امروز : یکشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۶ - 2017 March 26
۲۱:۲۷
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 131179
تاریخ انتشار: ۱۶ آذر ۱۳۹۳ - ساعت ۱۰:۵۲
تعداد بازدید: 79
سامانتا پاور سفیر آمریکا در سازمان ملل اخیرا نسبت به عواقب مداخله غرب در اوکراین هشدار داده و در این رابطه به پیامدهای مداخله آمریکا در عراق و لیبی و ...

سامانتا پاور سفیر آمریکا در سازمان ملل اخیرا نسبت به عواقب مداخله غرب در اوکراین هشدار داده و در این رابطه به پیامدهای مداخله آمریکا در عراق و لیبی و در حال حاضر اوکراین اشاره و تاکید کرده که واشنگتن باید از درسهای

گذشته عبرت بگیرد "چرا که از مداخله‌های بشردوستانه خسته شده است."

با این حال سابقه نشان داده که سران کاخ سفید معمولا از پیامدهای شکست سیاستها و اقدامات خود نه تنها عبرت نگرفته بلکه اصرار خاصی به ادامه این روند دارند. اظهارات پاول در حالی صورت می گیرد که اوکراین نخستین سالگرد تظاهرات و اعتراضات در میدان اصلی شهر کی‌اف را گرامی می دارد که طی آن آمریکا و اروپا در ماه فوریه سال گذشته رویدادی را جشن گرفتند که به باور کارشناسان کودتایی به منظور سرنگونی حکومت پرحاشیه و متهم به فساد اما قانونی ویکتور یانوکوویچ بود.

از فوریه سال گذشته تا کنون، اوکراین دستخوش تحولات بسیاری شده است؛ روسیه کریمه را به خاک خود ملحق کرد، بیش از 4 هزار نفر جان خود را در درگیری‌های داخلی اوکراین از دست دادند، بیش از 9 هزار تن مجروح شده و قریب به نیم میلیون انسان نیز بی خانمان شدند. دولت اوکراین با اعلام اینکه به تمامی حمایتهای مالی از خدمات دولتی و مزایای اجتماعی از جمله پرداخت مستمری‌های بازنشستگی و مسدود کردن تمامی حسابهای بانکی در نواحی شرقی این کشور(که به روسیه گرایش دارند) و سر ناسازگاری با دولت کی‌اف گذاشته‌اند، پایان می دهد عملا دست به تجزیه این کشور زده است.

این در حالی است که اقتصاد اوکراین در آستانه فروپاشی است و از میلیاردها دلاری که برای احیای این اقتصاد نابسامان مورد نیاز است، خبری نیست. حال چگونه دولت اوکراین و مناطق شرقی جدایی‌طلب گرما و برق مورد نیاز مردم سختی کشیده را همزمان با نزدیک شدن زمستان طاقت فرسا تامین خواهند کرد، از جمله بحرانهایی است که هنوز راهی برای آن یافت نشده است.

اتحادیه اروپا و آمریکا با اعمال تحریمهایی بر روسیه و تهدید به اعمال تحریمهای جدید به وخامت اوضاع افزوده اند به گونه ای که بسیاری از ناظران بدرستی اعلام کرده اند که جهان شاهد آغاز جنگ سرد جدیدی است. نیروهای آمریکایی و ناتو در حال اعزام به کشورهای حوزه بالتیک هستند که اکنون بخشی از چتر امنیتی تاتو محسوب می شوند اما تحریمهای اعمالی بر روسیه برای اتحادیه اروپا به ویژه در فصل سرما بدون پیامد نخواهد بود ضمن آنکه محبوبیت ولادیمیر پوتین با وجود لطمه‌هایی که اقتصاد کشورش از تحریمها متحمل شده افزایش یافته است. از سویی همراهی برخی از کشورها با اتحاد اروپا که نسبت به آثار تحریمها بر اقتصادهای خود نگرانی‌های بجایی دارند، کمرنگ شده و شماری از مقامات نسبت به کارآمدی تحریمها سوالاتی مطرح می کنند.

دولت آمریکا و رسانه‌های جریان ساز نیز از بحران اوکراین به دنبال بهره‌برداری هستند و تاکید دارند که مردم اوکراین به دلیل آنکه خواهان پیوستن به غرب و دموکراسی هستند دست به تظاهرات زدند و حتی پوتین از سوی هیلاری کلینتون، هیتلری توسعه طلب به تصویر کشیده شد که قانون بین المللی را زیر پا گذاشته و باید "بهای بسیاری برای آن تجاوزش بپردازد." اکنون شماری از سناتورهای تندروی کنگره چون جان مک کین و لیندسی گراهام خواهان ارسال سلاح به اوکراین به منظور مقابله با "تجاوز" پوتین هستند.

گرچه تردیدی نیست که روسیه در ایجاد تنشها در این منطقه نقش داشته اما آنچه که اکنون در جریان است قابل پیش‌بینی بود به گونه‌ای که برخی از کارشناسان چون «استفن کوهن» استاد دانشگاه پریستون و نیویورک استدلال می کنند که غرب باید درک می کرد که تلاش برای وارد کردن اوکراین به  ترتیبات انحصاری اروپا باعث بروز شکافهای تاریخی عمیقی در این کشور و در داخل اروپا می شد و واکنش روسیه را به همراه داشت. در واقع «جان مرشایمر» استاد دانشگاه شیکاگو و تئورسین نظریه رئالیسم تهاجمی در مقاله‌اش در مجله «فارن افرز» نتیجه‌گیری می کند که «آمریکا و متحدان اروپایی‌اش بیشترین مسئولیت را در قبال بحران اوکراین بر عهده دارند.»

آمریکا به رغم هشدارهای روسیه و توافقاتی که با مسکو داشته، طی دو دهه گذشته زمینه ساز گسترش ناتو تا مرزهای روسیه شده است. اتحادیه اروپا نیز به طور مشابه‌ای رشد کرده وبه دنبال پیوند دادن اروپای شرقی و جمهوری‌های پیشین شوروی به حوزه اقتصادی و سیاسی خود بوده است و البته روسیه بارها هشدار داده که گسترش ناتو را تهدیدی علیه خود تلقی کرده و آشکارا با هر اقدامی به منظور جدا کردن جمهوری‌های گرجستان و اوکراین از حوزه نفوذ خود و به اصلاح خارج نزدیک، مقابله خواهد کرد.

اخیرا هنری کیسینجر وزیر امور خارجه پیشین آمریکا در گفتگویی با مجله آلمانی اشپیگل که توجه چندانی را در آمریکا معطوف خود نکرد قویا اینگونه استدلال کرد که الحاق کریمه "اقدامی به سوی غلبه جهانی نبوده و اتهام کلینتون علیه پوتین " که به مانند هیتلر در حال حرکت به سوی چکسلاواکی است"، به چالش کشید. در واقع کیسینجر از جهاتی غرب را مسئول وخامت اوضاع و تشدید شدن بحران دانسته و بیان می دارد که اروپا و آمریکا "اهمیت ویژه" اوکراین برای روسیه را نادیده گرفته‌اند.

این سیاستمدار کهنه‌کار تصریح می کند که غرب در عین حال که نباید و نیازی نیست که الحاق کریمه را به رسمیت بشناسد، تاکید دارد که «هیچ کسی درغرب برنامه جامعی را برای بازگرداندن کریمه ارائه نداده است. هیج کسی تمایلی برای مبارزه بر سر شرق اوکراین ندارد. این واقعیت زندگی است.» از سویی کیسینجر روسیه را شریک حیاتی آمریکا برای حل بحرانهای مربوط به ایران و سوریه می داند و تاکید می کند که غرب پیش از آنکه بر سر اوکراین درگیر تشدید بحران با روسیه شود باید نگرانی‌های امنیتی واقعی آن را در نظر بگیرد.

در واقع نوع نگاه و برداشت جریانات سیاسی رسانه‌ای بر سر اوکراین آنچنان در قیاس با دیدگاه‌های شخصیتهای برجسته‌ای چون کیسینجر در تضاد است که فردی همچون وی نیز ندای نارضایتی از سیاستها و تفکرات سیاستمداران و نظریه‌پردازان غربی سر می دهد. وی بر خلاف دیدگاه نومحافظه‌کاران تندرویی که بر طبل مداخله نظامی در اوکراین می کوبند، خواستار خویشتنداری و تدبیر است و این تناقضات چنین برداشتی را به دنبال خواهد داشت که واشنگتن به دلیل عدم شناخت مسائل ژئوپولیتیک حاکم بر منطقه در حال تشدید بحران است و زمینه ساز جنگ سردی جدید است که درک درستی از محدوده میزان نفوذ خود نداشته و به دلیل بی توجهی به محدودیتهای خود باید هزینه گزافی را بپردازد.

به عبارتی دیگر، این جمله کیسینجر منطقی به نظر می رسد که هیچ کسی به جز اوکراینی‌ها و احتمالا روسها بر سر شرق این کشور مبارزه نخواهند کرد و اوکراین چاره ای نخواهد داشت که راهی برای زندگی مسالمت آمیز با روسیه بیابد و ناتو نیز به روسها اطمینان خاطر بدهد که به دنبال گسترش به سوی شرق و دربرگیری اوکراین و البته گرجستان  نیست. اتحادیه اروپا نیز اگر به دنبال راهی برای پایان دادن به بحران موجود است چاره‌ای ندارد که با ولادیمیر پوتین کنار بیاید و آتش بس صورت گرفته بین دو طرف درگیر در اوکراین را که به همت و میانجیگری طرف روسی صورت گرفت، تقویت کرده و از تشدید مناقشه دست بردارد.

تندروهای آمریکایی هم در صورتی که به موضع کنونی خود مبنی بر ارسال سلاح پافشاری کنند تنها باعث افزایش تلفات انسانی درحال رشد در اوکراین خواهند شد و غیر مسئولانه به نظر می رسد که به نام حمایت از اوکراین زمینه نابودی آن فراهم شود. این جمله سامانتا پاور اشتباه به نظر می رسد که «آمریکا از مداخله های بشردوستانه خسته شده است» چرا که آمریکا از پیامدهای مداخله‌های خود خسته شده که رهبران این کشور را با چالشهای جدی‌ای روبرو کرده به گونه‌ای که تئوریسینهای چون کیسینجر اکنون اشتباهات آمریکا را "مهلک" نامیده‌اند.

انتهای پیام/.

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها