امروز : دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۶ - 2017 July 24
۰۵:۲۰
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 12857
تاریخ انتشار: ۱۹ خرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۱۴:۰۸
تعداد بازدید: 55
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس- علی الله سلیمی: در روزهای اخیر که نامزدهای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در فرصت کوتاه باقی از ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس- علی الله سلیمی: در روزهای اخیر که نامزدهای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در فرصت کوتاه باقی از زمان تبلیغات همه تلاش خود را به کار می گیرند تا هر طوری هست اکثریت آرای ملت را به دست آورند و برای یک دوره چهار ساله رئیس جمهور کشورمان، جمهوری اسلامی ایران شوند، در بازار کتاب ایران هم کتاب تازه‌ای چاپ، منتشر و توزیع شده که عنوانش هست «آنقدر که نخواهم رئیس جمهور شوم».

 

این عنوان با حال و هوای این روزهای کشورمان غرابت نزدیکی دارد، چرا که همه جا این سئوال اساسی مطرح است که چه کسی موفق می‌شود یازدهمین رئیس جمهور کشورمان بشود، حالا یک نویسنده جوان اصفهانی داستان بلندی نوشته و منتشر کرده که راوی آن نمی‌خواهد رئیس جمهور بشود.

البته آنهایی که ماجراهای این داستان بلند را خوانده‌اند می‌دانند که همه قصه این نیست که یک راوی جوان نخواهد رئیس جمهور بشود، بلکه ماجرای اصلی قصه از این قرار است که راوی داستان، گلنار در ابتدای داستان در دهه شصت تصمیم می‌گیرد در آینده حتماً رئیس جمهور شود. او برای این تصمیم خود دلایل قانع کننده ای برای خود دارد که البته همه دلایلش برای مخاطب قانع کننده نیست. شخصیت گلنار، هنگامی در زمان کودکی خود ناملایمات اجتماعی دهه شصت در کشورمان را می‌بیند که بر زندگی خانوادگی آنها هم سایه انداخته است، تصمیم می‌گیرد وقتی بزرگ شد در آینده رئیس جمهور بشود و به این وسیله به نابسامانی‌ها و ناملایمات اجتماعی و از جمله خانوادگی خودشان پایان بدهد.

او با این آرزو از دنیای کودکی خود فاصله می‌گیرد و به مرور در می‌یابد ریشه ناملایمات در یک محیط محدوده با آدم‌های مشخص خلاصه نمی‌شود و حتی در گسترده کوچک خانواده آنها، هر کسی که از محیط کوچک خانواده پا به دنیای بزرگسالی و گستره وسیع اجتماع می‌گذارد، مرام و مسلک و روش منحصر به فردی در پیش می‌گیرد که همه این‌ها باعث می‌شود ناخودآگاه تضادها  شکل بگیرد و در نتیجه رو در روی هم قرار گرفتن آدم هایی که زمانی در کنار هم بوده‌اند خودنمایی کند.

سلسله وقایعی از این دست باعث می شود، گلنار در تصمیم قبلی خود برای رئیس جمهور شدن در آینده تجدید نظر کند و به دنیای نوشتن پناه ببرد که این کار، نویسندگی او را به آرامش می‌رساند. او حتی برای فرار از گذشته و ورود به دنیای جدید، نام خود را هم تغییر می‌دهد.

 

راوی نام خود را از گلنار به گلی اصفهانی تغییر می‌دهد: «چشم‌های توی آیینه به من نگاه می‌کند. من گلی اصفهانی هستم. این اسم را شاید بعدها روی خیلی از کتاب‌هایم ببینید. حالا که می‌گویم گلی اصفهانی باز انگار یک چیزی توی گوشم زنگ می‌خورد. یک زنگ بزرگ، نه مثل زنگوله که می‌گوید جرینگ جرینگ و نه مثل یک ناقوس. مثل همان‌ها که توی فیلم‌ها، بالای کلیساها هست که می‌گوید دلنگ دلنگ. یک زنگی که شکلش مثل آن‌هاست، اما صدایش وسط این دوتاست. انگار خبری دارد که خیلی مهم است.  مهم‌تر از خبر کردن برای رفتن به یک فریضه دینی و یا این که یک بزغاله به صاحبش بگوید من این جایم. می‌گوید که باید چیزی شروع شود...» (ص 82)

 

به این شکل دریچه تازه‌ای به دنیای نگاه راوی گشود می‌شود. داستان بلند «آنقدر که نخواهم رئیس جمهور شوم» زمینه‌ای خانوادگی و اجتماعی دارد و بستر اصلی آن مسایل سیاسی و اجتماعی دهه 60 ایران است که بیشتر از نگاه راوی زن داستان(گلناز) روایت می‌شود. در این داستان البته همراه با توجه بر کشمکش آدم‌ها با مسایل مربوط به رخدادهای جنگ و آرمان‌ها و ایده‌های اوایل انقلاب، مسایل زنان هم در قالب‌هایی ارایه و توصیف شده است. بخشی از موضوعات داستانی هم مسایلی مانند تغییر موقعیت برخی از شخصیت‌های داستان پس از فراز و فرود سال های آغازین انقلاب و جنگ ایران و عراق را طرح می‌کند. نویسنده زندگی اعضای خانواده ای را روایت می کند که پس از انقلاب، در کشاکش اتفاقات بعد از آن، جنگ، حوادث دهه شصت و تغییرات اجتماعی کشور هر کدام به راهی می روند تا جایی که گلنار که در اول انقلاب در آرزوی رئیس جمهور شدن بود از تصمیم خود منصرف می شود.

او وقتی تصمیم می گیرد در ادامه سال های زندگی اش، گلی اصفهانی و نویسنده باشد، دیگر نگاه آن سبک و ساده شده است که برایش فرقی نمی‌کند دیگران درباره اش چه فکر می‌کنند: «می‌گویم من گلی اصفهانی‌ام. حتی اگر محسن یادش رفته که آن روز ما با هم قرار گذاشتیم، همان جا، زیر درخت انار، جای موتور میلاد و حالا که همه، همه چیز یادشان رفته و اگر هم یادشان بود فرقی نمی‌کرد، من گلی اصفهانی‌ام و برای این است که می‌نویسم. روی کتابم حتما این بار با خط درشت می نویسم. وقتی که آنقدر بالا بروم، آنقدر که نخواهم رئیس جمهور شوم، آن قدر بالا، آن قدر بالا، که بترکم و خودم باد شوم و بپیچم توی ناقوس‌ها و آن وقت این صدا همه جا بپیچد؛ جلنگ، جلنگ.» ( ص 89)

 

شکل روایی داستان تا حدودی گنگ و نامفهوم است. مخاطبی که برای اولین بار این داستان را می‌خواند به راحتی قادر نیست با همه شخصیت‌های داستانی ارتباط لازم را برقرار کند. مجموعه‌ای از شخصیت‌های داستانی در این اثر کنار هم قرار دارند که اغلب رابطه خویشاوندی با هم دارند و در دو زمان کودکی و بزرگسالی سیر می‌کنند. شخصیت هایی مثل گلنار، منیره، جاوید، محسن، میلاد، ابراهیم، مسیح، پونه، پیام و محمود که هر کدام در بخشی از داستان حضور دارند و در همان مقطع بر سرنوشت شخصیت دیگری تاثیر می‌گذارند.

مرضیه گلابگیر در داستان بلند «آنقدر که نخواهم رئیس جمهور شوم» نگاه کلی به روند زندگی شخصیت‌های داستانی خود دارد، در حالیکه فضای عمومی داستان می طلبد بیش از این روی شخصیت ها و همچنین ماجراهای زندگی هر کدام از آنها کار شود. شاید یکی از دلایلی که باعث شده داستان وضوح کمتری داشته باشد، همین نگاه کلی به روند ماجراها باشد که مخاطب را از شناخت کافی از همه شخصیت‌هایی که وارد داستان شده‌اند محروم می‌کند.

داستان شروع خوبی دارد، اما در فصل‌های میانی به کندی پیش می‌رود و گنگی آن بیشتر می‌شود، ولی در سه فصل پایانی، کار قوام می‌گیرد و انسجام لازم را پیدا می‌کند. فصل‌های پایانی به ویژه فصل آخر با عنوان «گلنار(3)» از زیباترین بخش‌های داستان است؛ آن جا که نگاه شاعرانه نویسنده به کمک واژه‌های داستانی می‌آید و سطرهای پایانی را با قوت هر چه تمام‌تر به سرانجام می رساند.

 

چاپ اول (1391) داستان بلند «آنقدر که نخواهم رئیس جمهور شوم» نوشته مرضیه گلابگیر، در 96 صفحه، شمارگان 1100 نسخه و قیمت 2700 تومان از سوی انتشارات هزاره ققنوس در تهران چاپ و منتشر شده است.

 

انتهای پیام/و‌
برچسب ها:
آخرین اخبار