امروز : یکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶ - 2017 November 19
۱۲:۱۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 126569
تاریخ انتشار: ۲۶ آبان ۱۳۹۳ - ساعت ۱۵:۴۶
تعداد بازدید: 41
بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی ...

بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیل‌های موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.
 
***
 

اعتراف به ناممکن بودن پیروزی اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس دهم

روزنامه اصلاح‌طلب اعتماد در پرونده‌ای مطبوعاتی پیرامون انتخابات مجلس دهم، که اخیراً آن را منتشر کرد، به سراغ تنی چند از فعالان اصلاح‌طلب رفته و نظرات آنها را در این زمینه جویا شده است.

در همین زمینه، آقای فیاض زاهد، از فعالان اصلاح‌طلب در بخشی از صحبت‌هایش به اعتماد گفته است:

«اگر تیمی برای به دست آوردن مساوی به میدان برود بازی را واگذار می‌کند در سیاست نیز از همین مثال استفاده می‌کنیم. حتی اگر استراتژی‌مان دستیابی به مجلس معتدل باشد باید برای تشکیل مجلس اصلاح‌طلب تلاش کنیم اگر با فکت‌های واقعی روبه‌رو باشیم و تحلیل جامعی از نهادهای قدرت داشته باشیم تشکیل مجلس اصلاح‌طلب دور از دسترس است. دولت روحانی و مجلس پیش رو یک دوره انتقالی است تا بتواند جریان اصلاح‌طلب را به جایگاه اصلی خود بازگرداند»
 

*پیش از آقای زاهد، روزنامه اصلاح‌طلب شرق و آقای محمدرضا تابش نیز در یک گزارش و یک یادداشت اذعان کرده‌اند که انتخابات مجلس دهم می‌تواند آخرین ایستگاه فعالیت‌های سیاسی اصلاح‌طلبان باشد. به این معنا که با توجه به بی‌رأی بودن اصلاح‌طلبان از سال 80 تاکنون؛ توفیق اصولگرایان در انتخابات پیش رو به منزله شکستی بزرگ و فراتر از تصور برای اصلاح‌طلبان است.

اعتراف آقای زاهد به این معنای صحیح که مجلس دهم حتماً اصلاح‌طلب نخواهد بود، ناظر به حقایقی از صحنه است که البته به نظر می‌رسد اصلاح‌طلبان برای تغییر حتی حداقلی آنها به نفع خود برنامه‌هایی مثل عذرخواهی احتمالی آقای خاتمی از فتنه سال 88 را تدارک دیده باشند!

«دوره انتقالی» بودن دولت رئیس جمهور روحانی برای اصلاح‌طلبان نیز معنایی است که پیش از آقای زاهد توسط آقای ابراهیم اصغرزاده با توصیف کردن دولت به «رحم اجاره‌ای»! برای اصلاح‌طلبان مورد اشاره قرار گرفته بود.

شایان ذکر است که آقای زاهد در حالی شجاعانه این نتیجه‌گیری منطقی را بیان کرده است که اصلاح‌طلبان این روزها با تمام توان از تلاش برای نتیجه‌گیری در انتخابات مجلس دهم سخن می‌گویند.

مثلاً در یکی از آخرین نمونه‌ها؛ آقای درایتی از فعالان اصلاح‌طلب، در همین زمینه طی یادداشتی مطبوعاتی به پُر انگیزگی اصلاح‌طلبان و تلاش آنها برای نتیجه گرفتن در انتخابات آتی اشاره کرده است.
 
***
 

آینده بدفرجام تقدیس جهانی‌سازی توسط اصلاح‌طلبان؛ چگونه و چرا؟!

آقای محمدصادق خرازی، از چهره‌های اصلاح‌طلب و دیپلمات کشورمان، اخیراً در همایشی تحت عنوان «مناقشات خاورمیانه» ضمن اشاره به مفهوم «جهانی‌سازی» و با تأکید بر اینکه باید جهان را شناخت و از جهانی شدن نترسید! گفته است: اگر بازیگران صحنه سیاسی ایران هوشمندانه از فرایند جهانی شدن استفاده کنند و در پاسداری از فضیلت‌های تاریخی، مدرن سازی را نیز مورد توجه قرار دهند، جهانی آرام را برای آینده مردم ایران رقم خواهند زد.

به گزارش ایسنا، وی با ابراز تعجب از عصبانی بودن برخی نسبت به پدیده جهانی شدن خاطرنشان‌کرد: آیا عقب‌گرد به گذشته یا ایستادن در برابر برخی مطالب می‌تواند منافع و امنیت ملی را حاصل کند؟ باید جهان را شناخت و از جهانی شدن نترسید و در جهان امروز بازی کرد تا به پیشرفت در عرصه جهانی شدن دست یافت.
 

*متأسفانه یکی از مشکلات عدیده فکری که کشور ما با آن دست به گریبان است، اعتقاد قاطبه چهره‌های اصلاح‌طلب به مفهوم جهانی سازی یا همان «گلوبالیزاسیون» است که نخستین بار مک‌لوهان، دانشمند کانادایی‌الاصل آنرا بصورت تئوریزه مطرح کرد.

برای تدقیق در این معنا و در اشاره‌هایی برای نقض صحبت‌های آقای خرازی استدلال‌های زیر اقامه می‌شود:

یکم: جهانی سازی در حالت بدون ماسک به این معناست که مردمان تمام جهان، با حفظ هویت بومی، دینی و سرزمینی خود؛ اما هژمون برتر یعنی ولایت و کدخداگری آمریکا بر عالم را بپذیرند در عین آنکه همه‌ی آن هویت‌های حفظ شده‌ی بومی، دینی و سرزمینی هرگز نباید ذره‌ای در تعارض با این ولایت و کدخداگری باشد.

این معنای بی پیرایه‌ی جهانی‌سازی است که البته از بیان جلوات دیگر آن به منظور جلوگیری از اطاله کلام خودداری می‌شود.
 

دوم: در مبانی فکری شیعه که متبلور در نظام جمهوری اسلامی ایران است، هیچ متفکر و عالمی با جهانی شدن به معنای اینکه همه مردم جهان بصورت عقلایی، تعالیم برتر، فکر برتر و نظام برتر را بپذیرند مشکلی ندارد بلکه مناقشه از آنجا آغاز می‌شود که کدام فکر و نظام را بعنوان «برتر» باید به جهان ارائه کرد؟! و در گام‌های بعدی نیز این ارائه‌کرد باید با سنبه‌ی زر و زور و تزویر باشد یا با قدرت استدلال و محبت و ارائه مدل؟! هژمون برتر حتی در صورت مستکبر بودن نیز آیا رواست که اطاعت شود؟! و ایضاً مسائلی دیگر که باز هم به دلیل اطاله کلام از بیان آنها خودداری می‌شود.
 

سوم: در پاسخ به آقای خرازی که در سخنرانی خود چندین مرتبه از قدرت آمریکا و ابرقدرتی آن یاد کرده‌اند باید گفت که فرض بر اینکه ما ابرقدرتی آمریکا را بپذیریم (که بر سر همین معنا نیز مناقشه وجود دارد!) این پذیرش به هیچ وجه دلیل آن نیست که بپذیریم آمریکا کدخدای اصلی جهان هم باشد، نظام دهکده جهانی مطابق میل او باشد و اساساً آن قدرقدرتی سبب درستی و بی‌اشکالی گفتمان آمریکا هم باشد!

چه اینکه همگی اثباتاً می‌دانیم آمریکا مستکبر است، شیطان بزرگ است، جنایتکار است و غیره... و حتی اگر قدرقدرت منظومه شمسی هم باشد؛ نباید گفتمان او را بعنوان گفتمان غالب پذیرفت و باید تا همیشه با او مبارزه کرد.
 

و چهارم: آقای خرازی در صحبت‌های خود در عین اشاره به جهانی سازی بر حفظ هویت تاریخی و مدرن سازی نیز تأکید کرده‌اند.

باید گفت که اتفاقاً در منظر مبناسازان تئوری جهانی‌سازی آمریکایی نیز، ملت‌ها باید جهانی شدن را به هر ضرب و زوری بپذیرند تا مثل افغان‌ها، ژاپنی‌ها و غیره هویت تاریخی‌شان فقط در قسمتی که با استکبار آمریکا سر ستیز ندارد و مدرنیزاسیون آنها در قسمتی که تمام آدم‌های آن کشورها را به عوامل تولید! برای آمریکا بدل می‌کند، حفظ شود و بوجود بیاید.

شاید آقای خرازی نمی‌داند در افغانستانی که استفاده از لغات غیر فارسی مجازات‌های سنگین داشت و مردمش به مجاهدت در راه اسلام شهره بودند، هم‌اکنون به‌دلیل قرار گرفتن در سراشیب دره جهانی‌سازی آمریکایی! نام بازارهای بزرگ را «جرج بوش» می‌گذارند، کنسرت‌های متالیکا برگزار می‌شود، ناامنی موج می‌زند و در جاهایی از این سرزمین اسلامی رقاصه‌ها مجالس رسمی برگزار کرده‌اند. و از تمام فرهنگ غنی افغانستان می‌رود که جز کلاه پوست بزغاله‌ای حامد کرزای هیچ چیزی دیگری بر جای نماند‍!

اما به جای آن فرهنگ غنی که می‌توانست افغانستان را نیز همچون ایران بزرگ با اتکای به دستاوردهای خود و در پرتو مجاهدتهای کسانی همچون احمد شاه مسعود شکوفا کند؛ راه‌های آسفالت، دانشگاه‌های بدلی و البته کشاورزی پویای خشخاش! را به افغانستان هدیه داده‌اند.

و ایضاً در ژاپن مصداق جهانی شدن! نخست وزیر این کشور سال‌هاست که بر مزار سامورایی‌های مبارز حاضر نمی‌شود و یا در مراسم یادبود درگذشتگان هیروشیما و ناکازاکی، سفیر آمریکا (قاتل اصلی جنایت هیروشیما) نیز در عین بی‌حسّی حضّار حاضر می‌شود و کراوات سیاه هم می‌پوشد.

و همینطور در کره جنوبی، به عنوان مصداق دیگری از پیشرفت پوشالی در مسیر جهانی شدن! قصه تجاوز گسترده به نوامیس مردم کره و بی‌عزتی و بی‌غیرتی مسئولان این کشور نیز شهره‌ای عالمگیر دارد.

هویت و مدرنیته‌ای که آمریکا در مابه‌ازای جهانی شدن هدیه می‌دهد اثری از غیرتمندی، دینداری واقعی، ناسیونالیسم عقلایی و خوداتکایی و پیشرفت واقعی با خود ندارد و ما مشخصاً نمی‌دانیم چرا این تفکر از سوی عده‌ای در ایران مورد تقدیس هم قرار می‌گیرد؟!

در اشاره به صحبت‌های آقای خرازی باید گفت که ایران اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران از جهانی سازی صحیح نمی‌ترسد و معتقد به ضرورت استیلای تفکری بر جهان است که نه تنها اثری از ظلم در آن نیست بلکه سبب شکوفایی انسان و توجه دادن نسل بشر به خدای قادر متعال است.

تفکری شبیه به همه‌ی آنچه شیعه به آن معتقد است...
 
***
 

به اسم توجه به سوگواری جوانان و هنرمند درگذشته اما به کام فتنه و اغتشاش

شخصی به نام س.آ طی یادداشتی که روز یکشنبه و همزمان با تشییع جنازه خواننده تازه درگذشته در روزنامه اعتماد منتشر کرد با اشاره به حضور برخی از شهروندان در برخی از تجمعات سوگوارانه، این حضور را «واکنش فراگیر»! توصیف کرده و گفته است: «تک‌تک آن آدم‌هایی که پس از شنیدن خبر مرگ مرتضی پاشایی به شکلی نمادین یا حقیقی ابراز احساسات خود را در سپهر همگانی جامعه آشکار ساخته‌اند، وجود دارند و طبقه‌یی هستند گم‌شده و در غبار که بدون مانیتور رسانه‌ها و دولت‌ها، دارند در دل این جامعه زندگی خودشان را می‌کنند»

شخصی به نام س.م نیز در اقدام مشابه در روزنامه آرمان مطلبی نوشته و با اشاره تلویحی به همدردی شهروندان در ماجرای بیماری و فوت خواننده تازه درگذشته نوشته است:‌ «پاشایی در سن 30 سالگی فوت کرد و جوانان دهه شصتی خودشان را در پاشایی می‌بینند کسی که به آرزوها و خواسته‌هایش نرسید. هرجا آمدند خود را تخلیه کند و ناراحتی‌هایش را بیان کنند به نوعی با او آنها مدارا نشد. مرتضی پاشایی به پیش آمد به‌رغم انواع ناکامی‌ها و مشکلاتی که گریبان اغلب دهه شصتی‌ها را گرفته است و حال که چشم از این جهان بسته تمام آن مشکلات، جوانان امروز را با پاشایی همزیست و همصدا کرده است و نهایتا مرتضی پاشایی با مرگ خود صدای درونی جوانان دهه شصتی را برانگیخته است آنان که بارها پیام داده‌اند که ما را باور کنید اما این پیام آنطور که باید شنیده نشده است»

او همچنین افزوده است: «امروز مشاهده می‌شود که جوانان با فوت مرتضی پاشایی، جوانی از نسل دهه60 گرد یکدیگر جمع می‌شوند و سرود می‌خوانند و در غم از دست دادنش تجمعی بزرگ شکل می‌گیرد»
 

*سخنان اشاره شده بر این مبنا قوام دارند که جمعیت حاضر در تجمعات و سوگواری‌های مربوط به خواننده تازه درگذشته هزاران نفری! و میلیون نفری! بوده است.

در کنار این پیش‌فرض، اگر سابقه فتنه سال 88، هشدارها پیرامون توطئه اوکراینیزاسیون در ایران و تلاش‌های یک جریان سیاسی برای ترساندن حاکمیت از بی‌شمار بودن طرفداران خود! نیز در نظر گرفته شود؛ به نظر می‌رسد که عده‌ای قصد ماهیگیری از تجمعات مربوط به درگذشت یک خواننده به نفع جریانات فتنه و اغتشاشگر را دارند.

اینکه در یادداشت اول ضمن جانمایی عبارت خوش ترکیب «سپهر همگانی جامعه» به جای «کف خیابان»! به شهروندان سوگوار نیز «طبقه گمشده در غبار»! اتلاق شود و اینکه مطلب دوم اشاره شده در بالا تلاش می‌کند تا پای جوانان دهه شصتی را بصورت ویژه‌تری به ماجرا باز کند و حرف از تخلیه و ناکامی‌ها و مشکلات می‌زند و تجمعات شکل گرفته را بزرگ (منظور وی از این بزرگنمایی خطور دادن معنای م«تأثیرگذاری و قدرت»! است) می‌خواند؛ هرگز نشانه‌های خوبی نیستند و صدای سازهای شومی را به قوای سامعه‌ی ما می‌رسانند.

شایان ذکر است طی حدود یکسال گذشته، جریانی بصورت خاص سعی در القای اعتراض‌آمیز بودن هر نوع تجمعی در ایران دارد.

این جریان از تجمعات مردم در برخی از شهرهای غربی کشور برای همدردی با مردم کوبانی گرفته تا تجمعات مربوط به اعتراض به اسیدپاشی و حتی تجمعات شکل گرفته در یادکرد خواننده تازه‌درگذشته، همگی را به مضامینی با محتوای «اعتراض اجتماعی گسترده و قدرت چیزی به نام طیف خاموش»! گره زده است.

درباره محتوای اشاره شده و حواشی برخی سوگواری‌ها برای درگذشت این خواننده؛‌ مطالب سوء دیگری نیز در فضای افکار عمومی کشور منتشر شده که طی آنها بر نقش شبکه‌های اجتماعی در شکل‌گیری تجمع، قدرتمند بودن تجمعات! و مقولاتی از این دست تأکید شده است!

برخی از نشردهندگان این مطالب، تجمعات سوگوارانه اخیر را صریحاً و گاهی تلویحاً غیر منتظره، گسترده، حاوی پیام قدرت متراکم شده و مؤید وجود شکاف! معرفی کرده‌اند.

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها