امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۰۸:۰۴
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 133959
تاریخ انتشار: ۲۹ آذر ۱۳۹۳ - ساعت ۲۰:۰۰
تعداد بازدید: 113
بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته ...

بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیل‌های موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.

 

***

 

عارف:اپوزسیون نظام نیستیم؛ اصغرزاده:هستیم اما نجیبیم!

ابراهیم اصغرزاده از چهره‌های اصلاح‌طلب مدتی قبل در یک مناظره سیاسی به مفهومی به نام «اپوزسیون نجیب»! اشاره کرده و گفته است:

«اصلاح‌طلبان یک اپوزسیون نجیب در داخل نظام جمهوری اسلامی ایران هستند. این اپوزسیون متفاوت از آن اپوزسیون در دوران آقای خاتمی است که هر 9 روز یک بحران ایجاد می‌کردند»!

به گزارش ایلنا، او همچنین خطاب به رئیس‌جمهور روحانی گفته است:‌ آقای روحانی باید جریان‌های نجیب که به ایشان رای داد را حمایت کند و آن هم میسر نیست مگر اینکه کاری کند دولت رادیکال بر سر کار نیاید.

در ادامه این اظهارات، آقای محمدرضا عارف نیز اخیراً بحث اپوزسیون بودن اصلاح‌طلبان را مورد اشاره قرار داده و در بخشی از گفت‌وگوی خود با روزنامه اعتماد؛ هنگامی که خبرنگار از وی می‌پرسد:‌ آیا تعامل با حاکمیت به این معنا نیست که اصلاح طلبان نقش اپوزیسیون خود را پذیرفته‌اند؟ گفته است:

«بر این باورم که تفکر اصلاحات عین تفکر انقلاب اسلامی است و اصلاح‌طلبی در ذات انقلاب است. تفکر اصلاحات هیچگاه در جایگاه اپوزیسیون قرار نمی‌گیرد و همواره به عنوان یک جریان در درون نظام مطرح است»

 

*در جایگاه اپوزسیون بودن یا نبودن، نسبت به یک حکومت بار معنایی خاصی را به ذهن القا می‌کند.

بار معنایی خاصی که صفاتی از قبیل نجیب یا نانجیب بودن، ارتباط یا عدم ارتباط با جریان‌های معاند خارج از کشور و غیره را باید بعنوان یک صفت منفصل نسبت به آن بررسی کرد.

اپوزسیون در تعریف سیاست‌ورزانه به معنای گروهی است که در خارج از چارچوب‌های مورد قبول ارکان یک نظام سیاسی فعالیت می‌کند و خواهان تغییر در نظام حاکم است.

تغییری که البته در میان بازه اصلاح و براندازی قرار دارد و قیود نامحدودی را می‌توان در چارچوب همین بازه به آن وصّالی کرد.

با عنایت به تعریف مذکور از مفهوم اپوزسیون و تبصره‌ی آن و با توجه به سوابق مشخص اردوگاهی که عارف و اصغرزاده به آن تعلق دارند، به نظر می‌رسد که مفاهیم قابل اقتراحی در صحبت‌های پارادوکسیکال آقای اصغرزاده و آقای عارف درباره اپوزسیون بودن یا نبودن اصلاح‌طلبان وجود داشته باشد!

«تأکید بر وجود استبداد داخلی»، «فرجام براندازانه» و «عدم قبول انقلاب مسلحانه به این دلیل که هزینه‌های زیادی دارد» از جمله مقولاتی است که فقط طی دو سال گذشته در ادبیات چهره‌های یک جریان خاص سیاسی قابل اشاره است.

 

***

 

احتمال ترویج بی‌اخلاقی فقط بخشی از مشکل «وایبر» است

علی مطهری و تمایز میان اعتراض و خرابکاری

علی مطهری، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی اخیراً در گفت‌وگو با پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; با اشاره به اینکه ما به جز سایت‌های غیراخلاقی با مابقی سایت‌ها مشکل آنچنانی نداریم؛ حساسیت بیش از حد بر روی شبکه‌های اجتماعی سیاسی را نامطلوب دانسته و گفته است: این رویکرد ناشی از یک ترس بی‌جایی است که طبق آن عده‌ای فکر می‌کنند نظام در خطر است، همان مشکلی که وجود دارد و از هر اعتراض و انتقادی می‌ترسند و بر پایه همین ترس تصمیمات غلط می‌گیرند که این نگاه بایستی تغییر کند!

 

*صحبت آقای مطهری هم در بخش اول و هم در بخش دوم حاوی اشکالات مبنایی و منطقی است.

اشکال اول و مهم آنست که جدای از علت چرایی مخالفت حکومت و نظام اسلامی با سایت‌های غیر اخلاقی که امری محرز و مشخص است؛ نه تنها نظام اسلامی بلکه تمامی نظام‌های حکومتی دنیا، قید دیگری غیر از «اخلاق» را هم برای فضای مجازی مورد توجه قرار می‌دهند و آن برانداز و خرابکار نبودن درگاه‌های اینترنتی است.

به سخن دیگر اینکه مابین مفهوم «خرابکاری» و «بیان نظرات حق و باطل» از زمین تا آسمان فاصله است و مبرهن است که هیچ نظام حکومتی در دنیا به خاطر امنیت مردم کشور خود به سایت‌هایی که مروّج فعالیت‌های خرابکارانه هستند نه‌تنها مجوز فعالیت نمی‌دهد بلکه با عوامل آنها نیز برخوردهای قهری دارد.

از همین‌جا می‌توان اشاره کرد که صحبت آقای مطهری درباره شبکه‌های اجتماعی و بیان مفاهیمی مثل اینکه عده‌ای از هر انتقادی می‌ترسند و همچنین نباید زیاد حساس بود نیز حرف‌های صحیحی نیستند.

زیرا علاوه بر دلائل ارائه شده در بالا؛ شبکه‌های اجتماعی به گواه کارشناسان، محل گفتمان‌های نخبگانی نیستند و رسالت آنها بیشتر سطحی‌سازی و ذائقه‌مند کردن مخاطبان و مشترکین با اغراض خاص است نه ایجاد فضای تضارب آرا و اندیشه!

همچنین باید گفت که وقتی شبکه الجزیره از تبلِت‌ها و موبایل‌های هوشمند اغتشاشگران هنگ‌کنگی بعنوان تغییر دهنده آینده چین! نام می‌برد و هنگامی که رسانه‌های غربی با نامگذاری «انقلاب فیس‌بوکی برای انقلاب مردم مصر» تلاش می‌کنند تا از فیس‌بوک بعنوان نظام دهنده اغتشاشات شهری یاد کرده و این مفهوم را جابیاندازند؛ باالنتیجه مفهومی در این میان هست که آقای مطهری متوجه آن نیست و قطعاً می‌طلبد نسبت به آن حساسیت زیادی به خرج داده شود.

متأسفانه هم‌اکنون عدد زیادی از ایرانیان در شبکه‌های اجتماعی عضویت دارند و حتی گفته می‌شود که ایران در استفاده از «وایبر» در مقام اول دنیا ایستاده است!

 

***

 

خوشبینی به مذاکرات و فضایی که با توافق ژنو متفاوت نشد!

شخصی به نام آقای هرمیداس باوند اخیراً در یکی از شماره‌های روزنامه شرق طی یادداشتی پیرامون مذاکرات هسته‌ای دولت یازدهم و کشورهای 1+5 نوشته است: نوع پیشرفت مذاکرات و حل گام‌به‌گام بسیاری از موارد اختلافی که بیش از یک دهه وجود داشت و در قالب سند اقدام مشترک دنبال شد، این خوشبینی را پدید آورده است که پیش از زمان هفت‌ماهه تعیین‌شده، توافق جامع هسته‌ای حاصل شود.

او همچنین در تحلیل خود می‌نویسد: تحریم‌های یکجانبه مضاعف ایالات‌متحده که در اختیار رییس‌جمهور است قابل برداشته‌شدن است، مصوباتی از کنگره نیز که برای رییس‌جمهور آزادی عمل در حفظ یا لغو تحریم باقی گذاشته از همین فرمول تبعیت می‌کند. با این حال فضای روانی تحریم‌ها مانند «دومینو» عمل می‌کند و با لغو اولین گروه از تحریم‌ها، فضا به کلی متفاوت خواهد شد.

 

*صحبت‌های آقای باوند مبنی بر متفاوت شدن کامل فضا پس از لغو اولین گروه از تحریم‌ها! صحبتی است که پیش از این و توسط تنی چند از حضّار یک حلقه خاص! هم نقل شده بود.

کسانی که معتقد به رابطه با آمریکا برای حل مشکلات کشور بودند و به تعبیر مقام معظم رهبری در دولت دهم نیز حضور داشتند.

آن آدم‌ها در صحبت‌های خود گفته بودند که اگر با آمریکا مذاکره کنیم و تحریم‌ها لغو شود؛ هنوز از اتاق مذاکره بیرون نیامده‌ایم؛ آثار لغو تحریم‌ها مشاهده خواهد شد!

این در حالی است که اگرچه آن حلقه هرگز به خواسته خود نرسید و مورد اجابت آمریکایی‌ها قرار نگرفت اما هم‌اکنون نیز که عده‌ای توانسته‌اند با آمریکا بر سر میز مذاکره خوشبینانه بنشینند و تعدادی از تحریم‌ها را در توافق ژنو لغو کنند؛ باز هم هیچ رخداد ملموسی برای سطح معیشت مردم رخ نداده و ثابت شد که بر خلاف حرف آقای باوند، با لغو هیچ سطحی از تحریم‌ها؛ هیچ تغییر ملموسی در فضا ایجاد نمی‌شود.

در واقع مذاکرات کم‌دستاورد ژنو که پس از آنها بیش از چند ده تحریم جدید نیز علیه کشورمان اعمال شد، نشان داد که نه تحلیل حلقه خاص اشاره شده در دولت دهم درست است نه تحلیل آقای باوند که می‌گوید «با لغو اولین گروه از تحریم‌ها، فضا به کلی متفاوت خواهد شد»!

در این زمینه باید دانست که بر اساس گزارش‌های رسمی، تنها 25 درصد از مشکلات اقتصادی کشور به مسئله تحریم‌ها ربط دارد و عمده مشاکل موجود در این عرصه مربوط به سوء مدیریت داخلی است که باید مرتفع شود.

همچنین قابل اشاره است که یک جریان خاص سیاسی در دورانی که مذاکرات با کشورهای 1+5 در جریان است علی‌الدوام تلاش کرده‌اند تا این مذاکرات را به معیشت مردم مرتبط کرده و با این کار قصد دارند یک اهرم فشار علیه نظام اسلامی بسازند تا حکومت از خط قرمزهایی که به قول آن جریان خاص «مانع توافق نهایی»! هستند کوتاه بیاید.

گفتنیست با وجود عینیت تجربه توافق ژنو و غلط بودن محرز تحلیل آقای باوند و همفکران ایشان مبنی بر اینکه با لغو اولین گروه از تحریم‌ها، فضا متفاوت می‌شود؛ چهره‌های دیگری هستند که در این زمینه ضمن اعتراف به کم‌دستاوردی مذاکرات هسته‌ای؛ پای موانع داخلی مذاکرات! را به میان کشیده و تلاش دارند آنها را بعنوان عوامل عدم امضای توافق نهایی به مردم معرفی کنند!

مثلاً چندی قبل یکی از تحلیلگران مسائل بین‌الملل که چهره‌ای نزدیک به دولت نیز محسوب می‌شود؛ طی یادداشتی در نشریه «صدا» از این نوشت که «برخی تفکرات بانفوذ» نگذاشتند دستاوردهای دیپلماتیک دولت گسترده شود!

و البته به نظر می‌رسد در همین راستا بود که زمانی خانم «آن کوری» خبرنگار شبکه ان‌بی‌سی آمریکا نیز در مصاحبه با رئیس جمهور کشورمان از عبارت «موانع اصلی مذاکرات» در قالب یک سؤال استفاده کرد.

مبحث «موانع مذاکرات هسته‌ای» در موارد دیگری نیز در گزارش‌های اندیشکده‌های خارجی و صحبت‌های کنایه‌وار برخی چهره‌های داخلی قابل اشاره است.

 

***

 

هدیه‌ای که انصاری و سریع‌القلم می‌خواستند به مردم ایران بدهند!

این دو تصویر را رسانه‌های یواس‌ای تودی و رویترز که اولی آمریکایی و دومی انگلیسی است منتشر کرده‌اند.

دو عکس زیر که هر دو توضیحات مشابهی دارند، شهروندان کشور ترکیه و کردتبارهای این کشور را نشان می‌دهد که در نقطه صفر مرزی ترکیه با کشور سوریه ایستاده‌اند و در حال تماشای حملات داعش به شهر مرزی عین‌العرب(کوبانی) هستند.




 






این شهر کوچک که مردم آن کرد هستند طی چند ماه اخیر در معرض حملات شدید تروریست‌های داعشی قرار گرفته و مشغول مقاومت است.

نکته قابل تأمل این تصاویر آن است که مردم ترکیه که کردهای کوبانی با بخشی کثیری از آنها هم‌خون و با همه آنها هم‌نوع هستند نه تنها حق هیچ‌گونه حمایتی از مردم کوبانی را ندارند بلکه حکومت اردوغانیزه کشور آنها نیز بعنوان یکی از حامیان اصلی تروریست‌ها در سوریه شناخته می‌شود و شهروندان ترک نه حقی و نه عزمی برای اعتراض تأثیرگذار به حکومت خود در این زمینه ندارند.

لذا تنها گزینه موجود برای آنها این است که در نقاط صفر مرزی خود بایستند و با دوربین یا با چشم غیر مسلح، کشته شدن مردم کوبانی و تخریب این شهر به دست داعش را تماشا کنند.

علت اینکه برخی از شهروندان ترکیه بین اعتراض به حکومت خود برای اجرای سیاست ظالمانه حمایت از تروریست‌ها و ایستادن و تماشا کردن کشته شدن هم‌نژاد‌ها و هم‌نوعان خود؛ گزینه دوم را انتخاب می‌کنند این است که تربیت اسلامی و حتی انسانی مطلوب در نظام سکولار ترکیه وجود ندارد.

مردم این کشور علیرغم اینکه در اکثریت مسلمان هستند اما هیچ اجباری به رعایت قیودات اسلام ندارند و حتی در مقطعی در این کشور، مقوله حجاب غیر قانونی اعلام شد، حکومت این کشور به دلیل اتخاذ سیاست سکولار و حضور در دهکده جهانی، کاری به لزوم تربیت اسلامی مردم ندارد و تنها به معیشت آنها توجه لازم را نشان می‌دهد و عموم منکراتی که در برخی کشورهای غربی و آمریکا یافت می‌شود در این کشور نیز توسط حکومت مجاز شمرده شده است!

بدیهیست که در چنین جامعه‌ای و با چنین سبکی از زندگی، عزم مبارزه با ظلم و حمایت از مظلوم در کنار بسیاری مقولات دیگر از مردمان ستانده می‌شود و از آنجا که به جامعه اینطور آموزش داده می‌شود که منفعت نخست در معیشت و سیر بودن شکم و تفریح است؛ تفکر و تعقّل و مبارزه در میان مردمان بروز چندانی ندارد و بسیاری از شهروندان ترجیح می‌دهند به جای اعتراض به دولت خود مبنی بر چرایی حمایت از تروریسم، (که به گفته فعالان سیاسی ترکیه، این کشور را تبدیل به «هتل داعش» کرده است) بایستند و از دور تکه‌تکه شدن مردم کوبانی را با دوربین تماشا کنند.

پس از این توضیحات باید اشاره کرد که خردادماه امسال و در جریان داغ شدن مباحث مربوط به اجباری بودن حجاب در ایران و برخورد گشت‌های ارشاد ناجا با موارد بدحجابی بود که آقای مجید انصاری، معاون پارلمانی دولت در سخنانی کنایه‌آمیز گفت: «در ترکیه، اجباری برای حجاب مردم نیست. اما 75 مردم باحجاب هستند»!

و معنای مترتب بر سخن او این بود که می‌توان در بحث حجاب از ترکیه الگو گرفت.

و یا همینطور آقای محمود سریع‌القلم که از وی با عنوان مشاور رئیس‌جمهور یاد می‌شود اخیراً طی مقاله‌ای در سایت حزب جدید‌التأسیس ندای ایرانیان با اشاره به اینکه ترکیه به سمت نخبه‌گرایی و تخصص حرکت کرده است، نوشت: اکثریت مردم ترکیه زندگی ساده‌ای دارند، ولی به واسطه ثبات کشورشان و امید به آینده، خوشحال هستند. به همین دلیل می‌توان گفت ترکیه سیاستمداران برجسته‌ای دارد!

او همچنین در همین مقاله و در وصف سیاست‌های ترکیه گفته است:(از وظایف) مهم سیاستمداران، عبور دادن مسائل یک کشور از مرحله امنیتی به مرحله اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی است که این وظیفه را هیأت حاکمه ترکیه با درایت و دوراندیشی به انجام رسانیده است!

اکنون با وضوح می‌توان بیان کرد که نتیجه اجرای اشاره‌های مؤکد آقایان انصاری و سریع‌القلم چیست و اجباری نبودن حجاب و شُل‌دینی حکومتی در یک کشور اسلامی چه نتیجه‌ای دارد؟!

همچنین مدعای آقای سریع‌القلم مبنی بر تخصص و درایت و دوراندیشی در هیئت حاکمه ترکیه نیز مدعای درستی نیست که البته نتیجه همین مدعای نادرست و سیاست‌هایی که هیئت حاکمه ترکیه به اسم درایت در پیش گرفته است نیز در تصاویر بالا بوضوح مشخص است...

گفتنیست وصف و مدح سیاست و مدیریت در کشورهایی مثل ترکیه و مالزی، قوت روزانه برخی سیاستمداران وابسته به یک طیف خاص در ایران است.

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار