امروز : دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۶ - 2017 August 21
۲۲:۵۹
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 126067
تاریخ انتشار: ۲۴ آبان ۱۳۹۳ - ساعت ۱۳:۰۰
تعداد بازدید: 76
بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی ...

بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیل‌های موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.
 
***

نوش‌داروی رئیس‌جمهور و معاون اول برای یک زخم عمیق

پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری گزارش داد که رئیس جمهور روحانی، روز پنجشنبه گذشته در نشست مشترک اتاق بازرگانی ایران و آذربایجان و در دیدار تجار و بازرگانان دو کشور با بیان اینکه ملت ایران از فشار تحریم درس‌های فراوانی آموخته است، گفته است: اولین درس این بود که اگر ملتی اراده کند، ‌می‌تواند آثار تحریم را به عدد «صفر» نزدیک کند و حتی در این شرایط برنامه‌های اقتصادی خود را با قوت به پیش ببرد.

همچنین آقای اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور کشورمان نیز اخیراً طی سخنانی در مجتمع تحقیقاتی شهدای جهاد دانشگاهی گفته است:«عده‌ای به دنبال به یأس کشاندن مردم هستند»

به گزارش ایسنا، وی با تأکید بر اینکه دستاوردهای کشور باید تبیین شود تا مردم بدانند چه اتفاقات مبارکی در کشور وقوع یافته، افزوده است: در کنار تحریم‌ها برخی مدیریت‌های نادرست در بخش‌های اقتصادی منجر شد که اقتصاد کشور دچار مشکل شود و فشارهای زیادی بر مردم تحمیل شود.
 

*این سخنان صحیح در زمینه تلاش عده‌ای برای القای یأس به مردم و کم‌تأثیری تحریم‌ها، که جای خالی پررنگ آنها بویژه در رسانه‌های اصلاح‌طلب و بعضاً رسانه‌های نزدیک به دولت هم دیده می‌شود؛ یک نکته اصلی قابل تأمل دارد و آن اینکه مرجع ضمیر تمام نکات مستتر در این صحبت‌ها کسانی هستند که مدعای حمایت از دولت یازدهم را دارند اما ردّ پای آنها در ماجرای القای ناامیدی نیز دیده می‌شود.

به سخن دیگر اینکه وقتی یکی از مشاورین رئیس جمهور محترم بیان می‌کند «قدرت رقابت در هیچ صنعتی جز قرمه‌سبزی و آبگوشت را نداریم»!

وقتی دو چهره اصلاح‌طلب بصورت مشخص بیان کرده‌اند که اثر تحریم‌ها بر کشور «فلج کننده»! بوده است.

وقتی مجموع ادبیات برخی دولتمردان محترم تماماً در کلمه «تحریم‌ها» و اثرگذاری آنها خلاصه می‌شود.

وقتی به گفته رهبر انقلاب، دولت محترم چاره بسیاری از مشاکل را در لزوم رابطه با آمریکا می‌داند.

وقتی خدمات دولت گذشته در کلام برخی هواداران مصلحتی و حتی خود دولتمردان نادیده گرفته شده و اوضاع کنونی به زمین سوخته و شرایط پس از جنگ! تشبیه و حتی خود دولت گذشته از دولت‌های دوران طاغوت هم بدتر عنوان می‌شود.

و وقتی یکی از اعضای کابینه اعلام می‌کند که خزانه‌ی ما خالیست...!

آیا با تمام این اوصاف، روا نیست معاون اول محترم دولت یازدهم، صریحاً از تمام این مراجع ضمیر بخواهد که در منش و ممشای خود تجدید نظر کنند تا یأس و ناامیدی به ساحت افکار عمومی کشورمان راه پیدا نکند؟!

همچنین کلام صحیح معاون رئیس جمهور کشورمان مبنی بر اینکه برخی سوء مدیریت‌ها در بروز مشکلات نقش دارند و نیز سخنان رئیس جمهور کشورمان در آذربایجان مبنی بر اینکه تحریم‌ها اثر چندانی ندارند؛ حرفهایی اساسی، عقلایی و درست هستند که انتظار بود بسیار زودتر از این توسط دولتمردان محترم مورد اشاره قرار گیرند تا تأثیر کم و حداکثر 25 درصدی تحریم‌ها بر اقتصاد کشورمان با عمق بیشتری در نزد افکار عمومی نهادینه شود و کسانی نتوانند در این میان به اسم دلسوزی و همراهی با دولت یازدهم، دست به شیطنت و تلاش برای پیشبرد توطئه شوم «ناآرام سازی اقتصادی» بزنند.

پروژه‌ای شوم که در ابتدای امسال نیز توسط رهبر معظم انقلاب مورد اشاره قرار گرفت و در زمینه آن هشدارهایی داده شده است.
 
***
 

اصولگرایان در اقلیّت هستند یا اصلاح‌طلبان؟

آقای فیض‌ا... عرب سرخی، از چهره‌های اصلاح‌طلب، اخیراً در بخشی از گفت‌وگوی خود با خبرگزاری ایلنا، با اشاره به نتایج انتخابات سال 92 گفته است:«به عنوان یک واقعیت اگر آرای نامزدهای اصولگرایی در انتخابات را با هم جمع بزنیم کمتر از 50 درصد جامعه است. اصلا فرض را بر این بگیریم که هیچ اشکالی هم در کار نبوده، تعدد نامزد‌ها صورت نگرفته و اختلاف نظری وجود نداشته است باز هم اصولگرایان رای لازم را کسب نکرده‌اند. این در حالی‌ است که در انتخابات ریاست جمهوری سال 84، مجموع آرای جریانات اصلاح طلب و معتدل، از آرای اصولگرایان بیشتر بود. این تفاوت ماجراست که نباید مغفول بماند»!
 

*نکته انتخاباتی مورد اشاره توسط آقای عرب‌سرخی، به کرّات از سوی قاطبه اصلاح‌طلبان و سران این طیف سیاسی نیز مورد اشاره قرار گرفته است.

این در حالی است که استدلال و استقرای این سخن به هیچ وجه صحیح نیست و بیان صورت درست آن در کلام سیاسیون اصلاح‌طلب، عمداً یا سهواً مورد تغافل قرار می‌گیرد.

صورت درست معنای مورد اشاره آن است که انتخابات و رأی‌گیری از مردم در قاموس سیاست‌ورزی فرایندهایی یک‌شبه نیستند که بر همین اساس بتوان میزان رأی مردم را عاملی برای به رخ کشیدن اکثریت یا تمسخر اقلیت بودگی یک جریان سیاسی تفسیر کرد.

«رأی» مؤلفه‌ای است که بر اساس کنشگری‌های سیاسی در مجرای زمان شکل می‌گیرد و به قول آقای اصغرزاده، (از فعالین اصلاح‌طلب) کُنش سیاسی هرگز در خلأ شکل نمی‌گیرد!

بنابراین، منظور اصولگرایان در اقدام به خودانتقادی از فعالیت‌های انتخاباتی سال 92 این است که نحوه فعالیت‌ها به گونه‌ای نبود که بتواند سبد رأی یک کاندیدای اصولگرا را تا حد مطلوب بالا بیاورد و لذا هرگز از این خودانتقادی نمی‌توان استدلال اصلاح‌طلبان را نتیجه گرفت مبنی بر اینکه اصولگرایان در اقلیّت هستند!

وانگهی تذکر این نکته بدیهی نیز خالی از لطف نیست که یکی از منصه‌های اقلیّت یا اکثریت بودن یک جریان سیاسی، نه نتیجه انتخابات‌ها که مواقعی است که آن جریان اقدام به فراخوان مردمی می‌کند.

نکته‌ای که درباره اصولگرایان با فراخوان‌هایی که مثلاً در روز «9دی» منتشر کردند و درباره اصلاح‌طلبان با فراخوان‌هایی که برای تحریم انتخابات مجلس نهم! صادر کردند و فراخوان‌هایی که برای حمایت از رئیس جمهور روحانی بصورت رسمی صادر نکردند! قابل نتیجه‌گیری‌های مشخصی است.

گفتنیست اصلاح‌طلبان از سال 80 به این سو در هیچ انتخاباتی نتوانسته‌اند اکثریت آرای مردم را به دست بیاورند. اگرچه این عامل بر اساس استدلال بالا لزوماً دلیلی بر اقلیّت بودن آنها نیست.
 
***
سروش بیشتر از علّامه مصباح دیدگاه علّامه طباطبایی را قبول دارد!

روزنامه اعتماد، در شماره روز پنجشنبه گذشته و در صفحه اندیشه! خود در مقاله‌ای با عنوان «علامه طباطبایی معتقد به سازگاری مردمسالاری با دین بود» به بررسی برخی از آرای فلسفی علامه طباطبایی پرداخت.

این مطلب به صورت گسترده‌ای در سایت‌های فارسی زبان ضد انقلاب و برخی سایت‌های داخلی نیز منتشر شده است.

در بخشی از این گزارش که گویا گفتاری از یک شخص با عنوان صادق حقیقت است؛ با اشاره به مبحث فلسفی اعتباریات، برخی مقولات به علامه طباطبایی نسبت داده شده و در ادامه ادعا می‌شود که آرای عبدالکریم سروش، در مبحث «هست‌ها و بایدها» از آرای آیت‌الله مصباح یزدی به دیدگاه‌های علامه نزدیک‌تر است!

در قسمت اشاره شده از مطلب مذکور آمده است: 

«از دید ایشان (علامه طباطبایی) از نظر عقلی هیچ منافاتی ندارد که خداوند برای یک گروه از انسان یک دین و برای گروهی دیگر دین دیگری را تشریع کند! بنابراین نتیجه مهم بحث اعتباریات علامه این است که اعتباریات مابعداجتماع متغیر هستند و ضرورتی برای ثابت بودن‌شان نیست»

در ادامه این مطلب می‌خوانیم:‌«این نظریه که الزامات و پیامدهای بسیار مهمی را به همراه دارد، با بحث ارتباط هست و باید ارتباط پیدا می‌کند... در نسبت هست و باید، مساله اول این است که آیا به لحاظ منطقی نسبتی میان بایدها و هست‌ها هست یا خیر... ظاهر بحث علامه این است که میان هست‌ها و بایدها به لحاظ هستی‌شناسانه ارتباطی نیست. این مبنای علامه منطقا مورد توجه امثال دکتر سروش قرار گرفته است. زیرا سروش در مباحث معرفت‌شناسانه و روش‌شناسانه‌اش ابطال‌گراست و مبانی ابطال‌گرایی پوپر، بسیار شبیه اثبات‌گرایی است (زیرا هر دو به عدم نسبت میان هست و باید باور دارند). در مقابل کسانی میان آیت‌الله مصباح به ارتباط میان هست و باید قایلند، و از ضرورت بالقیاس سخن می‌گویند»
 

*بخش اشاره شده از مطلب روزنامه اعتماد در اشاره به آرای فلسفی علامه طباطبایی حاوی اشکالات و اغلاط عمده‌ای است که در ادامه به آنها اشاره می‌شود:

یکم_ اینکه گفته شده از دیدگاه علامه طباطبایی منافاتی ندارد که خداوند برای یک گروه از انسان‌ها یک دین و برای گروهی دیگر دین دیگری را تشریع کند! حرفی است که بدون مؤخره و مقدمه ذکر شده و به حضرت علّامه طباطبایی نسبت داده شده است.

پر واضح آنکه همه می‌دانیم این دیدگاه بی مقدمه و مؤخره اتفاقاً دیدگاه آقای سروش است نه شخص علامه طباطبایی که بعنوان یک عالم و فیلسوف اسلامی، به مباحث وحیانی، ایمانی و اخلاقی همچون کامل بودن اسلام نسبت به تمام ادیان قبل از خود باورهای واضح داشته‌اند.

این سخن غلط، همان صورت دیگر دیدگاه‌های آقای سروش و ماجرای اغلاط فکری او یعنی «صراط‌های مستقیم» و «قرائت‌های مختلف از دین» است که توسط علما رد شده و مشخص نیست چرا گوینده مقاله چنین مبحثی را دیدگاه علامه طباطبایی ذکر کرده است؟!
 

دوم_ گوینده مدعی می‌شود که بر اساس نظریات علامه طباطبایی «اعتباریات مابعداجتماع متغیر هستند و ضرورتی برای ثابت بودن‌شان نیست»! و فی‌الواقع با این مبحث، مرحوم علامه طباطبایی و دیدگاه‌های آن حکیم فرزانه را در زمره نسبی‌گراها و اشاعره(نقل پرستان) قرار می‌دهد.

این در حالی است که حضرت علامه در این باب معتقد به «اصل‌یابی اعتباریات» هستند و بر اساس تحلیلی که از ماهیت متکثّر اعتبار دارند، به روش مطالعه قهقرایی، معتقد به فهم معنای اصیل اعتبار هستند.

لذا اینکه ادعا شده است بر اساس دیدگاه ایشان ضرورتی برای ثابت بودن اعتباریات نیست، حرفی غلط و سرشار از اعوجاج است.
 

سوم_ گوینده مدعی شده است که علامه طباطبایی به ارتباط میان هست و باید معتقد نیست و در ادامه از این می‌گوید که آقای سروش این دیدگاه را قبول دارد اما علامه مصباح یزدی خیر!

این در حالی است که اولاً در رابطه عقلایی هست و باید، همه می‌دانند که فقط اشاعره رابطه میان هست و باید را نپذیرفته‌اند و تمامی فلاسفه، متکلمین، فقها و معتزله و امامیه این مبحث را می‌پذیرند. (زیرا بایدهای اخلاقی مشخصاً تابعی از مصالح اخلاقی یا همان هست‌های اخلاقی هستند)

در باب ادعای گوینده نیز باید گفت که حضرت علّامه طباطبایی در رابطه با بحث ارتباط میان هست و باید، نه تنها این مبحث را قبول دارند بلکه نسبت به سایر فلاسفه با استنتاج بیشتری به اثبات رابطه می‌پردازند و شعوب دیگری را نیز در این رابطه عقلایی موشکافی می‌کنند.
 

و چهارم_ حضرت علّامه مصباح یزدی نیز همانند مرحوم علامه طباطبایی به رابطه هست و باید معتقدند و در مباحث خود با دلایلی دیگر و البته موجزتر از علامه طباطبایی به اثبات رابطه اشاره شده می‌پردازند.

لذا این مطلب، قلب صریح واقعیت است که علامه مصباح در مبحث رابطه میان هست و باید، دیدگاهی دور و حتی خلاف علامه طباطبایی دارد و یا اینکه عبدالکریم سروش و حتی مقتدای او، پوپر! در این زمینه به علامه طباطبایی نزدیکتر هستند نیز حرفی جعلی و خلاف مسلّم است.

پی‌نوشت: چندی است که در برخی رسانه‌های وابسته به یک جریان سیاسی خاص مطالبی در ستایشگری از عبدالکریم سروش و حسین بشیریه (از تئوریسین‌های فلسفی و سیاسی جریانی خاص که در فتنه نقش خاصی را ایفا کرد) بعمل آمده است. 

این هر دو هم‌اکنون در ایالات متحده آمریکا به سر برده و زیست می‌کنند.
 
***
 

حامیان عذرخواهی احتمالی خاتمی از دغدغه‌های رهبری می‌گویند

روزنامه اعتماد به تازگی گفت‌وگویی را با آقای حسین مرعشی انجام داده است.

آقای مرعشی در لابه‌لای این مصاحبه گفته است:

«هم آقای خاتمی و هم مجموعه اصلاح طلبان بخش مهمی از سیاست در جمهوری اسلامی و دلسوز نظام هستند. اصلاح طلبان همواره به دنبال مصالح نظام بوده اند. مصالح نظام هم ایجاب می‌کند که اصلاح طلبان در مسائل سیاسی و به ویژه امر مهمی مثل انتخابات مشارکت داشته باشند و نقش جدی و پررنگی ایفا کنند، اصلاح طلبان هم به دنبال همین موضوع هستند. من شخصا فکر می‌کنم در این تعاملات نخستین نکته‌ای که باید مورد توجه‌مان باشد توجه به دغدغه‌های رهبری است. رهبری نظام دغدغه‌هایی در مورد ترکیب مجلس و شخصیت‌هایی که می‌توانند در مجلس حضور داشته باشند دارند که باید در نظر گرفته شود»
 

*آقای مرعشی قبل از این هم در گفت‌وگو با یک خبرگزاری، مفاهیمی مثل فتنه، عذرخواهی و دغدغه‌های مقام معظم رهبری را مورد اشاره قرار داده بود که به نظر می‌رسد صحبت اخیر وی در اقتفای همان معانی باشد.

او در مصاحبه قبلی مورد اشاره گفته بود: باید پاسخگوی افکار عمومی باشیم. اگر جایی هم اشتباه کردیم، بگوییم که اشتباه کردیم… در زندگی سیاسی ما چند بار این اتفاق پیش آمده که بابت اشتباهات‌مان عذر خواهی کردیم.

او همچنین تصریح کرده بود: اگر دغدغه‌های رهبری را مدنظر قرار بدهیم در همان محدوده‌ای که نظام اجازه داده به رفع آثار فتنه کمک خواهیم کرد.

به نظر می‌رسد آقای مرعشی بعنوان یکی از اصلاح‌طلبان مبرّز متوجه معنای «دغدغه‌های رهبری» هست و به نیکویی می‌داند که یکی از مهمترین نقاط مورد اشاره رهبر انقلاب بحث «فتنه و خط قرمز بودن آن» است.

لذا این اشاره کردن به سمت دغدغه‌های رهبری، آنهم برای بار چندم در صحبت‌های آقای مرعشی می‌تواند معانی خاصی داشته باشد.

قبل از او، آقای خاتمی نیز در صحبت‌های مهمی تأکید کرده بود که اصلاح‌طلبان باید بدبینی‌های نظام را نسبت به خود حذف کنند.

بلافاصله پس از همان صحبت‌های مهم بود که مرعشی از مفهوم عذرخواهی و لحاظ شدن دغدغه‌های رهبری نظام سخن گفت و برخی رسانه‌های اصلاح‌طلب نیز با رویکرد پشتیبانانه نسبت به این اظهارات آقای خاتمی، مطالبی را منتشر کردند.

از این اِماره‌ها و دلایل اینگونه برداشت می‌شود که احتمالاً قرار است در آینده نزدیک رفتاری با مضمون «عذرخواهی از حوادث سال 88»(نظیر آنچه که در ماجرای انتخابات مجلس نهم و رأی دادن آقای خاتمی در آن انتخابات رخ داد) مجدداً از سوی لیدر اصلاحات تکرار شود.

غیر از آقایان خاتمی و مرعشی، آقای داریوش قنبری نیز اخیراً در یک یادداشت مطبوعاتی تأکید کرده است که اصلاح‌طلبان باید کاری کنند که کسی به آنها به دیده تردید نگاه نکند.

همچنین به تازگی اظهاراتی رسمی از سوی آقای خاتمی منتشر شده مبنی بر اینکه وی ضمن تأکید بر «پذیرفتن اشتباهات»، بر لزوم تشخیص خط قرمزها و تعیین مرز شفاف با برخی مقولات توسط اصلاح‌طلبان تأکید کرده است.

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار