امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۰۶:۱۶
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 131696
تاریخ انتشار: ۱۸ آذر ۱۳۹۳ - ساعت ۱۰:۵۸
تعداد بازدید: 50
بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته ...

بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیل‌های موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.

 

***

 

«دعوت عارف برای انقیاد کامل از اصلاح‌طلبان» و «هجمه به سمت حزب ندا» سرعت می‌گیرد

فرکانس‌هایی برای تکرار تراژدی عارف

آقای فیض‌الله عرب‌سرخی، از فعالان اصلاح‌طلب اخیراً در بخشی از گفت‌وگوی خود با روزنامه آرمان گفته است: امید من به آن است تا آن عقلی که در انتخابات 92 عمل کرد و موجب انصراف آقای عارف به نفع آقای روحانی شد، در انتخابات مجلس نیز همین رویکرد و عملکرد را داشته باشد.

 

*می‌توان نتیجه گرفت که این جمله در حال ارسال فرکانس برای «تشویق آقای عارف به کناره‌گیری از انتخابات مجلس نهم» و درخواستی حرکتی است که منجر به کناره‌گیری وی شد.

این فرکانس همچنین از آن‌رو در ذهن پررنگ می‌شود که اصلاح‌طلبان هیچگاه؛ نه در انتخابات خرداد سال 92 و نه برای انتخابات مجلس دهم روی خوشی به کارهای انتخاباتی آقای عارف نشان ندادند.

روی ناخوشی که در انتخابات ریاست جمهوری سال 92 با تشویق و حتی شاید اِجبار آقای عارف به کناره‌گیری از عرصه رقابت جلوه‌گر شد و برای انتخابات مجلس دهم نیز با کُنش‌های سرد نسبت به فعالیت‌های انتخاباتی عارف و بنیاد امید ایرانیان که وابسته به اوست رخ نموده است.

اصلاح‌طلبان همچنین در طول یک‌ونیم سال گذشته که فعالیت‌های زودهنگام! خود برای انتخابات مجلس دهم را آغاز کرده‌اند همواره نسبت به آقای عارف که گویا عزم جدی برای حضور در انتخابات آتی را دارد با کنایه موضع گرفته‌اند و صحبت‌هایی با مضمون «آقای عارف باید خودش را نشان بدهد تا از او حمایت کنیم» و «آقای عارف حتماً در چارچوب هماهنگی با اصلاح‌طلبان عمل خواهد کرد» بیان کرده‌اند.

اصلاح‌طلبان که در انتخابات سال 92 با علم به اینکه آقای عارف بعنوان نماینده اصلاح‌طلبان از میانگین رأی بسیار پایینی برخوردار است؛ خواستار کناره‌گیری وی شدند؛ از هم‌اکنون در اظهار نظر معاریف خود چندین مرتبه اعلام کرده‌اند که امیدی به پیروزی در انتخابات مجلس دهم نیز ندارند که صحبت‌هایی مثل «انتظار نداریم مجلس ششم تشکیل شود» و «تشکیل مجلس اصلاح‌طلب دور از دسترس است» از جمله همین سخنان است.

نکته مشخص آنست که آقای عارف با عزم مصممی که از یکسال و نیم قبل مبنی بر حضور جدی در انتخابات مجلس دهم ابراز کرده است و همچنین تأکید مصرّح آقای محمدصادق خرازی، چهره محوری حزب «ندا» مبنی بر اینکه حزب متبوعش در انتخابات آتی لیست خواهد داد؛ جملگی می‌توانند پازل طراحی شده یا در شُرُف طراحی اصلاح‌طلبان برای انتخابات آتی را دچار نوسانات جدی کنند.

نکته‌ای که البته گویا در رصد اصلاح‌طلبان نیز قرار گرفته است و لذا فضای صحنه اینطور به نظر می‌رسد که در روزهای آینده دو مقوله‌ی «دعوت آقای عارف برای انقیاد کامل! از اصلاح‌طلبان» و «هجمه به سمت حزب ندا» سرعتی بیش از این به خود بگیرد.

گفتنیست علیرغم وجود این تحلیل‌های مستند و رویکرد مشخصاً سرد اصلاح‌طلبان نسبت به آقای عارف اما اخیراً آقای ابطحی، از چهره‌های مجمع روحانیون و معاون پارلمانی دولت اصلاحات درباره اینکه کدام اصلاح‌طلب ظرفیت سرلیستی برای انتخابات مجلس دهم را دارد به روزنامه آرمان گفته است: «معتقدم اگر آقای عارف محور این انتخابات قرار بگیرد، برای رشد جریان مفیدتر است چون هم انگیزه وجود دارد و هم نیروهایی دارد که می‌توانند حمایت جریان‌های دیگر را جلب کنند»

 

***

 

نسخه‌پیچی حاضران در اغتشاشات فتنه برای فرهنگ!

بزرگترین خدمت به جامعه «ترجمه» است یا «آموختن اندیشه‌ورزی»؟!

آقای مصطفی ملکیان، از چهره‌های محقق و پژوهشگر اخیراً در قالب یادداشتی پیرامون «ترجمه» در خبرگزاری ایبنا نوشته است:‌ من بدون اغراق عرض می‎کنم، به گمان من بزرگ‎ترین خدمتی که به جامعه ما و تمام جوامع مثل ما می‎توان کرد، ترجمه است!

او همچنین می‌افزاید: وقتی که در یک جامعه تنها یک آوا طنین‎انداز باشد ولو این‎که آن آوا درست هم باشد، چیزی جز ویران‎گری به بار نخواهد آورد... ما نباید از این ارزش یعنی چندآگاهی‎سازی که تنها با ترجمه امکان‎پذیر است، غافل باشیم. دیگر فایده ترجمه این است که ما مواد خام برای اندیشیدن پیدا می‎کنیم. متفکرترین مغزها و عمیق‎ترین فهم‎ها، اگر مواد خامی در اختیار نداشته باشند که تفکر و فهم خود را بر روی آن مواد خام تطبیق دهند و پیاده کنند، به جایی نخواهند رسید.

 

*صحبت‌های آقای ملکیان از این منظر قابل نقد است که بزرگترین خدمت به جامعه قطعاً و اثباتاً نه ترجمه و گرته‌برداری که آموختن «فنّ اندیشه‌ورزی» به جامعه است.

این مسئله که جامعه به ترجمه و دانستن انواع و اقسام اطلاعات (Information) بیشتر نیاز دارد یا به فهم صحیح و بارورسازی عقل؛ دیرگاهیست که در تفکر فلاسفه اسلامی و متفکرین بزرگ مورد اشاره قرار گرفته و با بیان دلیل، اثبات شده است که نیاز اول بارورسازی عقل و فهم در سایه پیروی از حق، اصالت‌دهی به حقائق مطلق و دوری از باطل است.

و در گام بعد است که ساحت اطلاعات مطرح می‌شود و عقلی که اندیشه‌گری صحیح را دانسته باشد در این ساحت نیز جولان می‌کند و سره را از ناسره به راحتی تشخیص می‌دهد.

وانگهی قابل اشاره است که تأکید بر کتابخوانی و تبدیل به معدن اطلاعات شدن بدون تأکید به اندیشه‌گری و تفکر در قبال داده‌های وارداتی به ذهن؛ قویاً سمّی مهلک برای عقل و روح محسوب می‌شود و ضرورتاً باید گفت که کتابخوانی و ترجمه‌خوانی بدون تعقّل عامل جمود است.

در همین زمینه و در زمره مبانی انقلاب اسلامی نیز از حضرت‌آیت‌الله خامنه‌ای سخنان مکرر وجود دارد که معظم‌له از اوان انقلاب بر ضرورت اندیشه‌ورز شدن مردم در ساحت انقلاب اسلامی تأکید فرموده‌اند و تا هم‌اکنون نیز که همچنان از لسان مبارک ایشان تأکیداتی همچون «جرأت اندیشیدن» و «اهمیت تحلیل صحیح» شنیده می‌شود؛ در تنزیل و تأویل می‌توان به این معنا دست یافت که روح اسلام ناب محمدی و نظام برآمده از آن، یعنی نظام جمهوری اسلامی، جملگی در گام اول بر ضرورت اندیشه‌ورزی صحیح و قدرت تعقل در سایه وحی و شریعت مبین تأکید دارند.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی، علّامه شهیر عصر ما چندی قبل در درس خارج تفسیر خود با اشاره به این‎که عقل عملی انسان را بهشتی یا جهنمی می‎کند، ایمان را همان گره زدن علم با جان انسان برشمرده و تصریح کردند: روی درس نباید خیلی تکیه کرد بلکه به عقل باید تکیه کرد.

دکتر رحیم‌پور نیز در یکی از صحبت‌های خود پیرامون ضرورت تأکید بر تعقّل و فهم و ارتباط آن با مطالعه می‌گوید: «(عده‌ای در دهه 60) کمی هم چهار تا کتاب و ورق خواندند؛ بدون اینکه نقد کنند و درست بفهمند مدرک گرفتند و احساس کردند که احتمالا باید باسوادتر شده باشند و شعورشان بیشتر شده؛ اینها نقش داشت که بعضی از حزب‌اللهی‌های دهه 60 لیبرال‌های دهه‌های بعدی شدند»

گفتنیست، آقای ملکیان از جمله استادان حاضر در یک طیف سیاسی خاص است که در فتنه سال 88 نیز در میانه تجمعات خیابانی حضور یافت.

وی همچنین تاکنون در چند مقطع، از مناظره درباره آرای خود امتناع کرده است.

 

***

 

جنبش دانشجویی پایگاه اصلاح‌طلبان است!

آقای داریوش قنبری، عضو ادوار مجلس و از چهره‌های اصلاح‌طلب، اخیراً در بخشی از یادداشت خود با عنوان «فراز و فرودهای جنبش دانشجویی» در روزنامه آرمان نوشته است: جنبش دانشجویی در حال حاضر یکی از پایگاه‌های اصلی اصلاح‌طلبان است. به‌‌رغم وضعیت دوران احمدی‌نژاد، جنبش دانشجویی همچنان در کشور فعال است.

 

*اینکه جنبش دانشجویی پایگاه اصلاح‌طلبان است بیشتر به یک گزاره برداشتی و نظر شخصی شباهت دارد تا یک واقعیت.

البته جریان اصلاحات و چهره‌های آن در طول تمام سال‌های پس از دوم خرداد نیز تلاش وافری به خرج داده‌اند که به نحوی غیر مستند و بدون ذکر هیچ دلیل قابل فهمی، خود را از جنبش دانشجویی و جنبش دانشجویی را از خود معرفی کنند (و در این کار تا آنجا پیش رفتند که برخی دبیران تشکل‌های دانشجویی چپ در دوران اصلاحات خود را با افتخار، بازوی دولت در دانشگاه! می‌نامیدند)

اما مؤکداً باید گفت که هیچگاه هیچ دلیل قابل اثباتی در این زمینه به دست نیامد و تأکید جریان مذکور برای مصادره به مطلوب جنبش دانشجویی در حالی صورت می‌گیرد که این رفتار بیشتر به نوعی بهره‌کشی و سوء استفاده شباهت دارد.

در اینجا باید اشاره کرد که جریان اصلاحات علیرغم مدعای خود هیچگاه غیر از تشکّل دگردیسی شده‌ی دفتر تحکیم وحدت در اوان دوران اصلاحات، بخش‌هایی از دفاتر انجمن‌های اسلامی و یک دو تشکل گمنام دیگر، پایگاهی در میان جنبش دانشجویی نداشت و این در حالی است که همین تشکّل‌ها نیز بعدها به دلیل عملکردهای ضعیف خود منشعب شدند و جز بقایایی از آنها؛ شاخه‌های جدید نیز هیچ انقیادی نسبت به تفکر اصلاح‌طلبی و لیدرهای این جریان نشان ندادند.

در این میان تشکل‌های انقلابی و دارای رویکردهای اصولگرا همچون جامعه اسلامی دانشجویان، اتحادیه انجمن‌های اسلامی مستقل، جنبش عدالتخواه، بسیج دانشجویی و البته بخش‌هایی از انشعابات جدید تشکل‌های اصلاح‌طلب که از گذشته سازمانی خود تبرّی جستند، محکم و پیوسته به مسیر خود ادامه داده و پرچم جنبش اصیل دانشجویی را (اگرچه در مقاطعی با ضعف یا قوّت) بر دوش کشیدند.

این واقعیت اما در میان فعالان اصلاح‌طلب با تهمت‌هایی مثل چراغ سبز نظام به ایجاد و تشکیل تشکل‌های دانشجویی اصولگرا! مهیا نبودن فضای فعالیت برای تشکل‌های اصلاح‌طلب و وجود فضای امنیتی، تعبیر شده و تا آنجا پیش رفته است که همانند اشاره آقای قنبری؛ بدون هیچ دلیل و سندی این صحبت بیان می‌شود که جنبش دانشجویی پایگاه اصلاح‌طلبان است!

باید دانست که بر اساس سه مدعای بزرگ جریان سیاسی مذکور مبنی بر در «اکثریت بودن گفتمان اصلاحات در سطح جامعه» و «پایگاه بودن بودن جنبش دانشجویی برای اصلاح‌طلبان» و اینکه «جنبش دانشجویی حرف مردم را می‌زند و به قول آقای هادی خانیکی، میزان‌الحراره فضای عمومی است» (دلیل سوم کلمه‌ی حقّی است که عده‌ای از آن اراده باطل دارند) می‌توان این سؤال را مطرح کرد که با تمام این اوصاف چرا جریان اصلاحات طی 13 سال گذشته نه تنها در هیچ انتخاباتی نتوانسته است رأی اکثریت را به دست بیاورد بلکه در هیچ فراخوانی (مثل تحریم انتخابات مجلس نهم) و رسیدن به هیچ هدفی (مثل زوایایی از بلوای سال 88، فکّ حصر فتنه‌گران و صاحب رأی بودن آقای عارف در انتخابات ریاست جمهوری) موفق نبوده است؟!

 

***

 

هدیه‌ای که زیباکلام می‌خواست به مردم ایران بدهد!

در توضیح عکس زیر که خبرگزاری انگلیسی رویترز آن را انعکاس داده آمده است: «گالینا» به همراه پسر و همسرش در کنار جنازه پدرش که در تیراندازی‌های دونتسک در شرق اوکراین کشته شده، گریه می‌کند»





شاید انتشار این عکس بتواند واقعیت این معنا را بیشتر ملموس کند که براندازی یک دولت قانونی در یک کشور به بهانه‌های واهی چگونه می‌تواند امنیت و آرامش مردم و حتی معترضان را تبدیل با ناامنی و خسران کند.

معترضین اوکراینی با حمایت شبکه‌های جاسوسی آمریکا و به بهانه‌هایی عموماً اقتصادی که شامل زیرشاخه‌هایی مثل زندانی بودن لیدر سیاسی خود، نداشتن ویزای شینگن و چرایی عدم امضای توافق اقتصادی با اتحادیه اروپا می‌شد، اقدام به اغتشاش علیه دولت قانونی این کشور کردند و پس از چند ماه به هدف خود رسیدند.

رخدادی که از روز وقوعش و بلافاصله پس از مسند نشینی سران اعتراضات در نهادهای اجرایی این کشور آرام، اوکراین را تبدیل به منطقه‌ای ناامن کرد بطوریکه همانطور که در عکس دیده می‌شود؛ شهروندان این کشور بصورت روزمره در معرض ناامنی‌های شدید، تندروی‌های قومیتی و کشتار کور قرار دارند.

این در حالی است که فرض کردن گزینه «مقاومت» و «هزینه‌دادن» نیز برای شهروندان اوکراینی در فضای ناامن اشاره شده صحیح نیست زیرا اولاً اوکراین طی یک‌دهه گذشته با دو خیزش براندازانه مواجه بوده و لذا نمی‌توان فرض یک انقلاب پایدارِ واجد ارزش برای هزینه‌دادن را برای آن تصور کرد و ثانیاً مطالبات کم‌مایه براندازان اوکراینی و بروز رخدادهای ناهمگون با انقلابات ریشه‌دار پس از روی کار آمدن معترضان در این کشور نیز مؤید آن است که اتفاق رخداده در اوکراین به هیچ وجه گزینه‌ای نیست که قابل هزینه‌دادن و یا تحمل سختی و ناامنی برای شهروندان این کشور باشد.

اما این عکس یک نکته بزرگ دیگر را نیز هویدا می‌کند و آن ماجرای حمایت جمعی از متعلقین داخلی یک جریان سیاسی خاص از روند اغتشاشات براندازانه در کشور اوکراین است.

در روزهای سرد اغتشاشات اوکراین، این آقای صادق زیباکلام و چند تن دیگر از اصلاح‌طلبان و رسانه‌ها! بودند که با آب و تاب از اغتشاشگران اوکراینی حمایت می‌کردند و حتی حرکت براندازانه آنها را «حرکت آزادیخواهانه» و دموکراسی‌خواهی نامیدند و به براندازان اوکراینی لقب «بزرگوار» دادند.

آقای زیباکلام در بخشی از یک نامه سرگشاده که در همان روزها خطاب به مقامات اوکراینی نوشته بود، در این رابطه می‌گوید:‌«ظرف چند هفته‌ای که مبارزات آزادی‌خواهانه ملت بزرگوار اوکراین در جریان بوده، بسیاری از کارشناسان حکومتی و رسانه‌های...دولتی ایران این مبارزات را به گونه‌ای منعکس نموده‌اند کأنه همه مجاهدت‌های مردم اوکراین در اصل طرح و نقشه غربی‌ها و در راس آنان ایالات متحده اتازونی می‌بوده»! (منظور از اتازونی، نام دیگر ایالات متحده آمریکاست)

گفتنیست بحث «انقلاب‌های اقتصادی» که به نظر می‌رسد پس از «انقلاب‌های رنگی» مطرح شده است؛ طی سه سال گذشته در چندین کشور دنیا، مشخصاً توسط آمریکا و با ابزاری همچون تلفن‌های هوشمند، تَبلِت‌ها و شبکه‌های اجتماعی در حال پیگیری است.

مقوله‌ای که در اوکراین، ونزوئلا و هنگ‌کنگ پیاده سازی شد که از این میان در اوکراین بصورت کامل محقق شد، در ونزوئلا تاکنون شکست خورده است و در هنگ‌کنگ نیز همچنان در مرحله اجرا قرار دارد.

در هر سه کشور اشاره شده، اغتشاشگران اگرچه در ابتدا بهانه‌های سیاسی را نیز مطرح می‌کردند اما در ادامه مشخصاً بر مقولات اقتصادی تأکید داشتند و تأکید می‌کنند که قصد براندازی دولت کنونی را دارند برای اینکه به سطحی بالاتر در معیشت دست پیدا کنند!

در همین رابطه، مقام معظم رهبری نیز در سخنرانی روز اول امسال در حرم مطهری رضوی، توطئه به خیابان کشاندن مردم به بهانه تحریم‌ها را مورد اشاره قرار دادند.

توطئه‌ای که به نظر می‌رسد زوایایی از ارکان شکل‌گیری آن بصورتی ناملموس و حتی گاهی ملموس در داخل کشور توسط عده‌ای مورد تقدیس قرار گرفته است...

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار