امروز : چهارشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 22
۰۹:۴۶
نمایشگاه رسانه دیجیتال
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 131386
تاریخ انتشار: ۱۷ آذر ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 27
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، انتشارات «روایت فتح» برای بیستمین بار کتاب «اینک شوکران1: مدق ...

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، انتشارات «روایت فتح» برای بیستمین بار کتاب «اینک شوکران1: مدق به روایت همسر شهید& raquo; با موضوع روایت زندگی شهید «منوچهر مدق» از زبان همسر شهید به کوشش «مریم برادران» را منتشر کرده است که این کتاب نیز یکی از آثار پرفروش و پرمخاطب این انتشارات نیز به شمار می‌رود.

در مقدمه کتاب می‌خوانیم: «جنگ تمام شد و مرد به شهر برگشت. با تنی خسته و زخم‌هایی در آن، که آرام آرام خود را نشان می‌داد. زخم‌هایی که می‌خواست سال‌های سخت ماندن را کوتاه کند، اما زندگی در کار دیگری بود، لحظه لحظه‌اش او را به خود پیوند می‌زد و ماندن بهانه‌ای شده بود برای اینکه این پیوند ردی بر زمین بگذارد.

رفت کنار پنجره. عکس منوچهر را دید که روی حجله است تنها عکسی که با لباس فرم انداخته بود. زمان جنگ منتظر چنین روزی بود، اما حالا نه. می‌خواست بگوید (یادت باشد. تنها رفتی، ویزا حاضر شده و امروز باید با هم می‌رفتیم...) گریه امانش نداد. دلش می‌خواست بدود جایی که انتها ندارد و او را صدا بزند. این چند روزه اسم منوچهر مانده بوی توی دلش. دوید بالای پشت بام نشست و از ته دل منوچهر را صدا زد.»





 

بر اساس این گزارش، ناله عشق یک خط کلفت سیاه، وسط یک قهوه‌ای سوخته. حروفی به رنگ سفید که کنار هم کلماتی را ساخته‌اند. دو واژه برجسته سفید رنگ؛ «اینک شوکران». اینک شوکران، نوشته‌هایی است درباره مردانی که در سال‌های جنگ، زخمی شدند. زخم‌ها اما آنها را نبرد، زخم‌ها ماند تا سال‌ها بعد از جنگ و محملی شد برای نماندنشان. اینک شوکران، برجسته است، پررنگ است، درست مثل همان کلمه‌هایی که وسط قهوه‌ای سوخته جلد، حک شده‌اند.

اینک شوکران، جلد یک، روایت عشق است. می‌توان آن را حس کرد، یک حس لطیف غمناک، درست مثل عشق، در هر سطر به رگ ذهنت رانده می‌شود. مورمور عشق را حس می‌کنی. حسرتش به دلت می‌نشیند. بله! حسرت. «منوچهر مدق» و «فرشته ملکی» در قلبت حسرت می‌آفرینند. حس‌هایشان یکی است، حسی از روح یکی به روح دیگری نفوذ می‌کند؛ «منوچهر صبور بود. بی‌قرار که می‌شد، من بی‌طاقت می‌شدم.» فقط این نیست. بازیگوشی‌های زمینی هم هست: «آن روز، از روی شیطنت یک طرف ریش‌هایش را با تیغ برده بود تا چانه، و بعد چون چاره‌ای نبود، همه را از ته زده بود... منوچهر مجبور شد یک ماه مرخصی بگیرد و بماند پیش فرشته. رویش نمی‌شد با آن سر و وضع برود سپاه، بین بچه‌ها.»

گفتنی است، کتاب « اینک شوکران1: مدق به روایت همسر شهید » به کوشش «مریم برادران» با قیمت 5000 تومان با شمارگان 5500 نسخه از سوی انتشارات «روایت فتح» به چاپ بیستم رسیده است.

انتهای پیام/و

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها