امروز : یکشنبه ۴ تیر ۱۳۹۶ - 2017 June 25
۰۸:۲۳
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 129997
تاریخ انتشار: ۱۱ آذر ۱۳۹۳ - ساعت ۱۲:۲۳
تعداد بازدید: 7
پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; -سرویس سیاسی؛ برخی روزنامه‌های امروز با برجسته کردن افزایش شبانه قیمت نان به تناقض گویی دولت در این زمینه انتقاد ...

پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; -سرویس سیاسی؛ برخی روزنامه‌های امروز با برجسته کردن افزایش شبانه قیمت نان به تناقض گویی دولت در این زمینه انتقاد کردند اما برخی دیگر از رسانه‌ها سعی کردند تنها با اعلام قیمت جدید نان از کنار این مساله بگذرند.

*وطن امروز

روزنامه وطن امروز در تیتر یک امروز خود با انتشار عکسی از یک نان و با اشاره به گران شدن قیمت نان تیتر زد «لقمه چپ!»

در گزارش وطن امروز در این باره آمده است: با وجود پنهانکاری دولتی‌ها و اظهارات مبهم و متناقض، قیمت نان از دیروز در نقاط مختلف کشور افزایش یافت. در حالی که انتظار می‌رفت مسؤولان برای رویداد مهمی مانند افزایش قیمت نان بخشنامه و اطلاعیه‌ رسمی منتشر کنند و مردم را از جزئیات آن باخبر کنند، به اظهارات مبهم، پنهانکاری و تناقض‌گویی روی آوردند تا شبانه نان گران شود. این رویه با سخنان نوبخت مبنی بر اینکه دولت نان را گران نکرد بلکه تنها به نانوایان اجازه داد گران کنند، وارد فاز جدیدی شد. جالب اینکه سخنان نوبخت نه تنها ابهامات را از بین نبرد بلکه آینده قیمت‌ها را مبهم‌تر کرد. مصوبه گرانی نان 14 آبان 1393 به تصویب هیات وزیران رسیده بود و در آن مصوبه تاکید شده بود نان از اول آذر گران شود اما هیچ خبری در این باره تا پنجم آذر منتشر نشد و با پیگیری خبرنگاران اقتصادی جزئیات این مصوبه منتشر شد اما باز هم اجرای آن به تعویق افتاد تا اینکه یکشنبه شب مشاور معاون اجرایی رئیس‌جمهور شبانه در پاسخ به یک خبرنگار زمان دقیق گرانی نان را اعلام کرد. تازه بعد از آن هم محمدباقر نوبخت گفت‌وگوی نانی خود را انجام داد و گفت: «دولت هیچ تصمیمی برای افزایش قیمت نان ندارد و یارانه خرید گندم را همانند سابق پرداخت خواهد کرد... اما این اجازه را به نانواها‌ در استان‌های مختلف نیز خواهد داد تا براساس اقتضائات هر استان به منظور جبران مابه‌التفاوت افزایش هزینه‌های جانبی، قیمت نان را تا حداکثر 30 درصد افزایش دهند‌»!

روزنامه وطن امروز در ستون یادداشت روز خود در مطلبی با عنوان «پنتاگون معلق در هوا!» نوشت: خانه جنگ شیطان بزرگ بی‌صاحب مانده. مستاجر کاخ سفید طوری دوست سابقش «چاک هیگل» را از ساختمان 5 ضلعی وزارت دفاع بیرون انداخت که دیگر هیچ اعتباری برای این پست باقی نمانده است البته اعتبار خود پنتاگون خیلی پیش از آنکه هیگل برود، بر باد رفته بود. از همان روز که بوئینگ757 اهدایی راکفلرها با مخزن انفجاری اضافی، آن سوراخ بزرگ را در دیواره غربی این عمارت مهیب آرلینگتون کاونتی ایالت ویرجینیا پدید آورد، هیبت آخرین ابرقدرت کره خاکی فرو ریخت و مفهوم نیمدار حاکمیت ملی ایالات متحده (وطن‌پرستی) رسما جای خود را به حاکمیت محفلی کارگزاران نومحافظه‌کار صندوق فدرال (صهیونیسم) داد.

در ادامه این یادداشت آمده: بیراه نیست اگر پنتاگون را نخستین نماد ظهور ابرقدرتی به نام ایالات متحده در قرن بیستم میلادی بدانیم. 15 ژانویه 1943 که مقر دستگاه عظیم جنگ‌سالاری آمریکا از پایگاه سنتی جنگ اولی‌اش در واشنگتن به ساختمان پیچیده و اسرارآمیز امروزی وزارت دفاع در ویرجینیا منتقل می‌شد، این نخستین نماد اعلام موجودیت یک امپریالیست جدید بود که به جهان درگیر جنگ دوم اعلام می‌شد. آن روز هنوز نه خبری از سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) بود، نه پرچم عموسام بر فراز برلین، پایتخت نازی‌ها بر افراشته شده بود، نه بمب‌های اتم، هیروشیما و ناکازاکی را با خاک یکسان کرده بود و نه دلار با حربه اصل 4 ترومن به واحد پول جهانی بدل شده بود و صدالبته هالیوود و مک‌دونالد و جین و پپسی و فیسبوک هنوز در نوبت انتظار جهانی شدن بودند. از همان ابتدا پنتاگون به‌خاطر معماری ماسونی‌اش و تمثیلی که از پنجه ابلیس در طراحی‌اش به کار رفته بود، معبد قدرت جادویی شیاطین تبلیغ می‌شد.

این روزنامه در گزارشی در صفحه داخلی خود با عنوان «روز قدرت نمایی ارتش» با اشاره به دستاوردهای جدید ارتش در حوزه دریا نوشت: دیروز، روز قدرتنمایی ارتش بود. ارتش جمهوری اسلامی ایران که اکنون به یکی از قدرتمندترین ارتش‌های جهان تبدیل شده است روز گذشته از آخرین فناوری‌های نظامی خود در حوزه نیروی دریایی رونمایی کرد. دستاوردهایی که بخشی از آن با تلفیق توانمندی‌های موشکی همراه بود. به گزارش «وطن امروز»، مراسم رونمایی از آخرین دستاوردهای ارتش که در پایگاه یکم نیروی دریایی ارتش در بندرعباس برگزار شد در حضور سرلشکر عطا‌ء الله صالحی، فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران و امیر دریادار حبیب‌الله سیاری، فرمانده نیروی دریایی ارتش برگزار شد. جدیدترین «اژدر» نیروی دریایی ارتش، 2 فروند ناوکلاس مجهز به سامانه‌های موشکی سطح به سطح، بالگردهای ضد زیرسطحی و ضدسطحی و تسلیح 10 فروند شناور سطحی و پروازی به سامانه موشکی کروز «نور»، «قادر» و «نصر» بخشی از آخرین دستاوردهای ارتش بود که روز گذشته رونمایی شد.

«نه عبادی به آمریکا» عنوان گزارش این روزنامه درباره اظهارات اخیر حیدر العبادی نخست وزیر عراق در گفت و گو با شبکه المیادین است.

درگزارش روزنامه وطن امروز در همین باره آمده: حیدرالعبادی، نخست‌وزیر عراق در مصاحبه با شبکه تلویزیونی المیادین با اشاره به نقش ایران در تامین امنیت و حفظ ثبات عراق در مقابل تروریست‌های داعش؛ صراحتا گفت برخی کشورها از دولت او خواسته‌اند مناسبات بغداد با تهران را به هم بزند که او با این موضوع مخالفت کرده است. العبادی در این گفت‌وگو تصریح کرد: ایران در جنگ مرگ و زندگی در کنار عراق قرار گرفت و من آمادگی ندارم روابط خود را با ایران تخریب کنم درحالی که دیگران خواستار این امر هستند. العبادی در ادامه گفت‌وگو با المیادین همچنین افزود: ما اکنون در عراق با جنگ مرگ و زندگی دست و پنجه نرم می‌کنیم و ایران در این جنگ کنار ما ایستاده است. عبادی در این مصاحبه همچنین تصریح کرد: در روزی که بغداد مورد تهدید قرار گرفت طرف آمریکایی برای حمایت از بغداد و نیروهای امنیتی و دیگر مناطق تردید داشت ولی ایران هرگز و حتی درباره کُردها هنگامی که اربیل در معرض تهدید قرار گرفت، تردیدی به خود راه نداد.

*ابتکار

«ارتباط توافق با انتخابات مجلس!» تیتر یک روزنامه ابتکار است  که در گزارشی ادعا می کند اصولگرایان دلواپس نتیجه مذاکرات سیاسی نیستند بلکه می گویند در تمدید مذاکرات هسته‌ای تعمدی وجود دارد که به انتخابات مجلس دهم مربوط است.

در این گزارش آمده است: «ارتباط توافق هسته ای با انتخابات مجلس دهم» نگرانی جدیدی است که اصولگرایان به خصوص دلواپسان این جناح سیاسی به لیست دلواپسی های خود اضافه کرده اند. دلواپسی‌های این گروه دیگر از جنس عبور تیم مذاکره‌کننده از خطوط قرمز ترسیم شده نظام نیست. نگرانی‌ها اکنون معطوف به یک حدس و گمان و مبتنی بر تئوری توطئه است؛ اینکه در تمدید 7 ماهه مذاکرات هسته‌ای تعمدی وجود دارد؛ تعمدی برای تضمین پیروزی در انتخابات آینده مجلس.ساعاتی پس از پایان مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه 1+5 در وین9، تحلیل‌ها، گمانه‌زنی‌ها و اظهارنظرهای رسانه‌ها و جریان‌های داخلی پیرامون این مذاکرات و نتایج آن آغاز شد.در یکی دو روز نخست پس از وین9 که منتج به تمدید 7 ماهه مذاکرات به جای توافق جامع و نهایی شد، رسانه‌ها و تحلیل‌گران وابسته به جریان مخالف دولت، با «هیچ» دانستن مذاکرات، سعی در تخطئه و زیر سوال بردن تیم مذاکره‌کننده و همچون گذشته، متهم کردن آن‌ها به عبور آن از خطوط قرمز ترسیم شده نظام داشتند.دامنه این انتقاد به مجلس هم کشیده شد و برخی از چهره های اصلی دلواپس با استفاده از تریبون مجلس دولت و تیم مذاکره کننده را متهم به «خوشبینی به استکبار» کردند.

روزنامه ابتکار مدعی می شود: دلواپسان که امروز دیگر تردیدی وجود ندارد که دلواپسی آنها سیاسی و جناحی است (چرا که همین افراد در دولت گذشته که همفکر و هم جهت با آنها بود نسبت به تمام رویه‌های غلط هیچ دلواپسی نداشتند) با وجود حمایت قاطع رهبر معظم انقلاب از دیپلماسی دولت، تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای و روند مذاکرات باز هم حاضر نشدند دیدگاه سیاسی و جناحی خود را به موضوع مذاکرات هسته‌ای - که قاعدتا باید یک موضوع فراجناحی باشد- کنار بگذارند.بنابراین شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها وابسته، به موج تازه راه افتاده دلواپسان پیوستند تا این تئوری توطئه را نزد مخاطبانشان جا بیندازند.

این روزنامه در مطلب دیگری به نقل از خبرآنلاین  با عنوان «چالش رهبری اصولگرایان در راه وحدت» مدعی است ‌ اصولگرایان در هیچ زمان  دیگری مانند امروز و پس از فوت آیت الله مهدوی کنی با بحران رهبری مواجه نبودند و می نویسد:‌ در ایامی که مرحوم آیت الله مهدوی کنی در بستر بیماری به سر می‌برد، جریان اصولگرایان سنتی با سوالی جدی روبرو بود. پرسش این بود: در صورت فوت آیت‌الله، شرایط در این جریان ریشه‌دار سیاسی به چه شکل خواهد شد؟

خبرآنلاین در پاسخ به این سوال نوشت: اصولگرایان در هیچ زمان دیگری، با چنین بحران رهبری روبه‌رو نبودند و در مقاطع مختلف زعامت خود را به دست نیروی شناخته شده‌ای سپرده بودند. اما درگذشت آیت‌الله مهدوی کنی و پیش‌تر حبیب‌الله عسگر اولادی، مقوله رهبری آنها را بیش از پیش در هاله‌ای از ابهام فرو برد. این در حالی بود که اصولگرایان حتی در دوران حیات این دو شخصیت برجسته، از عدم وحدت آسیب‌های بسیاری دیده بودند که نمونه بارز آن در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم بود.در آن ایام با وجود اینکه مرحوم آیت‌الله مهدوی کنی تلاش‌های بسیاری برای ایجاد وحدت در میان اصولگرایان انجام داد اما اختلافات عمیق میان اعضای این جریان موجب شکست در این مسیر شد.

در ادامه این مطلب آمده است:‌تکثر نامزدهای اصولگرای حاضر در این انتخابات و عدم اجماع آنان بر سر نامزد واحد، نشان داد که بحران رهبری واحد به‌ آسانی قابل حل نیست. علاوه بر اختلاف کلی در جریان اصولگرایی، به‌طور اخص جبهه پیروان نیز نتوانست بر سر نامزد واحد در انتخابات 92 به وحدت نظر برسد، علی‌اکبر ولایتی و محمدباقر قالیباف هریک بخشی از رای این جبهه را به خود اختصاص می‌دادند و همین اختلاف‌نظر مانع اعلام رسمی حمایت از نامزد واحد شد.از سوی دیگر ظهور اصولگرایان جوان و تلاش برای به‌دست‌گرفتن قدرت نیز، در کمرنگ‌ترشدن نقش سنتی‌های این جریان موثر بوده است. راست‌های جوان تلاش دارند تا پرچم اصولگرایی را از دست رهبران پیشین خود بگیرند. آنها بر این باور هستند که اصولگرایان سنتی با «محافظه‌کاری» و با دست‌شستن از «آرمان‌ها» این جریان سیاسی را تضعیف کرده‌اند.

سیدعلی محقق در سرمقاله این روزنامه با عنوان« این بازار حالش خوب است، فقط کمی شرطی شده است!» به برخی ناآرامی ها در بازار ارز در یکی دو روز گذشته اشاره کرده و می نویسد: روزهای گذشته دلار خود را تا کمرکش 3600 تومان هم رساند، اما به سرعت و در کسری از یک هفته در مقابل واقعیت‌های مذاکرات هسته ای، بدیهیات علم اقتصاد و شرایط کلی بازار سر به زیر آورد و آنقدر قد خم کرد تا عصر دیروز به همانجایی رسید، که از آنجا آمده بود؛ حوالی 3400 تومان. در میانه هفته گذشته بازار زر هم مثل بازار ارز خود را برای واکنش هیجانی به مذاکرات وین مهیا کرده بود، اما کاهش قیمت‌های جهانی، بلافاصله سکه و گرم طلا با هر عیار و طرحی را سرجای خود نشاند تا گرد و خاک های چند روز اولیه پس از پایان مذاکرات، این یک قلم بازار را چندان دستخوش هیجان صعودی یا نزولی نکند.

نویسنده در ادامه با طرح پرسشی می نویسد: سوالی که پیش می‌آید این است که راز واکنش هیجانی سه بازار اصلی سرمایه به مذاکرات وین 8 چیست و چرا ناگهان این بازار تثبیت یافته و تا حدودی رام شده دوباره افسار برید و چند روزی گردو خاک کرد. برای یافتن پاسخ این چرا لازم است کمی به عقب برگردیم و روزهای سخت این بازارها از پس دوره های پیشین مذاکرات را بازخوانی کنیم. خوب که بنگریم می‌بینیم، این بازار از جهاتی حق دارد که به جای خوشبینی و مقاومت دربرابر تغییرات، به استقبال خبر بد برود و به نتیجه مذاکرات از سر هیجان و ناامیدی واکنش منفی نشان دهد، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. در طول همه سالهای دولت‌های نهم و دهم و به ویژه در سه چهار سال پایانی، شکست‌ها و بن بست‌های مذاکرات هسته ای از ژنو و استانبول تا بغداد و مسکو و آلماتی، همه بازارها به خصوص سه بازار ارز، زر و بورس را شرطی و دست و پابسته و تاثیرپذیر بار آورد. در آن دوران خاص، مذاکره کنندگان هربار که راهی شهری در اروپا یا آسیا می‌شدند، اینجا و در قلب تهران از حافظ و خیام گرفته تا فردوسی و حتی مولوی تن بازار، از هراس محدودیت های جدید و تحریم های بیشتر، به لرزه در می‌آمد.

محقق در خاتمه تاکید می کند: به هرحال این بازار و اقتصاد در احتضار، از سال گذشته و با رفتن مهندس‌های اقتصاددان! سعی کرده است که به تدبیر و شاید صرفا با امید! دوباره روی پای خود بایستد و حداقل صورت خود را با سیلی سرخ نگهدارد و کمتر هیجان زده شود و البته کمتر هم وعده های خوشبینانه را باور کند. اما واقعیت این است که یک بیمار روحی روانی هرچقدر هم که مداوا شده باشد یا خود درمانی کرده باشد، باز هم رگه هایی از شرطی شدن را با خود دارد و حق دارد باز هم در کوتاه مدت به غوره‌ای سردی‌ش شود به مویزی گرمی‌ش، با این تفاوت که دیگر بلد شده است که ازپس خود براید و زودتر خود را بازیابد. کما اینکه این بار فقط حدود هفت روز زمان کافی بود که به لحاظ روحی به شرایط عادی قبل از مذاکرات برگردد و حالت ثبات و انتظار را تمدید کند.

ابتکار نشست خبری دیروز سخنگوی قوه قضاییه را با تیتر « کاری کنیم که کسی جرات اسید پاشی نداشته باشد» پوشش داده است.

*اعتماد

«وضعیت پرونده احمدی نژاد» عنوان تیتر روزنامه اعتماد از جلسه روز گذشته سخنگوی قوه قضائیه است.

در گزارش اعتماد از این نشست آمده است: هفتاد و سومین نشست خبری سخنگوی قوه‌قضاییه برگزار شد. با همان حضور حداکثری اصحاب رسانه که البته با فاصله یک ماهه از آخرین حضور وی در جمع خبرنگاران، قابل پیش‌بینی بود. این‌بار نیز حجت‌الاسلام محسنی‌اژه‌یی خود آغازگر مباحث خبری کشور بود و از حوادث ناگوار اسیدپاشی در برخی شهرها گفت. پرونده‌های مربوط به معاون اول دولت گذشته و سرپرست سابق سازمان تامین اجتماعی، موضوع پارازیت‌ها و بسیاری مسائل دیگر، از جمله مباحثی بودند که سخنگوی قوه قضاییه در پاسخ به خبرنگاران زوایای جدیدی از آنها را مطرح کرد. سخنگوی دستگاه قضا به پرسش «اعتماد» در خصوص رسیدگی به پرونده رییس دولت گذشته نیز پاسخ داد؛ پرونده پرسروصدایی که بعد از گذشت یک سال از عدم حضور محمود احمدی‌نژاد در جلسه آن روز دادگاه، هنوز تکلیف آن روشن نشده است.

در ادامه گزارش اعتماد آمده: خرداد ماه سال ٩٢ بود که شعبه ٧٦ دادگاه کیفری استان تهران، محمود احمدی‌نژاد رییس‌جمهوری سابق را به دادگاه احضار و تاریخ رسیدگی به شکایت از وی را، پنج آذر ١٣٩٢ یعنی حدود شش ماه بعد از ابلاغ آن و چهارماه پس از پایان مسوولیت هشت ساله وی تعیین کرد. این احضاریه به‌دنبال شکایت علی لاریجانی و همچنین رییس کمیسیون اصل ٩٠ مجلس شورای اسلامی و نیز یعقوب خلیل‌نژاد به رییس‌جمهور سابق ارسال شده بود. موضوع شکایتی که به مجلس هشتم بازمی‌گردد و براساس اصل ١٤٠ قانون اساسی، دادگاه‌های عمومی دادگستری می‌توانند به جرایم احتمالی رییس‌جمهور و وزرای وی با اطلاع مجلس رسیدگی کنند و هیچ منع قانونی در این زمینه وجود ندارد؛ اصلی که دفتر رییس‌جمهور وقت، بدون توجه به آن، با منتشر کردن متن احضاریه و با استناد نادرست به اصل ١١٠ قانون اساسی آن را در حیطه وظایف دیوان عالی کشور دانسته و آن را قانونی ندانست.

اعتماد همچنین اظهارات هاشمی رفسنجانی در دیدار با نماینده ویژه سازمان ملل در امور عراق را با عنوان «هاشمی: ناراضی تراشی نقشه استعمار و استبداد است» پوشش داد.

این روزنامه در گزارشی با عنوان «پائیز دولت ها در بهارستان»‌ به موضوع حجم سوال های نمایندگان از وزرا پرداخته است.

در این گزارش آمده: سهم وزرای دولت یازدهم در سوالات نمایندگان رو به افزایش است، حالا دیگر حضور در بهارستان یکی از برنامه‌های روتین دولتی‌ها شده است. وزرای روحانی در فاصله بین سیزدهمین تا شانزدهمین ماه تشکیل دولت، یعنی از شهریور تا آذر سال جاری با اعلام وصول ٤٣ سوال از سوی نمایندگان به مجلس فراخوانده شده‌اند. بررسی سوالات اعلام وصول شده از وزرای دولت دهم در مدت مشابه، یعنی سیزدهمین تا شانزدهمین ماه تشکیل دولت سابق نشان می‌دهد که هیات‌رییسه مجلس هشتم در آن مدت ٢١ سوال از وزرای احمدی‌نژاد را اعلام وصول کرده بود. این یعنی دو برابر شدن سوال نمایندگان از هیات وزیران روحانی نسبت به دولت احمدی‌نژاد در یک‌بازه زمانی مشابه. ٤٣ سوال اعلام وصول شده از وزرای دولت یازدهم توسط ٨١ امضا و ٢١ سوال وزرای احمدی‌نژاد توسط ٥٣ امضا را همراه خود داشته‌اند. این در شرایطی است که در فاصله بین شهریور تا آذر سال ٨٩، دولت دهم سه وزارتخانه بیشتر از دولت یازدهم داشته است.

در ادامه این گزارش آمده: ر آن تاریخ در شرایطی که هنوز وزارت ورزش و جوانان تشکیل نشده بود، وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی، وزارت صنعت، معدن و تجارت و همین‌طور وزارت راه و شهرسازی با ادغام وزارتخانه‌های قبلی تشکیل نشده بودند. وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی از ادغام سه وزارتخانه و وزارتخانه‌های بعدی هرکدام از ادغام دو وزارتخانه مجزا، بعد از این تاریخ به وجود آمدند. این به معنای آن بود که هفت وزارتخانه نهایتا تبدیل به سه وزارتخانه شدند و بدین‌ترتیب با اضافه شدن وزارت ورزش و جوانان، از تعداد وزارتخانه‌های دولت مجموعا سه وزارتخانه کم شد. نکته دیگر اینکه دولت یازدهم در این بازه زمانی به دلیل برکناری رضا فرجی دانا، وزیر علوم را هم در ترکیب خود نمی‌دید، وزیری که حضور او در کابینه می‌توانست حتی تعداد سوالات نمایندگان از وزرای دولت یازدهم را بیش از این افزایش دهد. معنای دیگر این آمار این است که عملا دولت روحانی در این بازه زمانی با چهار وزیر کمتر از دولت دهم آمار دو برابری سوال از وزرا را پیش روی خود می‌بیند.

این روزنامه در قسمت نگاه سیاسی خود در یادداشتی به قلم شهاب طباطبایی عضو شورای مرکزی حزب ندای ایرانیان با عنوان «در چنین روزی متولد شدیم» نوشت: در آستانه (١٢آذر) روز قانون اساسی قرار داریم، این تقارن یعنی صدور مجوز حزب ندای ایرانیان با سالروز تصویب قانون اساسی را به فال نیک می‌گیریم و شاید چنین همزمانی بار سنگین‌تری بر دوش‌مان قرار دهد. حرکت در چارچوب قانون اساسی رکن اساسی فعالیت حزب ندا است و موسسان ندای ایرانیان خود را ملزم می‌دانند ضمن حرکت در چارچوب سیاست‌های حزبی کشور، مسوولان را هم به تقویت نظام حزبی فرا بخوانند.

اعضای حزب ندای ایرانیان فرزندان این انقلاب هستند، موسسان حزب، ریشه در جریان اصلاح‌طلبی دارند و تلاش می‌کنند در چارچوب ساختارهای موجود برای پیشرفت و آبادانی کشور تلاش کنند. ندای ایرانیان پنجره‌یی رو به مردمسالاری است و اعضای حزب خود را از تجربیات و راهنمایی‌های دلسوزان کشور بی‌نیاز نمی‌بینند. انتظار داریم همچنان که قبل از صدور مجوز در معرض نقد نقادان اعم از رقبا و رفقا قرار گرفتیم در ادامه نیز از نقد و نظرها بی‌بهره نمانیم.

روزنامه اعتماد در گفت و گویی با احمد شیرزاد نماینده اصلاح طلب مجلس ششم از قول وی تیتر زد «دولت گوی رقابت را از مجلس ربوده است»

شیرزاد در بخشی از این گفت و گو گفته است: طبق واقعیت‌های موجود دولت گوی رقابت را از مجلس ربوده است اما به هرحال انتخابات ریاست‌جمهوری خاصیتی متفاوت از مجلس دارد. در این انتخابات روش‌های پوپولیستی کارایی چندانی در کسب رای ندارد و جلب‌توجه مردم از طریق این روش‌ها آن هم در سطح ملی کار آسانی نیست. اگر انتخابات مجلس رقابتی باشد با قانون فعلی هم می‌توان پارلمانی متاثر از خواسته جامعه تشکیل داد ولی خروج این انتخابات از حالت رقابتی پارلمان را از اراده عمومی دور می‌کند

«راهبرد؛ تعامل با حاکمیت، تاکتیک؛ تعامل با بدنه اجتماعی» عنوان مقاله ای در صفحه احزاب روزنامه اعتماد درباره شیوه عمل اصلاح طلبان در آینده، است.

در این مقاله آمده است: تا پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری بسیاری از کنشگران ضد رفرمیست و اصلاح‌طلب بر شیپور مرگ اصلاح‌طلبی می‌دمیدند و با صدایی رسا اعلام می‌کردند که اصلاحات واصلاح‌طلبان به پایان خط رسیده‌اند اما امروز همان عده‌یی که تحلیل‌شان مرگ اصلاحات بود نگران کسب اکثریت مجلس از سوی اصلاح‌طلبان‌ هستند. این در حالی است که فضای بازیگری برای عناصر سیاسی- اجتماعی اصلاح‌طلب با وجود بهبودهایی که پس از دولت روحانی بهتر شده اما همچنان با تهدیدها و تحدیدهای فراوانی مواجه و روبه‌روست. اما نگرانی‌های جریان‌های ضد اصلاحات بیانگر این واقعیت است که گفتمان اصلاحات به لحاظ اجتماعی و مطالبات مدنی، از اقتداری قابل تامل برخوردار است. با این مقدمه کوتاه، این سوال کلیدی باید پاسخ داده شود که اصلاح‌طلبان با توجه به اقتدار اجتماعی و مصایب بازیگری سیاسی، چگونه می‌توانند راهبردی برای عملیاتی کردن مطالبات حامیان و هواداران خود داشته باشند؟آیا با توجه به مصایب بازیگری و کنشگری سیاسی و موقعیت فعلی اصلاح‌طلبان در فضای قدرت باید گفت که راهبرد اصلاحات به بن بست رسیده است؟

در بخش دیگری از این مقاله آمده: انطباق یافتن دیدگاه‌ها، دلمشغولی‌ها و ذهن‌مشغولی‌های اصلاح‌طلب یقینا در حال حاضر نمی‌توانست این‌گونه به یکدیگر مشابهت داشته باشد مگر با گذشت زمان و رفتار واحد از سوی مجموعه رقبا و مخالفان گفتمان اصلاحات. بر این اساس اصلاح‌طلبان تا به امروز راهبردهای مختلفی همچون «فشار از پایین- چانه‌زنی در بالا، آرامش فعال، صبر و سکوت و...» را آزموده‌اند و به نظر می‌آید که راهبرد امروز اصلاح‌طلبان در «تعامل با حاکمیت با حفظ هویت اصلاح‌طلبی» تعریف و تدوین شده است. در این میان عده‌یی از گروه‌ها و نیروهای وابسته به این گفتمان گویا ضرورت این تغییراستراتژی را درک نکرده‌اند و نمی‌دانند که چرا این اتفاق مهم باید عملیاتی شود. اگرچه این واقعیت غیر قابل انکار است که تغییر استراتژی و راهبرد به این سادگی نیست که بتوان آن را به سهولت تغییر داد و با آن انطباق یافت. «تعامل با حاکمیت» بی‌تردید به معنای عقب‌نشینی از اهداف و مطالبات ترسیم شده در تمامی این سال‌ها نیست و می‌توان آن را راهبردی دو وجهی (کوتاه‌مدت- میان مدت) دانست که می‌خواهد همزمان با خلع سلاح کردن اصلاح‌طلب ستیزان که همواره اصلاح‌طلبی را مترادف با براندازی معرفی می‌کنند، فضای بازیگری را برای کنشگران و نیروهای خود افزایش دهد.

*کیهان

روزنامه کیهان تیتر یک خود را به اظهارات حیدر العبادی نخست وزیر عراق در گفت و گو با شبکه الجزیره اختصاص داد و تیتر زد: «ایران در جنگ مرگ و زندگی کنار عراق ایستاد»

این روزنامه همچنین در گزارشی از تحولات مصر و تظاهرات مردم این کشور در اعتراض به تبرئه حسنی مبارک دیکتاتور سابق این کشور با عنوان «آغار هفته انقلاب در اعتراض به تبرئه فرعون مصر» نوشت: نیروهای انقلابی در اعتراض به تبرئه فرعون مصر از امروز تظاهرات گسترده خود را به عنوان «هفته انقلاب» برگزار می‌کنند... شاید هیچ اقدامی به اندازه این دو عبارت «من کسی را نکشتم» و «انتظار حکم تبرئه را نداشتم» نمی‌توانست انقلابیون مصری را به خشم بیاورد. این عباراتی بود که «حسنی مبارک» دیکتاتور مصر پس از تبرئه از کلیه جنایات خود به زبان آورد. مردم اکنون از خود می‌پرسند پس چه کسی انقلابیون را در سال 2011 قتل و عام کرد؟!.. البته تبرئه «مبارک» قابل پیش‌بینی بود، چرا که دستگاه‌ قضایی مصر از وابستگان به رژیم آمریکایی مبارک هستند و نباید انتظار محاکمه وی در این دادگاه را داشت. اکنون مردم با وجود آگاهی از خطرات بار دیگر به خیابان‌ها و به ویژه «میدان التحریر» بازگشته‌اند.

کیهان در ستون یادداشت روز خود در مطلبی به قلم حسین شریعتمداری با عنوان «آن سوی مذاکرات» نوشت: وقتی در جریان جنگ تحمیلی، ناوهای آمریکایی برای مقابله با ایران اسلامی و پشتیبانی از ارتش صدام عازم دریای عمان و خلیج فارس شدند، حضرت امام(ره) در جمع مسئولان نظام که به مشورت نزد ایشان رفته بودند، فرمود؛ اگر به من باشد، اولین ناو آمریکایی را که وارد خلیج فارس شود، با موشک نابود خواهم کرد. این پیشنهاد حضرت‌امام(ره)- البته با کسب اجازه از خود ایشان- عملیاتی نشد و نهایتاً کار به آنجا کشید که باز هم، چاره‌ای جز حمله موشکی به ناوهای آمریکایی نبود... اقدامی که اگر به پیشنهاد امام راحل(ره) از ابتدا و پیشدستانه انجام می‌گرفت به یقین نتیجه مؤثرتری داشت.

در ادامه این یادداشت آمده:درفروردین ماه 92 و در حالی که نتانیاهو درباره حمله نظامی به ایران رجز‌می‌خواند، رهبر معظم انقلاب فرمودند اگر غلطی از آنها - صهیونیست‌ها - سر بزند، جمهوری اسلامی ایران، تل‌آویو و حیفا را با خاک یکسان خواهد کرد. ایشان دو سال قبل از آن، در بهمن‌ماه 1390 نیز به صراحت اعلام کرده بودند که «ما در قضایای ضدیت با اسرائیل دخالت کردیم و نتیجه‌اش هم پیروزی جنگ 33 روزه و پیروزی جنگ 22 روزه بود. بعد از این هم هر جا، هر ملتی، هر گروهی با رژیم صهیونیستی مبارزه کند ما پشت‌سرش هستیم و کمکش می‌کنیم و هیچ ابائی هم از گفتن این حرف نداریم.»

شریعتمداری ادامه داده است: با جرأت می‌توان گفت؛ در اطراف میز مذاکرات هسته‌ای کشورمان با 5+1 - و پیش از آن با تروئیکای اروپایی- سایه‌ها به مذاکره نشسته‌اند و نتیجه ‌نهایی بیرون از فضای مذاکرات و در عرصه و میدان «واقعیات» یعنی آنجا که طرفین مذاکره به تخاصم در برابر یکدیگر صف کشیده‌اند، رقم می‌خورد. اگر این تعبیر و تعریف از ماهیت واقعی مذاکرات هسته‌ای ایران و 5+1 را بپذیریم- که قابل نفی نیست- ناچارا به این نتیجه می‌رسیم که ادعای نگرانی آمریکا و متحدانش از احتمال تولید سلاح هسته‌ای در ایران، ارزش و اهمیتی فراتر از یک «بهانه» ندارد و نگرانی‌ واقعی حریف - بخوانید کابوسی که آرامش آنان را بر هم زده‌است- اقتدار روزافزون و پرشتاب ایران اسلامی در منطقه است و از «تحریم‌ها» به عنوان یک اهرم و حربه برای مقابله با این اقتدار بهره می‌گیرد و نه برای پیشگیری از حرکت جمهوری اسلامی ایران به سوی تولید بمب ‌اتمی! بنابراین بسیار ساده‌اندیشانه است اگر انتظار داشته باشیم آمریکا و متحدان اروپایی آن، با مشاهده شواهد فنی و حقوقی و اسناد برخاسته از بازرسی‌های آژانس که از صلح‌آمیز بودن فعالیت هسته‌ای کشورمان حکایت می‌کند، از اهرم تحریم‌ها دست بکشند و شاهد بوده و هستیم که نکشیده و نمی‌کشند.

کیهان در ستون اخبار ویژه خود در مطلبی با عنوان « تقی‌زاده حزب مشارکت برای شهید مدرس قلمفرسایی کرد» نوشت: عضو بروکسل‌نشین حزب مشارکت در باب شخصیت و فضیلت‌های شهیدمدرس قلمفرسایی کرد. رجب مزروعی عضو فراکسیون مشارکت در مجلس ششم و دبیر انجمن صنفی روزنامه‌نگاران بود که چند سال پیش به همراه پسر خود خوش‌نشینی در بروکسل را اختیار کرد و ضمن همکاری با گروهک 4-5 نفره شورای هماهنگی سبز، در برخی جلسات گروهک‌‌های ضدانقلاب حضور به هم رساند. او ضمن مقاله‌ای در سایت جرس می‌نویسد: شهید مدرس یکی از شخصیت‌های نادر و یگانه تاریخ معاصر است. از سال 1328 ه.ق زندگی مدرس با تاریخ سیاسی معاصر ایران تا هنگام شهادتش درهم آمیخته است و آیینه‌ای از سیاست‌ورزی خردمندانه، اخلاقی، شجاعانه، هوشمندانه، زمانشناسانه، پاک و انسانی و... را از او به نمایش می‌گذارد.

این روزنامه در مطلب دیگری از همین ستون با عنوان «بازی گردانندگان سایت با هاشمی رفسنجانی» نوشت: «تفاوت زیادی بین معین و فرهادی نیست.» این تعبیر را سایت هاشمی رفسنجانی از قول‌ وی منتشر کرد و روزنامه آرمان هم که به عنوان روزنامه خانواده هاشمی فعالیت می‌کند تبدیل به تیتر و عکس اول خود کرد. طبق معمول البته این سخنان هاشمی مربوط به روزهای اخیر نیست. هاشمی این سخن را سال 1368 عنوان کرده است. او به هنگام معرفی وزرای کابینه خود به مجلس و درباره معین می‌گوید: انتخاب آقای دکتر معین به عنوان وزیر فرهنگ و آموزش عالی، به این دلیل نبود که ما از آقای دکتر فرهادی ناراضی بودیم. من از اول آقای دکتر فرهادی را یک وزیر موفق می‌دانستم. ایشان همیشه کار می‌کردند و من هم به ایشان علاقه‌مند هستم و بعدا هم از ایشان استفاده خواهم کرد اما دو سه نکته بود که ما به آقای دکتر معین رسیدیم. یکی نیازی است که ما الان به جذب چهره‌های علمی در دانشگاه‌ها داریم. در این مرحله، ما فکر می‌کنیم آقای دکتر معین بتوانند در این قسمت موفق‌تر باشند. من فکر می‌کنم بین آقای دکتر فرهادی و دکتر معین زیاد تفاوتی وجود نداشته.

در ادامه این مطلب آمده: افراطیون مدعی اصلاحات که دستی بر نشریات زنجیره‌ای دارند و رد پای آنها در میان برخی گرداننده سایت آقای هاشمی هم دیده می‌شود با انتشار این تیتر و خبر غلط‌انداز خواسته‌اند چنین القا کنند که در وزارت علوم و تعیین وزیر برای آن از اصولگرایی مجلس تو دهنی نخورده‌اند و روال قبلی افراطیون ادامه پیدا می‌کند حال آن که اگر معین بعدها آلت افراطیون مشارکت برای شعارهای ساختارشکنانه قرار گرفت، دکتر فرهادی در جلسه رأی اعتماد صراحتا اعلام کرد: «رهبری فصل‌الخطاب و فتنه خط قرمز ماست.
*سیاست روز
«طنز سیاسی» تیتر یک روزنامه سیاست روز است که به ارزیابی کارشناسان از نطق ضدذ ایرانی وزیر خارجه آل خلیفه پرداخته و نوشته : خالد بن احمد آل‌خلیفه» در مصاحبه‌ای که در نشریه «فایننشال‌تایمز» منتشر شد با تائید بر تلاش کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس برای تشکیل نیروی نظامی مشترک، گفت این اقدام برای رویارویی با «تهدیدات» ناشی از گروه تروریستی داعش، ایران و تحولات یمن صورت می‌گیرد. به گفته وی، مرکز فرماندهی این نیروی مشترک در عربستان خواهد بود، این در حالی است که وزیر خارجه بحرین در حالی در اظهارنظری ضد ایرانی خواهان تقابل کشورهای عربی شورای خلیج فارس در برابر ایران را مطرح کرده که کارشناسان بر این عقیده اند این ادعا تنها یک طنز سیاسی بیش نیست.
این روزنامه نشست خبری دیروز سخنگوی قوه قضاییه را با تیتر
«درباره محارب دانستن اسیدپاش ها  اختلاف نظر وجود دارد» پوشش داد.
سیاوش کاویانی در سرمقاله این روزنامه با عنوان « گزینه های زیادی روز میز است» نوشته : حماقت‌های سران کشورهای عربی منطقه پایانی ندارد. سران مرتجع این کشورها که مدت‌ها است تحت فشار خواسته‌های مردم خود هستند، هیچگاه نتوانستند، رابطه‌ای ماندگار، پایدار و بی‌چالش و تنش‌ را با جمهوری اسلامی ایران برقرار کنند. جمهوری اسلامی ایران همواره سیاست حسن همجواری را با کشورهای عربی منطقه در پیش گرفته است و سعی داشته تا بتواند با آنها روابطی دوستانه برقرار کند، اما طرف مقابل هیچگاه در این مسیر گام برنداشته و در شرایط گوناگون و در بیشتر مواقع، با ایران به دشمنی پرداخته‌اند.
کاویانی در ادامه می ‌نویسد: این کشورها تلاش‌های بسیاری کردند تا بتوانند، نام تاریخی خلیج ‌فارس را که حتی پیش از پیدایش جغرافیایی آنها، خلیج فارس بود، تغییر دهند و نام خلیج‌ عربی را بر آن بگذارند که البته تاکنون موفق نشده و نخواهند شد.
اکنون هم پروژه کثیف کاهش قیمت نفت را دنبال می‌کنند تا شاید بتوانند، در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران در حال گفت‌وگو با ۱+۵ درباره مسائل هسته‌ای خود است، ضربه اقتصادی به ایران وارد کنند. نفتی که تا چند ماه پیش و در فصل گرما بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه فروش می‌رفت اکنون و در زمستان به ۶۰ دلار رسیده است و احتمال می‌رود که از این هم ارزان‌تر شود. سردمدار این اقدام آل‌سعود است.
نویسنده در ادامه با طرح پرسشی که آیا می توان با این اوصاف امیدی به بهبود روابط و گسترش آن با کشورهای عربی منطقه وجود دارد؟ تاکید می کند: این کشورها باید متوجه باشند که امنیت منطقه بدون ایران امکان‌پذیر نخواهد بود و اگر اکنون در خلیج ‌فارس امنیتی برقرار است، به خاطر حضور و وجود ایران است وگرنه، کشورهای منطقه خلیج ‌فارس آن ظرفیت لازم را نخواهند داشت که بتوانند حتی از خود دفاع کنند چه رسد به ایجاد امنیت! این کشورها باید توجه داشته باشند که صبر و شکیبایی و سعه‌صدر جمهوری اسلامی ایران اندازه‌ای دارد و اگر چنین اقداماتی علیه ایران ادامه پیدا کند و عملیاتی شود، این صبر هم لبریز خواهد شد. حتی قطع روابط دیپلماتیک با این کشورها خسارت‌های جبران‌ناپذیری را به آنها تحمیل خواهد کرد که در‌پی آن ضررهای اقتصادی هم خواهد آمد. گزینه‌های زیادی روی میز است.
*آفتاب یزد
تیتر یک روزنامه آفتاب یزد با عنوان «روز تناقض» گزارشی انتقادی از اظهارات متناقض مسئولان در خصوص افزایش قیمت نان است.
سید علیرضا میرکریمی در یادداشتی با عنوان « گران کنید اما توهین نکنید» با بیان این مطلب که گرانی نان تناقض آشکار با شعار «دولت راستگویان» است نوشت: به نظر می‌رسد بیش از «گران شدن قیمت نان» تناقض میان مسئولان در خصوص این گرانی مهم است. در واقع باید ‏گفت شاید بتوانی این گرانی را به نوعی پذیرفت اما آن تناقضش را خیر!‏

کریمی ادامه داد: به هرحال دولت طبق محاسبات و درخواست‌های نانوایان ترجیح داده قیمت نام را بین 20 تا 30 درصد افزایش دهد اما نکته و پرسش اینجاست به چه دلیل و توجیهی پیش از این گرانی، مقامات مختلف دولتی و در رأس آن سخنگوی دولت هرگونه افزایش قیمت تا پایان سال را رد می‌کند؟ اگر خاطر شریف مقامات دولتی باشد یکی از شعارهای انتخاباتی‌شان «راستگویی» بوده است، آنان می‌بالیدند که «دولت راستگویان» را تشکیل داده‌اند اما اکنون این نحوه گران کردن نان در تناقض آشکار با این شعار است. شاید عنوان شود این نحوه گران نمودن نان از سوی دولت حربه‌ای برای کنترل جو عمومی بوده است که باید گفت مقامات دولتی در این باره سخت در اشتباه هستند. اگر آقایان پاستورنشین نمی‌دانند باید بدانند که حداقل بخشی از مردم پس از این روش گران کردن نان به این نتیجه رسیدند که این دولت نیز با دولت قبلی تفاوتی ندارد و درب بر همان پاشنه قبلی می‌چرخد!

در ادامه این سرمقاله آمده است: مثل روز روشن است که برخی اطرافیان روحانی از سر جبر در این دولت حضور دارند و لختی با مرام این دولت همراه نیستند و این احتمال وجود دارد که تناقض اخیر در مورد گرانی نان و یا تناقض‌های دیگر از جمله در خصوص «ازدواج سفید» دستپخت این آقایان باشد.
نویسنده در ادامه به رئیس جمهور هشدار می دهد: مع‌الوصف به نظر می‌رسد جناب رئیس‌جمهور بایستی بیش از پیش هشیار بوده و بدانند که این رفتارها و نوع مواجهه  با مردم چه ضربات سختی را بر وجهه دولت می‌زند.
کریمی در خاتمه این یادداشت تاکید می کند: به نظر صاحب این قلم روحانی می‌توانست صادقانه جبر دولت برای گرانی نان را با مردم در میان بگذارد و به نحوی که نیاز نباشد سخنگوی دولت و سایر مقامات بازی «تأئید و تکذیب» راه بیندازند.در پایان این وجیزه بایستی به آقایان روحانی و همراهانشان این نکته را متذکر شد که «اگر گران می‌کنید حداقل توهین نکنید.»‌
انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها