امروز : شنبه ۱ مهر ۱۳۹۶ - 2017 September 23
۰۶:۳۷
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 128417
تاریخ انتشار: ۴ آذر ۱۳۹۳ - ساعت ۱۴:۱۵
تعداد بازدید: 14
بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی ...

بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیل‌های موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.

 

***

 

«انسان باید به اشتباهاتش با صراحت و شهامت اقرار کند»

تأکید منتجب‌نیا بر مطلوب بودن «عذرخواهی خاتمی»

قائم مقام حزب اعتماد ملی اخیراً در گفت‌وگویی با روزنامه شرق که به بررسی صحبت‌های عذرخواهانه سیدمحمد خاتمی در ماه‌های اخیر می‌پردازد گفته است: تفسیر من از این نوع رویکرد و صحبت‌کردن مثبت و قابل‌ دفاع است. انسان هرازچندی باید هم خودش و هم جریانی که در آن قرار گرفته را ارزیابی و آسیب‌شناسی کند و بعد اگر اشتباهاتی داشته با صراحت و شهامت اقرار کند.

آقای رسول منتجب‌نیا همچنین در اشاره به صحبت‌های خاتمی اظهار می‌دارد: اشتباهات بزرگان، بدنه را به اشتباه می‌اندازد و گاهی دچار تردید و اختلاف می‌کند. من نمی‌خواهم الان وارد جزییات قضیه شوم ولی به‌صورت‌کلی می‌گویم بزرگان ما در اصلاحات در دوره‌های گذشته نقش را به افرادی سپردند که شایستگی‌های لازم را نداشتند یا افراد تند و افراطی‌ای بودند و اشتباهات زیادی مرتکب شدند که این اشتباهات را به حساب همه گذاشتند.

این عضو شورای مشورتی اصلاح‌طلبان همچنین در پاسخ به این سؤال که «چرا آقای‌خاتمی الان این نقدها را مطرح می‌کنند، چه اتفاق جدیدی افتاده‌ است؟» پاسخ می‌دهد: واقعیتش این است که می‌خواهند به بدنه اصلاحات پیام بدهند. اشکالی ندارد که در عین حال شاید بخواهند به مسئولان و دیگران هم بخواهند پیام بدهند که ما قبول داریم، اشتباهاتی واقع شده است و مصمم هستیم که آنها را رفع کنیم و تعامل مثبت داشته باشیم.

 

*صحبت‌های آقای منتجب‌نیا در اشاره به صحبت‌های چند هفته اخیر آقای خاتمی است که یک‌بار در دیدار با جمعی از اصلاح‌طلبان گفته بود:«اصلاحات باید رویکردش رو به مردم باشد و  کمک کند بدبینی‌های احتمالی که نظام نسبت به این جریان پیداکرده، حذف شود...هر جریانی ممکن است اشتباهاتی داشته باشد و ما منکر اشتباهات خود نیستیم»

او همچنین مدتی بعد نیز در دیدار با اعضای حزب اعتماد ملی گفته بود:«همه ما ممکن است اشتباه کرده باشیم. علی‌الخصوص با حوادثی که در چند سال اخیر به وجود آمد و سبب شد محدودیت‌هایی ایجاد شود»

آقای خاتمی در همان دیدار تصریح کرده بود:«واقعا ما باید بگوییم که و چه نیستیم، تا معلوم شود که چه کسی هستیم... ما درون این نظام هستیم، ما اهل تعامل هستیم... باید خط قرمز را تشخیص دهیم»

در اقتفای این صحبت‌ها نیز کسانی مثل آقایان حسین مرعشی و داریوش قنبری و همچنین تعدادی از روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب به صحنه آمدند و علناً یا تلویحاً در اشاره به صحبت‌های آقای خاتمی نکاتی مثل «ضرورت عذرخواهی»، «توجه به رفع تردید از فضای پیرامون اصلاح‌طلبان»، «نیاز به کلیدی که قفل فعالیت‌های اصلاح‌طلبان را بگشاید» و «لزوم کنش‌های اعتمادافزا» را بر زبان آوردند.

فی‌الواقع در این راستا باید آقای منتجب‌نیا را نفر سومی به حساب آورد که در استقبال از عذرخواهی احتمالی آقای خاتمی از فتنه سال 88 به صحنه آمده است.

آقای منتجب‌نیا، چند روز قبل نیز شاید در اشاره به مفهوم مطلوب عذرخواهی آقای خاتمی بود که در روزنامه اصلاح‌طلب اعتماد گفت: «اکنون زمان آن فرارسیده است که اصلاح طلبان ارتباط ساختاری خود را با سران نظام بهبود ببخشند»

در اینجا باید گفت که عذرخواهی آقای خاتمی از فتنه سال 88 البته مخالفانی هم در میان اصلاح‌طلبان دارد.

کسانی مثل آقای خبّاز، که مدتی قبل در اشاره به صحبت‌های آقای خاتمی به روزنامه اعتماد گفته بود: بدبینی نظام به ما غیر واقعی و یک بازی سیاسی است! و یا آقای شهاب طباطبایی از اعضای روزنامه شرق که چندی قبل در یک مصاحبه مطبوعاتی با کنایه گفته بود: «فکر نمی‌کنم عذرخواهی چندان مشکل ما را حل کند»!

در اینجا باید اشاره کرد که عذرخواهی آقای خاتمی از فتنه سال 88 باید رفتاری باشد که بتواند مورد پذیرش رهبری نظام قرار گیرد.

در این رابطه و بر خلاف آنچه که آقای منتجب‌نیا در صحبت‌های خود تأکید می‌کند صرفاً «پیام دادن»! رفتار درست و قابل قبولی نیست. چه اینکه آقای خاتمی از سال 88 به این سو چندین مرتبه اقدام به «ارسال پیام»! کرده است اما این رفتار وی نه‌تنها مورد پذیرش نظام اسلامی نیست و عذرخواهی محسوب نمی‌شود، بلکه در محتوای خود نیز تأثیری بر رخدادهای سوء سال 88 ندارد و دارای ماهیتی نیست که فایده‌مند باشد.

به نظر می‌رسد که رفتار درست در این زمینه، یک عذرخواهی رسمی و علنی است که از زوایای فتنه سال 88 و بویژه از دو مقوله «تقلّب» و «اعتراضات خیابانی» صورت می‌گیرد.

 

***

 

تحلیلگران اصولگرا، خوشبینی اصلاح‌طلبان و سراب «توافق نهایی»

ضرب‌الاجل یکساله ایران و 1+5 برای حل اختلافات بعدازظهر دوشنبه گذشته بالاخره پایان یافت‌ و طرفین بر تمدید مذاکرات برای حصول توافق جامع موافقت کردند.

وزرای خارجه ایران و شش کشور غربی در وین توافقنامه ژنو را تا 10 تیر ماه سال آینده تمدید و توافق کردند که مذاکرات برای دستیابی به توافق به زودی برگزار شود.

 

*مذاکرات وین در حالی به پایان رسید که اصلاح‌طلبان و رسانه‌های آنها از مدت‌ها قبل اینطور پیش‌بینی کرده بودند که در این مذاکرات چیزی به نام «توافق نهایی» بروز می‌یابد. آنها حتی مردم را به برگزاری «جشن هسته‌ای» نیز دعوت کردند و برای پرشورتر شدن جشن مذکور! از این گفتند که با توافق نهایی، رشد اقتصادی ایران طی فقط دو سال 2 رقمی خواهد شد! دوران «پساتحریم» خواهد آمد و آلمان و اتریش و فرانسه منتظرند تا با خبر اعلام توافق نهایی! در اقتصاد ایران فرود بیایند.

این در حالی بود که اگرچه در یک، دو روز منتهی به سوم آذر تقریباً مسجّل شده بود که چیزی به نام توافق نهایی هرگز قابل دستیابی نیست اما پروپاگاندای عظیم جریان اصلاحات برای تئاتری که قرار بود طی آن فرزند تمام خوشبینی‌های یک‌ونیم ساله‌ی گذشته اصلاح‌طلبان نسبت به آمریکا و مذاکرات هسته‌ای به دنیا بیاید، تا آن حد ادامه یافته بود که اکنون اغلاط پیش‌بینی‌ها و اسناد خوشبینی غیر قابل انکار اصلاح‌طلبان برای افکار عمومی غیر قابل انکار باشد.

در این میان اما اصولگرایان و تحلیلگران اصولگرا در کنار مقام معظم رهبری نه تنها نسبت به آمریکا و این مذاکرات بدبینی‌های عمیق خود را اعلام داشته بودند بلکه حتی صریحاً اعلام کرده بودند که مذاکرات وین 10 با هیچ دستاورد خاص و بخصوص با نکته مورد تأکید اصلاح‌طلبان یعنی «توافق نهایی» همراه نخواهد بود.

آقای حسین شریعتمداری، چند روز قبل در سرمقاله روزنامه کیهان در همین رابطه نوشته بود: بدون کمترین تردید- تاکید می‌شود بدون کمترین تردید- می‌توان گفت که چالش هسته‌ای کشورمان با 5+1 هرگز به نتیجه نمی‌رسد و دستیابی به توافقی که پایان بخش این چالش 12 ساله باشد، نه فقط‌ دور از انتظار، بلکه به یقین ناممکن است.

آقای سیدیاسر جبرائیلی بروز «یک توافق ژنو دیگر»! را قبل از اعلام نتایج مذاکرات پیش‌بینی کرده و گفته بود: این تفاهم سیاسی که ظاهرا بر سر چارچوب‌هاست و بعضاً گفته شده غیر مکتوب نیز خواهد بود، در حقیقت «یک توافق ژنو دیگر» است که به طرفین اجازه می‌دهد در عین عدم رسیدن توافق ژنو به اهداف اعلام شده، میز مذاکرات را ترک نکنند!

و آقای مهدی محمدی نیز ماه‌ها قبل و در حول و حوش مذاکرات وین 6 در تحلیلی نوشته بود: لغو تحریم دقیقا همان چیزی خواهد بود که دولت (آقای روحانی) به آن نمی‌رسد!

او همچنین گفته بود: تا زمانی که آمریکا مبنای تفسیری خود از معاهده NPT  را تغییر ندهد بسیار بعید است در24 نوامبر یا هر زمان دیگری توافقی جامع میان ایران و 1+5 حاصل شود.

اکنون باید به این سؤال پاسخ داد که آیا این تحلیل‌های صحیح که در زمان بیان شدنشان با برچسب‌هایی مثل «افراطی‌گری» و «مخالف توافق و موافق تحریم»! مواجه شدند؛ از سر بدخواهی برای رئیس جمهور روحانی و دولت یازدهم منتشر شدند یا از سر خیرخواهی و بسط نور چراغ در پیش‌پای مذاکره‌کنندگان؟!

پاسخ این سؤال را با یک فرض ساده می‌توان بیان کرد. و آن فرض ساده این است:

اگر دولت محترم، برخی از مقامات مذاکره کننده و قاطبه اصلاح‌طلبان و رسانه‌های آنها به این حرف‌های صحیح که در هنگام انتشار نیز با استدلال قابل اثبات بودند؛ وقع نهاده بودند و دلسوزی‌ها را به مخالفت و چوب لای چرخ گذاشتن تشبیه نمی‌کردند؛ هم‌اکنون مجبور نبودند در خلأ بی‌توضیحی برای افکار عمومی حالت مانایی دائم پیدا کنند.

آنها اگر یک درصد خوشبینی به آمریکا و مذاکرات را به تحلیلگران اصولگرا داشتند، هم‌اکنون مجبور نبودند پاسخگوی تحریم‌های پس از توافق ژنو و ایضاً تحریم‌هایی که پس از این نیز قطعاً علیه کشورمان اعمال خواهند شد! باشند.

اصلاح‌طلبان و برخی دولتیان اگر تحلیل‌های اصولگرایان را از سر ملاطفت و نه با برچسب افراطی‌گری! و تندروی و ناراحتی از سر شکست در انتخابات! نیوش کرده بودند، الآن می‌توانستند لبخندهای تصنّعی را کنار بگذارند و همدوش تمام آحاد ملت ایران، واقع‌بینانه به استقبال فرزندان انقلاب بروند که در وین 10 اجازه ندادند دشمن به همه آنچه که می‌خواهد دست پیدا کند.

اکنون نوبت یک انتخاب است. انتخاب میان تحلیل‌های صحیح یا انتخاب میان خوشبینی‌های بی‌دلیل و پیش‌بینی‌های غلط و بدفرجامی که همچنان به حصول چیزی به نام «توافق نهایی» در امروز یا فردا!!! و سراب لغو تمام تحریم‌ها توسط آمریکا امیدوارند.

خوشبینی‌های بی‌دلیلی عده‌ای که قطع یقین برای لباس نداشته پادشاه هم فریاد تشویق برمی‌آورند و همانطور که درباره توافق کم‌دستاورد و حامل تحریم ژنو ابراز خوشحالی کردند و تحریم‌های پس از آنرا طبیعی پنداشتند، برای تمدید همان توافق در مذاکرات وین 10 که البته قرار بود محل تولد توافق نهایی باشد! نیز هورا خواهند کشید...

تحلیلگران اصولگرا حامی دولت و مذاکره‌کنندگان هستند اما هرگز واقعیت‌ها را کتمان نمی‌کنند.

 

***

 

از اصلاح‌طلب خواندن امام راحل تا کنایه به بیانات رهبری!

آقای حمیدرضا جلایی‌پور، فعال سیاسی اصلاح‌طلب اخیراً در مصاحبه با روزنامه اعتماد گفته است: در کشور ما از ابتدای انقلاب دو جریان و رویکرد وجود داشته که یکی مبتنی بر تعامل، گسترش رفاه عامه، عدالت، آزادی و استقلال یا همان توسعه و مدرنیته درون‌زا و سازگار با ویژگی‌های ایران بوده است و خط و جریان بعدی خط تقابل است که در داخل خط کشی خودی و غیر خودی و بیخودی‌ها را راه می‌اندازد و پروژه «دیگری سازی» را دنبال می‌کند و جامعه را به بخش سواره و پیاده تقسیم می‌کند.

 

*آقای جلایی‌پور که سابقه حضور در کنفرانس مذموم برلین را نیز دارد و چندی قبل مدعی شده بود که اگر امام راحل هم‌اکنون در قید حیات بود، اصلاح‌طلب می‌شد! در حالی به خط کشی عقلایی و دارای منطق «خودی و غیر خودی» واکنش نشان داده است که این مسئله نخستین بار توسط مقام معظم رهبری مطرح شد.

معظم‌له در اواخر دهه هفتاد و ابتدای دهه هشتاد با تشریح این مسئله در سخنان خود می‌فرمایند:

«گفته می‌شود خودی و غیر خودی، حالا خودی و غیر خودی داریم یا نداریم؟ اگر بخواهیم ملت را حساب کنیم، نه؛ آحاد ملت همه خودی‌اند، اما جریانات سیاسی، بله؛ جریانات خودی داریم، جریانات غیر خودی داریم.»

رهبر معظم انقلاب بر همین مبنا، مخاطب تعبیر خودی و غیر خودی را فعالان عرصه سیاسی کشور که موجب جریان‌سازی سیاسی می‌شوند، می‌دانند و می‌فرمایند: «منظور از این تعبیر (خودی و غیر خودی) عموم مردم نیستند، بلکه مخاطب آن فعالان و تأثیرگذاران در عرصه سیاسی کشور هستند.»

ایشان همچنین در همین رابطه می‌گویند: «عده‌ای از روی کج سلیقگی یا بدفهمی یا موذی‌گری، بحث خودی و غیر خودی را با جناح‌های کشور تطبیق می‌کنند که خیلی حرف بی‌ربطی است. نه؛ همه جناح‌های انقلاب، جزء مجموعه‌های خودیِ کشورند»

سوگمندانه باید اشاره کرد که برخی از اعضای جریان اصلاحات، گاهی نسبت به آرمان‌ها و منویات امام راحل و مقام معظم رهبری با کنایه صحبت می‌کنند که این مسئله اگر مورد برخورد، واکنش و تکذیب چهره‌های اصلاح‌طلب قرار نگیرد، رخدادهایی مثل اظهارات آقای سحرخیز را در گفت‌وگو با یک رسانه ضد انقلاب موجب می‌شود که اخیراً گفته بود:‌ خیلی‌ از اصلاح‌طلبان بر خلاف اول انقلاب دیگر علاقه‌ای به آقای خمینی ندارند!

در اینجا همچنین باید اشاره کرد که مصادیق مهم بیانات رهبر انقلاب در بحث خودی و غیر خودی، بصورتی کاملاً مشهود در فتنه‌های جاری شده در سال‌های 78 و 88 بروز یافتند.

جریاناتی در این فتنه‌ها علمداری کردند که بر خلاف خواست و مصالح نظام اسلامی با دشمنان مردم و کشور همسو بودند، بر خلاف امنیت ملی گام برمی‌داشتند و کار را تا آنجا پیش بردند که خطر براندازی وقوع یافت.

خوانش رخدادهای صورت گرفته در دو فتنه اشاره شده و تعمق در گفتمان‌هایی که این دو فتنه در دامان آنها نضج گرفتند، مثالی است بر ضعف دلایل و صحبت‌های آقای جلایی‌پور.

آقایی جلایی‌پور که در جریان اصلاحات از وی با عنوان جامعه‌شناس! یاد می‌شود، همزمان با بیان اینکه اگر امام راحل زنده بود اصلاح‌طلب می‌شد؛ مقولات دیگری مثل «امام(ره) گاهی به جای انقلابی‌گری، قانون‌گرایی می‌کرد» را نیز در مصاحبه خود با سایت جماران به امام راحل نسبت داده است.

 

***

مسکنی که بیماری را رفع نمی‌کند!

کنترل اعتراضات مردمی به روش آمریکایی

این تصویر را به تازگی خبرگزاری رویترز از تظاهرات اعتراضی مردم شهر فرگوسن در ایالت میسوری آمریکا منتشر کرده است.

 





این تظاهرات‌ها در اعتراض به قتل یک نوجوان سیاهپوست توسط پلیس ایالتی برپا شده‌اند.

آنچه که سبب شده این تصویر بصورت ویژه‌ای مورد توجه قرار گیرد، تمرکز عکاس رویترز بر پرچم آمریکا در این تصویر است.

در این باره باید گفت که رسانه‌های آمریکایی همانند نسخه‌ای که در قبال اعتراضات وال‌استریت و قیام 99 درصدی‌ها مبنی بر مدیریت سازمان یافته تجمعات مردمی اجرا کردند، با انعکاس همزمان اخبار و تصاویر اعتراضات مردمی در این کشور و نیز انتشار مفاهیمی مثل التزام تظاهرکنندگان به ماهیت و قوانین آمریکا در بطن این خبرها و عکس‌ها! (که در اینجا با برافراشتن پرچم آمریکا توسط یک معترض نشان داده شده است) تلاش می‌کنند تا به مقامات کاخ سفید در مدیریت بحران‌های بزرگ کمک کنند.

تزریق مفاهیمی مثل حضور پرچم آمریکا در میان معترضان میسوری، حضور قدرتمندانه پلیس در برخورد با معترضان و انتشار تصاویری که تجمعات با تعداد پایین را نشان می‌دهد همگی در راستای سیاستی است که تلاش می‌کند تجمعات اعتراضی علیه سیاست‌های حاکم بر ایالات متحده را با کمترین تلفات و هزینه مدیریت کرده و آنها را در نطفه خفه کند.

با تمام این سیاست‌ها اما برخی اعتراضات و تجمعات در آمریکا همانند قیام 99 درصدی‌ها و همچنین اعتراضاتی از جنس اعتراضات فرگوسن که سیاهان در اعتراض به ظلم به خود برپا کرده‌اند، به یک زخم عمیق در ایالت‌های مختلف آمریکا تبدیل شده و هر لحظه امکان سر باز کردن آن وجود دارد.

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها