امروز : پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶ - 2017 May 25
۱۷:۵۳
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 126008
تاریخ انتشار: ۲۴ آبان ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 16
گروه بین الملل و سیاست خارجی پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; :‌ از اواسط دهه هشتاد قرن بیستم که مبارزات ملت فلسطین در رویارویی با اشغالگران با ...

گروه بین الملل و سیاست خارجی پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; :‌ از اواسط دهه هشتاد قرن بیستم که مبارزات ملت فلسطین در رویارویی با اشغالگران با الگوگیری از پیروزی مسلمانان انقلابی ایران به رهبری امام خمینی (ره) وارد خاک فلسطین شد(تاپیش از این هیچ گروهی در داخل خاک فلسطین علیه صهیونیست ها عملیاتی انجام نداده بود) تا به امروز دستاوردهای گسترده ای داشته است. این مبارزات که ابتدا با انتفاضه نخست موسوم به سنگ و چوب آغاز و در ادامه با انتفاضه دوم موسوم به  الاقصی گسترش یافت در صحنه داخلی و خارجی فلسطین زمینه ساز اتفاقات بسیار مهمی بود. تثبیت دو مولفه بسیار مهم از ورای این دو انتفاضه مسلحانه در ادبیات جهانی نسبت به قضیه فلسطین شاید بزرگترین دستاورد سه دهه مبارزه ملت فلسطین با اشغالگری رژیم صهیونیستی باشد. تثبیت دو هویت «ملت فلسطین» و «دولت فلسطین» . اظهار هویتی به نام «ملت  فلسطینی در جهان ماحصل انتفاضه اول فلسطینی هاست . به این معنی که پس از سالها که افکار عمومی جهان با تبلیغات مسموم رسانه های وابسته به صهیونیسم  فلسطینی ها را اقلیتی درسرزمین یهودیان! می شناختند با مشاهده هزاران فلسطینی دست به سنگ و چوب بر سر چهار راه و خیابانها ارام آرام به حقیقتی انکار ناپذیر در نزد افکار عمومی جهان تبدیل شد. هرچند غرب با ایجاد تشکیلات خودگردان در اواسط دهه نود تلاش کرد اتش انتفاضه مسلحانه فلسطینی ها را خاموش کند لیکن فلسطینی ها با الهام گیری از الگوهای اسلامی و انقلابی منطقه راه خود را برای احقاق حقوق خود یافته بودند. در انتفاضه مسلحانه دوم اما متحدان غربی رژیم صهیونیستی در پی مقاومت جانانه فلسطینی ها وادار شدند به هویتی به نام «دولت فلسطین» اقرار کنند. اینکه این روزها غربی ها سخن از طرح دو دولتی در سرزمین فلسطین می کنند صرف نظر از اینکه چه میزان با دیدگاههای جمهوری اسلامی ایران همسویی دارد فی نفسه دستاورد بزرگی است چه اینکه تا سه دهه پیش آنان حتی به نام انسان فلسطینی در درون فلسطین قائل نبودند چه رسد به اینکه حالا هم فلسطینی ها را به رسمیت بشناسند و هم دولتی برای آنها. با این وجود بخش عمده ای از فلسطینی ها به آرمانی بزرگتر از طرح دو دولتی یعنی ایجاد دولت فلسطینی در سرزمین تاریخی فلسطین از بحر تا نهر می اندیشند. این دسته از فلسطینی ها که تحت لوای جریان مقاومت اسلامی مبارزه مسلحانه می کنند در نوار غزه توانمندی خود را برای تحقق این آرمان نشان داده و تلاش دارند با انتقال این توانمندی به کرانه باختری حقوق نهایی ملت فلسطین را محقق نمایند. در همین راستا حضرت  آیت  الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران بیش از یک بار و در مناسبت های مختلف خواستار تسلیح کرانه باختری به عنوان راهی برای آزاد سازی فلسطین و احقاق حقوق فلسطینیان شدند.ایشان آخرین بار در دیدار دبیر کل جنبش جهاد اسلامی فلسطین با ایشان در تهران  براین مسئله تاکید کردند. توجه ویژه تحلیلگران ومراکز پژوهشی به  این استراتژی پرسش هایی را درباره چرایی، میزان تحقق طرح تسلیح کرانه باختری و فرصت ها و چالش های آن مطرح کرده که با توجه به تحولات اخیر در قدس در چند بخش تلاش می شود به این پرسش ها در حد توان پاسخ داده شود:

بخش اول:

اهمیت مقاومت مسلحانه در رویارویی با اشغالگران صهیونیست؟

ملت فلسطین همزمان با آغاز پروژه اشغال فلسطین وانتقال یهودیان صهیونیست به فلسطین که در اواخر قرن 19 میلادی کلید خورد مقاومت خود را در مقابل  این طرح آغاز کرد و همچنان نیز به این مبارزه و مقاومت ادامه می دهد.

باوجود آنکه صهیونیسم جهانی وغرب بارها با پیش کشیدن طرح های مختلف  تحت عنوان ابتکار صلح تلاش کرد تا مقاومت وحق طلبی فلسطینیان را به نحوی دور زده وبا ایجاد ساختارهای سیاسی وابسته همچون تشکیلات خود گردان یا پیش کشیدن به رسمیت شناختن دولت فلسطین با شکل وشمایلی که غرب تمایل به وجود آن دارد  مقاومت را به سوی اضمحلال ببرد اما فلسطینیان طی تاریخ 120 ساله مبارزاتی خود ثابت کردند  که نه تنها به مبارزه برای آزادی تمامی سرزمین خود پایبند هستند بلکه به شدت به دنبال مبارزه مسلحانه برای دفاع از مقدسات وسرزمین خویش می باشند و در این راه  از هیچ روش ابتکاری هم فروگذاری نمی کنند.

اگرچه در فواصل زمانی مختلفی دشمن با کمک ابزارهای خود موفق به متوقف کردن مقاومت مسلحانه در فلسطین شده  اما هرگز نتوانست این شعله را به طور کامل خاموش کند.

فلسطین به طور اعم از مناطق اشغالی سال 1948 که صهیونیستها دولت خود را  در سال 1948 بر آن بنا نهادند ، تا کرانه باختری ونوار غزه  همگی صحنه این مبارزه است  وگرچه نوار غزه  حماسه آفرینی های قابل توجهی را در صحنه این مبارزه به ثبت رسانده وفلسطینیان باقی مانده در مناطق اشغالی سال 1948 به نوبه خود مبارزات خود را به شکل های مختلفی ادامه می دهند اما قلب تپنده وشریان اصلی  مقاومت را باید در کرانه باختری جستجو کرد.

به نحوی که در انتفاضه مسجد الاقصی مبارزان وشهادت طلبان گروه های مختلف فلسطینی موفق شدند ، ضربات مهلکی را از همین منطقه بر پیکر ساختار امنیتی رژیم صهیونیستی وارد کرده وبرای اولین بار در طول تاریخ مبارزه با این رژیم در مقطعی از انتفاضه مسجد الاقصی که مبارزات مسلحانه در کرانه باختری به نقطه اوج خود رسیده بود شمار تلفات صهیونیستها با میزان قربانیان جنایات رژیم صهیونیستی به شکل قابل توجهی با یکدیگر برابری  می کرد.

جایگاه کرانه باختری درمبارزات ملت فلسطین

کرانه باختری جایگاه خاصی در جسم فلسطین وتاریخ آن دارد ، تقریبا هیچ قیام فلسطینی نیست که  کرانه باختری در آن نقش آفرینی نکرده باشد .کرانه باختری تاکنون هزاران شهید ودهها هزار اسیر و آزاده در راستای این مبارزه تقدیم کرده است .

مساحت کلی کرانه باختری 5 هزار و655 کیلومتر مربع است .

بر اساس آخرین آمارهای اعلام شده  تا پایان سال 2013 میلادی ، 2 میلیون 754 هزار و722 نفر در این منطقه از فلسطین زندگی می کنند که یک میلیون 399 هزار و404  نفر آنها مرد و یک میلیون 355 هزار و318 نفر زن می باشند.

آخرین آمارها نشان می دهد که 7/37 درصد از جمعیت این منطقه را افراد زیر 15 سال تشکیل می دهند .

شمار قابل  توجهی از جمعیت کنونی کرانه باختری را آوارگانی تشکیل  می دهند ، که در سال 1948 از  محل سکونتشان در سرزمین های اشغالی سال 1948 م اخراج شده بودند.

طی چند دهه گذشته شمار زیادی از عملیات ضد صهیونیستی  از داخل کرانه باختری سامان داده شده است ،مسئله  ای که باعث شد تا تحلیلگران و کارشناسان امور فلسطین از این منطقه به عنوان عمق استراتژیک مبارزت ملت فلسطین و پایه اصلی مقاومت وقدرت آن در ضربه زدن به اشغالگران یاد کنند.

شمار زیادی  از عملیات  مقاومت از داخل این منطقه سامان  داده شده است که به اعتراف صهیونیستها منجر به هلاکت هزاران  صهیوینست شده است ، این مبارزات با عملیات شهادت طلبانه به نقطه اوج خود رسید  و توانست تحول شگرفی را در معادلات قدرت مقاومت فلسطینیان در برابر متجاوزان صهیونیست به وجود دارد.

رویکرد حمایت از مقاومت در میان ساکنان کرانه باختری در انتخابات شورای قانونگذاری فلسطینی که در 25 ژانویه 2006  با انتخاب حماس نمود پیدا کرد.

عملکرد نظامی مردم  در کرانه باختری و حمایت خود از برنامه های مقاومت در انتخابات 2006 باعث شد تا رژیم صهیونیستی با کمک گرفتن از برخی از کشورهای سازشکار عرب و از آن مهمتر با کمک گرفتن از تشکیلات خودگردان و ساختار امنیتی که  به شکل ویژه ای برای سرکوب مقاومت تشکیل شد ،برنامه سرکوب کرانه باختری را در راس دستور کار خود قرار دهد.

دامنه این سرکوب به ویژه بعد از آنکه مقاومت در کرانه باختری از شکل مسالمت آمیز آن بار دیگر به محور مقاومت مسلحانه نزدیک شد ، به شدت گسترش یافت.

به گفته کارشناسان  به رغم آنکه کرانه باختری مورد شدیدترین عملیات قلع و قمع مرکب مقاومت از سوی تشکیلات خودگردان فلسطین و رژیم صهیونیستی قرار گرفته اما هنوز هم از پتانسیل زیادی برای بازگشت به فاز عملیات شهادت مسلحانه وحتی شهادت طلبانه با ضرب آهنگی شدیدتری از آنچه که در دوره انتفاضه مسجد الاقصی شاهد آن بودیم برخوردار است.

بی تردید وقتی ما از کرانه باختری سخن می گویم  منظور ما دردناکترین جبهه برای رژیم صهیونیستی است ، منطقه ای که می توان از آن   ضربات شدید وشاید شدیدترین ضربات را بر پیکره رژیم صهیونیستی وارد کرده بیشترین دست آوردها را برای ملت فلسطین در راستای آزادیبخشی وبازپس گیری سرزمین کسب نمود.

همچنین نباید فراموش کرد که حضور شهرک نشینان و شهرک های صهیونیست نشین  ونیز  نیروهای رژیم صهیونیستی  با وجود آنکه    با هدف سرکوب مقاومت ملت فلسطین می باشد  اما در نقطه مقابل زمینه برخورد فیزیکی وبسیار نزدیک فلسطینیان با صهیونیستها را هم فراهم کرده وبه تبع آن انجام عملیات ضد صهیونیستی را  برای مبارزان  فلسطینی را آسان تر می کند.

نکته سوم نزدیکی جغرافیایی کرانه باختری به قلب رژیم صهیونیستی هم باعث شده است تا احتمال موفقیت عملیات ضد صهیونیستی مقاومت در این منطقه به مراتب بالاتر از دیگر مناطق باشد .

این جایگاه ویژه و منحصر به فرد کرانه باختری باعث شده است تا صهیونیستها  برنامه های ویژه ای را برای سرکوب مقاومت در آن در پیش بگیرد.

در قسمت بعد به برخی از این  برنامه ها اشاره خواهیم کرد.

 

انتهاب پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار