امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۱۳:۲۷
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 127416
تاریخ انتشار: ۲۹ آبان ۱۳۹۳ - ساعت ۲۲:۵۱
تعداد بازدید: 124
حق داری خون گریه کنی آقا جان؛از طرفی این داغ عظیم از طرفی غربت خودت،این صحنه ها را که با خود مرور میکنی،میبنی هنوز این داستان ادامه دارد...

حق داری خون گریه کنی آقا جان؛از طرفی این داغ عظیم از طرفی غربت خودت،این صحنه ها را که با خود مرور میکنی،میبنی هنوز این داستان ادامه دارد...

به گزارش پیروان مـــوعـــود، محمدجواد سالم در وبلاگ "پیرو موعود" نوشت:

امام زمان
توان نشستن ندارم چه رسد به نوشتن بی مقدمه میروم سراغ اصل مطلب؛یک دهه محـــرم را برای غربت امامی ناله زدم که تمام چیز هایی که ما میشنویم را به چشم میبیند،نه فقط چیز هایی که ما میشنویم،هر آنچه اتفاق افتاده است...

زینب(س)پرپر شدن تمام گل ها را از تل زینبیه دید،زینب(س) از بلندی دید که شمر بر سینه برادرش نشسته است... اما امروز یک "تل" دیگر به روضه هایمان اضافه شده؛ تـــَل مهدوی،جایی که مهدی فاطمه ایستاده است و تمام این صحنه ها را هر سال به چشم میبنید بمیرم،او مضطر شدن زینب(س) را هم میبنید...همراه کاروان اسرا سیلی خوردن سه ساله را میبنید...

حق داری خون گریه کنی آقا جان؛از طرفی این داغ عظیم از طرفی غربت خودت،این صحنه ها را که با خود مرور میکنی،میبنی هنوز این داستان ادامه دارد...

کوفی بسیار است،جدت را منتظرانش سر بریدند...

بمیرم برایت که حسرت میخوری که علی اکبر و عباس هم نداری...تنهای،تنهای،تنها....

کاش به جای حـــسین،حــسین گفتن کمی میگفتیم امام زمان سال 61 هجری تا درک میکردیم امام،امام است و هر عاشورا امام زمان است که سر به نیزه میشود...

اما آقا جان شکر خدا کسی از اهل بیت شما نشانی ندارد...شکر...شکر


کــــلنا عـــبــاســـک یا مـــهدی


ما می خواهیم علی اکبر های امام زمانمان باشیم...
برچسب ها:
آخرین اخبار