امروز : جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 8
۰۳:۰۳
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 127891
تاریخ انتشار: ۲ آذر ۱۳۹۳ - ساعت ۰۹:۲۹
تعداد بازدید: 45
بازیگران اروپایی آلمان و نگاه به مذاکرات هسته ای ایران و 5+1 اتحادیه اروپا در بین سال های 1381 تا 1387 در تلاش بود از طریق آلمان، انگلیس و ...

بازیگران اروپایی

آلمان و نگاه به مذاکرات هسته ای ایران و 5+1

اتحادیه اروپا در بین سال های 1381 تا 1387 در تلاش بود از طریق آلمان، انگلیس و فرانسه، مسئله هسته ای ایران را حل کند ولی به دلیل کارشکنی های آمریکا، توافق ها قابل اجرا نبود. سپس آنها آمریکا را هم اضافه کردند و ایران نیز روسیه و چین را اضافه کرد  و گروه 5+1 ایجاد شد.

سیاست آلمان، به طور خلاصه در چارچوب سیاست های کلان اتحادیه اروپا در قبال ایران توجیه می شود. این سیاست از ابتدا با هرگونه فعالیت هسته ای ایران مخالفت بود. ولی بعدها مجبور شدند به خواست ایران مبنی بر داشتن چرخه کامل سوخت هسته ای تن دهند. در این چارچوب، ایران با نظارت ها، کنترل ها و محدودیت ها از سوی آژانس بین المللی انرژی هسته ای موافقت کرد و آنها با غنی سازی اورانیوم در سطح پنج درصد به صورت غیر مستقیم موافقت کردند. با این توافق ایران به خواسته خود رسید و آنها هم با افزایش نظارت ها، اقدام های لازم را برای آنکه مطمئن شوند که  ایران نمی خواهد به سمت تولید بمب هسته ای برود، به انجام رساندند.

در این بین، آلمان به دلیل ملاحظات ویژه اقتصادی با ایران، از تحریم ها استقبال نمی کرد و لذا همسویی آنچنانی با آمریکا نداشت. ولی از سال 90 به بعد، به سمت تحریم های یک جانبه خارج از قطعنامه های شورای امنیت رفت و عملا با سیاست آمریکا و انگلیس و فرانسه همسو شد.

در شرایط کنونی آلمان همچنان این سیاست را ادامه می دهد. با توجه به این که ایران برخی از اقداماتی که می توانست انجام بدهد، انجام داده و آژانس نیز این اقدامات را تایید کرده است، این انتظار وجود دارد که آمریکایی ها سختگیری کمتری انجام داده و به سمت حل و فصل موضوع پیش روند. چون منافع آلمان و فرانسه ایجاب می کند که به بازار ایران برگردند. در حالی که تحریم ها مانع بازگشت آنها به بازار ایران شده است.

رویکرد و منافع فرانسه

در دوران مذاکرات ایران با گروه 1+5، نفوذ لابی اسرائیل بر روند کلی مذاکرات قابل تردید نیست، در این میان، سیاست فرانسه بیشتر از سایر کشورهای اروپایی تحت تاثیر سیاست های تل آویو بوده است. فرانسه همیشه با آلمان و انگلیس در ترویکایی اروپا همراه بوده است. بعد از سال 90-91 آنها نیز مانند آلمان به آمریکایی ها پیوستند و سیاست هایشان منطبق با هم شده است. در حال حاضر فرانسوی ها علاقمندند که به بازار ایران برگردند؛ اما یک طرفه نمی توانند این اقدام را انجام بدهند و کل اتحادیه اروپا باید باهم همسو شوند.

از این جهت، در اتحادیه اروپا، آلمان و فرانسه خیلی به هم نزدیک هستند. در واقع فرانسه علاقه مند است به بازار  اتومبیل ایران بازگردد. از طرف دیگر، با توجه به پیشگام بودن این کشور در اروپا از لحاظ تولید برق هسته ای (بیش از 70 درصد برق فرانسه از برق هسته ای تامین می شود)، فرانسویان بی میل نیستند با ایران همکاری داشته باشند اما به دلیل نفوذ لابی اسرائیل در این کشور، آنها رویکردشان همچنان مخالفت با توان هسته ای ایران است و همسویی شان با اسرائیل نیز قابل توجه است. 

انگلستان و اهداف آنها در مذاکرات هسته ای ایران

انگلیسی ها در سطح خاصی در سال های بعد از انقلاب با ایران برخورد داشته اند.  انگلیس در دوره ای که حزب کارگر حاکم بود، سعی می کرد تعامل بیشتری با ایران داشته باشد. در آن دوران انگلیسی ها سعی می کردند نقش مثبتی ایفا کنند و در این زمینه کمک کنند.


روسیه  از زمانی که خود توسط غرب تحریم شده است، نگاهش به موضوع هسته ای ایران  تعدیل شده و سعی کرده دیدگاهش را به لغو تحریم های ایران نزدیکتر کند. بر این اساس، روسیه با موضوع تحریم های خارج از مصوبات شورای امنیت، مخالفت کلی دارد.

 
خانم اشتون از حزب کارگر بعدها رئیس کمیسیون سیاست خارجی اتحادیه اروپا شد و تقریبا همین سیاست انگلیس را در پیش کشید. ولی با قدرت گرفتن کامرون، نخست وزیر محافظه کار، انگلیسی ها به سیاست آمریکایی ها نزدیک تر شدند و فشار بیشتری روی ایران اعمال کردند.

اکنون سیاست انگلیسی ها به آمریکایی ها نزدیک تر شده است. آنها به دنبال کنترل و محدود سازی توان هسته ای ایران هستند. در این میان عده ای بر این نظرند سیاست انگلیس در نهایت  این است که این مذاکرات به نتیجه ای نرسد و منافع خود  را در این می بیند که همچنان بین ایران و آمریکا اختلافاتی وجود داشته باشد. ولی به نظر می رسد که  انگلیسی ها  به دنبال کنترل سیاست هسته ای ایران هستند. منافع اقتصادی آنها ایجاب می کند که با ایران رابطه خوبی داشته باشند؛ چرا که با وجود اختلاف نظر های سیاسی اساسی با یکدیگر، از نظر همکاری اقتصادی منافع مشترکی وجود دارد. در چند سال اخیر اگر رویکرد خانم اشتون را نادیده بگیریم و سیاستهای ایشان را در چارچوب اتحادیه اروپا بدانیم نه انگلیس، دولت انگلیس یعنی آقای کامرون و وزیر امور خارجه انگلیس، بیشتر نقش کارشکنانه داشته اند تا نقش کمک به حل مشکل هسته ای ایران.

اهداف آمریکا در مذاکرات هسته ای ایران و 5+1

همانطور که آقای اوباما در یکی از سخنرانی های خود گفته بود، آمریکایی ها اساسا به دنبال این هستند که کل توانایی های هسته ای ایران برداشته شود. اما در عمل پذیرفتند که چنین چیزی محقق نمی شود. بنابراین در چند سال گذشته بر این نظر بوده اند که از طریق اعمال تحریم های همه جانبه خارج از چارچوب برنامه های شورای امنیت، ابزاری علیه ایران فراهم کنند و بر ضد ایران فشار اعمال کنند تا بیشترین امتیاز را از ایران بگیرند. لذا سیاست کنترل، نظارت و محدود سازی ایران را دنبال می کنند. در این  بین آمریکایی ها در سه مرحله انعطاف داشته اند. در یک دوره می گفتند ایران نباید کلا غنی سازی داشته باشد. اما تقریبا این مسئله را غیررسمی پذیرفتند.

جدا از این، آنها پذیرفتند تجهیزات هسته ای ایران  زیر نظر آژانس باشد و از بین نرود. آنها قبلا می خواستند فردو و نیروگاه آب سنگین اراک  تعطیل شود؛ اما مجبور شدند برای به نتیجه رسیدن، مواضع خود را تعدیل کنند. اکنون آنان همچنان به دنبال این هستند تحریم های اقتصادی لغو نشود بلکه به حالت تعلیق در بیاید تا بتوانند به عنوان یک شمشیر داموکلس بالای سر ایران نگه دارند تا هر زمانی ایران تخلف (از نظر آنها) کرد، بلافاصله تحریم ها را مجددا ادامه دهند. آمریکایی ها فعلا دنبال این سیاست هستند و این رویکرد را به پیش می برند.

متغییر های مهم تصمیم های آمریکایی ها در برنامه هسته ای ایران

لابی اسرائیل در سیاست آمریکا تاثیر زیادی دارد. اختلافی که لابی صیهونیستی با آمریکایی های دارد، جدی است. این لابی از طریق کنگره آمریکا، یعنی مجلس سنا و نمایندگان، سیاست خود را پیش می برد. اکنون اختلاف بین کنگره آمریکا و کاخ سفید هم جدی است. برخی بر این نظرند که این امر نوعی جنگ زرگری برای امتیازگیری بیشتر از ایران است. اما با توجه به شواهد موجود به نظر می رسد این اختلافات به صورت جدی وجود دارد و در سیاست های ایالات متحده آمریکا در قبال مسئله هسته ای ایران تاثیر گذار است.

در داخل آمریکا نیز عده ای طرفدار حل مسئله هسته ای ایران هستند و معتقدند آمریکا روز به روز موقعیت خود را در بازار ایران از دست می دهد و آمریکا 35 سال است ضرر می بیند و باید به بازار تجاری ایران برگردد. از این نگاه، حتی اگر مسئله سیاسی حل نشود، از نظر اقتصادی نباید بازار ایران را از دست داد. این گروه در داخل آمریکا ضعیف هستند و خیلی تاثیر گذار نیستند ولی به عنوان یک واقعیت وجود دارند و فعالیت می کنند.

نگاه روسیه به این مذاکرات

در مورد رویکرد روسیه در مورد مذاکرات دو تحلیل و جود دارد. عده ای مانند بنده معتقدند که روسیه می خواهد تحریم ها برداشته شود و به دنبال حل مسئله هسته ای ایران است. یعنی اگر تحریم ها برداشته شود، روسیه می تواند راحت تر با ایران کار کند و منافعش در پایان دادن به تحریم ها است. اگر تحریم ها برداشته شود، روسیه بازار ایران را از دست نخواهد داد و در زمینه دفاعی و تجهیزات هسته ای، همکاری منحصر به فردی با ایران دارد و به نفع مسکو است که تحریم ها پایان یابد و در این راه به دنبال این رویکرد است.

ولی در مقابل برخی می گویند منافع روسیه ایجاب می کند که تحریم ها پایان نیابد و ایران همچنان محتاج رابطه نزدیک با روسیه باشد که به  نظر می رسد این یک دیدگاه بدبینانه است. البته تحلیگران شواهد و قراینی نیز برای آن ذکر می کند. در این بین اگر بخواهیم منصفانه در این مورد قضاوت کنیم ، باید گفت در چارچوب تحریم ها، روسیه بیشتر به سمت غرب تمایل داشته و دیدگاهش به 5+1 یعنی آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان نزدیک بوده است. زیرا روسیه با غنی سازی صنعتی در ایران مخالف است و نمی خواهد یک رقیب جدی پیدا کند. چرا که در این صورت، نه تنها ایران از روسیه اورانیوم وارد نخواهد کرد، بلکه ایران می تواند خود تبدیل به صادر کننده هم بشود.

ولی روسیه  از زمانی که خود توسط غرب تحریم شده است، نگاهش به موضوع هسته ای ایران  تعدیل شده و سعی کرده دیدگاهش را به لغو تحریم های ایران نزدیکتر کند. بر این اساس، روسیه با موضوع تحریم های خارج از مصوبات شورای امنیت، مخالفت کلی دارد. یعنی در 7 قطعنامه ای که تاکنون  علیه ایران تصویب شده و  4 قطعنامه تحریم را در پی داشته است، روس ها تلاش کردند مثلا تحریم ها ی اقتصادی در مورد نفت و بانکداری وارد قطعنامه های شورای امنیت نشود و از این نظر، قطعنامه ها را محدود کنند و نگذارند گسترش یابند.


با توجه به پیشگام بودن فرانسه در اروپا از لحاظ تولید برق هسته ای، آنان بی میل نیستند با ایران همکاری داشته باشند اما به دلیل نفوذ لابی اسرائیل در این کشور،  رویکردشان همچنان مخالفت با توان هسته ای ایران است و همسویی شان با اسرائیل نیز قابل توجه است.


بنابراین روسیه با آمریکا، اتحادیه اروپا، ژاپن، استرالیا، کانادا و کره جنوبی در باره تحریم های خارج از قطعنامه اختلاف نظر جدی دارد، اما درباره آنچه که قطعنامه ها تصویب شده است با غرب همسو است. روسیه از این لحاظ که تحریم ها را در شورای امینت محدود و کنترل کرد، نقش مثبتی داشت.

نگاه چین به مذاکرات هسته ای

چینی ها در مذاکرات هسته ای نقش فعالی نداشتند و پیشرو نبودند.آنها بیشتر دنباله رو روس ها هستند. محور سیاست خارجی آنها بر اقتصاد و فعالیت های تجاری است. برای آنها مناسبات با غرب اهمیت بیشتری دارد تا با ایران. یعنی با این که به طور رسمی 50 یا 60 میلیارد دلار با ایران مبادلات دارند و مبادلات آنها با ایران به طور غیر رسمی تا 100 میلیارد هم می رسد، ولی این رقم در مقایسه با مناسبات چین با آمریکا و اتحادیه اروپا، بسیار اندک است. بنابراین ترجیح چینی ها این است که خود را به خاطر ایران با غرب درگیر نکنند و تقریبا همسو با غرب و دنباله رو با روسیه باشند.

رویکرد شورای همکاری خلیج فارس و عربستان به مذاکرات هسته ای

عربستان به مذاکرات هسته ای نگاه منفی دارد. عربستان هسته ای شدن ایران را باعث افزایش قدرت منطقه ای ایران می داند. عربستان این برداشت را دارد که ایران دشمن عربستان سعودی است، بنابراین هسته ای شدن ایران را، قدرت گرفتن دشمن خود می داند. این نگاه بدبینانه در رفتارهای عربستان تاثیر گذاشته است. اسنادی که در رسانه ها نشر شده است، نشان می دهد عربستان علی رغم موضعگیری ظاهری اش که مخالفتی علنی با توان هسته ای ایران نمی کند، ولی در کل، مخالف جدی روند مذاکره با ایران است.

لذا با تمام امکانات رسانه ای و دیپلماتیکش در تلاش برای ناکام کردن مذاکره غرب با ایران است. در حالی که اگر سیاست عمان را در پیش می گرفت، برای هر دو کشور فوق العاده بهتر بود. در واقع عمانی ها به خوبی دریافتند که ایران دشمن آنها نیست بلکه ایران می تواند تامین کننده امنیت و ثبات در منطقه خلیج فارس باشد و هیچ تهدیدی علیه عربستان یا کشورهای دیگر منطقه خلیج فارس به حساب نمی آید. اما عربستان در این قضیه به ایران بدبین است. رفتار ریاض علیه تهران از منظر رقابت ایدئولوژیک و منفعت محورانه قابل توجیه است، اما از منظر منافع بلند مدت، بدون شک برای هر دو کشور و جهان اسلام بهتر است به جای رقابت، با هم همکاری کنند.

ترکیه و اهداف در مذاکرات

ترکیه دو سیاست کاملا متضاد دارد. در سیاست اعلانی، ترکیه مخالفتی با فرآیند هسته ای شدن ایران ندارد. در سیاست اعمالی، به خصوص بعد از اختلافاتی که در سوریه با ایران داشت، دیگر چندان روی خوشی به تفاهم ایران با غرب ندارد. ترکیه از لحاظ اقتصادی تصور می کند که اگر ایران با اتحادیه اروپا رابطه خوبی برقرار کند، کمتر به بازار ترکیه متکی خواهد بود. از لحاظ سیاسی هم، اگر ایران با غرب به توافق برسد، موجب نقش آفرینی بیشتر ایران در سطح خاورمیانه و منطقه می شود.

ترکیه در این زمینه احساس می کند توافق ایران با غرب به نفعش نیست. در حالی که ترکیه و ایران دشمن هم نیستند و دو کشور همسایه همیشه باید حامی همدیگر باشند و تهدیدی علیه همدیگر نباشند. بنابراین قدرت گیری صلح آمیز هسته ای ایران، هیچ تهدیدی برای ترکیه نیست ولی چنین تلقی در دولت فعلی ترکیه (به خصوص داود اوغلو به عنوان نخست وزیر ترکیه) وجود ندارد. 
نگاه اسرائیل

اسرائیلی ها از ابتدا مخالف هر نوع فعالیت هسته ای  ایران بودند. آنها حتی با نیروگاه بوشهر هم مخالف بودند. اگر به میل آنها بود، می خواستند که کل تسلیحات هسته ای ایران برچیده شود و فعالیت هسته ای ایران به هر شکل صلح آمیز و غیر صلح آمیز  تعطیل شود و برای رسیدن به چنین هدفی، تمام امکانات رسانه ای و دیپلماتیک خود را علیه مذاکرات ایران و 1+5 را به کار گرفته و هر نوع  توافق احتمالی را علیه منافع بلند مدت و امنیت ملی خود می بینند.
نگاه مصر

سیاست مصر، دنباله همان سیاست سنتی آنها در  خاورمیانه است. مصری ها از یک طرف سیاست خاورمیانه عاری از سلاح هسته ای را دنبال می کنند، از طرف دیگر می خواهند ایران را مهار کنند و قدرت گرفتن ایران را مخل امینت کشورهای عربی می دانند. در این بین، مصر رابطه نزدیکی با عربستان سعودی دارد و در این زمینه با دیدگاه عربستان نزدیک است. اما ایران در تلاش است با دولت جدید مصر (هرچند آن را دولت کودتایی می داند) مناسبات جدیدی برقرار کند.

دکتر حسن بهشتی پور

کارشناس مسائل بین المللی
انتهای متن/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار