امروز : پنجشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۵ - 2017 January 18
۰۲:۰۶
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 131826
تاریخ انتشار: ۲۰ آذر ۱۳۹۳ - ساعت ۰۰:۴۷
تعداد بازدید: 7
پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ اسماعیل امینی از شاعران معاصر است که علاوه بر شعر، دستی نیز در نقد ادبی و کارهای ...

پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ اسماعیل امینی از شاعران معاصر است که علاوه بر شعر، دستی نیز در نقد ادبی و کارهای مطبوعاتی داشته است. امینی هم‌اکنون علاوه بر فعالیت‌های ادبی در دانشگاه نیز تدریس می‌کند. با او در خصوص سابقه فعالیت‌ها و اقدامات و دیدگاهش به گفت‌وگو نشستیم. قسمت اول این گفت‌وگو هفته گذشته در فارس منتشر شد.(+) بخش دوم این گفت‌وگو به شرح زیر از نظر می‌گذرد: 

شعر برخلاف بسیاری از هنرهای دیگر که در کانون تمرکز هستند، کمتر مورد عنایت رسانه‌ها و مسئولین قرار دارد اما با این حال زایش و رویش طبیعی خود را در متن جامعه فرهنگی کشور دنبال می‌کند و می‌رود. علت این بی‌توجهی مسئولین فرهنگی چیست؟!

یک نکته جالب در این میان اینکه در کشور ما بالاترین رده که رهبری باشند در این زمینه کار خودشان را درست انجام می‌دهند. ایشان با همان امکاناتی که دارند در همان دفتر کوچک و حسینیه، سالی یک یا دو بار با شعرا دیدار دارند. این کار خیلی خوب و تاثیرگذار هم بوده است و توجه دیگر مسئولین را جلب می کند. توجه‌ها را به این جلب می‌کند که شعر و شاعر چقدر اهمیت دارند. یکی از دوستان ما به نکته جالبی اشاره می‌کرد و می‌گفت حتی وقتی دیپلمات‌های خارجی به دیدار ایشان می‌آیند، رهبری در جایگاه بالاتری نسبت به دیپلمات‌ها قرار دارند اما در دیدار با شعرا، ایشان هم‌طراز با شاعران می‌نشینند.

این دیدار خیلی صمیمی است. اصلا رسمی و تشریفاتی نیست. سر یک سفره می‌نشینیم و افطار می‌کنیم. ایشان حتی همه کتاب‌های شعری که بچه‌ها در آن سال کار کرده‌اند را می‌بیند و بعدها هم که بچه‌ها را می‌بینند نظرشان را می‌گویند یا حتی پیغام می‌دهند که فلان شعر و کتاب را خواندم. معلوم است که همه کتابها را می‌خوانند. حتی ما آدم‌های معمولی این گونه نیستیم که همه کتابهایی که دستمان می رسد را بخوانیم. علی‌ای‌حال ایشان با اینکه وقت زیادی هم ندارند اما کارشان را به خوبی انجام می دهند. کار رهبری هم همین است که رهبری کند و الگو بسازد. الگوسازی کند که برخورد و تعامل با شاعر چگونه باید شد. برخورد با شاعر نباید رسمی و اداری و تشریفاتی باشد، باید محترمانه باشد. ایشان حتی در جزئیات امر هم بسیار تخصص دارند. این گونه نیست که فقط اظهار نظر کلی کنند. متخصص شعر و این رشته هستند و جریان های شعری را حتی در مطبوعات دنبال می کنند.

مصداقی هم دارید که گزاره را مطرح می‌کنید؟

من زمانی در روزنامه جام‌جم ستونی داشتم که بچه های کم سن و سالی که عضو دفتر شعر جوان و با استعداد بودند را معرفی می کردم یا شاعر گمنامی اگر مجموعه خوبی منتشر می کرد را در این ستون نام می بردم. متوجه شدم که ایشان این ستون را می خوانند. مثلا برایشان جالب است که یکی از استعدادهای شعری در فلان روستای کشور کتابی منتشر کرده است. در یکی از این دیدارها یکی از همین بچه هایی که من معرفی کرده بودم را نام برد و پرسید فلانی که رباعی‌های خوبی می گویند در جلسه نیست؟!

این کار یعنی بنده هم که فی‌المثل معاون فرهنگی فلان وزارتخانه هستم باید این کار را بکنم و اگر خودم هم نمی کنم چند کارشناس را بگذارم که این استعدادهای گوشه و کنار را شناسایی کنند تا دیده شوند. این می شود شغل من. شغل رهبری که این نیست. مردم این کار را می کنند مردم استعدادهای را پیدا می کنند و سینه به سینه نقل می کنند. در این میانه آن مسئول که کارش این است نمی کند.

علت را در چه می‌بینید؟

غالبا این چیزها را به رنگ سیاست می بینند و سیاست پررنگ تر از هر چیز دیگر است در حالی که فرهنگ باید پر رنگ تر باشد سیاست باید خادم فرهنگ باشد. فکر می کنند چیزهای سیاسی خیلی مهم است. آنچه که حرف ما را به عالم و نسل بعد می تواند برساند هنر است نه شعار سیاسی. دیگری هم اینکه انیها نه فقط به شعر بلکه به هنر به جنبه تفننی و جالب بودن نگاه می کنند و از شعر هم آنجایی که جالب است حمایت می کنند مثلا اینکه چند نفر بنشینند و مشاعره کنند. مشاعره بد نیست ولی فقط برای جلب توجه به شعر است، خود شعر نیست. از رشته های دیگر هم این چنین است. موسیقی که فقط جالب باشد. سینمای دفاع مقدس فقط آنی که جالب است و جلب توجه می کند حمایت می کنند. بخشی از فرهنگ که پایدار و ماندگار و جدی است مورد توجه نیست و این خیلی بد نیست. جنبه ای از فرهنگ و هنر است که تفریح و تفنن است اما جنبه جدی را توجه نمی کنند و این خیلی بد است. چون بعد از مدتی با نسلی مواجه می شویم که تصورش از محصول فرهنگی فقط تفریحی و تفننی است حتی در مورد منبر هم کم کم دارند این کار را می کنند یعنی منبری که جالب باشد. چیزهایی بگویند که عجیب و غریب باشد. در منبر قرار نیست چیزهای عجیب و غریب و جالب بگویند. باید آیه و روایت بخوانند و حدیث معصوم. بله ما باید از جاذبه استفاده کنیم اما جاذبه ای که چارچوب کارمان را به هم نزند نه اینکه همه اش جاذبه باشد.

اخیرا در اشعار نوحه هم این موضوع نمود پیدا کرده است!

بله! این خیلی خطرناک و بد است. اصلا برای گریه انداختن مخاطب هیات، خیلی نیازی به این چیزها نیست. یک یا حسین بکشی مردم گریه می کنند نیازی به این کارها نیست. آن گریه باید مقدمه باشد برای انتقال معرفت و وعظ و پند ولی نیست. تفریح و تفنن بخشی از زندگی است اما بخش مهمی نیست. نمک غذاست. مسئولان فرهنگی سالهاست این طوری نگاه می کنند. رادیو تلویزیون ما هم صددرصد در اختیار این نگاه است. آقایی بود که آهنگ های درهم برهمی می زد و جملات معمولی را با گیتار می خواند. این بنده خدا مدتی در فرهنگسراها از این کارها می کرد یعنی استفاده تفننی از موسیقی. این را پیدا کردند و به عنوان هنرمند به تلویزیون بردند. الان به طور ثابت در رادیو برنامه دارد. این همه موسیقی‌دان و خواننده و آهنگساز برجسته داریم توجهی به آنها نمی شود اما یک نفر که با موسیقی بند بازی می کند و کارش حاشیه است، تبدیل به متن می شود. شما در هر حوزه هنری که هستید اگر کار عجیب و غریب کردید به شما توجه می کنند. در نمایشگاه قران آن همه معارف و تفسیرهای درجه یک و ترجمه ها و خوشنویسی ها و تذهیب ها، یک نفر آمده بود می گفت من روی دانه برنج آیه قرآن می نویسم. کار کاملا بی ثمر و تفننی. بهترین خوش نویس‌ها در آن نمایشگاه مهمان بودند. یک نفر به سراغ اینها نمی رفت اما همه توجه‌ها و خبرنگاران به سمت این بنده خدایی بود که روی دانه برنج قرآن می نوشت. قران نیامده است که روی برنج نوشته شود. برنج محصول ناپایداری است. بعد از چند ماه خرد می شود و از بین می رود.

آقای دکتر ممنون از اینکه وقت‌تان را در اختیار ما قرار دادید.

من هم از شما تشکر می‌کنم.

گفت‌وگو: محمدصادق علیزاده

انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار