امروز : چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۶ - 2017 April 26
۱۹:۴۲
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 12578
تاریخ انتشار: ۱۸ خرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۲۲:۲۶
تعداد بازدید: 137
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ دو بیتی‌ از قالب‌های شیرین زبان فارسی است. مضمون دوبیتی از دیروز تا امروز ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ دو بیتی‌ از قالب‌های شیرین زبان فارسی است. مضمون دوبیتی از دیروز تا امروز مضامینی مثل اخلاق، عشق، زهد، عرفان، سیاست و ... را در بر داشته است.

باباطاهر عریان و فائز دشتستانی از معروف‌ترین دوبیتی‌سرایان به شمار می‌روند. در سال‌های قبل از انقلاب هوشنگ ابتهاج (سایه)، نصرت رحمانی و دیگران به این قالب اهتمام داشتند.

دوبیتی امروز (عصر انقلاب اسلامی و بعد آن) با نام چند شاعر همراه است که می‌توان به ارجمندانی مثل قیصر امین‌پور، سلمان هراتی، علی‌رضا قزوه، سهیل محمودی، مصطفی علی‌پور و ... اشاره کرد.

اما در سال‌های اخیر شاهد اشعاری زیبا در قالب دوبیتی از شاعران جوان مثل «سیدحبیب نظاری» هستیم. دوبیتی‌های خوش‌تراش و اثرگذار نظاری در حوزه‌های مذهب، عشق،‌ عرفان و ... است؛
دعا کن باز دلتنگی نیاید
شب سنگین - شب سنگی - نیاید
دعا کن چیزها آبی بمانند
دوباره فصل بی‌رنگی نیاید
*
تمام عمر را خندیده بودند
به دست بادها رقصیده بودند
تبر بارید، اما ایستادند
درختان گرگ باران دیده بودند *
رها، افتاده، پرپر گشته بودند
به خون خود شناور گشته بودند
به فریاد درختان می‌رسیدند
پرستوها، اگر برگشته بودند
*
میان این همه فریاد، در شهر
نمی‌پیچد صدای باد در شهر
اگر دست کبوتر بود هرگز
درخت از پا نمی‌افتاد، در شهر
*
سکوت من، صدای من دوبیتی‌ست
مناجات و دعای من دوبیتی‌ست
غمی کوتاه دارم، چند سالی‌ست
تمام شعرهای من دوبیتی‌ست
* من و تو سینه ریز ماه داریم
چراغ ماه را در راه داریم
ولی عمری شبیه یک دوبیتی
غریب و ساده و کوتاه داریم
*
فدای بی‌قراران کرده بودم
و خاک پای یاران کرده بودم
ندارم طاقت لب تشنگی، کاش
دلم را نذر باران کرده بودم *
غمی آن شب چراغم داد و رد شد
خبر از مرگ با غم داد و رد شد
نسیمی آمد از کوی شهیدان
هزاران لاله داغم داد و رد شد
*
همیشه خاک پای همسفرهاست
سرش بر شانه‌ی خونین جگرهاست
به دنبال دلم دیگر نگردید
دلم از ایل مفقودالاثرهاست *
شروع قصه با برگشتن تو
کجا ما و کجا برگشتن تو
ولی نه، مانده از چشم انتظاری

فقط یک «نُدبه» تا برگشتن تو
*
کمک کن از تبار یاس باشیم
مبادا خشک و بی‌احساس باشیم
مباد اول به بی‌برگی ببندیم
درختانی نمک‌نشناس باشیم
«سید حبیب نظاری» اکنون در کانون پرورش فکری مشغول است. نظاری جزء شاعران حوزوی است که چهل و سه بهار از عمرش سپری شده است و جزء دوبیتی‌سرایان موفق امروز به شمار می‌رود.
انتهای پیام/ 
برچسب ها:
آخرین اخبار