امروز : یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۶ - 2017 April 23
۲۰:۵۲
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 132484
تاریخ انتشار: ۲۳ آذر ۱۳۹۳ - ساعت ۱۰:۰۹
تعداد بازدید: 169
بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته ...

بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیل‌های موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.

 

***

 

آیا می‌توان این انتقادات را پذیرفت؟

درباره مدیران احمدی‌نژادی که از احمدی‌نژاد انتقاد می‌کنند!

مشاور ارشد رئیس جمهور و دبیر مناطق آزاد اخیراً در بخشی از مصاحبه خود با سایت ندای ایرانیان گفته است: دولت روحانی وارث مشکلاتی بود که تقریبا هیچ دولتی پس ازجنگ! وارث آن نبوده است.

آقای اکبر ترکان همچنین این جملات را نیز در صحبت‌های خود به‌کار برده است:

_ ساده انگاری است اگر فکر کنیم روحانی می‌تواند با یک تصمیم به «8 سال بی‌نظمی» پایان دهد.

_ (مدیران دولت سابق) با ساده‌اندیشی و ساده‌انگاری، از روابط بسیار پیچیده اقتصادی مطلع نبودند.

_ به روش غیر اقتصادی قیمت ارز را پایین نگه داشتند و با واردات کالا به تولید کشور ضربه زدند.

 

*انتقادات اقتصادی آقای ترکان از دولت‌های نهم و دهم در حالی است که ایشان در دولت نهم دارای سمت مدیریت ارشد اقتصادی بوده‌اند.‌(4 سال معاونت وزارت نفت در دوره رئیس‌جمهور احمدی‌نژاد)

اکنون سؤال اینجاست که آیا اگر ایشان همین انتقادات را در آن دوران هم داشته و به مبانی آنها معتقد بوده‌اند پس چرا آنها را بیان نکرده‌اند؟! و یا اگر در حالتی کمرنگ بیان کرده‌اند پس هنگام مدیریت خود در جهت رفع آنها چه کرده‌اند؟

و همچنین باید تصریح کرد که اگر ایشان با همین شدّت و حدّت چنین انتقادات تندی از مدیران بالادستی خود داشته‌اند چرا 4 سال آزگار، ماندن را به رفتن ترجیح داده و اینهمه مصائب غیر قابل تحمل را تحمل کرده‌اند؟!

آقای ترکان در حالی طی ماه‌های مسندنشینی خود در دولت یازدهم بارها و بارها دست به انتقادات گسترده از دولت رئیس جمهور احمدی‌نژاد زده است که خود او زمانی در دوران معاونت نفتی خود در دولت نهم به پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; گفته بود: «احمدی‌نژاد از من راضی است» و در همان مصاحبه مؤکداً تصریح کرده بود که در کار حرفه‌ای خود نگاه سیاسی‌اش را دخالت نمی‌دهد.

گفتنیست در همین زمینه آقای «غلامرضا حیدری‌کردزنگنه» که در هر دو دولت نهم و دهم، دارای سمت‌های مهم اقتصادی بوده است نیز چند ماه قبل در قالب یادداشتی برای روزنامه آرمان ضمن انتقاد از عملکردهای دولت احمدی‌نژاد نوشت: یک سال پیش در چنین روزهایی، بسیاری از اقتصاددانان به دلیل گسترده شدن تحریم‌ها از یک سو و مدیریت ناکارآمد حاکم بر اقتصاد از سوی دیگر چندان امیدی به بهبود شرایط نداشتند.

این مدیر اقتصادی دولت احمدی نژاد می‌نویسد: متأسفانه به دلیل رویکردهای غیر کارشناسی در برخی رفتارهای دولت گذشته شاهد بودیم که منابع ما هدر رفت!

آقای کردزنگنه همچنین در بخش دیگری از مطلب خود می‌نویسد: کاری که دولت یازدهم انجام داد بازگشت کشور به ریل عقلانیت و اعتدال بود.

شایان ذکر است یکی از اصلی‌ترین رویکردهای برخی چهره‌ها پس از انتخابات سال 92، هجوم انتقادی گسترده به دولت‌های نهم و دهم و ربط دادن جمیع مصائب و مشاکل عالم به رئیس‌جمهور سابق است.

پیش از آقای ترکان، آقایان مجید انصاری و سعید حجاریان نیز از میراث دولت گذشته با عنوان «شرایط پس از جنگ» و «زمین سوخته»! یاد کرده بودند.

 

***

 

درباره طرحی خطرناک که روی میز مجلس گذاشتند

وزیر بهداشت دولت اصلاحات اخیراً در مصاحبه با پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; خواستار آن شده است که «دولت عرضه مواد مخدر را بر عهده بگیرد»

آقای پزشکیان در این زمینه همچنین گفته است: در مبارزه با تقاضا، عرضه‌کننده اگر دولت باشد، می‌تواند بازار را در دست بگیرد و وقتی کنترل بازار را به دست گرفت، برای درمان اعتیاد می‌تواند برنامه‌ریزی کند.

وی که که گویا طرحی را در همین زمینه تهیه و به مجلس ارائه کرده همچنین با اشاره به اینکه در دوران وزارت خود هم چنین طرحی را در دست بررسی داشته، گفته است: (این کار را) در سوئد، دانمارک و سوئیس می‌کنند...کسی که معتاد است دارای مشکل است و ما نمی‌توانیم به زور به او بگوییم که نکِش و باید با این فرد به صورت انسانی برخورد کنیم!

 

*ماجرای 35 سال مبارزه بی‌امان نظام جمهوری اسلامی با مواد مخدر که با تقدیم بیش از 5 هزار شهید همراه بوده (به ازای هر 800 کیلو مواد مخدر یک مأمور ناجا یا بسیج شهید می‌شود) رخدادیست که هرازگاهی نظرات مختلفی در کنار آن مطرح شده است.

نظراتی که عمده‌ترین آنها دو مقوله «وارد شدن نظام به عرصه توزیع مواد برای دوری از هزینه مبارزه و رفاه حال معتادان» و «اجازه دادن به باندهای بزرگ برای عبور دادن محموله‌های کلان از کشور به مقاصدی غیر از ایران» بوده است.

درباره نظرات اشاره شده چند نکته و چند تأمل وجود دارد!

یکم: آیا طرفداران نظریات مذکور متوجه این معنا هستند که مصرف مواد مخدر از منظر اسلام و تعالیم شیعه یک منکر بزرگ و بر اساس احادیث در حدّ مبارزه با خداوند متعال محسوب می‌شود؟

اکنون سؤال اینجاست که با توجه به ماهیت اسلامی نظام و دین مردم؛ آیا اپیدمی (فراگیر) شدن فرضی یک منکر و هزینه‌بر بودن مقابله با آن دلیلی بر پذیرش آن و کنار کشیدن از عرصه مقابله با آن است؟

در اینجا لازم به اشاره است که جمهوری اسلامی ایران در زمره کشورهایی است که درصد ابتلا به اعتیاد در آن در حد «فراگیر» نیست. در این زمینه اصرار برخی نهادهای بین‌المللی وابسته به آمریکا مبنی بر مقام دوم ایران در زمینه اعتیاد! و ابتناء سهوی برخی کارشناسان داخلی به این آمار غلط حتماً قابل تأمل است.

دوم: در بحث مواد مخدر به دلیل مطرح بودن «نفع نامشروع مالی» و «لذت حرام»؛ اعمال قانونی همچون مبارزه مسلحانه، دستگیری و حتی اعدام نیز بخشی از «عمل انسانی» هستند که حکومت باید برای محافظت از جامعه، آنها را در قبال برخی مفسدین و متخلفین انجام دهد.

لذا تأکیدات مشکک در این زمینه و اشاره به اینکه برخوردها باید انسانی باشد (به این معنا که از وادی برخورد با هر عامل شیوع‌دهنده‌ای دور شویم) کار صحیحی نیست.

سوم: فرض بر اینکه طرح آقای پزشکیان تصویب شود و دولت، خود عرضه مواد به معتادان را بر عهده بگیرد...

آیا برای آقای پزشکیان و همه طرفداران این تئوری، محرز نیست که از صبح فردا فقط تعدادی از معتادان مسن و از کار افتاده اقدام به دریافت مواد مورد استعمال خود از دولت می‌کنند و مابقی کسانی که از مواد مخدر صنعتی استفاده می‌کنند، در بحث مواد مخدر به کامجویی می‌اندیشند و کسانی که در سنین جوانی قرار دارند و برای تفریح این کار را می‌کنند؛ جملگی از مراجعه به دولت سر باز خواهند زد و به شیوه‌های معمول اقدام به تهیه مواد خواهند کرد؟! (همانند تجربه‌ای که در دوران طاغوت به دست آمد)

و چهارم: آقای پزشکیان از سوئیس و دانمارک بعنوان کشورهایی که این کار را انجام می‌دهند یاد کرده و تلویحاً اینطور بیان کرده است که این کشورها یک پایلوت موفق در این زمینه بوده‌اند!

در اینجا لازم است که دو تجربه را در ایران زمان طاغوت و آمریکای کنونی نیز یادآوری کرد.

تجربه اول (که ناظر به تاریخچه توزیع رایگان و کالابرگی ماده مخدر تریاک در دوران ستمشاهی بین مردم است) به وضوح گویای آنست که این‌کار نه‌تنها میزان معتادان جامعه را کم نکرد بلکه فروش قانونی مواد مخدر سبب شیوع بیشتر آن بین مردم و جوانان شد و کارتل‌ها و باندهای توزیع مواد نه‌تنها از بین نرفتند بلکه افزایش یافتند و قدرتمندتر هم شدند.

و در تجربه دوم هم که ناظر به توزیع قانونی ماده مخدر «ماری‌جوانا» (از زمره مواد توهم‌زا) در برخی ایالت‌های آمریکا است؛ کسی نیست که منکر گسترده شدن جرم و جنایت و جنحه در این ایالت‌ها باشد که اگرچه سیل عظیمی از روانکاوان و جامعه‌شناسان غربی به دنبال شناخت علل این پدیده هستند اما همه بصورتی واضح می‌دانیم که در جامعه‌ای که عقل مردم به واسطه وجود قانونی «مواد مخدر»، «مشروب» و «موسیقی‌های حرام» زائل شود؛ علی‌القاعده اثری از امنیت مطلوب هم نخواهد بود.

در این‌باره همچنین تجربه جالب دیگری نیز وجود دارد و آن اینکه کشوری که در برخی مناطق آن مصرف مواد مخدر و در همه‌ی خاک آن همجنس‌بازی قانونی باشد، به سرنوشت آمریکا مبتلا می‌شود که بر اساس گزارش رسانه‌های خارجی؛ سربازان ارتشش بیشتر از آنکه در جنگ کشته شوند، بر اثر خودکشی می‌میرند!

 

***

 

«فعالان سیاسی ایران در یادگیری تحولات بین‌المللی ضعیف‌اند»!

پاسخ سریع‌القلم به سؤال سریع‌القلم

آقای محمود سریع‌القلم که از وی با عنوان مشاور رئیس‌جمهور یاد می‌شود اخیراً در بخشی از یک مقاله در سایت حزب ندای ایرانیان با بیان اینکه اصول ماهیت نظام سیاسی در کشورهای در حال توسعه متغیر با اهمیتی نیست! نوشته است: فکر بومی سازی در ایران باعث شده تا یادگیری و صرفا یادگیری از نمونه‌های مشابه عمدتا ًتعطیل شود.

او همچنین با خطاب قرار دادن فعالان سیاسی ایران تأکید می‌کند: مطالعۀ متون فکری معرف این اصل است که فعالان سیاسی جریان‌های مختلف از دوره مشروطه تاکنون...در یادگیری از تحولات بین المللی و نمونه‌های مشابه ایران ضعیف بوده‌اند... البته از هر دو الگوی غربی و کمونیستی، وجوهی اقتباس شده است که... تعریف کمی از عدالت کمونیستی از تبلورات آنهاست!

آقای سریع‌القلم به جامعه ایرانی نیز اشاره می‌کند و می‌گوید: ذهن تسلسلی، انباشتی، تدریجی و فرآیندی در میان ایرانیان بسیار ضعیف است.

این استاد دانشگاه همچنین در مقاله خود می‌نویسد: چرا نخست وزیر ژاپن، ضعف‌های شخص خود و دولت خود را می‌پذیرد، ولی ایرانی کارهای خود را کهکشانی جلوه می‌دهد؟ چرا ایرانی در این حد غیر واقعی است؟

 

*آقای سریع‌القلم که گاهی در مجامع خارجی و حتی بعضاً رسمی با کراوات حاضر می‌شود؛ مدت‌ها قبل در کتابی تحت عنوان «اقتدارگرایی در عهد قاجار» صریحاً از تفکر خود اینطور رونمایی کرده است که عامل پیشرفت ژاپن لیبرالیسم است و تا اسلام امثال شهید شیخ فضل‌الله نوری در ایران مدّ نظر باشد؛ آن اسلام نمی‌تواند هیچ تطابقی با لیبرالیسم (به مثابه ضرورت رسیدن به پیشرفت) برقرار کند.

او که در نوشته‌های خود علی‌الدوام صفات بد عالم اعم از خشونت و دروغگویی و حسادت و غیره را به مردم ایران نسبت می‌دهد و در مقابل در کتاب‌ها و نوشته‌های خود تأکید دارد که فنلاندی‌ها کمتر دروغ می‌گویند و چینی‌ها بر خلاف ایرانی‌های خشن، اهل سکوت و آرامش‌اند! همچون آقای صادق زیباکلام معتقد به توسعه نیافتگی ایران است و چندی قبل نیز طی یادداشتی که در آن به زعم خود چند ویژگی جامعه ایرانی را برشمرده بود از این گفته بود که جامعه زنده جامعه‌ای است که دانمارک به آن ویزا بدهد و 70 شرکت هواپیمایی خارجی در آن رفت و آمد داشته باشند!

آقای سریع‌القلم چندی قبل نیز در بحث انرژی هسته‌ای تأکید کرده بود لبوفروش‌ها و رانندگان تاکسی نباید درباره مسائل کلان کشور اظهار نظر کنند.

صحبت‌های اشاره شده از سوی آقای سریع‌القلم در بالا، به دلیل آنکه پاسخ همه‌ی آنها منجر به تطویل کلام می‌شود؛ صرفاً از باب اقتراح و آشنایی افکار عمومی با تفکرات برخی چهره‌های خاص درباره «جامعه ایرانی» و «نگاه غرب‌پسندانه» آنها منتشر شد اما پاسخ سؤال آخر ایشان در ادامه بیان می‌شود.

پاسخ سؤال آقای سریع‌القلم مبنی بر اینکه چرا در ایران شاهد رفتاری مثل عذرخواهی نخست‌وزیر ژاپن نیستیم آن است که علت این بیماری به کسانی در ایران برمی‌گردد که مثلاً در روزهای آغازین ریاست‌جمهوری آقای روحانی، در نشریه اصلاح‌طلب آسمان یادداشتی را تحت عنوان «به چه کسی می‌گویند سیاستمدار؟!» منتشر می‌کنند و طی آن اگرچه اشاره‌ای به نام آقای روحانی نمی‌کنند اما به تعریف و تمجید صفات مطرح شده درباره ایشان مثل حقوقدان بودن، متعادل بودن، مسلط به زبان انگلیسی بودن و ... می‌پردازند و در ادامه با تأکید بر اینکه یکی دیگر از خصلت‌های یک سیاستمدار داشتن مشاوران خوب! است صحبتشان را به پایان می‌برند و بعد هم خبر می‌رسد که آقای نویسنده مشاور رئیس‌جمهور روحانی یعنی همین آقای سریع‌القلم است!

و جالب آنکه هنوز جوهر یادداشت مذکور خشک نشده؛ مقاله‌ای دیگر از سوی هم‌ایشان در روزنامه ایران و تحت عنوان «اعتدال، استراتژی یا ایدئولوژی» در روزنامه دولتی ایران نیز چاپ می‌شود که طی آن حمایتی کامل و تمام عیار از شعارهای انتخاباتی صریح و تلویحی رئیس‌جمهور روحانی بعمل می‌آید.

آقای سریع‌القلم باید بداند که پاسخ سؤالش در علت عذرخواهی نکردن‌ها و غیر واقعی‌شدن‌ها؛ وجود همین نظرات و همین تفکرات است که سبب ایجاد فضای غیر واقعی در اطراف آدم‌ها می‌شود و طبیعی است که در همین فضای غیر واقعی است که نه تنها خبری از «عذرخواهی» وجود ندارد بلکه منتقدان وضع موجود نیز فی‌الجمله «تازه به دوران رسیده» خطاب می‌شوند.

یادآور می‌شود قبل از آقای سریع‌القلم که بر اقتباس مفهوم عدالت از کمونیسم توسط فعالان سیاسی ایران اشاره دارد؛ آقای صادق زیباکلام نیز در مصاحبه‌ای با خبرگزاری کتاب، افکار غرب‌ستیزانه شهید آوینی و مرحوم جلال آل احمد را منبعث از تفکرات کمونیستی حزب توده خوانده و گفته بود:‌ شناسنامه غرب‌ستیزی امثال جلال آل احمد و شهید آوینی، در حقیقت صادره از حزب توده (نماد ارگانیک کمونیسم در ایران) است!

 

***

 

نسبت دادن خشونت‌های داعش به شیعیان در رسانه‌های غربی

تصویری را که می‌بینید اخیراً در خبرگزاری رویترز منتشر شده است.





این خبرگزاری انگلیسی در ذیل این عکس نوشت: افراد ناشناس، یک عضو داعش را در نزدیکی بعقوبه (در کشور عراق) به صلیب کشیده‌اند.

گفتار مبهم ذیل تصویر که مشخصاً مقوله بربریّت و به صلیب کشیدن را نه متوجه تروریست‌های تکفیری و اعضای داعش که متوجه مبارزان شیعه عراقی می‌کند؛ به طور مرموزانه سعی کرده است نمادهای تفکر شیعی همچون پرچم سرخ «یا قمر بنی هاشم(ع)» را نیز در این تصویر مورد اشاره قرار داده و از آن در جهت مقصود شوم خود بهره‌گیری کند.

نسبت دادن اعمال حیوانی و رخدادهایی از جمله مثله کردن، سر بریدن و به صلیب کشیدن به مجاهدان شیعه اگرچه در ظاهر کاریست غیر ممکن اما رسانه‌های آمریکایی و انگلیسی در این زمینه در حال تلاش هستند.

نکته جالب توجه در این زمینه آنست که رفتارهای خشن داعشی‌ها همچون سربریدن و به صلیب کشیدن؛ در رسانه‌های خارجی مورد توجه قرار نمی‌گیرد و علیرغم آنکه اوباما اعتراف کرده است که این رفتارها به‌دلیل تندروی تفکر شیعیان نیست اما رسانه‌های غربی تلاش می‌کنند که داعش را یک نیروی ایدئولوژیک با رفتارهای مبنایی (چیزی شبیه به حزب‌الله لبنان و گروه‌های مجاهد عراقی) معرفی و از این راه داعش را همسنگ با سایرین قلمداد کنند.

شایان ذکر است که رفتار خوب مجاهدان شیعه با مردم و حتی اسرای تروریست در کشورهای سوریه و عراق زبانزد مردم و حتی تروریست‌ها شده است.

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار