امروز : دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶ - 2017 December 18
۲۰:۲۰
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 132986
تاریخ انتشار: ۲۵ آذر ۱۳۹۳ - ساعت ۱۳:۴۱
تعداد بازدید: 68
بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته ...

بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیل‌های موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.

 

***

اشاره نادرست آقای هاشمی و سایت حزب ندا به اغتشاشات هنگ‌کنگ

آقای هاشمی رفسنجانی اخیراً در دیدار دبیران کل هفت حزب سیاسی کشور با تأکید بر این که به دلیل آگاهی، دانش و رشد افکار عمومی، دیگر هیچ حکومت مستبدی در حاشیه امنیت نیست، افزود: مردم جهان به چنان درک سیاسی رسیده‌اند که برای احقاق خواسته‌های خویش باید وحدت نظر داشته باشند.

به گزارش فارس، وی اتفاقات این روزهای هنگ‌کنگ و اعتراضات سیاه‌پوستان در آمریکا را مصداقی برای سخنان خویش خواند و گفت: حکومت‌های مستبد شاید بتوانند مردم را به صورت مقطعی خاموش کنند، ولی این فرق دارد با اینکه مردم بلند مدت برای موضوعی قانع شوند.

در همین زمینه ارگان اینترنتی حزب تازه تأسیس ندای ایرانیان نیز در گزارشی کوتاه پیرامون اغتشاشات هنگ‌کنگ با تأکید بر اینکه «معترضان هنگ‌کنگی حاضر به عقب‌نشینی نیستند» می‌نویسد: اعتصاب‌کنندگان در هنگ‌کنگ از حدود دو ماه گذشته با به‌راه انداختن راهپیمایی و اشغال مراکز مهم تجاری در این شبه‌جزیره تلاش کردند تا اعتراض خود را نسبت به فقدان دموکراسی در قانون‌اساسی و محدودیت‌های ایجاد شده در انتخابات آینده انجمن‌های دانشجویی نشان دهند.

 

*اغتشاشات هنگ‌کنگ موسوم به «خیزش چتر» که از چند ماه قبل آغاز شده است، اگرچه در رسانه‌های خارجی و بویژه آمریکایی؛ اعتراضاتی با رویکرد دموکراسی‌خواهی! عنوان می‌شود اما بر طبق آنچه که همین رسانه‌ها در لابه‌لای گزارش‌های خود بر آن تأکید دارند، هدف این اغتشاشات، خارج کردن هنگ‌کنگ از تحت نظارت چین و براندازی مدیریت اجرایی این منطقه است.

رسانه‌های خارجی در قبال اغتشاشات هنگ‌کنگ با شدت هرچه تمام‌تر بر این مسئله تأکید دارند که عموم اغتشاش‌کنندگان، دانشجویانی هستند که بوسیله تبلِت‌ها و شبکه‌های اجتماعی با یکدیگر هماهنگ می‌شوند و هم‌اکنون نیز به دلیل خواست زندگی بهتر و برخورداری از میزان بیشتری از امکانات! خواستار تغییر شیوه حکومت در هنگ‌کنگ و مقابله با چین هستند.

اغتشاشگران در خواسته‌های خود صریحاً بر برکناری «لئونگ چون ینگ» رئیس اجرایی هنگ‌کنگ (منصوب از طرف کشور چین) تأکید کرده‌اند.

شبکه خبری الجزیره نیز در یکی از گزارش‌های خود در رابطه با این اغتشاشات تأکید کرده است که دانشجویان هنگ‌کنگی قرار است با تبلِت‌های هوشمند خود، آینده کشور چین را تغییر دهند!

در همین رابطه یکی از مقامات حزب کمونیست چین آنطور که نیویورک تایمز گزارش داده؛ اذعان می‌کند که اغتشاشات هنگ‌کنگ چیزی غیر از یک انقلاب مخملی طراحی شده توسط آمریکا نیست.

رسانه‌های برخی کشورهای جنوبشرق آسیا نیز گزارش‌های متعددی را در زمینه دست داشتن نهادها و تشکل‌های مردم‌نهاد آمریکایی در اغتشاشات هنگ‌کنگ منتشر کرده‌اند.

اغتشاشات هنگ‌کنگ بویژه در رسانه‌های آمریکایی بصورت کاملاً ویژه و با رویکرد حمایت از اغتشاشگران انعکاس می‌یابد.

با عنایت به حقائق اشاره شده به نظر می‌رسد موضع‌گیری برخی احزاب و چهره‌های داخل کشور از اغتشاشات هنگ‌کنگ نباید به‌گونه‌ای باشد که سرنوشت حمایت از اغتشاشات در سوریه و اوکراین نیز برای این جریانات تکرار شود.

زیرا ممکن است توطئه‌بودن این حرکات بصورتی واضح‌تری مکشوف شود و افراد و جریان‌های حمایت کننده در موضع مؤاخذه افکار عمومی قرار بگیرند که چرا موضع صحیحی نسبت به این رخدادها نداشته‌اند.

شایان ذکر است برخی در داخل تا آن اندازه به عمیق بودن اغتشاشات سوریه و اوکراین باور داشتند که حتی همین اواخر نیز دولت سوریه را متهم به استفاده از بمب شیمیایی علیه مردم این کشور کردند و برای سران اغتشاشگر اوکراینی نیز نامه‌های حمایت‌آمیز سرگشاده منتشر کردند.

 

***

 

«جهانبینی دینی در ترکیه و اندونزی بیشتر از زنگی مردم ایران جاریست»!

سریع‌القلم:جامعه ایرانی حسود، ضعیف، متملّق و درگیر اقتدارگرایی است

آقای محمود سریع‌القلم، از استادان علوم سیاسی و از چهره‌های نزدیک به دولت اخیراً در ادامه انتشار مقالات خود در سایت حزب جدید‌التأسیس ندای ایرانیان، مقاله‌ای را با عنوان «ابعاد نامحسوس و خلقی توسعه نیافتگی در ایران» منتشر کرده است.

وی در بخشی از این مقاله که با فرض توسعه‌نیافتگی ایران! تقریر شده، ضمن بیان این کنایه که یکی از ضعف‌های جامعه ایران کم بودن میزان مطالعه و سطح سواد است، می‌نویسد:

«جامعۀ علمی اهمیت تخصص را بالا برده و افراد را آموزش می‌دهد تا در حدود تخصصی خود نظر بدهند. فردی که کار او میوه فروشی است طبعا در جامعۀ علمی وتخصصی به خود اجازه نمی‌دهد در مورد اهمیت انرژی هسته‌ای اظهار نظر کند. مجری تلویزیونی هم در یک جامعۀ علمی و تخصصی به دلایل فکری و استدلالی، سراغ میوه فروش برای شناخت عمیقتری از انرژی هسته‌ای نمی‌رود.»

آقای سریع‌القلم در بخش دیگری از مقاله خود می‌نویسد: در جامعه ایرانی که یکی از پرحسد‌ترین جوامع بشری است، توانمندی‌ها و ظرفیت‌های افراد سرکوب می‌شود!... این یکی از ضعف‌های مهم فرهنگی ایران است که با موفقیت و توانمندی افراد برخورد منفی می‌کند. به لحاظ تاریخی، این خصلت از فرآورده‌های اقتدارگرایی است که به افراد ضعیف، چاپلوس و مطیع بها می‌دهد...به واسطه رسوبات انباشته شده ناخودآگاه تاریخی درشخصیت ایرانی، افراد در جامعه ایرانی نیاز مبرمی به تأیید دیگران دارند و از این زاویه شخصیت ایرانی بسیار ضعیف است!

وی در بخش دیگری از مقاله پرکنایه خود می‌افزاید: اقتدارگرایی تاریخی ایرانی نیز باعث متفرق شدن مردم شده و زمینه ساز انشعابات اجتماعی بوده است.

آقای سریع‌القلم که از وی با عنوان مشاور رئیس جمهور نیز نام برده می‌شود در ادامه مقاله مطوّل خود همچنین می‌نویسد: به نظر می‌رسد هیچ ملتی به اندازه ایرانی در میان ملتهای مسلمان، پیرامون دین مطالعه و تحقیق نکرده و متون تولید نکرده است. اما این دین مطالعه شده ایرانی عمدتا در آداب و مناسک عامه خلاصه می‌شود تا در چارچوبهای فکری، فلسفی و عقیدتی مربوط به الگوی زندگی مردم! به نظر می‌رسد در زندگی اعراب، ترک‌ها و شاید مردم اندونزی، جهانبینی دینی بیشتر جاری است تا در زندگی ایرانی.

این استاد دانشگاه همچنین در نوشته خود از میان تیترهای «جایگاه تملق در مراوادت سیاسی ما ایرانیان» و «اقتدارگرایی تاریخی چه خسارت‌هایی را به بار آورده است؟» نیز استفاده کرده است.

 

*درباره نظریات آقای سریع‌القلم مبنی بر نگاه تحقیرآمیز ایشان به جامعه ایرانی و تأکیدات مؤکد وی در این زمینه، اگرچه پیش از این نیز در بسته‌های گزارشی تحلیلی فارس مطالب جامعی به مخاطبان ارائه شده است اما فی‌الواقع خوانش صحبت‌های بالا نیز برای هرکسی به روشنی گویای افکار و عقائد این چهره که از وی با عنوان مشاور رئیس‌جمهور نیز یاد می‌شود، هست.

در پاسخ به فرازهای اشاره شده از نوشته آقای سریع‌القلم ارائه این پاسخ‌ها ضروریست:

اول: برخی جامعه‌شناسان و استادان دانشگاهی وابسته به یک جریان سیاسی خاص در ایران، هیچگاه درباره معنای پیش‌فرض اصلی خود یعنی عقب‌ماندگی ایران! و البته پیشرفتگی ممالک غربی توضیح مشخصی را ارائه نکرده‌اند.

در اینجا از باب اشاره باید گفت که پیشرفتگی منطقاً به‌معنای ساختمان‌های بلندطبقه، کراوات و برهنگی نیست!

بلکه پیشرفته را باید به مملکتی اطلاق کرد که ناامنی در آن کم است، حکومت بر اموال شخصی مردم دست‌درازی نمی‌کند، رئیس دولت حق صدور حکم شکنجه و اعدام را بصورت دلخواه ندارد، مردمسالاری حاکم باشد و ... (مقولاتی که مشخصاً در آمریکا هست و در ایران نیست)

متأسفانه اگرچه از باب ضرورت ایجاز کلام، امکان توضیحات بیشتر نیست اما پر واضح آنکه منظور استادان و محققان اشاره شده از مبانی پیشرفت و مدرنیته؛ نه معنای دوم که همان معنای فرضی چند ساختمان بلند و ... است. مقولاتی مثل کمتر دروغگو بودن مردمان ممالک غربی و بیشتر دروغگو بودن ایرانیان که از جمله در صحبت‌های آقای سریع‌القلم دائماً بعنوان یک معنای پیشرفتگی مورد اشاره قرار می‌گیرد؛ نیز همگی مقولات نامکشوف و غیر قابل اثبات هستند.

به سخن دیگر آنکه دروغگویی در هرجامعه‌ای ولو اتوپیا نیز وجود دارد اما اینکه زیاد است یا کم؛ مسئله‌ای است که هیچگاه قابل اثبات نیست.

 

دوم: آقای سریع‌القلم در حالی معتقد است که در جامعه با سطح بالای علم و تخصص، جایی برای اظهار نظر میوه فروش‌ها و همینطور لبوفروش‌ها، رانندگان تاکسی و ... نیست که باید گفت ایشان احتمالاً جایگاهی برای شعور، فهم و عقل که مقدم بر علم هستند و ربطی هم به میوه فروش یا استاد دانشگاه بودن یک انسان ندارند، قائل نیست.

در واقع، فهم و شعور اگرچه با اطلاعات و تخصص بیشتر امکان احتجاج بسیط می‌یابد اما وجود آن ربطی به تحصیل و مدرک دانشگاهی و کراوات ندارد و با مفاهیم دیگری رشد می‌یابد.

چه اینکه در حدیثی به نقل از ائمه شیعه آمده است که «عقل جز با پیروی از حق به کمال نمی‌رسد»

مثال این معنا آنست که نه تنها میوه‌فروش‌ها و رانندگان تاکسی و همه‌ی‌ قشرهای مردم که حتی کودکان هم می‌دانند و می‌فهمند که بی‌اعتنایی به قانون، وادادگی و کُرنش، ذلیل بودن در مقابل زورگویان و ... مقولاتی دارای قبح ذاتی و ایضاً آزادی، استقلال، دین‌مداری و ... از مصادیق حُسن هستند و این فهم مشترک نیز ربطی به میزان دقائق مطالعه در روز و پیشرفته بودن یا نبودن جامعه ندارد.

 

سوم: آقای سریع‌القلم در حالی جامعه ایرانی را پرحسد و ضعیف و متملق و کم‌سواد خطاب کرده که با توجه به نوشته‌های قبلی ایشان ای‌بسا باید از ایشان بخاطر خودداری از چیزهای دیگری که در نوشته‌های قبلی خود به مردم ایران نسبت داده‌اند، تشکر کرد!

در کتاب‌ها و نوشته‌های ایشان صفات دیگری همچون دروغگویی، خشونت و اختلاف‌ورزی نیز به مردم ایران نسبت داده شده است.

 

چهارم: برخی چهره‌های وابسته به یک جریان سیاسی خاص دل پردردی از مفهوم «اقتدارگرایی» دارند.

این افراد که بر اساس نتیجه‌گیری کلی از آرای آنها، حکومت فردی ولو ولایت فقیه را نیز در کنار اقتدارگرایی قرار می‌دهند؛ علی‌الدوام بر این معنا تأکید دارند که در هر جامعه‌ای ولو جامعه دینی، اگر یک شخص از اختیارات فراقانونی برخوردار باشد؛ آن جامعه لزوماً درگیر اقتدارگرایی است!

مثلاً شخص آقای سریع‌القلم در کتابی تحت عنوان «اقتدارگرایی در عهد قاجار» اگرچه به بررسی مضارّ حکومت فردی به بهانه ذکر تاریخ حکومت سلاطین قاجاریه پرداخته است اما معنای واضح کتاب ایشان دو جمله بیشتر نیست. «اصرار بر اینکه حکومت فردی هرگز موفق نیست» و اشاره به اینکه «اقتدارگرایی همچنان در ایران جاری است»!

(البته لازم به توضیح است که صحبت‌های آقای سریع‌القلم را باید در منظر آزاداندیشی ارزیابی کرد و به آنها پاسخ داد نه اینکه آنها را کفرگویی! تلقی کرد)

گفتنیست در همسانی با همین معناست که برخی از وابستگان یک جریان سیاسی خاص از جمله شخص آقای محمد خاتمی بر وجود مفهومی به نام «استبداد داخلی»! در ایران تأکید دارند و در گفته‌های خود بیان کرده‌اند که حتی پس از انقلاب سال 57 نیز این استبداد داخلی در ایران از بین نرفت!

 

و پنجم: بیان اینکه جهانبینی و مطالعات دینی در ترکستان و عربستان و ... بیشتر از ایران جاری است حرف صحیحی نیست.

زیرا اولاً جهانبینی و مطالعات دینی در مفهوم بسیط به معنای فهم فلسفی و تعقّل است. مسئله‌ای که مشخصاً ام‌القرای خود را در جهان امروز در ایران اسلامی و حکومت متکی به فهم و تحلیل صحیح مردم، یعنی انقلاب اسلامی یافته است.

ثانیاً عربستان و ترکستان و غیره اساساً به جای برخورداری از جهانبینی مورد اشاره آقای سریع‌القلم، فقط درگیر فهم عثمانی و وهابی از دین هستند (و صحبت از فلسفه در ترکیه و عربستان و اساساً در دهکده جهانی نیز حرفی کفر‌آمیز! است) و برای همین است که بعنوان مادر و پدر گروه‌های تکفیری و سلفیسم در جهان شناخته می‌شوند. 

البته منظور آقای سریع‌القلم از بیان این معنا (بر طبق آنچه که در آرای ایشان قابل مشاهده است) همچون همیشه این است که در آن ممالک مردم بیشتر ادکلن می‌زنند، کمتر با هم دعوا می‌کنند و مسواک می‌زنند، دروغ‌گویی کم است و ...

که البته تماماً مقولاتی غیر قابل اثبات و صرفاً برداشت‌های شخصی آقای سریع‌القلم هستند.

 

***

 

سؤالاتی که خبرنگاران اصلاح‌طلب درباره عذرخواهی خاتمی می‌پرسند

سایت حزب ندای ایرانیان اخیراً در بخشی از گفت‌وگو با آقای امیر محبیان (از تحلیلگران سیاسی)، از وی‌ پرسیده است: «آیا اصلاح طلبان در حال حاضر باید اعتماد نظام به خود را بازسازی کنند؟»

آقای محبیان نیز در بخشی از پاسخ خود گفته است:‌ اصلاح‌طلبان همیشه شیب تندی به سمت خروج از نظام از خودشان نشان دادند...نظام ابن باور را دارد که دوگانه اصلاح طلبان و اصولگرایان حتماً باید وجود داشته باشد. لذا برای دو جریان اصلاح طلبی مجوز پذیرش صادر شده است. برداشت من این است که نظام جریان سبز و رادیکال را هرگز نمی‌پذیرد و موضع تند هم در مقابلش می‌گیرد. جریان آرام‌تر یعنی جریان آقای خاتمی به این دلیل که هنوز صف بندی روشنی با جریان سبز نگرفته‌اند، در یک حالت تعلیقی قرار دارند.

مدتی قبل از این مصاحبه، روزنامه اعتماد نیز با آقای حسن رسولی، از اعضای بنیاد باران (وابسته به محمد خاتمی) گفت‌وگو کرده بود.

خبرنگار اعتماد در بخشی از مصاحبه خود از آقای رسولی می‌پرسد: «چندی پیش آقای خاتمی در مورد تعامل با حاکمیت صحبت کرده بود، این موضوع در جریان اصلاح طلبی با چه سازوکاری اتفاق می‌افتد؟»

آقای رسولی هم در بخشی از پاسخ خود گفته است: در گذشته هم تعامل با حاکمیت از استراتژی های ما بوده است و آقای خاتمی در هشت سال گذشته نزدیک ترین و صادقانه ترین و شفاف ترین رابطه را با حاکمیت داشته!

 

*اشاره‌های خبرنگاران اصلاح‌طلب در سؤالات مذکور، منبعث از دو سخنرانی مهم آقای خاتمی طی چند هفته اخیر است که وی در آنها صریحاً بر مقولاتی مثل «ضرورت حذف بدبینی نظام نسبت به اصلاح‌طلبان» «تعیین موضع شفاف توسط اصلاح‌طلبان» و «پذیرش اشتباهات توسط اصلاح‌طلبان» تأکید کرده است.

این صحبت‌ها که معنای واضح آنها عزم احتمالی آقای خاتمی برای عذرخواهی از زوایای مهم فتنه سال 88 است، از سوی عدد کثیری از معاریف اصلاح‌طلبان و تعدادی از خبرنگاران رسانه‌های وابسته به این جریان سیاسی مورد استقبال قرار گرفت و همانطور که در گفت‌وشنودهای بالا نیز مشهود است؛ این روند همچنان مورد اشاره قرار دارد و بعضاً پاسخ‌هایی درست، گاهی کلی و گاهی غلط به سؤالات خبرنگاران اصلاح‌طلب در این زمینه داده می‌شود.

گفتنیست آقای موسوی لاری نیز اخیراً در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر مسئله تعامل اصلاح‌طلبان با حاکمیت را مورد اشاره قرار داده و در بخشی از پاسخ خود به سؤال خبرنگار مهر در همین زمینه گفته است:‌«اصلاح‌طلبان بخشی از حاکمیت هستند. یعنی اینگونه نیست که حاکمیت در یک مسیر باشد و اصلاح‌طلبان در مسیر دیگری باشند...اصلاح‌طلبی به عنوان بخشی از موجودیت و سرمایه اجتماعی جامعه ما ارتباطش با ارکان نظام خیلی خوب است»

بحث عذرخواهی آقای خاتمی که برایند احتمالی تأکیدات وی بر ضرورت حذف بدبینی‌های نظام نسبت به اصلاح‌طلبان است؛ پیش از این در روزنامه‌های آرمان، آفتاب یزد و اعتماد با عبارت‌هایی مثل «ضرورت کنش‌های اعتمادافزا» و «کلیدی که قرار است قفل فعالیت‌های اصلاح‌طلبان را باز کند» مورد استقبال قرار گرفته است.

لازم به توضیح است که پیرامون تأکید برخی اصلاح‌طلبان مبنی بر اینکه رابطه اصلاح‌طلبان با نظام خوب است و آقای خاتمی روابط شفافی با نظام دارد؛ دو نکته مهم را باید مد نظر قرار داد.

نکته اول آنکه ملاقات‌های برخی اصلاح‌طلبان با رهبری نظام (همچنانکه قبل از انتخابات سال 92 نیز رخ داد) استبعادی با عدم اجازه به آقای خاتمی برای ملاقات با رهبری نظام ندارد. آن ملاقات‌ها فلسفه دیگری دارد و عدم اجازه به آقای خاتمی تا زمان عدم عذرخواهی رسمی وی فلسفه دیگری.

نکته دوم نیز آنست که باید دانست علیرغم تمام ادعاهای موجود مبنی بر اینکه رابطه اصلاح‌طلبان با نظام خوب است، حزب ندای ایرانیان قصد قانونمداری دارد و ... اما باید دانست که بیت‌الغزل سخن تمامی اصلاح‌طلبان لبیک به لیدرینگ و رهبری بلافصل آقای خاتمی در جبهه اصلاحات است.

و لذا افکار عمومی هنگامی که می‌بینند و لمس می‌کنند که این پرچمدار بلامنازع به دلیل نقشی که در حوادث سال 88 ایفا کرده است حق ملاقات با مقام ارشد نظام و حتی با مقامات دفتر ایشان را هم ندارد؛ به این نتیجه می‌رسند که اردوگاه اصلاحات دچار یک ضایعه بزرگ است که این ضایعه بزرگ همانطور که آقای خاتمی نیز اشاره کرده است جزو با «حذف بدبینی‌های نظام» (که منطقاً معنایی غیر از عذرخواهی صریح آقای خاتمی ندارد) مرتفع نخواهد شد.

 

***

 

رسانه‌های غربی و مشکلی به نام «اربعین»

این تصویر را خبرگزاری رویترز در میان تصاویر گزارش هفتگی خود منتشر کرده و در توضیح آن نوشته است: زائران شیعه مسلمان در روزهای مانده به آغاز مراسم اربعین، از نجف به سمت شهر مقدس کربلا در حال حرکت هستند.





بدون هیچ اغراقی، رسانه‌های غربی به مهمترین رویداد انسانی سالیانه در جهان یعنی «پیاده‌روی اربعین» ابراز بی‌تفاوتی کرده‌اند.

این در حالی است که اگرچه شبکه صهیونیستی رسانه‌های جهانی سعی کرده است در مطالب خود بصورت جزئی و از زاویه، این مسئله را در حد یک رخداد معمولی مورد اشاره قرار دهد (تا آن اندازه که مثلاً در تصویر فوق سعی کرده است با مورد توجه قراردادن حاشیه‌های امنیتی پیاده‌روی اربعین ایجاد سؤال کند) اما پر واضح است که تجمع بیش از 20 میلیون زائر شیعه در کنار بارگاه سیدالشهدا(ع) که در میان آنها از سایر ادیان و مذاهب نیز حضور داشته‌اند؛ به مثابه یک زلزله ویرانگر برای سیاست‌های استکبار جهانی در ابعاد مختلف فرهنگی، سیاسی و حتی نظامی است.

زلزله‌ای ویرانگر که نه قابل مصادره شدن است و نه به لطف سیاست‌های امنیتی مطلوب جمهوری اسلامی ایران در کشور عراق قابل خدشه و ناامن‌سازی.

لذا تنها راهی که در پیش روی رسانه‌های وابسته به آمریکا باقی می‌ماند ابراز بی‌تفاوتی و خود را به ندیدن زدن نسبت به این واقعه بزرگ جهانی، انسانی و اعتقادی است.

پیاده‌روی اربعین یا به قول سردار قاسم سلیمانی «رژه شیعیان» حاوی پیام‌های بزرگی برای افکار عمومی جهان است و اگرچه این رخداد مهم با وجود امپراطوری شیطانی رسانه‌های غربی در میان ممالک اروپایی و آمریکایی کمتر به چشم می‌آید اما بی‌تفاوتی محض و برخورد سرد رسانه‌های غربی با این رویداد شیعی به وضوح بیانگر آنست که راهبردهای دشمن به واسطه این تجمع مؤمنانه تا چه اندازه دستخوش حیرت و استیصال بدون درمان شده است.

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها