امروز : سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 6
۲۱:۰۶
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 131781
تاریخ انتشار: ۱۹ آذر ۱۳۹۳ - ساعت ۱۰:۴۹
تعداد بازدید: 72
بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته ...

بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیل‌های موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.

 

***

 

اعلام خطر ابراهیم اصغرزاده برای دولت!

آقای ابراهیم اصغرزاده، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، اخیراً در بخشی از یک یادداشت با عنوان «جنبش دانشجویی می‌تواند جنبش اصلاح‌طلبی را احیا کند» در روزنامه اعتماد نوشته است: مرگ مرتضی پاشایی را ببینید، خواننده جوانی که مخاطبین خاص خودش را داشت اما بعد از فوت ایشان واکنش‌هایی که جامعه نسبت به آن نشان داد و ابراز تأسف و مراسم خاصی که برگزار شد نشان می‌دهد بخش‌هایی از جامعه به وضع موجود منتقد هستند. بنابراین در حال حاضر فضای مناسبی برای جنبش دانشجویی است که درک خودش را از مسائل اجتماعی به روز بکند!

او همچنین در یادداشت خود از مفهومی به نام «اعلام خطر» یاد می‌کند و می‌گوید: (ما اصلاح‌طلبان) فکر می کنیم اشتراکات میان مردم و دولت نباید فرو بپاشد. بنابراین متاسفانه جریان‌های افراطی و تندرو بر دیوار اعتماد مردم شکافی ایجاد می‌کنند که در نهایت منجر به فروپاشی بسیاری از ارزش‌های مورد قبول می‌شود. من اعلام خطر می‌کنم که دود ادامه وضعیت موجود به چشم همه خواهد رفت.

 

*درباره قسمت نخست اشاره شده از سخنان آقای اصغرزاده باید تأکید کرد که همه منتظر روزی هستند که تأکید برخی وابستگان یک طیف سیاسی خاص بر معترضانه و جنبشی نشان دادن تجمعات سوگوارانه برای درگذشت یک هنرمند به اتمام برسد!

همچنین آقای اصغرزاده بیان نمی‌کند که حضور آرام و منطقی تعدادی از مردم برای تشییع جنازه یک هنرمند که در مراسم او روضه امام حسین(ع) خوانده می‌شود و جمعیت اشک می‌ریزند چه تطابقی با انتقاد و اعتراض دارد؟!

در واقع این حرف هیچ مبنایی ندارد مگر اینکه صاحب سخن، نظرات آقای تقی آزادارمکی، جامعه‌شناس اصلاح‌طلب را قبول کرده باشد که چندی قبل درباره درگذشت پاشایی طی نظری شخصی گفته بود: افرادی چون «پاشایی» ناخواسته در راستای رسیدن به همین جهان مدرن هستند و مخاطب‌شان را به رفتار و فهم غیر ایدئولوژیک (نه ضد ایدئولوژیک) دعوت می‌کنند!

شایان ذکر است که اخیراً نیز آقای جلایی‌پور از دیگر چهره‌های اصلاح‌طلبان در یک سخنرانی و در همین رابطه مفهوم جنبشی بودن تجمعات سوگوارانه را مجدداً مورد اشاره قرار داده و گفته است: بعضی مسخره می‌کنند که جنبش‌های واقعی تبدیل می‌شود به جنبش‌های خیالی. در صورتی که این حرف نادرست است و نمونه‌اش غافلگیری از حضور مردم در تشیع جنازه پاشایی است! (ایلنا)

آقای اصغرزاده که بیشتر با اظهار نظرهایی مثل «دولت یازدهم برای اصلاح‌طلبان یک رحم اجاره‌ای است» و «حاضرم (برای اشغال سفارت آمریکا) از آمریکا عذرخواهی کنم» شناخته می‌شود همچنین در اپیزود دوم اشاره شده از سخنان خود که بر مفهوم «اعلام خطر» تأکید دارد؛ در حال بیان این معناست که احتمال دارد دولت یازدهم به دلیل عدم توجه به نقاط مورد اشاره اصلاح‌طلبان، در انتخابات مجلس و دولت بعدی کامیاب نشود!

به سخن دیگر اینکه اصلاح‌طلبان همواره از ابتدای خرداد 92 تلاش داشته‌اند که سمت و سوی دولت را متوجه فعالیت‌های سیاسی داخلی کنند.

توجهی که از نظر اصلاح‌طلبان عمدتاً در بخش‌های فکّ حصر، آزادی چند حزب سیاسی خاص و دخالت دولت در اموراتی مثل تأیید صلاحیت کاندیداهای اصلاح‌طلب خلاصه می‌شود.

کما اینکه آقای اصغرزاده به تازگی و آنطور که ایلنا گزارش داده در یک مناظره سیاسی اظهار داشته است:‌«روحانی باید چالش‌ها را درست کند و مهم‌تر از همه به شرایط داخلی بپردازد»

همچنین باید این نکته را نیز مدّ نظر داشت که منظور آقای اصغرزاده از واژه «همه»‌ای که قرار است دود نادیده گرفتن خطر! به چشمشان برود، قاعدتاً یک جریان سیاسی خاص بعلاوه عددی از متعلّقین دولت هستند.

 

***

 

نظرات عارف و یارانش همچنان با سایر اصلاح‌طلبان در تضاد است

اقلیّت‌سازی اصلاح‌طلبان از دولت با هدف‌گذاری برای 200 کرسی مجلس

یک عضو هیات مدیره بنیاد باران (وابسته به آقای خاتمی) اخیراً در نشست حزب اسلامی کار با اشاره به تجربه انتخابات 1392 برای اصلاح‌طلبان و با بیان اینکه هدف‌گذاری اصلاح‌طلبان کسب 200 کرسی مجلس دهم است، گفت: شاخص، محور و رهبری جبهه اصلاح‌طلبان با سیدمحمد خاتمی است و همه اصلاح‌طلبان پذیرفته‌اند که با محوریت خاتمی در عرصه سیاسی شرکت کنند و خاتمی فصل‌الخطاب باشد.

به گزارش ایسنا، آقای حسن رسولی همچنین تصریح کرده است:‌ هر گونه فعالیت انتخاباتی و نیز کاندیداتوری در این انتخابات (انتخابات مجلس دهم) بر اساس عقل جمعی صورت خواهد گرفت.

 

*صحبت‌های آقای رسولی که از ایشان با عنوان یار و همکار نزدیک آقای عارف یاد می‌شود، مبنی بر هدف‌گذاری کسب 200 کرسی مجلس دهم توسط اصلاح‌طلبان که البته جدیدترین موضع بروزکرده از اعضای بنیاد باران در این باره است به صورتی کاملاً متناقض با رویکرد تعقیب شده از سوی اصلاح‌طلبان درباره انتخابات مجلس است.

معاریف اصلاح‌طلب طی ماه‌های گذشته مکرراً تأکید کرده‌اند که بین نگاه آرمانی به انتخابات مجلس دهم تا نگاه واقع‌گرایانه فاصله وجود دارد و مشخصاً بیان کرده‌اند که باید در این زمینه تابع نگاه واقع‌گرایانه بود.

برای مثال آقای مرتضی الویری اخیراً در همین زمینه به ایلنا گفته بود: «در جریان اصلاح‌طلب دو طرز تفکر وجود دارد؛ یکی این است که اصلاح‌طلبان برای شکل‌گیری یک مجلس ایده‌آل و مطلوب ظاهر شوند و فعالیت بکنند...اما طرز تفکر غالب٬ که من هم به آن معتقدم٬ این است که به سوی تشکیل یک مجلس مطلوب و کارآمد برویم. این مسئله محتمل‌تر است و نباید مجلس محتمل را قربانی مجلس ایده‌آل کرد»

و یا از باب مثال دیگر اینکه آقای فیض‌الله عرب‌سرخی نیز چندی قبل از این گفت که ما اصلاح‌طلبان به دنبال تکرار مجلس ششم نیستیم.

در این زمینه تنها کسی که همنوا با آقای رسولی بر کسب اکثریت مجلس دهم توسط اصلاح‌طلبان تأکید دارد آقای محمدرضا عارف است و تحقیقاً می‌توان گفت غیر از این دو نفر که البته آقای رسولی نفر الحاقی و مؤخر در بیان محسوب می‌شود؛ کس دیگری از شناخته‌شدگان جبهه اصلاحات درباره مجلس دهم به فتح الفتوح! و کسب اکثریت مجلس آینده حتی فکر هم نمی‌کند.

چه اینکه اصلاح‌طلبان در این زمینه به قول آقای خاتمی با «بدبینی‌های نظام» نیز مواجه هستند.

جالب آنکه بر اساس خبر خبرگزاری ایسنا، خانم شهربانو امانی، از فعالان اصلاح‌طلب نیز در مراسم مذکور سخنرانی کرده و در بخشی از صحبت‌های خود گفته است: اصلاح‌طلبان قصد همکاری و حرکت مشترک با حامیان دولت در انتخابات آتی را دارند.

اکنون سؤال اینجاست که با فرض همکاری مشترک دولت و اصلاح‌طلبان در پروژه مجلس (که محققاً یک غایت اصولی و شانس برتر برای اصلاح‌طلبان محسوب می‌شود)؛ آیا عقل سیاسی می‌پذیرد که ادعای آقای رسولی محقق شود و در یک همکاری سیاسی؛ ضمن در اقلیّت قرار گرفتن دولتیانی که عقبه آنها در قدرت است؛ بیش از دو سوم کرسی‌های کنونی مجلس سهم جریانی باشد که البته در قدرت نیست و طی 13 سال گذشته هم نبوده است و به اذعان آقای خاتمی مورد بدبینی نظام هم هست؟!

 

***

 

تشکّل‌های دانشجویی در دولت سابق در محاق بودند یا نبودند؟!

کشف علّت رأی‌آوری رئیس جمهور روحانی در انتخابات 92!

آقای حمیدرضا جلایی‌پور از چهره‌های سیاسی اصلاح‌طلب اخیراً در یک نشست دانشجویی گفته است:‌ آقای روحانی که از آقای هاشمی مهمتر نبود؛ آقای هاشمی شناسنامه این انقلاب است و ما بچه‌های این انقلابیم. دیدیم که شناسنامه را (در انتخابات 92) احراز صلاحیت نکردند. اگر فکر می‌کردند آقای روحانی هم رأی می‌آورد، ایشان را هم ردّ صلاحیت می‌کردند.

به گزارش ایلنا، او می‌افزاید: این حضور خلق‌الساعه و چشمگیر مردم در این رأیی که ساخت کار که بود؟ با بررسی که من کردم، کار دانشجو‌ها بود. ساعت ده شب معلوم شد که در شهرهای کوچک ایران، بیش از هفتاد درصد به آقای روحانی رأی داده‌اند. اگر دانشجوها پیش‌قراولی نمی‌کردند، ما از آن دوره بسته، به دوره‌ای که اندکی بازتر بود، وارد نمی‌شدیم.

 

*در وهله اول باید گفت که صحبت‌های آقای جلایی‌پور نقیض صحبت‌های دوستان ایشان در میان یک جریان سیاسی خاص است که علی‌الدّوام تأکید دارند در دوران دولت گذشته تشکل‌های دانشجویی به دلیل اعمال سیاست‌های امنیتی و دگماتیزه در حالت جمود و سکوت و دست‌بستگی بوده‌اند!

یعنی بر همه فعالان سیاسی و دانشجویی مبرهن است که یک تشکل دانشجویی تحت نظارت امنیتی (به آن نحو که اصلاح‌طلبان می‌گویند) هرگز توانایی رأی سازی برای یک کاندیدا را ندارد.

پس هم‌اکنون مشخص نیست که باید سخن آقای جلایی‌پور را باور کرد یا سخن قاطبه اصلاح‌طلبان دیگر از جمله آقایان خرازی و اصغرزاده را در دانشگاه‌های مختلف مبنی بر اینکه جنبش دانشجویی در دولت قبل در محاق بوده است؟!

همچنین لازم به ذکر است که بیان حرف‌های بی‌مبنا و غلط برای هم‌نشینی اِجباری یک جریان سیاسی با جنبش دانشجویی کاریست که اقّل کم عقل سیاسی به هزار دلیل آنرا تأیید نمی‌کند.

بیان حرف‌های عجیبی در چند روز اخیر از سوی برخی اصلاح‌طلبان مثل «جنبش دانشجویی پایگاه اصلاح‌طلبان است»، «جنبش دانشجویی می‌تواند اصلاح‌طلبی را احیا کند» و یا حرف آقای جلایی‌پور مبنی بر اینکه دانشجویان عامل رأی‌آوری رئیس‌جمهور روحانی بودند نه تنها نمی‌تواند موفقیتی برای یک جریان سیاسی در عرصه‌هایی مثل انتخابات و غیره ایجاد کند بلکه این شائبه را بوجود می‌آورد که عده‌ای همچنان به تحمیق و فریب‌دادن دانشجویان می‌اندیشند و در این راه از بیان هیچ اعوجاجی اِبا ندارند.

یادآور می‌شود که اصلاح‌طلبان، انتخابات سال 92 را در سردی هرچه تمام تحمل کردند تا آنجا که آقای مرعشی چند ماه مانده به انتخابات به روزنامه اعتماد از این گفت که «انتخابات آینده مدیریت شده است»! و تا آنجا که آقای عارف به دلیل پایگاه رأی پایین، با دلخوری از صحنه کنار رفت و آقایان خاتمی و هاشمی هم هرگز حاضر به حمایت رسمی و کمپینی از آقای روحانی نشدند.

آقای جلایی‌پور پیش از این نیز در اظهار نظری اعلام کرده بود که اگر امام راحل در قید حیات بود اصلاح‌طلب می‌شد و همچنین نزدیکی نوه امام(ره) به اصلاح‌طلبان بیانگر درستی راه اصلاح‌طلبان است!

 

***

 

آنها هیچگاه سندی رسمی برای این ادعای خود ارائه نکردند

نقشه غربی برای مردم‌کُش معرفی کردن بشّاراسد

این تصویر را خبرگزاری رویترز منتشر کرده و در توضیح آن نوشته است: «یک دختر مجروح که در اثر حمله نیروهای هوایی رژیم سوریه، وابسته به رئیس‌جمهور بشّاراسد در منطقه باب‌الحدید در نزدیکی حلب زخمی شده است»





انتشار این تصویر در حالی است که شبکه صهیونیستی رسانه‌های جهانی طی نزدیک به وقوع 5 سال بحران در سوریه و جنگ دولت قانونی این کشور با تروریست‌های مورد حمایت آمریکا؛ از نسبت دادن هیچ دروغی به دولت سوریه پروا نکرده‌اند.

این در حالی است که اگرچه شاید دولت سوریه نیز در اوایل وقوع این بحران مرتکب اشتباهات قابل مؤاخذه‌ای شد اما بارزترین تهمتی که رسانه‌های غربی تلاش می‌کنند به آقای بشّاراسد رئیس جمهور سوریه نسبت دهند و البته دولت سوریه نیز بنا به اخبار مستند و دلایلی عقلی هرگز مرتکب آن نشده تهمت «مردم‌کُشی و قتل عام شهروندان سوری»! است.

علت زخمی شدن این کودک بر اساس منش دروغ‌گویی رسانه‌های غربی، شاید لزوماً حملات هوایی ارتش سوریه نباشد (چه اینکه سوریه اخیراً و برای چندمین مرتبه از سوی جنگنده‌های صهیونیست‌ها بمباران شد!) اما از سوی دیگر باید دانست به همین دلیل ساده که «در جنگ وقوع هرچیزی ممکن است» لذا باید در وهله اول و در گام اصلی، عاملان وقوع جنگ در سوریه و حامیان مشخص تروریست‌های این کشور مورد مؤاخذه قرار گیرند نه کسانی که بعداً و بواسطه بروز این بحران شاید مرتکب اشتباهاتی شده باشند.

آمریکا، عربستان سعودی، قطر و ترکیه از روز اول بحران سوریه بطور علنی اقدام به حمایت همه‌جانبه از تروریست‌های حاضر در سوریه کردند.

گفتنیست شبکه صهیونیستی رسانه‌های جهانی هیچگاه نه در جریان ادعای قتل عام توسط دولت آقای بشّاراسد و نه هنگام طرح پرونده حمله شیمیایی به مردم سوریه نتوانستند سندی رسمی را مبنی بر صحّت ادعاهای خود منتشر کنند.

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار