امروز : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 10
۱۳:۳۰
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 129066
تاریخ انتشار: ۷ آذر ۱۳۹۳ - ساعت ۱۱:۴۸
تعداد بازدید: 70
پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; : در کوچه و پس کوچه‌های خیابان انقلاب اسلامی تهران که قدم بزنی،‌ ساختمان‌های دو یا سه طبقه متعلق قدیمی 50 تا60 ...

پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; : در کوچه و پس کوچه‌های خیابان انقلاب اسلامی تهران که قدم بزنی،‌ ساختمان‌های دو یا سه طبقه متعلق قدیمی 50 تا60 ساله را می‌بینی که از آنها صدای ممتد چرخ‌های خیاطی شنیده می‌شود، صدایی که چند ثانیه یک بار قطع و دوباره وصل می‌شود و گاهی هم صدای آواز خواندن کارگران خیاط یا رادیویی که از صبح اول وقت تا پاسی از شب روشن است و صدایش در میان صدای چرخ‌های خیاطی گم می‌شود.

اما این روزگاران به دلیل واردات بی رویه و خارج از حد نیاز لباس دوخته شده چینی، کاهش تولید پنبه ایرانی و واردات پنبه یا منسوج خارجی و مشکلات گوناگون کارگری، کارگاهها کم رونق شده و خیلی از کارگران هم بیکار شده یا تغییر شغل داده‌اند.

وارد یکی از این کارگاه‌ها می‌شوم، مرد 65 ساله‌ای نشسته و با سوزنی که در دستش دارد، تندتند و با مهارت در حال کوک زدن به پارچه است.

آقا رحیم  35 سال است که در همین کارگاه مشغول است و روزگار می‌گذراند، سوزن را کنار می‌گذارد و ادامه می‌دهد که خدا را شکر زندگی را می‌گذرانم، اما با این سنم هنوز خانه ندارم و با سختی روزگار می‌گذرانم. حقوقم کفاف هزینه ها را نمی‌دهد به همین خاطر تا دیروقت کار می‌کنم و فقط برای خواب به خانه می‌روم.

در همین لحظه سعید که همکارش است، با استکان چای در دستش جلو آمد و گفت: کارگر همیشه کارگر است، هیچ کس هم برایش ارزش قائل نیست، سر ماه هم که می‌شود، حقوق 700 هزار تومانی را به زور بهمان می‌هند، اگر اعتراض هم بکنیم، یا بیکار شده یا باید برویم توی خیابان دست فروشی کنیم.

از پله‌های ساختمان قدیمی یک طبقه بالا رفتم یک کارگاه بزرگ و کارگری که پشت طاقه‌های پارچه گم شده بود و فقط صدای ضعیفی از آواز زیر لبش شنیده می‌شد، اول دوست نداشت حرف بزند و گفت فایده ندارد برو... ولی کمی که گذشت گفت که کار خیاطی را با علاقه انتخاب کرده، اما به خاطر افزایش هزینه‌ها و ورود پارچه و لباس‌های چینی دیگر خیاطی رونق ندارد و کارفرمای ما هم نمی‌تواند از پس هزینه‌های خودش بر بیاید برای همین ما بیمه نیستیم و گفته اگر می‌خواهید خودتان بروید هزینه بیمه‌تان را بدهید. این کارگاه هم نه جای استراحت دارد و نه هیچ امکانات دیگری....

از آن ساختمان خارج شدم و چند قدمی که در پیاده رو رفتم یک مغازه خیاطی بود که چند دست کت و شلوار شیک در ویترین داشت، وارد شدم. آقای ذاکری مرد میان سال و خوش برخوردی بود، می‌گفت سال‌ها است که کار خیاطی هم انجام ‌می‌دهد، اما در چند سال اخیر واردات بی رویه پارچه چین و ترکیه و کشورهای دیگر موجب شده که مردم کمتر تمایل به خرید پارچه داشته باشند و برای کاهش هزینه حاضرند که کت و شلوار آماده با پارچه چینی با یک پنجم قیمت تهیه کنند.

چون الان علاوه بر گران شدن قیمت پارچه، دستمزد کارگر ماهر خیاط هم زیاد است و این مسئله چندان برای مشتریان مورد قبول نیست.

البته یک عده مشتری خاص داریم که آنها تحت هیچ شرایطی حاضر نیستند، پارچه بی کیفیت خارجی تهیه کنند و محصول ایرانی را با هر قیمتی که باشد، خریداری می‌کنند.

آقای ذاکری معتقد است که علی رغم وجود مشکلات مالی باید حقوق کارگر را به موقع و کامل پرداخت کرد، چون اگر کارگر نباشد نه تولید وجود دارد و نه سودی برای کارفرما.

وارد خیابان انقلاب اسلامی شدم، چند مغازه بزرگ فروش پارچه به چشمم می‌خورد . مرد 36 ساله‌ای جلوی درب ایستاده و می‌پرسد که چه پارچه ای نیاز دارید؟ شلواری یا کت و شلوار؟ و مرا به داخل مغازه دعوت می‌کند.

از او درباره قیمت پارچه ایرانی و خارجی و استقبال مردم می پرسم و او پاسخ می‌دهد وضعیت کاسبی خوب نیست و مشتریان ما نسبت به سال قبل خیلی کم شده‌اند، دلیلش هم افزایش قیمت پارچه داخلی و هم واردات پارچه‌های ارزان چینی است.

چند طاقه پارچه را برایم باز می‌کند و می‌گوید این پارچه ایرانی است که حداقل 5 سال دوام دارد و قواره‌ای 85 هزار تومان قیمت دارد، در حالی که شما در برخی نقاط شهر شاهد فروش یک دست کت و شلوار به همین قیمت هستید.

آقای اکبرزاده این را هم اضافه می‌کند که کیفیت محصول ایرانی به دلیل واردات بی حساب و کتاب مورد غفلت واقع شده و اهمیتش کم شده است.

او می‌گوید: الان دستمزد دوخت یک دست کت و شلوار حداقل 200 هزار تومان است که البته این رقم با توجه به کیفیت دوخت و دیگر موارد اضافه می‌شود.

به سراغ مغازه دیگری رفتم که طاقه‌های پارچه را با رنگ‌های مختلف در ویترین و قفسه‌های داخل مغازه چیده بود و علاوه بر پارچه‌های ایرانی، پارچه انگلیسی و ترک هم داشت.

صاحب مغازه می‌گفت که کت و شلوار دست دوز توسط کارگر ایرانی با هیچ کت و شلوار دیگری قابل مقایسه نیست، اما الان اغلب البسه در کارخانجات تولید می‌شود و با توجه به هزینه بالای دوخت دستی،‌ کارگران خیاط با مشکلات معیشتی روبرو هستند.

من علاوه بر این مغازه یک کارگاه خیاطی هم دارم و مجبور شدم برخی از کارگرانم را به خاطر نبود سفارش مشتری، اخراج کنم یا به جای دیگر معرفی کنم.

اما به نظر من دولت باید فکری کند که از قشر کارگر حمایت شود، چون این افراد، کارگر ماهر هستند و تجربه زیادی دارند، اما هیچ حمایتی از آنها نمی‌شود.

آقای ایرانپور تاکید می‌کرد که کارگران خیاط در معرض حوادث کار هستند و بیشتر آنها در کارگاه های زیرزمینی و ناامن کار می‌کنند، به همین دلیل در معرض بیماری هستند. بازرسان کار هم توجهی ندارند و هیچ وقت به سراغ این کارگاه‌ها نمی‌آیند.

از مغازه که بیرون می‌روم با فاصله کمی صدای چرخ خیاطی از داخل مغازه‌ای به گوشم رسید. در را که باز کردم سه جوان شهرستانی را دیدم که سخت مشغول کار بودند.

با آنها وارد صحبت شدم ، علی که از دو همکار دیگرش کم سن‌تر بود، اهل ایلام بود و دو نفر دیگر هم از بجنورد آمده بودند.

آنها تعریف کردند که به دلیل نبود شغل در شهرشان مجبور به ترک خانه و خانواده شده‌اند و الان با حقوق اندک کارگری و بدون بیمه تامین اجتماعی روزگار می‌گذرانند.

علی می‌گفت که پدرش فوت شده و برای تأمین خرج مادر و برادر کوچکش اینجا کار می‌کند و هیچ اعتراضی هم نمی‌تواند به کارفرمایش داشته باشد، چون اگر شغلش را از دست دهد، باید دوباره به شهرشان برگردد و بیکار بماند.

وحید و مراد هم می‌گفتند که از یک سال پیش تا حالا سه مرتبه محل کارشان را به خاطر حقوق کم و بد بودن شرایط عوض کرده‌اند، چون کارفرما فقط به فکر خودش بوده و می‌خواهد کارش پیش برود.

بعد از ترک آنجا به فکر فرو رفتم که اصلا مگر کار و تولید بدون کارگر هم معنا دارد، پس چرا سراغ هر صنفی که می‌رویم کارگران در سخت‌ترین شرایط هستند... با این اوضاع اقتصاد مقاومتی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی در عمل چه طور باید محقق شود؟

آیا وقت آن نرسیده به جای این که پول نفت صرف واردات کالای بی کیفیت و لباس آماده چینی شود، از کارگر و هنر خیاطی و نساجی ایرانی حمایت موثر و واقعی شود، چرا این همه جوان که از دانشگاه فارغ التحصیل می‌شوند، برای کار طراحی لباس ایران، احیای صنعت نساجی و بافندگی ایرانی به کار گرفته نمی‌شوند. چرا سرمایه ایرانی که همان نیروی ماهر است، به حال خود در پیچ و خم مشکلات رها شده و مورد حمایت قرار نمی‌گیرد و فقط همه به فکر راحتی و واردات افتاده‌اند، پس اقتصاد مقاومتی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی کجا رفت؟

به گفته ابراهیمی دبیر شورای مشترک اتاق ایران و ترکیه، چرا امسال برای عزاداری محرم یک میلیون پیراهن مشکی چینی وارد شده است، مگر دوخت پیراهن مشکی هم تکنولوژی نوین است که نداشته باشیم؟

چرا یک عضو هیات مدیره اتحادیه کفاشان به جای حمایت از تولید داخل سفارش واردات 200 هزار جفت کفش ترکیه داده است؟

ایرانی! برای این که برادرانت کار داشته باشند، به جای لباس چینی بنجل، لطفا لباس ایرانی بپوش و به آن افتخار کن.

به قول علامه اقبال لاهوری: آنچه از خاک تو رُست ای مرد حر/آن بپوش و آن بنوش و آن بخور

گزارش از: ابراهیم تاجیک

انتهای پیام/ب

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار