امروز : جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۶ - 2017 April 28
۲۲:۵۴
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 129272
تاریخ انتشار: ۸ آذر ۱۳۹۳ - ساعت ۱۴:۰۹
تعداد بازدید: 32
بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی ...

بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیل‌های موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.

 

***

 

ترویج «فرهنگ اربعین» سعید حجاریان از تریبون بنیاد عارف

دبیر کمیته انتخاباتی جبهه اصلاحات در یک مراسم عزاداری که در بنیاد امید ایرانیان (وابسته به آقای عارف) برگزار شده است، طی سخنانی به بررسی موضوعی با عنوان «چرا ائمه (ع) در هیچ یک از جهادهای پس از عاشورا نقشی ندارند»؟ پرداخته است.

آقای محسن رهامی در بخشی از صحبت‌های خود و در اشاره به این موضوع که چندی قبل نیز توسط آقای سعید حجاریان و با تأکید بر عقلانی‌تر شدن عملکرد ائمه پس از عاشورا! بیان شده بود؛ می‌گوید: اما ائمه (ع) در هیچ کدام از این مبارزات و جنگ ها نیستند و در این جهادهای مسلحانه (پس از عاشورا) نقش ندارند. ما در هیچ کجای تاریخ نمی بینیم که امام باقر(ع) و یا امام صادق (ع) در یکی از این مبارزات شرکت داشته باشند و حتی دیده شده که در برخی از نمازجمعه ها هم شرکت می کردند. استراتژی آنها چه بود؟...ائمه معصومین ما برخلاف تعبیر دیگر شیعیان از مسلمین زمان واقعه عاشورا که آنها را به دو دسته اکثریت یزیدی و اقلیت امام حسینی تقسیم می کنند؛ معتقدند اینگونه نیست که هزاران مسلمان آن دوران که در مناطق مختلف بلاد اسلامی می زیسته اند همگی در اثر تبلیغات بنی امیه یزیدی شده بودند. هنگامی حاکمیت با خشونت عریان خود هزینه دینداری را در میان مسلمانان بالا می برد تا جایی که راهی جز مرگ برای آنان در برابر دینداری واقعی باقی نمی گذارد؛ تعداد این افراد به اقلیتی چون 72 تن واقعه عاشورا می رسند.

به گزارش جماران، آقای رهامی می‌افزاید: ائمه ما اما، قائل به تقسیم بندی میان مسلمانان و مدام تقسیم کردن آنان با سازش کاران و جهادکنندگان نیستند. ائمه ما این تقسیم بندی های سیاه و سفید از مسلمانان را قبول نداشتند و معتقد بودند که مسلمانان معتقد در دنیای اسلام بسیارند. جامعه مسلمانان ایمان دارند اما چون هزینه دینداری با توجه به نوع سرکوب حکومت های بنی امیه و بنی عباس بسیار بالا رفته، سکوت آنان را موجب شده است. از این رو معتقد بودند به جای گذاشتن تمام توان خود بر مبارزه مسلحانه با حاکمیت؛ باید کار ریشه ای کرد. باید دینداری مسلمانان را تقویت نمود و آنان را توانمند ساخت.

 

*صحبت‌های آقای رهامی، تلاش خواسته یا ناخواسته برای بسط تئوری «فرهنگ عاشورا و فرهنگ اربعین» آقای سعید حجاریان است که چندی قبل و در آستانه فرارسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی در قالب یک یادداشت منتشر شد و آقای حجاریان طی آن اینطور ادعا کرد که عملکرد ائمه اطهار(س) پس از عاشورا عقلانی‌تر! شده است و آنها پس از واقعه عاشورا با تأسی به فرهنگ اربعین، حیات را بر ممات ترجیح دادند.

برای رفع شبهه طرح شده در صحبت‌های آقای رهامی که چرا ائمه پس از عاشورا در هیچ جهادی شرکت نکردند پاسخ‌های زیر را باید اقامه کرد:

یکم: در کتاب شریف اصول کافی حدیثی وجود دارد مبنی بر اینکه هرکدام از ائمه اگر در موقعیت دیگری بودند، کاری را انجام می‌دادند که همان امام عصر(ع) انجام داده است. همچنین حدیثی از پیامبر گرامی اسلام(ص) وجود دارد مبنی بر اینکه حسن(ع) و حسین(ع) هر دو امام‌اند، چه صلح کنند و چه بجنگند.

بر مبنای این دو حدیث و منطق بیان شده در آنها و همچنین بر اساس مبانی عقل‌گرایانه تفکر شیعه، می‌توان بصورت محکم بیان کرد که اساس عملگری ائمه ما شیعیان اصالت جهاد یا اصالت سکوت یا اصالت فعالیت‌های مذهبی غیر از جهاد نبوده است بلکه در هر عرصه‌ای و هر لحظه‌ای، ملاک بر جلب رضایت خداوند متعال و عمل به دین خدا بوده است.

لذا بالاتر قرار دادن جهاد امام حسین(ع) نسبت به مظلومیت روز ساباط امام حسن(ع) و یا ناهمگون دانستن شهادت سیدالشهدا(ع) با شهادت غریبانه حضرت رضا(ع) کار صحیحی نیست.

 

دوم: آقای حجاریان و آقای رهامی که مروّج تفکر عقلانی‌تر شدن عملکرد ائمه گرامی اسلام پس از عاشورا شده‌اند باید بطور مشخصی به این سؤال پاسخ بدهند که عملکرد 4 معصوم قبل از امام حسین(ع) را چگونه توجیه می‌کنند؟! و آیا اینکه در منظر آنان عملکرد ائمه به دوران قبل از عاشورا و بعد از عاشورا! تقسیم‌بندی می‌شود؛ پس منش و ممشای معصومین قبل از عاشورا با چه فرم و محتوایی قابل توجیه هست که در آن از صلح و خانه نشینی یافت می‌شود تا خطبه خواندن و جهاد و صلح در عین جهاد و غیره.

مثلاً در نظر این دو نفر آیا حسن بن علی(ع) عقلانی‌تر از برادرش حسین(ع) عمل کرده بود که تن به صلح با معاویه داد یا عاشقانه‌تر؟!

(این در حالی است که عقل و عشق دو روی یک سکّه‌اند و تفکیک آنها مبنای عقلانی ندارد)

و همچنین این افراد روش امام مهدی(عج) در دوران ظهور که با جهاد همراه است را در قالب نظریه شبهه‌آمیز خود چگونه توضیح می‌دهند؟!

آیا امام زمان(ع) در عصر ظهور دیگر نیازی به عمل عقلانی همچون ائمه سلف خویش نمی‌بیند که قصد جهاد دارد؟!

 

سوم: بطور مشخص و مصرّح از عملکرد امامان شیعه(س) این برداشت منطقی و قابل اثبات وجود دارد که اگر گروه‌های معتقد و بابصیرتی از مؤمنین در کنار آنان وجود می‌داشتند، حتماً قیام علیه جور زمانه (در صورت فهم مردم زمانه از معنای جور) با فرماندهی آنان شکل می‌گرفته است.

چه اینکه مشخصاً اگر این گروه‌های مؤمن با بصیرت در اندازه تأثیرگذار حضور می‌داشتند نه سقیفه‌ای شکل می‌گرفت نه کهنه ریشه‌ای از بنی‌امیه در صفین باقی می‌ماند و نه خدعه‌های معاویه بر سپاه گردآمده در نُخیله در زمان امام مجتبی(ع) کارگر می‌افتاد.

بدیهیست که در آن اَزمنه مورد اشاره نیز کسانی بوده‌اند که همواره معتقد به کرنش در مقابل قدرت‌های به ظاهر بزرگتر و مسلح‌تر بوده و اگرچه ردای همراهی با لشکر امامان معصوم(ع) را بر تن کرده بودند اما مصداق نکوهش‌های امیرالمؤمنین و امام مجتبی(س) خطاب به برخی یاران بودند.

 

و چهارم: گره زدن این معنا به عملکرد ائمه هدی(س) که هر امامی لزوماً می‌بایست دست به قتال و جهاد می‌زد کار و فکر صحیحی نیست.

همین تفکر سطحی است که سبب گره‌زنی غلط عمل امام به میزان و عدد یاران پیرامون او می‌شود.

اگرچه این حرف صحیحی است که ای بسا اگر برخی از ائمه هدی(س) در مقاطعی از کثرت یاران باصلابت و تأثیرگذار برخوردار بودند حتماً دست به قیام می‌زدند اما امر واضح آن است که اولاً قتال و جهاد لازمه‌ی هر زمانی نیست و ثانیاً مجاهدت علمی و پرورشی نیز شاخه‌ای از جهاد است.

به آن معنا که همان جهادی که حسین(ع) را به شهادت رساند، همان جهاد اما در جلوه‌ای دیگر نیز حضرت رضا و علی‌بن‌الحسین(ع) را در منزل و موسی‌بن جعفر را در زندان به شهادت رساند.

همچنین کم بودن عده یاران عامل نقض حتمی برای نفی قتال در راه خدا نیست چه اینکه سید‌الشهدا(ع) و حضرت زهرا(س) نیز دست به جهاد زدند در عین اینکه عملاً هیچ یاوری نداشتند.

تلاش برای رسوخ دادن این باور به جامعه که جهاد منجر به فنا می‌شود و برای همین ائمه(ع) پس از عاشورا درس گرفته‌اند و دیگر کسی دست به جهاد نزد (و نباید بزند!) تئوری غلطی است که بیان‌کنندگان آن خواسته یا ناخواسته در مسیر سازشگری و تقبیح مقاومت قرار می‌گیرند.

گفتنیست که آقای رهامی، چندی قبل تحریم‌های اِعمالی از سوی آمریکا علیه کشورمان را «فلج‌کننده» خوانده و همچنین در یک مصاحبه گفته بود که مجلس نهم اجازه بروز اختلاس‌های میلیاردی را داده است!

صحبت‌های اشاره شده از آقای رُهامی همچنین شبهات و اغلاط دیگری نیز با خود دارد که به دلیل پرهیز از اطاله کلام به آنها پرداخته نشد.

 

***

 

هزینه گزاف تناقض‌گویی درباره توافق ژنو و مذاکرات وین

یک چهره اقتصادی اصلاح‌طلبان در لابه‌لای مصاحبه‌ای که اخیراً و قبل از مشخص شدن فرجام مذاکرات وین انجام داده به سایت ندای ایرانیان گفته است:‌ اینکه کسی فکر کند ایران با توافق هسته ای در زمینه اقتصادی تبدیل به گلستان می شود، اشتباه کرده است. تمام حرف من این است که مشکلات اقتصادی ما با توافق هسته ای حل نمی شود بلکه «مدیریت مناسب» گره گشای مسائل اقتصادی است.

آقای سعید لیلاز در ادامه صحبت‌های درست خود می‌افزاید: بنده نگران اغراق در بیان اثرات توافق هسته ای بر مسائل اقتصاد ایران هستم. اگر این اغراق در مورد توافق صورت بگیرد، و پس از آن ایران، یک شبه گلستان نشود، منجر به سرخوردگی علیه دولت آقای روحانی خواهد شد. من معتقدم در حال حاضر گروه های رادیکال در پی تبلیغ و اغراق اثرات توافق هسته ای در اقتصاد هستند.

او همچنین می‌گوید:‌ همانطور که تحریم ها تاثیر زیادی در وخامت اوضاع اقتصادی ایران نداشت، طبیعتاً رفع تحریم ها نیز اثر چندانی بر اقتصاد ما نخواهد گذاشت.

آقای لیلاز در بخش دیگری از مصاحبه خود نیز تأکید می‌کند: غربی ها باید بدانند که مسائل اقتصادی ما با مدیریت حل می شود و ما این مدیریت اصولی را داریم اعمال می کنیم.

 

*صحبت‌های صحیح آقای لیلاز که اندکی قبل از اعلام تمدید مذاکرات وین انجام شده است؛ اگرچه شاید کمی دیر اما با مبانی درست و دقیقی بیان شده‌اند.

در عین حال اما این صحبت‌ها وقتی در کنار صحبت‌های چند ماه قبل آقای لیلاز که در موقعیتی مشابه و اندکی قبل از اعلام توافق ژنو قرار می‌گیرند؛ تناقض‌های بزرگی را ایجاد می‌کنند.

آقای لیلاز قبل از توافق ژنو به سایت جماران گفته بود: (در صورت توافق در ژنو) در کوتاه مدت دریافت‌های ارزی ایران بین 50 تا 100 درصد! افزایش خواهد یافت و این نوید خوبی برای اقتصاد ایران است و می‌تواند در کنترل بازار تاثیر فراوانی داشته باشد.

او در همان مصاحبه با تأکید بر اینکه «این توافق ما را قادر می‌کند که فوری‌ترین مسایل معیشتی را حل کنیم و در صنایع مختلف مانند صنایع پتروشیمی پیشرفت داشته باشیم...» در عین حال بر این نکته نیز صحّه گذاشته بود که ما نباید مشکلاتمان را از غرب بدانیم.

این صحبت‌ها و ایضاً صحبت‌های اشاره شده در بالا اگرچه تقریباً نامتجانس‌اند اما قاعدتاً در چرایی تناقض‌های خود هیچ پاسخ عقلایی ندارند.

البته آقای لیلاز از جمله اصلاح‌طلبانی است که تاکنون چندین مرتبه بر ضرورت توجه به مدیریت داخلی بر حل مشاکل اقتصادی تأکید کرده است اما بزرگنمایی‌های بعمل آمده از سوی وی در قبال توافق ژنو نیز غیر قابل انکار است.

همچنین قابل اشاره است که بخشی از چهره‌های اصلاح‌طلب طی یک‌ونیم سال گذشته تلاش دانسته یا نادانسته وافری را در گره زدن سرنوشت مذاکرات هسته‌ای به معیشت مردم، بزرگنمایی از توافق ژنو و همچنین ترسیم غلط دوران پساتحریم بعمل آوردند. (آقای تابش، از نمایندگان اصلاح‌طلب در صبح روز امضای توافق ژنو طی نطقی در مجلس شورای اسلامی از این گفت که با این توافق سطح معیشت مردم ارتقا می‌یابد)!

تلاش وافری که ثمراتی غیر از وارد آوردن فشار به نظام اسلامی برای عبور از خط قرمزهای خود و همچنین دمیدن بر آتش «فتنه اقتصادی» نداشته و ندارد.

صحبت‌های درست آقای لیلاز در ابتدای متن مبنی بر اینکه قرار نیست با توافق هسته‌ای، گلستان در ایران درست شود و همچنین صحبت‌های اصولی رئیس جمهور کشورمان که چندی قبل در کشور آذربایجان بیان کرد اثر تحریم‌ها بر اقتصاد کشور در حال نزدیک شدن به عدد «صفر» هستند بسیار مطلوب بوده و کمک بزرگی به ترسیم فضای واقعیت و شکل‌گیری تحلیل صحیح در ساحت افکار عمومی جامعه می‌کنند. اما گاهی وجود برخی تناقضات و تحلیل‌های سیاست بازانه، از لذت این درستی‌ها می‌کاهد و ای بسا که در لحظه خطر نیز به کاستن غبارهای فتنه کمکی نکند... (اگر به برخاستن بیشتر غبارها کمک نکرده باشد)

 

***

 

توهین‌های برخی اصلاح‌طلبان به مردم...

مردم ایران پول می‌گیرند، فریب می‌خورند و رأ‌ی می‌دهند!

آقای احمد خرّم، مشاور آقای خاتمی و وزیر راه دولت اصلاحات اخیراً در بخشی از مصاحبه خود به سایت ندای ایرانیان گفته است:‌

«تجربه تلخ گذشته، اشتباه برخی از اصلاح طلبان در مورد جامعه ایرانی بود. برخی از اصلاح طلبان خیلی آکادمیک تصور می کردند، دیگر پوپولیسم و فریب دادن مردم اتفاق نمی افتد، که البته این تصور خامی بود. دقیقا سال 84 و حتی قبل تر از آن اصلاح طلبان سنگر به سنگر به خودشان باختند. جامعه امروز ایران را درک نکردند. وقتی می گویم جامعه امروز و توده مردم منظورم این است که اصلاح طلبان هنوز هم ممکن است بازی را به احمدی نژادها و طیف فکری او واگذار کنند. این ادعا یک واقع بینی مطلق است»

در همین زمینه، آقای احمد نقیب‌زاده از استادان اصلاح‌طلب نیز به تازگی به سایت ندای ایرانیان گفته است: «هنوز می‌توان با توزیع پول رأی برخی را جمع کرد»

او افزوده است: «هر کاندیدایی می‌تواند با پول رأی بخرد. منظور من توده مردم است نه جامعه مدنی...مردم با وجود درک سیاسی نمی‌توانند متشکّل عمل کنند»

 

*سوگمندانه باید گفت که جریان اصلاح‌طلب بر اساس برخی نظرات به ظاهر جامعه‌شناسانه؛ دریافت‌های غلطی از جامعه‌ی ایران و توده‌های مختلف مردم ایران دارد.

اصلاح‌طلبان که مروّج تئوری‌هایی همچون «مردم برای توزیع مرگ موش هم صف می‌کشند»، «شهروند درجه دو و درجه یک»، «قشر پردرآمد و کم درآمد» و «جامعه مدنی» هستند به روشنی و همانطور که در بالا قابل مشاهده است معتقدند مردم ایران به راحتی فریب می‌خورند و رأی خود را به پول می‌فروشند.

این در حالی است که اولاً برخی چهره‌های اصلاح‌طلب حق ندارند از رأی آوردن و مسندنشینی یک جریان مخالفت را فریب خوردن مردم تلقی کنند.

همچنین افراد مذکور حق ندارند طرح اقتصادی مورد تأیید نظام مبنی بر ارائه یارانه به مردم در چارچوب طرح تحوّل اقتصادی را «پول دادن به مردم برای رأی آوردن» معرفی کنند.

وانگهی استدلال این افراد در تعیین نسبت میان پول و رأی نیز حرف صحیحی نیست چه اینکه مردم نشان دادند به صحبت‌های کسانی که در سال 84 وعده حقوق 50 هزار تومانی را می‌دادند رأی ندادند.

همین مردم متدین و همیشه در صحنه در انتخابات سال 92 نیز نشان دادند به صحبت‌های کسانی که وعده یارانه 80 هزارتومانی و حتی 120 هزارتومانی را هم دادند؛ وقعی نمی‌نهند و حتی از کاندیدای پیشنهادی یکی از آنها نیز هیچ دفاعی نکردند.

(جالب آنکه طرفداران حلقه انحرافی نیز در ماه‌های مانده به انتخابات 92 در برخی از تریبون‌های خود تحلیل‌های امروز آقای نقیب‌زاده و خرّم را بیان می‌کردند و از این می‌گفتند که مردم هوادار «دست در جیب کردن احمدی نژاد هستند»! و اگر هم اشتباه کنند و به کس دیگری در انتخابات رأی بدهند؛ به سرعت اشتباه خود را جبران می‌کنند)

این تحلیل‌های غلط که ناشی از پذیرش دروغ‌هایی همچون «همه‌گیری رفتارهای قشر متوسط» و «مسلک بورژوازی جامعه مدنی» و البته نگاه غلط به جامعه ایرانی است، فرجام ناخوبی را برای آینده اصلاحات و اصلاح‌طلبان رقم خواهد زد. کما اینکه آنها از سال 80 به این‌سو تاکنون در هیچ انتخاباتی نتوانسته‌اند رأی اکثریت مردم را به خود جلب کنند.

 

***

 

آیا معترضان فرگوسن فقط به جنایت‌های پلیس اعتراض دارند؟!

واقعیت‌هایی از خیزش بزرگ فرگوسن در آمریکا

این دو تصویر را رسانه‌های تلگراف و یواس‌ای تودی در لابه‌لای گزارش‌های تصویری خود از اعتراضات بزرگ فرگوسن در آمریکا منتشر کرده‌اند.




 

 






 

تصویر اول سندی است بر حضور نیروهای ویژه‌ی نظامی در خیابان‌ها برای سرکوب معترضین آمریکایی.

رخدادی که نشان از عمق خیزش بزرگ فرگوسن و تهدید آن برای کاخ سفید دارد.

در تصویر دوم و بر روی پلاکاردی که یک مرد آمریکایی در دست دارد نوشته شده است:‌«همه جا فرگوسن است. وحشیگری و قتل توسط پلیس باید متوقف شود»

این صحنه‌ها حقایق مهمی را از ماهیت خیزش بزرگ فرگوسن آشکار می‌سازد و اگرچه باید دانست که اعترضات فرگوسن که اکنون در عمده شهرهای آمریکا همه‌گیر شده است نیز بزودی با سیاست‌هایی مزوّرانه خاموش خواهد شد اما این خاموشی دائمی نیست و همانند آتشی است که در زیر خاکستر پنهان می‌ماند.

رسانه‌های آمریکایی گزارش داده‌اند که در میان گروه‌های معترض حاضر در خیزش فرگوسن، حلقه‌های تبهکار نیز وجود دارند که در لابه‌لای اعتراضات اقدام به دزدی از مغازه‌ها و جیب‌بُری می‌کنند.

این رخداد اگرچه یک واقعیت است اما باید دانست مانیفست اصلی اعتراض فرگوسن و اکثریت شرکت کنندگان در آن در ایالت‌های مختلف آمریکا شامل این حاشیه‌ها نیستند.

رسانه‌های آمریکایی همچنین تلاش دارند عمده اعتراضات فرگوسن را مربوط به وقوع یک قتل توسط پلیس این کشور جلوه دهند.

این در حالی است که عمق اعتراضات، گستردگی آنها و شعارهای معترضین نشان می‌دهد که عمده‌ترین انگیزه خیزش فرگوسن، سیاست‌های کاخ سفید و ظلم بزرگی است که در آمریکا به مردم فرودست یا همان 99 درصدی‌ها در زمینه‌های مختلف اِعمال می‌شود.

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار