای خاتمی مبنی بر اینکه اصلاحات باید کمک کند بدبینی‌های احتمالی که نظام نسبت به این جریان پیداکرده، حذف شود و «هر جریانی ممکن است اشتباهاتی داشته باشد و ما منکر اشتباهات خود نیستیم»؛ برخی چهره‌ها و رسانه‌های اصلاح‌طلب واکنش‌های مختلف و عمدتاً استقبال‌گونه‌ای را از این احتمال عذرخواهی نشان دادند.

عده‌ای از آنها همانند آقایان مرعشی و قنبری از این احتمال استقبال کرده و بر ضرورت عذرخواهی و رفع نگاه تردیدآمیز تأکید کردند و کسان دیگری همچون آقای خبّاز تأکید کردند که بدبینی‌های اعلام شده واقعیت ندارند! و آقای شیرزاد هم در مصاحبه‌ای اینطور بیان می‌کند که «گفت‌وگو، بهترین ابزاری است که اصلاح‌طلبان برای رفع بدبینی و ایجاد تعامل از آن استفاده می‌کنند.»

اما در این بین رخداد مشخصی که می‌توان آن را مورد اشاره قرار داد این است که برخی اصلاح‌طلبان و رسانه‌های وابسته به این طیف سیاسی، همانند مطلبی که روزنامه آرمان آن را نوشته است، قصد دارند وقوع احتمالی عذرخواهی توسط آقای خاتمی را با مباحث نامربوط خلط کرده و با وسط کشیدن پای مقولات غیر مرتبط، خود را از فشاری طبعی که به واسطه عذرخواهی احتمالی از فتنه سال 88 بر آنها عارض خواهد شد، برهانند.

مثلاً آقای خاتمی در همان صحبت‌های اشاره شده اینطور می‌گوید که اگر بدبینی‌ها را حذف نکنیم «نتیجه‌ای جز واگذاری عرصه به تندروهای مسئولیت‌ناپذیر جامعه حاصل نخواهد شد و این هم به زیان مردم است و هم به زیان نظام»!

همچنین حسین مرعشی در صحبت‌هایی که به نظر می‌رسد در اقتفای سخنان آقای خاتمی مطرح شدند، در گفت‌وگو با ایسنا پس از اشاره به پیشینه عذرخواهی در جبهه اصلاحات و تأکید بر ضرورت مد نظر داشتن دغدغه‌های رهبری می‌گوید: «اولین سیاست ما این است که فتنه‌ای که آقای احمدی‌نژاد در کشور به پاکرده بود، را از بین ببریم!... فتنه‌ آقای احمدی‌نژاد، ایجاد نوعی نقار بین احزاب اصلاح‌طلب و مسئولان ارشد نظام بود. ما تجربه انتخابات 92 را داریم که اگر دغدغه‌های رهبری را مدنظر قرار بدهیم در همان محدوده‌ای که نظام اجازه داده به رفع آثار فتنه کمک خواهیم کرد و آن جدایی‌هایی که آقای احمدی‌نژاد ایجاد کرده از بین می‌رود.»

می‌توان گفت که اگرچه انجام عمل عذرخواهی و توبه از سوی آقای خاتمی به شرط پذیرش از سوی مقام معظم رهبری، می‌تواند امری مطلوب ارزیابی شود اما در سوی دیگر ماجرا؛ بیان مقولاتی مثل اینکه اصولگرایان نیز باید توبه کنند! آقای احمدی نژاد هم در فتنه دخیل بود، به خاطر مردم و نظام می‌خواهیم توبه کنیم و غیره... همگی حرف‌ها و رویکردهایی غلط هستند که می‌توانند برآیند عمل عذرخواهی و مثبتاتی که می‌تواند به واسطه توبه از حوادث سال 88 بر جبهه اصلاحات عارض شود را تحت‌الشعاع قرار دهد.

اصلاح‌طلبان و شخص آقای خاتمی مشخصاً به دلیل «ادعای تقلّب» و «اغتشاشات خیابانی» در مظانّ بدبینی و نگاه تردیدآمیز نظام اسلامی هستند که عذرخواهی از این دو ادعا و رفتار غلط،‌ شرط حضور دوباره آنها در سپهر رسمی سیاست کشور است.

شایان ذکر است قبل از انتشار گزارش اشاره شده در روزنامه آرمان، عبارت‌های دیگری نظیر «ضرورت کنش‌های اعتمادافزا» و «کلیدی که می‌تواند قفل محدودیت برای فعالیت‌های سیاسی اصلاح‌طلبان را باز کند» نیز بعنوان عبارت‌هایی که در استقبال از عذرخواهی احتمالی آقای خاتمی مطرح شده‌اند در رسانه‌های اصلاح‌طلب انتشار یافتند.
 
***
 

چرا عملکرد غلط در مذاکرات هسته‌ای سال 82 را تقدیس می‌کنند؟

آقای صادق زیباکلام به تازگی در بخشی از سرمقاله خود برای روزنامه شرق، به مذاکرات هسته‌ای دولت اصلاحات در سال‌های 82 تا 84 اشاره کرده و سپس نوشته است:‌ «آنچه در دو سال پایانی اصلاح‌طلبان رشته شده بود، یک‌شبه پنبه شد»!

او همچنین گفته است: «کنگره(آمریکا) بعد از انتخاب آقای روحانی مصمم بود تا تحریم‌های جدیدی بر ضد ایران به اجرا گذارد که عملا صادرات نفت ایران را تا پایان سال 2014 یعنی کمتر از دو ماه دیگر به صفر تقلیل می‌داد. این همان تحریم‌های جدیدی بود که اوباما تهدید کرد اگر به تصویب برسد از اختیارات قانونی خود استفاده کرده و آن را وتو خواهد کرد»
 

*در نوشته آقای زیباکلام با تلمیح از مذاکرات ناموفق، بی دستاورد و پرانتقاد هسته‌ای در سال‌های 82 تا 84، تقدیس صورت می‌گیرد.

مذاکراتی که نام بیانیه سعدآباد و توافقنامه پاریس را در ذهن‌ها زنده می‌کند و خاطراتی مثل تعلیق خودخوانده‌ی غنی‌سازی اورانیوم، پلمب تأسیسات هسته‌ای و علمی کشور، برخورد سخیف مقامات اروپایی با دیپلمات‌های ایرانی و انتقادات صریح مقام معظم رهبری از فرایند این مذاکرات را در نزد ما زنده می‌کند.

فی‌الواقع مشخص نیست آقای زیباکلام به توقف فعالیت‌های هسته‌ای صلح‌آمیز کشورمان لقب «رشته»‍! را داده است یا به لبخندهای بی‌دستاورد برخی مسئولان در آن مقطع به تبختر و تفرعن آمریکا و متحدان اروپایی‌اش؟!

آقای زیباکلام همچنین در بخش دوم مورد اشاره از سخنانش، در معنا مدعی شده است که رئیس جمهور اوباما بود که مردانه! وارد میدان دفاع از ایران شد و جلوی ددمنشی‌های کنگره آمریکا علیه ایران را گرفت.

او در حالی این خوشبینی را مطرح می‌کند که اولاً در بیان علت به تصویب نرسیدن تحریم مورد اشاره در کنگره آمریکا؛ غیر از فرض آقای زیباکلام فرض دیگر و البته منطقی‌تری هم وجود دارد و آن عدم توانایی آمریکا برای اعمال این تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران است.

به سخن دیگر اینکه بسیار مضحک است اگر آمریکا در هر بخشی و به هر نحوی، از یک امکان برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی ایران برخوردار باشد و صرفاً به خاطر خوش‌ذاتی! روحیه مسالمت آمیز و دراز کردن دست اخوّت به سمت ایران، از این ضربه اجتناب کرده باشد!(بیان ناتوانی آمریکا از اِعمال تحریم اشاره شده در مقالی دیگر مورد اشاره قرار خواهد گرفت)

ثانیاً آقای زیباکلام درباره فردی مرتکب این اشتباه تحلیلی (مبنی بر جلوگیری وی از اعمال تحریم‌های بیشتر علیه ایران) شده است که این جملات نیز منتسب به همان فرد است:«گزینه نظامی علیه ایران روی میز است» و «اگر می‌توانستم تک‌تک پیچ و مهره‌های برنامه هسته‌ای ایران را حذف می‌کردم»...

وانگهی آقای زیباکلام در حالی ادعا می‌کند اوباما مانع اعمال تحریم‌های در نظر گرفته شده از سوی کنگره علیه ایران بوده است که باید گفت همین رئیس جمهور بوده است که طی 6 سال گذشته و حتی پس از توافق ژنو، تحریم‌های جدیدی را علیه ایران اسلامی اِعمال کرد.
 
***

چرا امیرالمؤمنین در صفین اجازه حکمیت را صادر کردند؟

تمکین از سیاست‌های نظام و عبور همزمان از خطوط قرمز مذاکرات چگونه ممکن است؟

احمد شیرزاد اخیراً درباره مذاکرات هسته‌ای 10 سال قبل، موسوم به مذاکرات سعدآباد! به روزنامه آرمان گفته است:

«برخی می‌خواهند هزینه‌های تصمیم‌گیری درباره مسأله هسته‌ای کشور را به گردن دولت و حسن روحانی بیاندازند اما این امر یک مساله حاکمیتی است و همراهی همه دستگاه‌ها و بخش‌های کشور را می‌طلبد و مذاکرات بدون هماهنگی‌های لازم صورت نگرفته است.  چنانچه ده سال قبل نیز ناکامی مذاکرات سعدآباد را به گردن اصلاح‌طلبان انداختند. من به خاطر دارم که در نمازجمعه گفته شد که این تدبیر نظام بوده است ولی بعد اصلاح‌طلبان را به خیانت متهم کردند»
 

*در اشاره به صحبت آقای شیرزاد که متأسفانه بخش زیادی از جنجال‌های هسته‌ای ایران پس از نطق جنجالی ایشان در مجلس ششم آغاز شد! می‌توان این شبهه را توضیح داد که چگونه ممکن است مذاکراتی با نظر مقام معظم رهبری و در چارچوب سیاست‌های نظام انجام شود اما گاهی در آنها اشتباهات و شاید گذارهایی نیز از خط قرمزها صورت بگیرد؟!

مثال واضح‌تر این شبهه، مذاکرات هسته‌ای سال 82 و الحاح اصلاح‌طلبان مبنی بر هماهنگی تامّه این مذاکرات با مقام معظم رهبری است که در صحبت‌های آقای شیرزاد نیز مورد اشاره قرار گرفته است.

این مقوله در هنگامه تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری سال 92 نیز بروز زیادی یافت و تنی چند از کسانی که مسئولیت آن مذاکرات بی‌دستاورد و تعلیق غنی سازی بر عهده آنها بود اینطور بیان کردند که مذاکرات با هماهنگی و حتی رضایت مقام معظم رهبری انجام شده است!

مذاکرات بی‌دستاوردی که نه تنها منجر به تعطیلی فناوری‌های اتمی کشورمان شد بلکه مقام معظم رهبری نیز در همان مقطع و پس از هویدا شدن دست چدنی آمریکا از زیر پوشش مخملین مذاکرات، از آنها انتقاد و دستور آغاز دوباره فعالیت غنی‌سازی را در همان مقطع و همان دولت صادر کردند.

پاسخ به این شبهه حاوی جواب‌های ذیل است:

یکم: از باب مثال تاریخی می‌توان به ماجرای شوم حکمیت در جنگ صفین اشاره کرد که اگرچه در ظاهر همه چیز با اجازه امیر مؤمنان علی(ع) انجام شد اما خواص و حتی آگاهان لشکر کوفه می‌دانستند امیرالمؤمنین (ع) مخالف مذاکره بوده و بروز شرایطی خاص از سوی کسانی در داخل لشکر امام، سبب تحت فشار قرار گرفتن آن حضرت و صدور اجازه برای مذاکره و حکمیت شده است.

بنابراین عقلاً این امکان وجود دارد که در ذیل نظر حتی امام معصوم نیز امری بوقوع بپیوندد در عین آنکه امام جامعه به آن امر خوشبین نبوده و حتی در شرایط بدون فشار نیز اجازه آن را صادر نکند.

جالب آنکه این مسئله و تناقض عقلایی موجود در آن (همچون اینکه علی(ع) زمانی مخالف حکمیت بود و زمانی اجازه آن را صادر کرد) در همان مقطع نیز از امیرالمؤمنین مورد سؤال قرار گرفته است که حضرت پاسخ‌های آن را ارائه فرموده‌اند.

لازم به توضیح است که صدور اجازه در امری که مورد رضایت قلبی امام جامعه نیست لزوماً در شرایط اعمال فشار از سوی یک عده خاص صورت نمی‌پذیرد و شعوب و لوازم دیگری نیز برای آن قابل تصوّر است.
 

دوم: یکی از مقامات وقت مذاکره کننده هسته‌ای در همین زمینه طی یادداشتی پیرامون آن روزها و آن مذاکرات نوشته است:

«در بیست و سوم آبانماه 1383، شصت و هشتمین جلسه کمیته عالی هسته ای برگزار شد و سه راه بررسی شد. 1_ تعلیق بر اساس پذیرش عهدنامه پاریس، 2_ رد عهدنامه پاریس و اعلام یک جانبه تعلیق، 3_ رد هر دو سناریو و پذیرش ارجاع به شورای امنیت. یکی از اعضا! در جلسه گفت: مصلحت کشور پذیرفتن راه اول است. اگر راه اول را نپذیریم در کشور دوگانگی بوجود می آید. نظر رئیس جمهور و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام مهم است. آنها نظر اول را قبول دارند.»

مقام مذکور همچنین از این می‌نویسد که راهبردهای ارائه شده به محضر مقام معظم رهبری ارسال شده‌اند.

عبارت اخری این جملات تقریر شده درباره حقیقت مذاکرات سال 82 این است که هم رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت و هم رئیس جمهور وقت و هم مقام ارشد وقت در شورایعالی امنیت ملی از میان سه راهکار اشاره شده در بالا که اولاً هیچیک متضمن «مقاومت دیپلماتیک» نبوده‌اند و ثانیاً مشخصاً به بحث تعلیق غنی سازی می‌اندیشیده‌اند (پر واضح است که راهکار سوم هم راهکاری ناصحیح و مضحک بوده است) اینگونه با ایما و اشاره به نظام اعلام کرده‌اند که راهکار اول را قبول دارند!

طبیعی است که در این شرایط و هنگامیکه سه مقام وقت در کشور طرفدار تعلیق غنی سازی می‌شوند! نه‌تنها مؤلفه‌های اخذ تصمیم تغییر خواهند کرد و بنا به مقتضیات، صلاحدیدهای جدیدی در دستور کار قرار خواهد گرفت بلکه عقلایی هم نیست که یک مدیر ارشد در این شرایط اقدام به اخذ تصمیمی بر خلاف نظر ارکان تأثیرگذار در کنار خود کند.

بدیهیست که با در نظر گرفتن شرایط مذکور؛ هر سه گزینه اشتباهات مذاکره کنندگان، هماهنگی مذاکره کننده‌ها با سیاست‌های ترسیمی نظام و انتقادات همه از جمله مقام معظم رهبری از روند مذاکرات با یکدیگر قابل جمع هستند.
 
***
 

منصه‌های پاسخ واقعی مردم به خواهش‌ها چیست؟

«خواهش از مردم» تا کِی ادامه دارد؟

روزنامه شرق به نقل از وزیر ارتباطات گزارش داد که وی گفته است: با وجود اینکه شبکه‌های اجتماعی از نظر اقتصادی به ضرر وزارت ارتباطات است اما قرار نیست آنها را مسدود کنیم، فقط از مردم می‌خواهیم که در این زمینه اخلاق را رعایت کنند!

آقای واعظی با بیان اینکه دولت بنا ندارد شبکه‌های اجتماعی‌ای که از آنها استفاده درست می‌شود را مسدود کند، افزود: ما همواره از کاربران خواهش کرده‌ایم که از شبکه‌های مجاز استفاده کنند.
 

*سوگمندانه باید گفت که مغالطه تلخ و بد خاطره‌ی «خواهش از مردم»! همانطور که در ماجرای درخواست برای انصراف مردم از دریافت یارانه نتایج بدی را دامنگیر زوایایی از سیستم اجرایی کرد،‌ در ماجرای انجام وظایف دولت در امر توجه به شبکه‌های اجتماعی نیز در حال بروز است.

خواهش از مردم! هرگز رافع انجام وظایف قانونی مسئولان اجرایی نیست و آنها باید هنگامی به گزینه خواهش از مردم روی بیاورند که همانند ماجرای مدیریت مصرف آب، وظایف قانونی خود را نیز اجرا کرده باشند.

به نظر می‌رسد متأسفانه در مواردی که برخی مسئولان اجرایی قصدی برای اجرای مواردی همچون حذف قانونی افراد پردرآمد از سیکل دریافت یارانه، اجرا و به‌کارگیری پیوست‌های فرهنگی در ماجرای اینترنت پرسرعت و یا فیلتر سایت‌های اینترنتی مضرّ ندارند، پای مغالطه خواهش از مردم که یک پرونده بدفرجام بیشتر نیست، تعمداً به میان کشیده می‌شود.

چندی پیش نیز معاون اول رئیس جمهور در سخنانی با اشاره به ماجرای درخواست دولت از گروه های پردرآمد جامعه برای انصراف از دریافت یارانه نقدی، اینطور اظهار کرده بود که:«عده ای در داخل و خارج در این زمینه اخلال کردند و با جوّ سازی مردم را به عدم انصراف تشویق کردند»!

در اینجا باید تأکید کرد که با حضور و ایفای نقش تک تک آحاد «مردم» بوده است که نظام اسلامی طی 35 سال عمر خود توانسته است از تمامی گذرگاه‌های سخت عبور کند و به پیشرفت‌های بزرگ در اقتصاد و فناوری و امنیت و اجتماع و سیاست و غیره دست یابد و اساساً همانطور که مقام معظم رهبری نیز تأکید کرده‌اند که گاهی حضور حتی یک نفر نیز در یک راهپیمایی می‌تواند مقوّم امنیت کشور باشد.

همچنین این نکته را هم باید دانست که منصه ظهور لبیک مردم به درخواست‌ها، مقولاتی مثل حضور مردم در انتخابات‌ها، راهپیمایی‌ها، تحمل سختی‌های ملی همچون جنگ و غیره است نه عرصه‌هایی همچون درخواست یک مقام اجرایی!

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها