امروز : جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 2
۲۳:۱۸
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 126028
تاریخ انتشار: ۲۴ آبان ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 30
به گزارش پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; امروز 23 آبان 1393 خورشیدی برابر با 20 محرم 1436 هجری و 14 نوامبر 2014 میلادی است که وقایع ذیل به وقوع ...

به گزارش پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; امروز 23 آبان 1393 خورشیدی برابر با 20 محرم 1436 هجری و 14 نوامبر 2014 میلادی است که وقایع ذیل به وقوع پیوست.

*انحلال مجلس شورای ملی در جریان جنگ جهانی اول (1294 ش)

با شروع جنگ جهانی اول، دولت‏‌های استعمارگر روسیه و انگلستان می‏‌کوشیدند ایران را در جنگ بر ضد آلمان وارد کنند. از این رو ارتش خود را به سوی ایران حرکت دادند.

روس در شمال و انگلیس در جنوب، نیروهای خود را پیاده کرد. پس از حرکت نیروهای روسیه به طرف تهران، شماری از نمایندگان مجلس به نشانه اعتراض به تجاوز قوای بیگانه به کشور و نادیده گرفتن استقلال و تمامیت ارضی ایران، به سمت قم حرکت کردند و عملاً مجلس سوم به پایان رسید. با این حال، به مدت چهار سال، مجلس تعطیل و مطبوعات توقیف شد. این عده، بعداً کمیته دفاع ملی را تأسیس کردند که آنان نیز کاری از پیش نبردند. در این میان، احمد شاه نیز تصمیم به تغییر پایتخت گرفت و طی تلگرافی به دولتین روس و انگلیس اطلاع داد. خبر تصمیم‏گیری احمدشاه برای خروج از تهران، سفرای روس وانگلیس را به تکاپو واداشت تا شاه را از این تصمیم بازدارند. در نهایت احمدشاه را تهدید کردند که اگر از تهران خارج شود، پدرش را به جای وی به سلطنت خواهند نشاند. احمدشاه که اوضاع را چنین دید، به شرط انصراف روس‌ها از ورود به تهران، از رفتن به اصفهان خودداری کرد. در این زمان حاکمیت ایران نیز به علت بی‏‌لیاقتی سران کشور، شدیداً ضعیف شده بود.

*رحلت حکیم و دانشمند مسلمان"میرزا مهدی غروی اصفهانی" صاحب مکتب تفکیک (1325 ش)

حکیم میرزا مهدی بن اسماعیل غروی اصفهانی در حدود سال 1264 ش (1303 ق) در اصفهان به دنیا آمد. وی پس از تحصیل در خدمت پدر، سیدمحمدباقر درچه‏‌ای، آخوند ملامحمد کاشانی و جهانگیرخان قشقایی، در دوازده سالگی به عتبات رفت و از محضر عالمان نامداری همچون حضرات آیات: سیداسماعیل صدر، آخوند خراسانی، سیدمحمدکاظم یزدی و میرزای نایینی استفاده برد تا به مقام رفیع اجتهاد دست یافت. حکیم غروی اصفهانی همچنین هم‏دوره‏‌ای عارفان و عالمانی همچون سیداحمد کربلایی، سیدعلی قاضی طباطبایی، شیخ‏ محمد بهاری و سیدجمال‏الدین گلپایگانی بود و پس از سال‏‌ها مراقبت و سیر و سلوک به درجه والایی در اخلاق و عرفان رسید.
وی با چند تن از علمای معاصر خود، اولین دوره درس میرزای نایینی را طی جلساتی طولانی مورد بحث و بررسی قرار دادند. در این نشست‏‌ها، کلیه مبانی شیخ انصاری مورد پژوهش قرار گرفت. وی پس از مدتی اعتکاف در مسجد سهله و مکاشفه‏‌ای که به او دست داد، جزوه‌‏هایی را که در حین اشتغال به فلسفه و عرفان نوشته بود در رود کوفه انداخت و مکتبی جدید در معارف ربوبی مبتنی بر قرآن و احادیث پدید آورد که مکتب تفکیک نام گرفت و توسط چند تن از شاگردانش به کمال رسید. او در این مکتب معتقد بود که فلسفه اسلام را باید از متن قرآن و سنت معصوم استخراج کرد. حکیم‏غروی اصفهانی در سال 1305 ش به مشهد رفت و تا پایان عمر به مدت بیست سال به تدریس و تالیف همت گماشت. وی در طول نزدیک به سی سال، سه دوره به تدریس اصول پرداخت. نخست: مفصّل مطابق معمول بین فقها و اصولیین؛ دوم: بیان مبانی و افکار خود؛ سوم: بیان قواعد مهم اصولی که برای استدلال احکام فقهی به آن احتیاج می‏‌شود. دانشمندانی همچون سیدصدرالدین صدر، میرزا هاشم قزوینی، محمدکاظم دامغانی، میرزامجتبی قزوینی، محمدتقی شریعتی، شیخ‏ حسنعلی مروارید، حسنعلی راشد و ده‏‌ها عالم فرزانه دیگر از جمله شاگردان ایشان بودند. همچنین ابواب الهُدی، اعجاز قرآن و معارف قرآن از تألیفات اوست.

میرزامهدی اصفهانی سرانجام در 23 آبان 1325 ش برابر با نوزدهم ذی‏حجه 1365 ق در شصت و یک سالگی دار فانی را وداع گفت و در حرم مطهر امام‏رضا(ع) به خاک سپرده شد.

*وزیران مختار روس و انگلیس احمدشاه را ملاقات و او را از انتقال پایتخت به اصفهان منصرف ساختند. (1294ش)

در همان روز قوای روسیه که در دروازه تهران اردو زده بود به سوی قزوین بازگشت.

*رویدادهای مهم این روز در تقویم هجری ( 20 محرم 1436 )

*عزل "امیرکبیر" از صدارت ناصرالدین شاه بر اثر بدگویی دیگران علیه او (1268ق)

امیرکبیر که پس از ورود ناصر الدین شاه به تهران، به عنوان صدراعظم برگزیده شده بود، در ابتدا بکارگیری القاب و تعارفات بی‏ معنا را در نامه‏‌های اداری حذف کرد. اخذ رشوه را ممنوع کرد و جلوی اختیارات بی‏‌حد و حساب و نامشروع درباریان را گرفت.
برای متعادل کردن دخل و خرج مملکت، بر بیشتر وظایف و مستمری‏‌هایى که اشخاص با نفوذ مانند شاهزادگان و اُمرای لشکر، بدون استحقاق از خزانه‏ی دولت دریافت می‏‌کردند، خط بطلان کشید. اخذ مالیات‏‌ها را بر اساس صحیحی قرار داد چنان که در اندک مدتی، خزانه‏ خالی مملکت از درآمد مالیات پُر شد.
بر گسترش کشاورزی همت ورزید و مدرسه‏ عالی دارالفنون را تاسیس کرد. امیرکبیر هم‏چنین دست سفیران روس و انگلیس را از دخالت در امور داخلی ایران کوتاه ساخت و بَست نشستن در محل سفارت آنان را ممنوع اعلام کرد. لیاقت و تدبیر و طهارت اخلاق امیرکبیر موجب وحشت درباریان ناپاک و حسودان شد و شاه بی‏تجربه را با دسیسه‏‌ها و تحریکات فراوان به عزل وی تشویق کردند. سرانجام بر اثر دسیسه‌‏های فراوان اطرافیان به ویژه مهد عُلیا مادر ناصرالدین شاه، امیرکبیر از صدارت عزل شد و میرزا آقاخان نوری به جای وی به صدارت عُظمی رسید.

*رویدادهای مهم این روز در تقویم میلادی ( 14 نوامبر 2014 )

*مرگ "فریدریش هِگِل" فیلسوف معروف و نظریه‏ پرداز بزرگ آلمانی (1831م)

گئورگ ویلْهِلْم فردریش هِگِل، فیلسوف معروف آلمانی در 27 اوت 1770م در اشتوتگارت آلمان به دنیا آمد. وی پس از طی دروس متوسطه، تحصیلات خود را در علوم الهی به پایان برد و پس از آن به تدریس فلسفه پرداخت.
هگل پس از چندی تحت تاثیر امانوئل کانْتْ، فیلسوف هم‏وطن خود، به فلسفه اصالت تعقل گرایید و کتابی درباره زندگی مسیح(ع) نگاشت. هگل، معقد بود هر آنچه عقلانی است واقعی است و هر آنچه واقعی است، عقلانی. هگل پس از چندی اعلام کرد که هستی بر اصل تضادْ، قائم است و هر آنچه در عالم خلقت می‏‌بینیم متضادی نیز دارد. هر رویى، پشتی دارد و نمی‏‌توان به بی‏‌نهایتْ، بدون نهایت و به زندگی بدون مرگ، اندیشید. هر شی‏ء بدان سببْ خودِ آن است که چیز دیگر نیست. از این گذشته، ضدّ هر چیز در خود آن است. هر قطبی، قطب مقابل را، در خود دارد. همین‏ طور گرما، سرما، عشق، نفرت، روز و شب و جوانی و پیری. در اینجا هگل عنوان کرد که هر چیزی، نه تنها ضد خود را در بر دارد، بلکه ضد خود است. هستی، نزاع قوای مخالف است برای ترکیب آن‏ها به صورت وحدتی عالی‏تر. هستی، نزاعِ اجزا است برای تشکیل یک کُل و کشمکش متفرّقات است برای جذب شدن در مطلق. در فلسفه هگل تنها پس از گذشتن از دریای خون می‏‌توان به جزیره متبارک مطلق رسید.
در همین جا نیز، هگلْ مطلق را نه با یک دولت جهانی، بلکه با دولت پروسْ، عینیت می‏‌دهد و آزادی را محدود به قدرت مطلق آن دولت می‏‌کند. افکار هگل در ابتدا حول آزادی‏خواهی بود و او خود را شیفته آزادی می‏‌دانست. اما تصریح می‏‌نمود که منظور از آزادی، بی‏ بندوباری نیست. فرد، فقط آن‏گاه شخص است که موجودی اجتماعی باشد و در فعالیت‏ های اخلاقی شرکت جوید.
وی اخلاق اجتماعی را در سه حوزه به هم پیوسته مورد بررسی قرار داد؛ اول خانواده، که نه تنها نظام بشری را تداوم می‏‌دهد، بلکه افرادبشر را نیز تعالی می‏‌بخشد. دوم جامعه مدنی، که نهادهای خاصی برای تنظیم و تسهیل فعالیت‏‌ها دارد و از دیدگاه هگل، ابزاری برای نیل به اهداف شخصی می‏‌باشد. و سوم، دولت، که منظور هگل مجموعه‏‌ای از نهادها نبود بلکه تجسم عینی حیات اخلاقی را درنظر داشت و حتی در مورد دولت پروس نیز به دلوتی اخلاقی و با هدف، می‏‌اندیشید. وی در دوره انقلاب کبیر فرانسه، تحت تاثیر این رویداد مهم قرار گرفت اما دیری نپایید که با الهام از یوهان فیخته، دیگر فیلسوف آلمانی که شعارش "آلمان فوق همه" بود، آلمان را علت غایى آفرینش جهان عنوان کرد. هگل که فلسفه نژاد برتر فیخته، در او آتشی را روشن ساخته بود اعلام داشت که تمام جهان بر جاده انحطاط و زوال است جز آلمان. آلمان مقصد مطلق تاریخ است و تنها آلمانی‏‌ها هستند که مشعل تمدن را به پیش می‏‌برند. از این رو به عقیده هگل، سرنوشت چنین است که آلمان بر تمام دنیا تسلط یابد.
هگل هم‏چنین، آزادی خودآگاهانه رعایای آلمانی را فرمانبرداری از شاه آلمان عنوان می‏‌کرد و پادشاه آلمان را در کشاندن رعایای خود به نام وطن برای تجاوز به جهان آزادی قلمداد می‏‌نمود، زیرا هگل تنها آلمان را روحاً زنده می‌‏پنداشت و بقیه جهان را مرده تصور می‏‌کرد. با این حال، پایه فلسفه بغرنج و پیچیده هگل که بر تصورات بی‏ اساس گذاشته شده و با هاله غلیظی از راز وَری احاطه شده بود، یکی از اسباب‏‌هایى شد که تاریخ جهان، بازیچه دست ناسیونالیسم آلمانی گردد. در نتیجه ابهام نوشته‌های هگل، هر کس و هر دست‌ه‏ای به نفع خود از فلسفه او بهره‏ برداری کرد، اما بیشتر از همه کس، فلسفه او روح توحّش و تجاوز را در مردم پروس دمید.
بر همین اساس، نازی‌‏ها که فلسفه خود را بر مبنای تفسیر اهریمنی فلسفه هگل نهاده بودند، عقیده داشتند که آزادی یعنی تسلیم به قدرت جبار. درباره هگل، اختلاف نظر فراوان وجود دارد. عده‏‌ای از فلاسفه او را متفکری مرتجع، عده‏ای دیگر محافظه کار و بالاخره بعضی، متفکری تندرو و افراطی می‏‌دانند. آزادی خواهان او را الهام بخش هیتلر و موسولینی می‏‌دانند و محکومش می‏‌کنند. فاشیست‏‌ها نیز او را پیش‏رو مارکس و لنین می‏‌شمارند و محکوم می‏‌نمایند.
مجموعه آثار هگل که الهام بخش کابوس‏‌های اهریمنی چون هیتلر بود، پس از مرگش در هجده مجلد به چاپ رسید که برخی از این آثار عبارتند از معرفت علم منطق، دایرةالمعارف علوم فلسفی و اصول فلسفه و حقوق. فریدریش هِگِل سرانجام در چهاردهم نوامبر 1831م در 61 سالگی جان سپرد.

*تولد "جواهر لعل نهرو" نخست‏وزیر مصلح هند و روز کودک در هندوستان (1889م)

جواهر لعل نهرو، اولین نخست ‏وزیر هند در 14 نوامبر سال 1889م در اللَّه‏آباد هند به دنیا آمد. وی پس از اتمام تحصیلات خود در رشته حقوقِ دانشگاه کمبریج انگلستان به قضاوت در هند مشغول شد.
نهرو در سال 1918م به پارلمان هند راه یافت و در 1929م به ریاست پارلمان رسید. او در1920 در نهضتی که به رهبری مهاتما گاندی با هدف آزادی هند از سلطه سیاسی انگلستان به راه افتاد شرکت کرد و با نهضت‏‌های ملی همراهی کرد. نهرو در طول مبارزات ضداستعماری خویش 10 بار دستگیر و زندانی شد و روی هم رفته، در حدود سیزده سال از عمر خود را در زندان گذراند. نهرو در سال‏‌های زندان هم بیکار ننشست و به نگارش کتب مختلفی پرداخت.
جواهر لعل نهرو پس از استقلال هند، به عنوان اولین نخست وزیر این کشور انتخاب شد و تا زمان مرگ، به مدت هفده سال، رهبری بلامنازع هند را برعهده داشت. نهرو در این مدت در صحنه سیاست بین‏ المللی نیز درخشید و همواره به عنوان یک شخصیت برجسته و صلح‏ دوست مورد احترام مجامع جهانی بود.
وی بنیادهای سیاسی - اقتصادی هند را پایه‏گذاری کرد و از یک کشور استعمارزده و بلا دیده و دستخوش تفرقه، قدرت یکپارچه‏ای را درجنوب آسیا پدید آورد.
کار عمده نهرو برای هند، اصرار وی بر این امر بود که هند به صورت یک دموکراسی غیرمنفک از آرمان‏‌های دنیایى و غیردینی باقی بماند. وی با گذراندن قانونی، نظام طبقه در هند را برانداخت و کارهایى که برای از بین بردن فقر و عقب ماندگی انجام داد، سبب ایجاد انقلاب اساسی اجتماعی و اقتصادی شد. نهرو از قهرمانان استقلال هند و از رهبران متفکر مبارزات مردمی این کشور طی سال‏های استقلال به شمار می‏‌رود. او هم‏چنین به اتفاق جمال عبدالناصر، ژوزف تیتو و احمد سوکارنو رهبران وقت مصر، یوگسلاوی و اندونزی از بنیان‏گذاران جنبش عدم تعهد به شمار می‏‌رود و حیثیتی بین‏ المللی دارد. جواهر لعل نهرو در ژانویه 1964م دچار حمله قلبی شد و نیمی از بدنش فلج گردید تا این‏که سرانجام در 27 مه 1964م در 75 سالگی درگذشت.
منبع: راسخون انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار