امروز : چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 6
۰۲:۴۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 127093
تاریخ انتشار: ۲۸ آبان ۱۳۹۳ - ساعت ۱۳:۱۲
تعداد بازدید: 8
بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی ...

بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیل‌های موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.

 

***

 

پس از 36 سال، 2 است که از تحریم‌ها حرف می‌زنند

درباره جمله خطرناک «تأثیر تحریم‌ها بر زندگی مردم»

یکی از مقامات کشورمان اخیراً در گفت‌وگو با یک شبکه خارجی با اشاره به مسئله تحریم‌ها گفته است: طبعا تحریم‌ها بدون تاثیر نیست و بر مردم ایران فشار وارد می کند اما تحریم بر روی اقدامات برنامه ریزی شده در برنامه صنعت صلح آمیز توسعه یافته هسته ای جمهوری اسلامی ایران تاثیر ندارد.

به گزارش رجانیوز، وی همچنین تصریح کرده است: دلیل اصلی مشارکت جمهوری اسلامی در مذاکرات هسته ای فشارها و تحریمها نیست.

 

*متأسفانه طی مدت نزدیک به 2 سال گذشته عبارتی با محتوای «بار تحریم‌ها بر دوش مردم است» بارها و بارها از سوی عده‌ای شنیده است.

برای مثال، آقای مجید انصاری، معاون پارلمانی رئیس جمهور هم آنطور که ایسنا گزارش داده است چندی قبل در اصفهان گفته بود:«دولت تدبیر و امید برداشتن بار تحریم‌ها از دوش مردم را دفاع مقدس خود می‌داند»!

آقای کامبیز درمبخش، از کاریکاتوریست‌های ایرانی در همین زمینه به خبرگزاری هنر گفته بود: امیدوارم که بزودی بار تحریم‌ها که بر دوش ملت ایران گذاشته شده است، برداشته شود!

و جالب آنکه هم‌او در ادامه پیرامون این «بار سنگین» گفته بود: متاسفانه تحریم‌ها به شدت بر زندگی هنرمندان تاثیر گذاشت و یکی از نمودهای بارز آن بر زندگی هنرمندان این بود که بسیاری از هنرمندان ایرانی در این دوران افتخارات مهمی در عرصه بین‌المللی کسب کردند، اما برای دریافت روادید با مشکل مواجه شدند و نتوانستند در مراسم تقدیرشان شرکت کنند.

یک هنرمند پیشکسوت دیگر نیز چندی قبل در همین زمینه به خبرگزاری هنر از تنگ‌تر شدن حلقه تحریم‌ها در اطراف مردم ایران و بحران‌ساز بودن آنها گفته بود.

و در کنار تمام این مثال‌های فراوان اما دستچین شده! خبرگزاری دویچه‌وله آلمان نیز در گزارشی با تیتر «فشار تحریم‌ها بر دوش کیست؟ مردم یا دولت» صریحاً به همین معنا تأکید می‌کند و از قول یک اقتصاد‌دان خارج‌نشین می‌نویسد: با کم شدن درآمد نفت در نتیجه‌ی تحریم‌ها مردم توانستند این شکاف‌ها را ببینند و هزینه‌ی این شکاف‌ها را حس کنند!

با تمام این اشاره‌ها اما در این رابطه باید دانست که همانطور که آقایان توکلی و رضایی (از چهره‌های مبرّز کشورمان در زمینه اقتصاد) در چند مصاحبه علنی تأکید کرده‌اند و گزارش‌های رسمی نهادهای کشور نیز تصریح دارند، اثر تحریم‌ها بر اقتصاد ایران کمتر از 30 درصد است.

همچنین باید اشاره کرد که مرثیه‌سرایی و بزرگنمایی وقتی مؤثر است که اساساً چیزی به نام اثر تحریم‌ها در زندگی مردم قابل مشاهده باشد...

حقیقت امر آنست که این اثر حدود 25 درصدی هم در عموم ابعاد زندگی مردم قابل مشاهده نیست و همانطور که هنرمند اشاره شده در بالا بصورتی ناخواسته بخشی از حقیقت را بیان کرده است، اثر تحریم‌ها نوعاً در زندگی قشرهای پردرآمد و در زندگی کسانی که فعالیت‌های اقتصادی کلان، سفرهای خارجی، فعالیت‌های تولیدی وابسته به خارج از کشور و مقولاتی از این دست را دارند قابل مشاهده است.

همچنین باید اشاره کرد همین که پس از نزدیک به 36 سال تحریم ایران از سوی دشمنانش در همه ابعاد، به ناگاه و فقط طی 2 سال گذشته فریاد «و ما ادریک مالتحریم» از سوی کسانی در داخل کشور برمی‌خیزد و عده‌ای نیز ناخواسته همان ادبیات را تکرار می‌کنند به هیچ وجه نمی‌توان چنین رخدادی را یک امر تصادفی برشمرد!

اگر هم در این میان کسی مدعی آن باشد که طی 2 سال اخیر بر دامنه تحریم‌ها افزوده شده است؛ حرف صحیحی نمی‌زند زیرا این سخن بدان معناست که آمریکا تا قبل از دو سال اخیر در حال ارائه تخفیف و مهربانی نسبی با ایران بوده است!

فی‌الواقع تحریم‌ها همواره در اشدّ حالت خود اعمال می‌شوند و فقط صور بروز و اسامی آنها مختلف است.

گفتنیست علاوه بر پافشاری دانسته یا نادانسته کسانی بر اینکه مردم ایران بصورتی بحرانی در حال تحمل بار تحریم‌ها هستند! کسانی هم بر فلج‌کننده بودن تحریم‌ها در ایران! صحّه گذاشته‌اند.

مثلاً آقای محسن رهامی، از فعالان اصلاح‌طلب چندی قبل به خبرگزاری ایرنا گفته بود: «تحریم‌ها و قطعنامه‌ها کشور را فلج کرده و تا حل نشود نمی‌توانیم حوزه اقتصاد کشور را 100در صد حل کنیم»

و یا همینطور آقای احمد خرّم، وزیر راه دولت اصلاحات نیز در یادداشتی مطبوعاتی در همین زمینه از فلج‌کنندگی تحریم‌ها برای ایران سخن گفته است.

 

***

 

از رانندگان تاکسی تا نمایندگان ملت، همه در مظانّ اتهام

پس از توهین به مردم، نوبت به نمایندگان مردم هم می‌رسد

آقای صادق زیباکلام، لحظاتی پس از رأی نیاوردن کاندیدای پیشنهادی دولت برای مدیریت وزارت علوم با خبرگزاری ایلنا مصاحبه کرده و با بیان اینکه به نظر می‌رسد اصولگرایان تندرو رهبری اصولگرایان را برعهده گرفته‌اند به مفاهیمی مثل «فتنه» و «اقلیت تندرو» اشاره کرده و گفته است: این یک نگاه اقلیتی است که حدود 4 میلیون رای دارد که در برابرش 19 میلیون رای قرار دارد که خواهان تغییر هستند. اما اصولگرایان و تندروها چشمانشان را به این خواست مردم بسته‌اند.

 

*منظور آقای زیباکلام و کسان دیگری در اردوگاه اصلاحات از عبارت تندروهای مجلس، نمایندگان سمپات جبهه پایداری در مجلس شورای اسلامی هستند.

همچنین منظور ایشان و کسانی از هم‌مسلکان ایشان از بیان اینکه «آنها 4 میلیون رأی بیشتر ندارند» میزان رأی دکتر سعید جلیلی در انتخابات ریاست جمهوری دولت یازدهم است. و ایضاً منظور آنها از «19 میلیون نفر خواهان تغییر هستند» نیز میزان آرای آقای روحانی در همان انتخابات است.

آقای زیباکلام و عددی دیگر از همفکران ایشان در حالی مسئولیت رأی نیاوردن شخص پیشنهاد شده از سوی دولت را متوجه نمایندگان نزدیک به جبهه پایداری عنوان و در ادامه کلیت مجلس را پیرو مواضع این نمایندگان می‌کنند که اولاً رأی دادن و رأی گیری یک فرایند جمعی است و هرکس مسئول رأی خویش است.

ثانیاً فرض بر اینکه حتی یک نماینده هم در مجلس حرف درستی داشته باشد و سایرین به تبعیت از سخنان درست وی و با استدلال و منطق و سند، رأی مخالف یا موافق بدهند. این رخداد به هیچ وجه نه امری در خور ملامت که عین تفکرات سیاسی اسلام است.

و ثالثاً حرف همیشگی آقای زیباکلام و کسانی که عبارت کنایه‌آمیز «19 میلیون نفر خواهان تغییر هستند» را تکرار می‌کنند نیز حرف حقی است که از آن اراده غلط صورت می‌گیرد.

هر رئیس جمهوری میزانی از آرای اکثریت مردم را کسب می‌کند. اما این رخداد به هیچ وجه به معنای تأیید همه برنامه‌ها و حرف‌ها و منش و ممشای او و هیئت دولت توسط رأی دهندگان نیست.

و اساساً رفتار صحیح و درست را هم نه اکثریت که عقل و منطق مشخص می‌کند و لذا کسانی نباید به بهانه اکثریت! تمام رفتارهای خود را توجیه کنند.

ضمن اینکه باید دانست همانطور که رئیس جمهور با رأی اکثریت مردم وارد دولت می‌شود، نمایندگان مجلس نیز در همین فرایند وارد پارلمان شده‌اند و ای بسا که جایگاه مجلس شورای اسلامی به لحاظ حضور مردمی، پر رنگ‌تر از دولت نیز باشد.

از سوی دیگر، تندرو خواندن تلویحی 4 میلیون نفری هم که به دکتر سعید جلیلی رأی داده‌اند توسط برخی فعالین سیاسی به هیچ وجه کار صحیحی نیست. در یک نظام مردم‌سالار هرکسی حق دارد رأی خود را با نظر خود به صندوق بیاندازد و پس از بیان این نظر نیز از هر نیش و کنایه‌ای در امان باشد.

این رفتار یکی از بدیهی‌ترین رفتارهای نظامات دموکراتیک است که عده‌ای گویا تحمل آن را ندارند.

در همین زمینه، چندی قبل نیز آقای ترکان مشاور رئیس جمهور، در مصاحبه با یک روزنامه اصلاح‌طلب از این گفته بود که که 49.5 درصدی که در انتخابات اخیر به آقای روحانی رای نداده‌اند، حامی بی‌قانونی و قانون‌گریزی و عامل پدید آمدن امثال بابک زنجانی هستند!

آقای محمود سریع‌القلم که از او هم با عنوان مشاور رئیس جمهور یاد می‌شود نیز چندی قبل در سخنانی از این گفته بود که «لبوفروش‌ها» و «راننده تاکسی‌ها» اطلاعاتی درباره دانش روز ندارند و مثلاً نباید درباره انرژی هسته‌ای نظر بدهند.

 

***

 

صعود با طناب‌های نخ‌نما...

چرا وزرای پیشنهادی حلقه خاص از مجلس رأی اعتماد نمی‌گیرند؟

یکی از چهره‌های اصلاح‌طلب اخیراً در بخشی از یک مصاحبه با خبرگزاری ایلنا که چند روز قبل از معرفی گزینه پیشنهادی دولت برای وزارت علوم انجام شد، گفته است: یک عده‌ای در مجلس هستند که هرچند در اقلیت هستند اما بسیار فعالند و شعاری مانند گروهی دیگر در خارج از مجلس انتخاب کرده‌اند و با آن شعار می‌خواهند تمام حساب‌هایشان را با رقبایشان تسویه کنند و آن کلمه «فتنه» است که این کلمه، نه محتوایش و نه حد و مرزش مشخص نیست و هر که را دوست داشته باشند و فعالیتش با خواسته‌های آنان جور درنیاید، به شکلی به فتنه ربطش می‌دهند و ذهن‌ها را مشوش می‌کنند و فریب می‌دهند.

 

*اندکی پس از این سخنان مقاله‌ی دیگری با عنوان «وزیر و رأی اعتماد و فتنه زده‌ها» نیز در یکی از رسانه‌های اصولگرا منتشر شد که نویسنده طی آن صحبت‌هایی مثل:

«مرجع گزینش افراد از حیث فتنه‌گر بودن و نبودن کجاست و کیست؟ وزارت اطلاعات یا ناجا یا دیگر نهادهای نظارتی و امنیتی؟ روزنامه‌ها و یا حافظه تاریخی افراد؟ به نظر می‌رسد روش فعلی برای فتنه‌گر خواندن افراد منطق روشنی ندارد»

و یا:

«حتا کسی که معتقد به تقلب بوده است نیز فتنه‌گر نیست. فتنه‌گر فردی است که به بهانه تقلب، مردم را به اعتراض از طریق روش‌های غیر قانونی تهییج و تشویق کرده است. اگر فردی در جائی گفته که تقلب شده است و بعدها نیز حرف خود را اصلاح کرده است، فتنه‌گر نیست» را مطرح کرده بود.

آقای علی مطهری نیز در صحبت‌های خود در روز بررسی صلاحیت کاندیدای مذکور در مجلس و در دفاع از او گفته است: «اصرار بر فتنه‌گر بودن افراد در حالی که خودشان  آن را رد می‌کنند درست نیست»

شایان ذکر است که رئیس جمهور روحانی هم در جریان چهارمین نشست مطبوعاتی خود درباره فتنه و رعایت الزامات مربوط به خط قرمز بودن آن در دولت توضیحاتی ارائه کرد و در اثنای توضیحات خود گفت:‌ «ما به قانون عمل می‌کنیم. ولی تخیل اینکه آقایی در عکسی بوده حالا اینکه مال کی است و به چه منظور بوده و رفته تماشا کند یا چه جور شعاری بدهد را نمی‌پذیریم که کسی بخواهد بر مبنای توهمات فردی را محکوم کرده یا به دولت بگوید که این فرد از حقوق اجتماعی محروم است»

این قبیل صحبت‌ها و شبهه‌ها پیرامون فتنه در مقابل دو استدلال محکم قرار دارند و رد می‌شوند.

استدلال اول آنکه ضرورت اثبات هرچیزی لزوماً قانون و دستگاه‌های امنیتی نیستند.

مفهومی وجود دارد به نام «خرد جمعی» یا همان «دریافت مشترک». به این معنا که همه انسان‌ها مثلاً مفهوم روز و روشنای آفتاب را می‌فهمند و این امر جز در نخستین روز روشنایی زمین، دیگر نیازی به اثبات ندارد. و همینطور همه انسان‌ها درک می‌کنند که چرا دروغ گفتن بد است و محبت کردن خوب؟!

فهم مشترک همه‌ی ما به وضوح و به راحتی تشخیص می‌دهد که فتنه‌گری یعنی هرنوع فعالیتِ در ابتدا زیرپوستی و سپس علنی! در راستای براندازی یک نظام مشروع.

و پر واضح است که این فتنه‌گری نیز عقلاً و شرعاً همانند هرگناه صغیره و کبیره دیگری، پس از قبول تعذیر احتمالی، قابلیت باطل شدن بوسیله توبه را نیز دارد. اما اینکه بطور کامل از یادها برود، هیچ عواقب دیگری غیر از مجازات قضایی نداشته باشد و دیگر هیچکس حق نداشته باشد به آن اشاره کند بحثی است ناممکن و در مواردی هم غیر عقلایی.

و اما استدلال دوم در باب اعتراض عده‌ای به مشخص نبودن حدود و ثغور واژه فتنه و فتنه‌گری آنست که در بحث گناه و فتنه‌گری لزوما بحث مجازات و اثبات حدود و ثغور مطرح نیست و بحثی به نام «عواقب و رخدادهای مترتّب» هم در این میان وجود دارد.

یعنی اگرچه مشخصاً هرکسی که به نحوی (قابل شناسایی و مجازات یا غیر قابل شناسایی و مجازات) در فتنه دست داشته است، می‌تواند از آن در خفی یا در علن برائت بجوید و توبه کند اما طبیعیست که اثرات این کار بر وی مترتّب خواهد بود. بویژه آنکه این اثرات در هنگام حضور فرد در سمت‌های کلیدی نظام پررنگ‌تر خواهند بود.

و صد البته یکی از اثرات تلاش برای ناامن کردن اجتماع محیط زندگی انسان‌ها یا همان فتنه‌گری، بر اساس خرد جمعی آنست که انسان‌های آن اجتماع دیگر هیچگاه به افراد ناامن‌کننده اعتماد نخواهند کرد و با دیده تردید به آنها می‌نگرند.

پذیرش تبعی عواقب مختلف عمل سوء امری فرع بر مجازات قضایی است و برای مثال، اگر طرّاری از دیواری پایین می‌پرد و دچار شکستگی پا می‌شود؛ منهای اینکه اساساً باری را دزدیده یا ندزدیده باشد این شکستگی پا یکی از عواقب کار او در کنار انگشت‌نما شدن وی در نزد مردم است. و هردوی این رخدادها در شاخه‌ای غیر از مجازات قضایی آن دزد دسته‌بندی می‌شوند.

در پایان و برای مثال در این زمینه که چرا یک جامعه هیچگاه نمی‌تواند به افرادی که در فتنه هر نقشی ولو کم و حتی فردی را ایفا کرده‌اند، اعتماد کند و سمت‌های کلیدی خود را به آنها بسپارد، می‌توان به سنّت سنگ‌نوردها! اشاره کرد.

«طناب» اصلی‌ترین ابزار ورزش سنگ‌نوردی است و سنگ‌نوردها هر بار و قبل از هر صعودی، وجب به وجب درازای طناب‌های نگهدارنده خود را با دست لمس می‌کنند و با چشم می‌بینند.

و هر نوع شکاف یا نخ‌نما شدن این طناب‌ها به منزله عدم استفاده همیشگی سنگ‌نورد از این طناب‌ها در صعود‌ و برای همیشه خواهد بود.

اگرچه آن طناب هنوز طناب است و می‌توان استفاده‌های سبک و شخصی از آن داشت اما دیگر هیچگاه نمی‌توان به آن طناب بعنوان ضامن نگهدارنده زندگی یک سنگ‌نورد در حتی فقط یک صعود نگاه کرد.

 

***

 

تأملی در نقشه رسانه‌ای غرب برای «انقلابیون یمن»

خبرگزاری رویترز اخیراً این تصویر را در بخش گزارش‌های برگزیده خود قرار داده است.

 





تصویری در کشور یمن که دیوار‌نوشته‌ای را با جمله انگلیسی «چرا خانواده مرا کشتید؟» نشان می‌دهد و در بالای آن نیز تصویر یک پهپاد نظامی آمریکا را نشان می‌دهد.

این تصویر چند معنای اصلی دارد که به دلیل وجود همین معانی در زمره تصاویر برگزیده منتشر شده است.

آمریکا و همپیمانان نظامی‌اش در دو کشور پاکستان و یمن بصورت ویژه اقدام به عملیات‌های نظامی توسط پهپادهای خود می‌کنند. کارشناسان معتقدند علت اصلی این عملیات‌های بی‌خاصیت که عموماً به کشته شدن مردم عادی منجر شده‌اند، اجبار کاخ سفید برای خرج کردن ابزارآلات نظامی خود و ایجاد درآمد برای شرکت‌های ساخت تجهیزات جنگی در این کشور و کشورهای هم‌دست اوست.

جالب آنکه هر دو کشور یمن و پاکستان از حکومت‌های مرکزی ضعیفی برخوردارند و با وجود آنکه عملیات‌های پهپادی آمریکا در این کشورها با اعتراضات مردمی فراوانی مواجه است اما نه آمریکا و نه حکومت‌های مرکزی این کشورها وقعی به این اعتراضات نمی‌نهند.

اما اینکه چرا شبکه رسانه‌های صهیونیستی جهانی به راحتی اقدام به انتشار این قبیل تصاویر و حتی برجسته‌سازی آنها می‌کنند چند علت دارد.

هنگامی که یک رسانه در حال ابراز مفاهیمی مثل «آمریکا و تجاوز نظامی»، «آمریکا و خاورمیانه»، «آمریکا و محیط زیست» و... است فی‌الواقع مسئله‌ای که قبل از نظامی‌گری، خاورمیانه و محیط زیست در ذهن مخاطب پررنگ می‌شود خود آمریکاست نه هیچ‌یک از این مقولات.

و نیازی به توضیح بیشتر نیست که این مقوله به طرزی ناخودآگاه، مفهوم آمریکا را مفهومی قدرتمند، بزرگ و دارای بسط ید نشان می‌دهد.

همچنین مسئله «یمن» نیز بویژه پس از اقدام انقلابی انصارالله و دخالت این گروه شیعه در مناسبات سیاسی و دولتی این کشور، بصورت ویژه‌ای در دستور کار رسانه‌های غربی و شبکه صهیونیستی رسانه‌های جهانی قرار گرفته است.

این پررنگ سازی نیز به این معناست که بیان سخنان مورد خواست دشمنان یمن و بیداری اسلامی رخ‌داده در این کشور باید در لابه‌لای هر نوع خبری با هر محتوایی راجع به یمن مطرح شود.

راهبرد کنونی دشمن در قبال پیروزی‌های پی‌درپی انصارالله و گروه حوثی‌ها، کم‌رمق کردن حرکت آغاز شده توسط آنان برای پی‌ریزی توطئه‌های بعدی است.

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار