امروز : شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۶ - 2017 July 22
۰۵:۳۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 129753
تاریخ انتشار: ۱۰ آذر ۱۳۹۳ - ساعت ۱۲:۳۱
تعداد بازدید: 135
بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته ...

بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیل‌های موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.

 

***

 

پاسخ‌ وزیر خاتمی به بهانه‌گیری تندروهای اصلاح‌طلب

قائم مقام حزب اعتماد ملی درباره رأی نیاوردن کاندیداهای پست وزارت علوم تا قبل از دکتر فرهادی به روزنامه آرمان گفته است: در هشت سال گذشته وزارت علوم و دانشگاه‌های کشور در اختیار یک جناح خاص بوده است. به همین دلیل در شرایط فعلی قرار گرفتن یک وزیر معتدل که بر شایسته‌سالاری تأکید کند و با تفکرات گذشته موافق نباشد برای عده‌ای سخت است. این عده دوست دارند دانشگاه‌ها همچنان در دست خودشان باشد و اجازه نمی‌دهند تفکری به جز تفکر آنها غالب باشد.

آقای رسول منتجب‌نیا در ادامه اشاره به رأی نیاوردن 3 کاندیدای پست وزارت علوم و رأی عدم اعتماد به آقای فرجی دانا و در حالی که بحث «بورسیه‌ها»! را نیز مستمسک قرار می‌دهد؛ همچنین گفته است: برخی هراس دارند که با روی کارآمدن یک وزیر معتدل، پشت‌پرده برخی از تخلفات در دانشگاه‌ها افشا شود!

 

*صحبت‌های آقای منتجب‌نیا (که در واقع فصل مشترک حرف‌های یک جریان خاص درباره علل رأی نیاوردن وزرای پیشنهادی از سوی دولت برای وزارت علوم است) در حالی مطرح می‌شوند که همه می‌دانند علت این رأی نیاوردن‌ها، ایفای نقش کاندیداهای مذکور در فتنه سال 88 و یا عدم تعیین موضع شفاف نسبت به آن حوادث بوده است.

همچنین افکار عمومی صحبت‌های عموم نمایندگان مجلس نهم را نیز خوانده و شنیده‌اند که مؤکداً بر برخورد با هر امتیاز غیر قانونی در بحث بورسیه‌ها تأکید داشته و دارند و حتی پس از لغو تنها 36 مورد امتیاز بورسیه توسط وزارت علوم دولت روحانی (اصلاح‌طلبان ادعا می‌کردند این تعداد 3 هزار مورد است!) که آنهم به دلیل ارائه اطلاعات غلط از سوی بورسیه‌شدگان اعلام شد؛ نمایندگان همچنان بر برخورد و پیگیری این قضیه تأکید دارند.

این لغو 36 موردی بورسیه حتی تا آن اندازه بر پژواک فروافتادن تشت رسوایی مدعیان افزود که آقای معین بعنوان وزیر علوم دولت اصلاحات نیز اعلام کرد که احساس می‌کند در این قضیه از جانب مسئولان دولت روحانی تسامح صورت گرفته است!

همچنین باید گفت که ضعف دلیل صحبت‌های آقای منتجب‌نیا و همه کسانی که در رأی نیاوردن وزرای پیشنهادی دولت برای وزارت علوم پای بهانه‌های سیاسی غیر قابل اثبات را وسط می‌کشند؛ تا آن اندازه هست که آقای پزشکیان، نماینده اصلاح‌طلب مجلس نهم و وزیر بهداشت دولت اصلاحات نیز چندی قبل در گفت‌وگو با سایت ندای ایرانیان در پاسخ به این سؤال که «عدم رای اعتماد به وزرای علوم نشانه نگاه سیاسی و جناحی برخی از همکاران شما نیست؟» گفته بود:

«اگر دفاع وزیر از عملکرد و مواضعش محکم و قاطع باشد، قطعا کسانی که می خواهند برای وزیر پیشنهادی حاشیه درست کنند ناکام خواهند شد. جواب هایی که از سوی وزرای پیشنهادی علوم به شبهات نمایندگان داده شده است تا کنون ضعیف بوده است.»

آقای پزشکیان افزوده بود: «رابطه ای که اکنون میان دولت و نمایندگان مجلس وجود دارد دارای ضعف هایی است... اما آنچه در برخی از موارد اتفاق افتاد، چیزی نبود جز عدم قاطعیت وزیر در پاسخگویی به شبهات برخی از نمایندگان.»

شایان ذکر است که آقای پزشکیان به تازگی و همنوا با آقای خاتمی، بر ضرورت پذیرش اشتباهات اصلاح‌طلبان نیز تأکید کرده است.

 

***

 

ترویج جامعه‌ای بدون دین، قانون و خدا توسط سریع‌القلم

آقای محمود سریع‌القلم که از وی با عنوان مشاور رئیس جمهور یاد می‌شود در یادداشتی که برای عصرایران نوشته اقدام به برشمردن تیتروار 30 ویژگی یک «جامعه زنده» به زعم خود کرده است.

در این 30 ویژگی جامعه زنده! هیچ اثری از اشاره به «دین»، «اسلام»، «قانون» و «خدا» نیست.

وی که استاد علوم سیاسی است در بیان این ویژگی‌های جامعه شناختی به این موارد نیز اشاره کرده است:

_ دانمارک از شهروندان آن برای سفر، درخواست ویزا نکند

_ شهروندان آن از  اخلاقی بودن و رعایت حریم های اجتماعی ، لذت ببرند

_ دستگاه های اجرایی آن با fact تحلیل کنند و نه با تخیل

_ شهروندان آن پس از تصادف رانندگی که پیش می آید، حتی یک واژه ناپسند نسبت به طرف مقابل استفاده نکنند

_ وقتی پلیس راهنمایی، اتومبیلی را به خاطر تخلف رانندگی متوقف می کند، پلیس سراغ راننده برود نه بالعکس

_ شهروندان آن، دندان های سالم داشته باشند!

 

*مؤلفه‌های اشاره شده از سوی آقای سریع‌القلم که بیشتر شبیه کنایه‌های سیاسی هستند تا fact و سخنان تحقیقی و حساب‌شده! در ادامه تفکرات این چهره مطرح شده‌اند که بارها در کتاب‌ها و یادداشت‌های خود به آنها اشاره کرده است.

آقای سریع‌القلم بر اساس آنچه که در کتاب «اقتدارگرایی در عهد قاجار» خود نوشته است، «لیبرالیسم» را دروازه پیشرفت می‌داند و از طرفی چارچوب‌های اسلام مورد تأکید علمایی همچون شهید شیخ‌فضل‌الله نوری را غیر قابل تطبیق با لیبرالیسم عنوان می‌کند.

او همچون آقای زیباکلام معتقد به پیشرفت گسترده ممالک غربی و آمریکا و همچنین کشورهای جنوبشرق آسیاست و مثلاً در یادداشتی مطبوعاتی که در ابتدای روی کار آمدن دولت رئیس جمهور روحانی در روزنامه ایران منتشر کرد بر ضرورت الگوگیری ما از کشور سنگاپور! نیز تأکید کرد.

وی با وجود آنکه در مطلب فوق بر ضرورت تحلیل با fact یا همان واقعیت بجای تخیّل تأکید دارد اما در کتاب‌ها و نوشته‌های خود اقدام به بیان نظرات شخصی (مانند صحبت‌های بالا) و سخنان غیر قابل اثبات دیگری نظیر کمتر دروغگو بودن مردم فنلاند نسبت به مردم ایران! و خشن بودن مردم ایران تأکید دارد.

این در حالی است که مثلاً مشخص نیست ایشان از کجا و با چه مدرکی می‌تواند اثبات کند که فنلاندی‌ها کمتر از مردم ایران دروغ می‌گویند؟!

مؤلفه‌های اشاره شده توسط ایشان برای یک جامعه زنده نیز عموماً نظر شخصی، بیان شاخصه‌های جامعه شهروندی (که یک مفهوم انحرافی در مقابل جامعه اسلامی است) و نظرات شخصی ایشان است.

مثلاً در مؤلفه تأکید ایشان بر سالم بودن دندان‌ها! باید اشاره کرد که چند سال قبل هم یکی از رؤسای جمهور در کشور فیلیپین اعلام کرد که شعار انتخاباتی من دندان‌های سالم است و پس از انتخاب شدن به تمام مردم فیلیپین یک مسواک هدیه خواهم کرد!

جدای از این شاهد مثال برای تقّلای مضحک عده‌ای در جهت پیوستن به مؤلفه‌‌های زیستی دهکده جهانی! باید در همطراز همین صحبت و مدعا بیان کرد که اگر آقای سریع‌القلم بر اسلامی شدن جامعه تأکید می‌کردند بهتر بود زیرا در فرهنگ اسلامی بر مسواک تا اندازه‌ای تأکید شده که گویا واجب است و یا مثلاً در سلوک امام هشتم(ع) آمده است که آن امام همام 5 مسواک مختلف را همواره با خود به همراه داشت و حتی برای نماز شب نیز مسواک می‌زد.

سوگمندانه باید گفت که غرب‌خواهی و قصد آشکار برای فهم نکردن خصلت‌های توطئه‌ای به نام دهکده جهانی، اندیشه را به ورطه‌ای می‌کشاند که نه تنها بر الگوگیری از غرب و سنگاپور و کره جنوبی همچون والهی شیدا تأکید می‌کند بلکه گاهی اتوپیای خود را نیز در اتمسفری خارج از دین و اخلاقی دینی می‌جوید.

پیش از این، حضور آقای سریع‌القلم بعنوان مشاور رئیس جمهور در اجلاس داووس در سوییس که با کراوات‌پوشی ایشان همراه بود، سبب ایجاد حاشیه‌هایی برای دولت و رئیس جمهور شد.

 

***

 

موسوی‌تبریزی: امام(ره) به دنبال انقلاب نبود و می‌خواست شاه بماند!

آقای موسوی تبریزی، از چهره‌های اصلاح‌طلب اخیراً در بخشی از گفت‌وگوی خود با سایت ندای ایرانیان با بیان این معنا که امام راحل در عنفوان آغاز مبارزه علیه رژیم ستمشاهی قصد انقلاب نداشته و صرفاً به دنبال اصلاحات! بوده است، می‌گوید: آنهایی که صبغه انقلابی دارند به درستی می دانند که امام (ره) در سال 42 می خواست امور ممکلت اصلاح شود... ایشان بارها و بارها اعلام کرده بودند که نمی‌خواهند شاه از کشور برود. اگر هم ته دلش می‌خواست اظهار نمی‌کرد.

او می‌افزاید: متن نامه‌هایی که امام (ره) به شاه می‌نوشت و با الفاظی که شاه را خطاب می‌کرد به خوبی هویدا بود که این مرجع جهان تشیع به دنبال اصلاح حکومت و جامعه است اما وقتی توصیه ها و مصلحت اندیشی های امام (ره) بر سلطنت کارگر نشد، ایشان مقابل حکومت اصلاح ناپذیر ایستادند...ایشان کم‌هزینه‌ترین راه برای بدست آوردن هدف که همان مصلحت جامعه بود؛ با اصلاح طلبی دنبال می‌کرد.

آقای موسوی تبریزی ادامه می‌دهد: امام (ره) می‌خواست شاه به قانون مشروطه احترام گذاشته، بماند اما سلطنت نکند.

 

*صحبت‌های آقای موسوی تبریزی با این محتوای آشکار که امام(ره) در ابتدا قصد انقلاب نداشت و می‌خواست شاه بماند! با رخدادهای واضح فرایند انقلاب اسلامی و همچنین با ظاهر و باطن گفته‌های امام راحل تناقض‌های فاحشی دارد.

در همین زمینه اشاره می‌شود به بخش‌هایی از یادداشت امام راحل که در سال 1323 و به درخواست یک طلبه تقریر شده است و از آن بعنوان نخستین سند آغاز نهضت انقلاب اسلامی ایران و نخستین بیانیه سیاسی حضرت امام(ره) یاد می‌شود.

آن یار سفر کرده در این یادداشت می‌نویسد:

بسم الله الرحمن الرحیم

«قیام لله» یگانه راه اصلاح جهان

قال الله تعالى: قل انما اعظکم بواحدة ان تقومولله مثنى و فرادا

خداى تعالى در این کلام شریف، از سر منزل تاریک طبیعت تا منتهاى سیر انسانیت را بیان کرده و بهترین موعظه‌هایى است که خداى عالم از میانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و این یک کلمه را پیشنهاد بشر فرموده، این کلمه تنها راه اصلاح در جهان است. «قیام براى خدا» است که ابراهیم خلیل الرحمن را به منزل خلت رسانده و از جلوه‏هاى گوناگون عالم طبیعت رهانده.

بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی همچنین در ادامه این مطلب که به درخواست یک طلبه آنرا به رشته تحریر درآورده است، می‌نویسد: «قیام لله» است که موسى کلیم را با یک عصا به فرعونیان چیره کرد و تمام تخت و تاج آنها را به باد فنا داد و نیز او را به میقات محبوب رساند و به مقام صعق و صحو کشاند. «قیام براى خدا» است که خاتم النبیین صلى الله علیه و آله را یک تنه بر تمام عادات و عقاید جاهلیت غلبه داد و بت‏ها را از خانه خدا برانداخت و به جاى آن توحید و تقوا را گذاشت و نیز آن ذات مقدس را به مقام قاب قوسین او ادنى رساند.

«روح خدا در کالبد زمان» در بخش دیگری از این سند تاریخی تأکید می‌کند:‌ براى نجات دین از دست مشتى شهوتران قیام کنید...

آیا روشن نیست که هرکسی ولو با خوانش و فهم ابتدایی از این جملات و نگاه به تأکیدات پیاپی امام خمینی(ره) بر مفهوم «قیام برای خدا» به نیکویی درمی‌یابد که هدف امام روح‌الله حتی از مدت‌ها قبل از سال 42 نیز انقلاب در راه اسلام و خلاصی دادن مردم از چنگال رژیم ستمشاهی بوده است؟!

آقای موسوی تبریزی همچنین در حالی اظهار می‌دارد که یار سفر کرده‌ی ما قصدی برای انقلاب نداشته و به دنبال اصلاحات! بوده است، که توگویی هیچ شأنی و جایگاهی برای بصیرت و آینده‌بینی امام راحل قائل نیست.

چه اینکه اگر مردم ایران در نیمه خرداد سال 42 و در لبیک به سخنان تاریخی امام علیه شاه در مدرسه فیضیه؛ جان کلام را دریابیدند و به خیابان‌ها آمدند و شهید شدند؛ پس لزوماً بصیرت و بینش این مسئله را داشته‌اند که این حرکات نه صرفاً یک اعتراض ساده برای اصلاح؛ بلکه آغازی بر یک انقلاب است و پر واضح آنکه وقتی بصیرت مردم مسلمان این است؛ پس بینش مرجع آنها یعنی امام روح‌الله و آینده بینی او حتماً سر به آسمان می‌ساید.

همچنین باید گفت که عارضی خطاب کردن «انقلاب اسلامی» در خیزش امام خمینی(ره) و بیان اینکه هدف اول اصلاح بوده است نه انقلاب! سخنی است ناصحیح که حتی غیر از نگاه به سند اشاره شده از تقریرات امام راحل؛ این جمله تاریخی آن یار سفر کرده که در سال 42 گفته بود: «سربازان من هم‌اکنون در گهواره‌ها هستند» نیز به روشنی خط بطلان بر آن می‌کشد و نشان می‌دهد که امام راحل از ابتدا پای در راه انقلاب اسلامی گذاشته بود نه پا در راه اصلاح شاه!

در خاتمه سه استدلال بیان شده همچنین باید تأکید کرد که اصلاح‌خواهی برای نظام جائر و حاکم جائر، منطقاً ممکن نیست و صرفاً چیزی شبیه به همزیستی با آن قابل تصوّر است.

پس چگونه آقای موسوی تبریزی مدعی است که امام راحل، بعنوان فیلسوف بزرگ قرن و فقیه عالم به زمان و شرائط زمانه، معتقد به چنین امر خلاف منطقی بوده است؟!

متأسفانه باید گفت که آقای موسوی تبریزی پیش از این هم اقدام به تحریف امام راحل کرده است.

ایشان که متعجبانه سوابقی هم در انقلاب اسلامی دارند، مدتی قبل در اظهار نظری گفته بود:‌«ما حتی یک بار هم نمی‌بینیم که امام در مورد زنان گفته باشد که باید حتما حجاب داشته باشند»!

این سخن در زمان انتشار نیز با واکنش گسترده رسانه‌ها و انتشار تأکیدات امام راحل مبنی بر ضرورت باحجاب بودن بانوان در جامعه مواجه شد. اما هیچگاه مشخص نشد که پاسخ آقای موسوی تبریزی به تناقضات گفته‌های خود با منش و ممشای امام راحل که به گواهی صبیه محترمشان حتی سلام کردن به نامحرم را نیز جائز نمی‌دانسته‌اند؛ چه بود؟!

گفتنیست اصلاح‌طلبان طی هفته‌های اخیر با ذکر مقولاتی مثل ضرورت دوری از جهاد به دلیل بالا بودن هزینه دینداری! و نیز اگر امام زنده بود، اصلاح‌طلب می‌شد! به صحنه آمده‌اند.

مقدم بر این رخدادها نیز آقای محمد قوچانی طی سرمقاله‌ای در هفته‌نامه اصلاح‌طلب صدا از این نوشت که اگر شاه با مهندس بازرگان بعنوان یک چهره معتدل همکاری می‌کرد، لزوماً انقلابی اتفاق نمی‌افتاد!

سایت ندای ایرانیان که صحبت‌های آقای موسوی تبریزی را منتشر کرده ارگان حزب جدید‌التأسیس ندای ایرانیان با محوریت آقای سیدصادق خرازی است.

ارکان حزب مذکور بارها در صحبت‌های خود اعلام کرده‌اند که قصد دارند در چارچوب‌های شناخته شده حرکت کنند اما انتشار صحبت‌های ساختارشکنانه و نادرستی مثل صحبت‌های بالا بدون هیچ عکس‌العملی از جانب مدیران رسانه مذکور و سران این تشکل، سبب بروز تردید‌های فراوانی درباره آینده و عملکرد این حزب اصلاح‌طلب می‌شود.

 

***

 

آیا این عملیات‌های استشهادی با اشاره‌های ایران مرتبط هستند؟!

افزایش ناامنی علیه صهیونیست‌ها در کرانه باختری

این تصاویر که بازگوکننده زوایایی از حملات شهادت‌طلبانه مجاهدان فلسطینی علیه صهیونیست‌ها هستند را خبرگزاری رویترز اخیراً منتشر کرده است.




 




 




 




 









 

در یکی از این تصاویر خاص و در رخدادی عجیب و شاید اتفاقی، جنازه کشته‌شدگان صهیونیست در عملیات شهادت‌طلبانه دیده می‌شود.

توضیحاتی که رویترز برای سایر تصاویر نیز منتشر کرده است، بیانگر آنست که نیروهای امنیتی صهیونیست‌ها به شدت از عملیات‌های شهادت‌طلبانه فلسطینی‌ها در هراس هستند و به کوچکترین چیزی مشکوک و به سمت آن حمله‌ور می‌شوند.

با وجود آنکه شبکه صهیونیستی رسانه‌های جهانی تلاش دارد تا هدف این عملیات‌ها را قتل شهروندان عادی سرزمین‌های اشغالی نشان دهد اما اسناد موجود و گفته‌های مجاهدان فلسطینی نشان می‌دهد که هدف اصلی این عملیات‌های استشهادی صهیونیست‌های افراطی و نظامیانی هستند که تحت عنوان شهروند در کرانه باختری زندگی می‌کنند.

رسانه‌ها همچنین گزارش داده‌اند که طی هفته‌های اخیر روند پرتاب سنگ و حملات استشهادی بوسیله سلاح سرد در کرانه باختری افزایش غیر قابل انکاری یافته است.

این ناامنی‌های گسترده که سبب وحشت ساکنان یهودی سرزمین‌های اشغالی شده در حالی بوقوع پیوسته‌اند که جمهوری اسلامی ایران نیز اعلام کرده است قصد تسلیح کرانه باختری و سرزمین‌های اشغالی را دارد.

ایران اسلامی همچنین اعلام کرده است که سرزمین‌های اشغالی روزبه‌روز برای اسرائیل و صهیونیست‌های افراطی ناامن‌تر خواهد شد.

امری که اگرچه بر روی نقشه کاری دشوار تلقی می‌شود اما قطعاً دشوارتر از تسلیح حماس در نوار غزّه به موشک‌های ایرانی فجر 5 نیست و قرار است با تحقق خود، صفحات زوال رژیم صهیونیستی را تندتر ورق بزند.

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار