امروز : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 10
۲۳:۲۳
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 129793
تاریخ انتشار: ۱۰ آذر ۱۳۹۳ - ساعت ۱۹:۴۴
تعداد بازدید: 90
گروه بین الملل و سیاست خارجی پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; : بعد از حوادث 11سپتامبر2001 م زمزمه‌هایی مبنی بر تشکیل «ناتو عربی» ...

گروه بین الملل و سیاست خارجی پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; : بعد از حوادث 11سپتامبر2001 م زمزمه‌هایی مبنی بر تشکیل «ناتو عربی» به گوش رسید. در ابتدا ناتوی عربی نامی بود که امریکایی‌ها به نیروی نظامی مشترک کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس دادند.

پس از آن در بحبوحه بحران تحمیلی در سوریه  و مشخصا 13 فروردین سال 91  هیلاری کلینتون وزیرخارجه وقت آمریکا در ریاض پایتخت عربستان سعودی با همتایان خود در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس دیدار و در باره سیاست واشنگتن مبنی بر استقرار سامانه موشکی به منظور انچه که  مقابله با ایران گفته شد و همچنین خواست آمریکا برای پایان دادن به خشونت‌ها در سوریه  گفتگو کرد.او بر «تعهد محکم و تزلزل ناپذیر» کشورش در برابر عربستان سعودی، بحرین، امارات متحده عربی، عمان، قطر و کویت تأکید کرد.  وزیر امور خارجه آمریکا همچنین در ریاض در زمینه «مراحل عملی و خاص برای استحکام امنیت متقابل کشورهای عربی و آمریکا نظیر کمک به ارتش ها برای بهبود شیوه‌های عملیاتی مشترک، همکاری برای امنیت راه‌های دریایی، استقرار سپر موشکی و همچنین هماهنگی برای مقابله با بحران‌ها» ابراز امیدواری کرد.

اخیرا نیز مقامات برخی از کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس(خالد بن احمد آل خلیفه وزیر خارجه بحرین) از توافقات برای تشکیل نیروی نظامی مشترک میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس خبرداده که نشان می دهد به رغم اینکه در بین اعضای این شورا از حیث راهبردی اختلافات عمیقی است لیکن برخی از اعضا تمایل دارند به هر نحوی این ناتوی عربی را ولو ظاهری تشکیل دهند.





برای بررسی بسترها و زمینه های شکل گیری ناتوی عربی در خاورمیانه گفتگویی با دکتر سعداله زارعی کارشناس ارشد مباحث استراتژیک و امنیت منطقه ای داشته ایم که مشروح آن در پی می آید:

ابعاد گذشته همکاری های نظامی کشورهای عربی در  شورای خلیج فارس ؟

برنامه های نظامی شورای همکاری خلیج فارس تحت تاثیر برنامه های عمومی آمریکا قرار دارد. در درجه اول رژیم نظامی کشورهای خلیج فارس، قطعه ای از رژیم آمریکا در منطقه  محسوب می شود . این رژیم بر سه پایه استوار است. پایه اول همکاری با آمریکا در زمینه ی پیاده کردن طرح های آمریکایی در منطقه، پایه دوم بر کمک به حفظ رژیم های وابسته به آمریکا در منطقه به ویژه در منطقه شبه جزیره، متکی است و پایه سوم این رژیم نظامی، نیز بر خصومت با کشورهای ناهمخوان آمریکا در منطقه مبتنی است. علاوه بر کشورها باید به نهضت ها و جنبش های ضد آمریکایی در منطقه هم اشاره کرد.

با نگاهی به سابقه شکل گیری شورای همکاری خلیج فارس، در می یابیم که شورا در سال 1361 تاسیس شد. یعنی زمانی که رزمندگان اسلام فتوحات بزرگی را در جنگ علیه رژیم بعث صدام به دست آوردند ، همه ی شواهد حاکی از این بود که ایران به زودی بر رژیم وابسته ی عراق فائق می شود و شکست رژیم صدام در برابر ایران می توانست بازتاب های زیادی در کشورهای عضو خلیج فارس داشته باشد. بر همین اساس این کشورها  شورای همکاری خلیج فارس را ایجاد کردند تا سپری دفاعی در برابر انقلاب اسلامی و روند شتابان انقلاب ایجاد کنند.

نگاه اعضا شورای همکاری خلیج فارس  به همکاری های نظامی و امنیتی ؟

به صورت مقدماتی باید گفت که کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، یعنی شش کشور بحرین، عربستان سعودی، قطر، کویت، عراق و عمان فاقد ارتش ملی هستند. حتی عربستان سعودی  به عنوان بزرگترین کشور عضو این شورا و محور این کشورها در رابطه با مسائل نظامی - امنیتی فاقد یک ارتش ملی است. در واقع بدنه ارتش عربستان سعودی غیر بومی و غیر ملی است . این ارتش با مشارکت شهروندان پاکستانی، بنگلادشی و کشورهای دیگر در منطقه فراهم آمده است. به گونه ای که فقط در سطح فرماندهان، نیروهای عربستان سعودی حضور دارند. کشورهای مذکور در رابطه با همکاری های درونی، مبنای حفظ خود را تکیه بر آمریکا قرار داده اند . به همین دلیل در کمتر کشوری از کشورهای ششگانه، نبود پایگاه های بزرگ آمریکایی مشاهده می شود. به طور مثال منامه غربی پادگان فرماندهی آمریکا در منطقه است. در عربستان آمریکایی ها به ویژه در مناطق ساحلی مشرف به خلیج فارس دو پایگاه دارند ، آنها در امارات چندین پایگاه ، در کویت و در اطراف عمان همچنین دارای پایگاه نظامی می باشند. در خلیج فارس نیز آمریکایی ها بیش از 60 شناور نظامی دارند که این شناورهای نظامی کانون تحرک آمریکایی ها در منطقه است.

چالش های همکاری نظامی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس یا ناتوی عربی(طرح همکاری های گسترده تر نظامی و امنیتی با یکدیگر) ؟

برای آنچه که در رسانه ها در رابطه با شکل گیری ارتش قدرتمند از این دولت ها مطرح می شود، نباید مبنای واقعی تصور کرد. اینگونه مباحث جدید نیستند و تقریبا در مدت 40 سال اخیر طرح می شود که کشورهای عضو شورای خلیج فارس درصدد دست یافتن به ارتش مشترک و کارآمد هستند. اساسا این کشورها قابلیت شکل دادن به یک ارتش قدرتمند را ندارند و به هیچ روی این عمل امکان پذیر نیست. ضمن اینکه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از نگاه های مشترک و واحد نسبت به یکدیگر برخوردار نیستند. به عنوان مثال اکثر این کشورها با سیطره عربستان به ویژه سیطره امنیتی آن موافق نیستند. به ویژه اختلاف های عربستان با عمان، کویت، قطر بیانگر وجود بدگمانی های زیاد دراین کشورها نسبت به سیاست های عربستان است. بنابراین شکل گیری یک ارتش کارآمد، منسجم و مشترک از سوی این کشورها امری غیرقابل اجرا است. تجربه نشان می دهد چنین مشارکتی امکان پذیر نخواهد شد. زیرا ارتش کارآمد نیاز به زیر ساخت های انسانی دارد که این کشورها فاقد زیرساخت های لازم انسانی هستند. نهایت ارتش این کشورها می تواند در حد یک ارتش عاریتی باشد نه یک ارتش منسجم، متحد و کارآمد که بتواند در تحولات منطقه ای نقش ایفا کند.





تاکنون نیز شاهد بوده ایم که مثلا عراق طی چند نوبت مورد تجاوز واقع شده است ، اما کدام یک از کشورهای عربی خلیج فارس توانستند کمکی به عراق، در زمان رژیم وابسته (رژیم صدام حسین) و یا در زمان حکومت مستقل فعلی با چالش های امنیتی داخل مرزهای خودش،  داشته باشند؟ همینطور در مسائل گذشته عمان و جنگ 1354 (که حدود دو سال این کشور با چپ گراها درگیر بود) کشورهای عربی هیچ کمکی به عمان نکردند .به گونه ای که پادشاهی عمان از ایران دعوت کرد و ارتش ایران در حل بحران امنیتی این کشور ایفای نقش کرد و همچنین در بحران دهه 1340 یمن کشورهای خلیج فارس توانایی ورود نداشتند و مصری ها نیروی نظامی خود را در یمن پیاده کردند.

علل کنونی توجه بیشتر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به ایجاد ناتوی عربی؟

به نظر نمی رسد بحران ها و تحولات در رویکردها و توانایی های کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس تغییر ایجاد کرده باشد. ماهیت بحران های امنیتی سال های اخیر در منطقه ، مانند القاعده در یمن، داعش در عراق و بحران کنونی سعودی ها یعنی گرو های تروریستی و تندرو مسائلی هستند که زیر ساخت های خاص خود را می طلبد. حتی کار یک ارتش نیز نمی باشد. بلکه یک  زیرساخت مردمی - اجتماعی برای مهار بحران امنیتی لازم است. در حالیکه  بحران های امنیتی در کشور های عضو شورای همکاری در خلیج فارس عمدتا در بر خوردهای این رژیم ها با طوایف و قبایل داخلی این کشورها ریشه دارد. به سبب آنکه منطقه خلیج فارس از مناطق قبیله ای است، که حتی تحولات چند دهه گذشته نیز نتوانسته است ماهیت قبیله ای این کشورها را تغییر دهد. از سال های 1930 به این سو، شاهد این هستیم که تمام کشورهایی که در این منطقه صاحب دولت شده اند، به طور مثال عربستان سعودی که بعد از استقرار رژیم آل سعود در 1931 در آن، دائما با قبایل درگیر بوده و به قلع و قمع آن ها می پرداختند. بنابراین امروزه چالش ها، چالش های امنیتی داخلی به معنای چالش های غیر منسجم و نظام نایافته می باشد که ریشه در مسائل قبیله ای دارد. مثلا بیشترین نیروهای داعش از درون قبایل جمع آوری می شود، قبایلی که طی چند دهه گذشته همواره توسط رژیم های منطقه سرکوب شدند.  بنابراین بعید است این کشورها قابلیت این را داشته باشند که بتوانند در برابر این تهدیدهای امنیتی غیر منسجم و در عین حال موثر، سازو کار و راه حلی بیابند.

موافقان و مخالفان منطقه ای و بین المللی افزایش همکاری های نظامی کشورهای عربی؟

به نظر نمی رسد در سطح بین المللی یا حتی منطقه ای در خارج از سرزمین های کشورهای ششگانه مخالفت جدی وجود داشته باشد. جمهوری اسلامی به هیچ روی با توانمندی های این کشورها برای رویارویی با بحران ها، مخالف نیست، گرچه ایران از نظر سلیقه سیاسی با کشورهای مذکور اختلاف نظر دارد، اما ایران حاضر است در زمینه توانمند کردن این کشورها برای رویارویی با بحران های امنیتی مبتنی بر هجوم یک دولت خارجی -که در گذشته سابقه داشته است-  و بحران هایی که توسط گروههای تروریستی غیر منظم ایجاد شده، آن ها را یاری کند. بقیه کشورها نیز در سطح منطقه با این موضوع مخالفت ندارند. در سطح بین المللی نیز مشخص است که  آمریکایی ها و روس ها و کشورهای دیگر با رسیدن این کشورها به یک توانمندی برای مهار تهدیدات مخالف نیستند. در واقع بزرگترین مانع شکل گیری یک رژیم توانمند امنیتی در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس وضعیت خود آنها است. یعنی تهدیدهای پیش روی این کشورها از نوع تهدیدهای نوع اول نیست. یعنی هیچ یک از این کشورها در معرض تهاجم خارجی نیستند. هیچ کشوری نه در سطح بین المللی نه در سطح منطقه ای تا ده ها سال آینده به دنبال درگیری با این کشورها نیستند. لذا این کشورها با بحران های امنیتی نوع دوم روبه رو هستند یعنی بحران های ناشی از گروه های  تندرو ،افراطی و تروریستی که وانمایی رگه هایی از  قبیله ای بودن، در صدد تسلط بر این کشورها هستند . در این بین این کشورها در برابر چنین بحران هایی هیچ سازوکاری ندارند . همچنین رابطه ی بسیار منفی که بین این حکومت ها و توده های خود آن ها  به ویژه قبایل وجود دارد، هر گونه چاره اندیشی در برابر این تهدید را از بین برده است. در نتیجه این کشورها در معرض تهدیدهای بزرگ با ریشه های داخلی هستند و سازوکارهای موجود نیز در این کشورها وجود ندارد.

این کشورها اگر تصمیم بگیرند بر بحران ناشی از تروریسم در منطقه غلبه کنند باید از کشورهای توانمندی مانند ایران که تجربه دفع گروه های تروریستی را دارد،  درخواست کنند تا توانمندی های خود را در اختیار آن  ها قرار دهد. در غیر این صورت این کشورها خود توانمندی ندارند و در سطح بین المللی نیز کشوری وجود ندارد که به آن ها کمک کند. در واقع شکست سیاست های آمریکا در عراق در مواجه با تروریسم و شکست سیاست های آمریکا در افغانستان در مواجه با طالبان نشان از آن دارد که کشورهای بین المللی در این دسته از تهدیدها توانایی کمک به هم پیمان های خودشان در جنوب خلیج فارس را ندارند.

انتهای پیام/

 

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار