امروز : سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ - 2017 December 12
۰۶:۳۴
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 126859
تاریخ انتشار: ۲۷ آبان ۱۳۹۳ - ساعت ۱۲:۴۶
تعداد بازدید: 61
بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی ...

بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیل‌های موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.

 

***

 

دولت یازدهم برای اصلاح‌طلبان یک «فرصت پیشآمدی» است

دبیر کل مجمع نیروهای خط امام اخیراً در لابه‌لای مصاحبه‌ای که با روزنامه آرمان انجام داده است، در پاسخ به این سؤال که «در حال حاضر بیشترین انتقاد اصلاح‌طلبان هم به دولت در رابطه با وزارت کشور است، چراکه معتقدند بدنه این وزارتخانه هنوز تغییر نکرده است و شامل اصولگرایان است»؟! اظهار می‌دارد:

«این انتقاد درست و بجاست. ممکن است که این پاسخ داده شود که دولت کار دیگری نمی‌تواند انجام دهد. طبیعی است که انتظار اصلاح‌طلبان برآورده نشده»

آقای هادی خامنه‌ای می‌افزاید: «اما کار دیگری هم نمی‌شود در این رابطه کرد»

او همچنین در بخشی از گفت‌وگوی خود با خبرگزاری ایرنا که به تازگی منتشر شده با اشاره به دولت یازدهم گفته است:‌ نگاه اصلاح‌طلبان به دولت و شرایط فعلی، نگاه به «فرصتی پیش آمده» است و از این فرصت، توقع حداقلی داریم نه حداکثری.

 

*تیم رسانه‌ای دولت یازدهم و همچنین وزرای کشور، فرهنگ، دادگستری، اطلاعات و حتی وزیر ارشاد، از روز اول مسندنشینی دولت یازدهم در مظان انتقادات یک جریان سیاسی خاص در کشور بوده‌اند.

از این میان حجم انتقادات چهره‌های این جریان بویژه درباره وزیر کشور بسیار بیشتر بوده است.

عمده انتقادات جریان اشاره شده پیرامون وزیر کشور با تیترهایی مثل «چرایی عدم تغییر همه فرمانداران در همه شهرها»، «چرایی دعوت نشدن احزاب منحلّه به جلسات وزارت کشور» و «اعتراض به دست‌نخوردگی ساختارهایی از ادارات دولتی و اجرایی در استان‌های کشور» مطرح شده است.

این انتقادات طی یک و نیم سال گذشته به کرّات مطرح شده‌اند و حرف آقای خامنه‌ای مبنی بر اینکه «کار دیگری نمی‌شود کرد»! نکته قابل تأملی در این میان به نظر می‌رسد.

صحبت این فعال سیاسی مبنی بر اینکه دولت یازدهم برای اصلاح‌طلبان یک «فرصت پیش‌آمده» است! نیز در اقتفای صحبت آقای ابراهیم اصغرزاده ارزیابی می‌شود که چندی قبل گفته بود دولت یازدهم برای اصلاح‌طلبان یک «رحم اجاره‌ای» است.

به تازگی نیز، آقای فیاض زاهد از فعالان اصلاح‌طلب از دولت رئیس جمهور روحانی با عنوان «دوره انتقالی»! یاد کرده که قرار است جریان اصلاحات را به جایگاه اصلی! خود برساند.

بیان چندباره این نکته می‌تواند برای معادله مشهور «حمایت اصلاح‌طلبان از دولت» یک حل‌المسئله را ارائه کند.

آقای هادی خامنه‌ای نخستین کسی بود که چند ماه قبل با اشاره به وقایع روز قدس سال 88 اظهار کرد: شایعه‌ای درآوردند که یکی از جریان‌های وابسته به اصلاحات شعار نه غزه، نه لبنان را مطرح کرده است، بنده رسما اعلام می‌کنم این یک دروغ شاخدار است.

 

***

 

در اشاره به مونولوگ ترکان و دیالوگ زیباکلام؛

کاغذپاره بودن تحریم‌ها مضحک‌تر است یا حمایت از تضعیف صنعت ایرانی؟!

پس از اظهارات سخیف یک مقام دولتی مبنی بر اینکه ایران در هیچ صنعتی جز آبگوشت و ... قدرت رقابت با صنایع خارجی را ندارد، سایت عصر ایران گزارش داد که آقای صادق زیباکلام نیز در نامه‌ای سرگشاده به این مقام دولتی، ضمن حمایت از اظهارات وی، موضع نازل‌تری را اخذ کرده و در قسمت پایانی نامه خود نوشته است: جنابعالی خیلی خوشبین هستید و می‌فرمایید در «خورش قرمه سبزی و آبگوشت بزباش فقط قادر به رقابت هستیم.» نمی‌دانم آخرین بار که به قصابی تشریف بردید کی بود. ظاهرا می‌بایستی خیلی وقت‌ها پیش بوده باشد. جناب ترکان، با قیمتی که گوشت در ایران پیدا کرده بنده تردید جدی دارم که حتی در آن دو حوزه هم با قرمه سبزی و بزباش ترک یا چینی بتوانیم رقابت نماییم.

 

*طی حدود یکسال گذشته و بویژه پس از اشاره مقام معظم رهبری در سخنرانی یکم فروردین امسال در حرم رضوی مبنی بر اینکه عده ای قصد دارند به بهانه تحریم‌ها مردم را به خیابان‌ها بکشانند؛ تحلیلی در برخی رسانه‌ها مورد اشاره مجدد قرار گرفت مبنی بر اینکه دشمن پس از فتنه سال 88، به دنبال پیاده‌سازی مدل اوکراینی برای ایجاد اغتشاش در ایران است.

مدلی که بر اساس آن، تنی چند از چهره‌ها و تریبون‌های داخلی شروع به وصف قدرت آمریکا و غرب کرده و با مرثیه‌سرایی در فراق بهره‌مندی از امکاناتی که در نزد این قدرت بزرگ! است؛ در نهایت تلاش خواهند کرد تا با بد جلوه دادن اوضاع اقتصادی و صنعتی یک کشور و همچنین با بزرگنمایی برخی اعتراضات سیاسی، جریانی از اغتشاش را در آن کشور به راه بیاندازند.

در کنار این مسئله متأسفانه از جانب برخی اصلاح‌طلبان سخنانی نظیر سخنان بالا و یا اشاره‌هایی مبنی بر اینکه «تحریم‌ها علیه ایران فلج‌کننده بوده‌اند»! و «مردم، هزینه‌دهنده اصلی تحریم‌ها هستند»! شنیده شده است و همچنین می‌توان در همین راستا؛ در زمینه مقولاتی مثل «پیوند زدن مذاکرات هسته‌ای و لغو تحریم‌ها به معیشت مردم» و «شیطنت‌های اقتصادی حلقه انحرافی» نیز در کنار همه مسائل اشاره شده با تأمل بیشتری اندیشه کرد.

مشخصاً می‌توان تصریح داشت که حتی اگر نیت صاحبان سخنان اشاره شده و به راه اندازان جریان‌های مذکور، لزوماً به راه‌اندازی فتنه اقتصادی و ایجاد ناآرامی‌های ضد امنیتی به بهانه‌های اقتصادی و سیاسی هم نباشد اما بیان این صحبت‌های غلط، لزوماً گام‌گذاری در راستای پازل چیده شده از سوی دشمن تلقی می‌شود.

در خاتمه باید اشاره کرد که اولاً اثر تحریم‌ها بر اقتصاد ایران بر اساس گزارش‌های رسمی هیچگاه بیش از 30 درصد نبوده است، ثانیاً صنعت در ایران اسلامی نه تنها در حال رقابت که در حال پیشی گرفتن از برخی صنایع خارجی است و ثالثاً اثر تحریم‌ها بر زندگی مردم و اقتصاد ایران پررنگ نیست که صد البته همین اثرگذاری محدود را نیز می‌توان با مدیریت مطلوب از بین برد.

 

***

 

کنایه‌های ناجوانمردانه به نظام اسلامی؛ از تحریم تا سرطان!

یکی از اعضای شورای مرکزی حزب اعتماد ملی، در روز خاکسپاری هنرمند تازه درگذشته، طی نشستی تحت عنوان «آینده اصلاح‌طلبی» از ارتباط میان سیاست و سلامت انسان‌های یک جامعه سخن گفته و در ادامه تأکید کرده است: ما باید در مورد سرطان و موضوعات مرتبط با مردم با یکدیگر صحبت کنیم تا به اهمیت آن پی ببریم.

به گزارش ایسنا، آقای جواد اطاعت همچنین در بخش پایانی صحبت‌های خود با اشاره به اینکه علت عدم موفقیت تحصن نمایندگان اصلاح‌طلب در مجلس ششم، نبود حمایت‌های اجتماعی! بوده گفته است: مردم ایران گاه آنچنان به میدان می‌آیند که حتی جانشان را هم برای فرد و جریانی می‌دهند اما بلافاصله سرخورده می‌شوند!

 

*سوگمندانه باید گفت که آقای اطاعت بصورتی مشخص و قابل اثبات تلاش کرده است که در ماجرای درگذشت خواننده جوان و بیماری سرطان او، بصورت تلویحی پای ماجرای «آلودگی هوا» و «پارازیت‌ها» را به عنوان تنها بهانه‌های زیست‌محیطی یک جریان خاص سیاسی به میان بکشد و رابطه سیاسی مدّ نظر خود را نتیجه بگیرد.

در همین رابطه یکی از چهره‌های اصلاح‌طلب نیز در یادداشتی مطبوعاتی راجع به درگذشت خواننده جوان و بیماری او، بحث پارازیت‌های ماهواره‌ای! را مورد اشاره قرار داده است.

چندی قبل نیز که خواهر آقای داریوش مهرجویی از دنیا رفت، این چهره سینمایی در مراسم یادبود آن مرحومه عنوان کرد که وی به دلیل آلودگی هوا! دچار سرطان شده و این صحبت وی بلافاصله با پاسخگویی حمایت‌آمیز رئیس سازمان محیط زیست نیز همراه شد.

در اینجا باید این سؤال را از وابستگان این جریان سیاسی پرسید که چرا در مقولاتی مثل تحریم، بحث پارازیت‌ها و هوای آلوده که این‌روزها به موضوعات جنگ روانی و پروپاگاندای سیاسی برای اخذ نتایج خاص! تبدیل شده‌اند، خواستار صحبت کردن با مردم می‌شوند؟ برای علمداری روشنفکران به منظور تأثیرگذاری بیشتر این مرثیه‌‌خوانی‌ها فراخوان می‌دهند و بزرگنمایی و یکتانمایی مقولات فوق در ایران فعالیت روزمره آنها شده است؟!

پاسخ به این سؤال وقتی در کنار علاقه‌مندی برخی از چهره‌های این جریان خاص به موضوعاتی مثل تجمع، اعتراض و حمایت‌های اجتماعی (در اینجا یعنی تجمعات و تظاهرات‌ها!) قرار می‌گیرد مبیّن نتایج مشخصی است...

باید اشاره شود که تاکنون در بحث پارازیت هیچ سند و مدرکی نه در خارج و نه در داخل ایران مبنی بر سرطان‌زا بودن پارازیت‌ها ارائه و کشف نشده است. ضمن اینکه عامل بیماری سرطان نیز همچنان یکی از معماهای نامکشوف عالم پزشکی است.

همچنین آثار تحریم‌ها نیز بر خلاف الحاح و اِبرام کسانی از جریان مذکور، آنطور که رئیس جمهور روحانی هم اخیراً تصریح کرد در مواردی به صفر نزدیک بوده و گزارش‌های رسمی نیز تنها اثر 25 درصدی آنها بر اقتصاد ایران را تأیید می‌کنند.

و در بحث آلودگی هوا جدای از اینکه این مسئله نتیجه‌ای از یک رفتار جمعی و همیشه اجتماعی است و یک حکومت سیاسی به تنهایی نمی‌تواند مسئول آلودگی هوا محسوب شود! باید اشاره کرد که منظور کسانی که در این زمینه با کنایه صحبت می‌کنند، به میان کشیدن قصه بنزین تولید داخل است. پرونده‌ای که طی آن هنوز ثابت نشده بنزین‌های تولید داخل از بنزینی که هم‌اکنون وارد کشور می‌شود آلوده‌تر بوده‌اند.

آقای اطاعت همچنین در بخش دوم اشاره شده از صحبت‌هایش، خصلتی را به مردم ایران نسبت می‌دهد که از منظر تحلیلی به هیچ وجه درست نیست و ادعای او در واقع صفتی است که همه می‌دانند صفت اغتشاشگران اِلینه شده است نه صفت یک ملت همیشه در صحنه.

فی‌الواقع این اغتشاشگران هستند که هنگامیکه به صحنه! می‌آیند ممکن است هر نوع عملی را انجام دهند اما به دلیل بی‌مبنایی و تُنُک بودن انگیزه‌هایشان خیلی زود سرد شده و از میدان به در می‌روند اما مردم همیشه در صحنه ایران نه منطقاً دارای چنین صفتی هستند و نه تجربه تاریخی نشان می‌دهد که دچار این بلیّه باشند.

می‌توان در این زمینه، آقای اطاعت و برخی دیگر از همفکران او را به ماجرای 23 تیر سال 78 و حمایت مردم از نظام اسلامی در جریان فتنه کوی دانشگاه ارجاع داد. جوششی عمیق و بزرگ که خود نتیجه جوشش‌های دیگری بود و نه تنها هیچگاه سرد نشد و جلوات آن در مقاطعی مثل راهپیمایی‌های رسمی کشور و انتخابات‌ها هویداست بلکه یک‌بار دیگر و با همان جوهر و محتوا در 9 دی سال 88 نیز تکرار یافت.

 

***

 

رشد کتابخوانی در ایران واقعیت است یا تبلیغات؟!

شخصی به نام عبدالجواد موسوی، طی یادداشتی با عنوان «چرا کتاب نمی‌خوانیم؟» که آنرا برای ویژه‌نامه هفته کتاب نوشته، مدعی شده است که بر اساس دریافت‌های او از جهان پیرامونش! مردم ایران به هیچ وجه نسبت به 10 سال قبل کتاب‌خوان‌تر نشده‌اند و بیان آمارهایی مبنی بر رشد کتابخوانی در ایران هم بیشتر شعار و هیاهوی سیاسیون! است.

به گزارش ایبنا، آقای موسوی همچنین در قسمت پایانی یادداشت خود می‌نویسد: آدمی به امید زنده است. ما نیز به امید شنیدن بوی بهبود ز اوضاع جهان، در فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی شرکت می‌کنیم و گمان می‌کنیم ذیل عنوان «تدبیر و امید» می‌توانیم کاری صورت دهیم. اما اینکه پیش از امید، تدبیر آمده است را نباید اتفاق و تصادف فرض کرد. اگر تدبیر نباشد زود است که امید به ناامیدی و یأس بدل شود.

 

*رصد میزان کتابخوانی در هر کشوری، نهادهای متولی خاص خود را دارد و می‌توان و باید در این زمینه آمار همین نهادها را مد نظر قرار داد.

لذا اینکه شخصی به عنوان یک فعال فرهنگی یا هر عنوان دیگری در این آمار تشکیک عامدانه کند و شوربختانه اینکه آنها را مشتی تبلیغات و هیاهو بداند؛ چیزی غیر از یک جفای بزرگ نیست.

از باب مثال آنکه زمانی یک خبرنگار ایرانی از جوزف نای (اندیشمند آمریکایی و شارح تئوری قدرت نرم) پرسید که بر اساس اطلاعات ما برج‌های دوقلوی آمریکا توسط سرویس‌های اطلاعاتی کاخ سفید منفجر شده‌اند، نظر شما در این باره چیست؟! او پاسخ داد: مقامات کشور من حرف شما را تأیید نمی‌کنند.

و جالب آنجاست که قبول همین قاعده ساده (التزام به گفته‌های مقامات و نهادهای رسمی کشور) هم برای عده‌ای سخت است. همانطور که در فتنه سال 88 نیز سخت بود!

در سوی دیگر مسئله، باید به نوشته‌های فرد مذکور در مدح دولت محترم نیز اشاره کرد و ضمن تقبیح این مسئله بیان کرد که بر فرض مثال هم اگر کسی رسالت خود را در ثناگویی از شعارهای یک دولت می‌داند، در این میان چه دلیلی دارد که حتماً متلک و کنایه‌ای به دولت قبلی زده شود، شعبه‌ای از دین و اعتقادات دستاویز شود و یا برای مثال یک آمار جمعی در مطلع سخن مورد تمسخر قرار گیرد؟!

این قبیل رفتارهای نادرست جدای از آنکه برای نویسنده محترم و افکار عمومی اثرات سوء فکری و روشی در بر خواهد داشت (همانطور که در ماجرای معجزه نامیدن رئیس جمهور قبلی داشت)؛ می‌تواند سبب ایجاد محاسبه غلط در ذهن دولتمردان و خوب پنداشتن هرآنچه می‌کنند! نیز بشود.

گفتنیست آمار کتابخوانی مردم ایران طی سال‌های گذشته و بر اساس گزارش‌های رسمی رشد بیشتری یافته و این روند به دلایل مختلفی رو به صعود است.

تعداد زیادی از کتاب‌ها در کشور ایران طی سال‌های اخیر به چاپ چند‌ ده باره رسیده‌اند که این امر یک رخداد بسیار مطلوب تلقّی می‌شود.

جالب آنکه در همین زمینه نیز برخی افراد بدبین به صحنه شتافته و مثلاً در یک رسانه صرفاً فرهنگی به نقل از یکی از آنها آمده است که این افزایش تعداد دفعات چاپ برخی کتب نه به دلیل اقبال مردم به مطالعه بلکه به این دلیل است که بسیاری از مجلّدات این کتاب‌ها به عنوان «هدیه» به این و آن داده می‌شود!

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار