امروز : چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ - 2017 December 13
۲۰:۳۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 134304
تاریخ انتشار: ۱ دی ۱۳۹۳ - ساعت ۰۸:۲۲
تعداد بازدید: 242
اخیرا مطرح شده است که دولت آمریکا به هیاتی از عشائر عراقی وعده تجهیز تسلیحاتی آنان را در مقابله با گروه  تکفیری – تروریستی داعش داده است. ...

اخیرا مطرح شده است که دولت آمریکا به هیاتی از عشائر عراقی وعده تجهیز تسلیحاتی آنان را در مقابله با گروه  تکفیری – تروریستی داعش داده است. در همین راستا تشکیل نیروی 100 هزار نفری در استانهای الانبار،‌نینوا، صلاح

الدین برای مقابله با داعش و همچنین حمایت ازاین مناطق پس از اخراج عناصر مسلح اعلام شده است.

اهداف امریکا از تشکیل ارتش سنی در عراق

آمریکایی ها بعد از فروپاشی کامل ارتش بعثی عراق، در صدد بودند تا نیروهایی را آموزش دهند که در اجرای سیاست هایشان به آنها یاری برساند. اما مخالفت های جدی در عراق مانع عملیاتی شدن این ایده  گردید؛ این طرح از سطح تئوریک فراتر نرفت و به مرور زمان به فراموشی سپرده شد.

آمریکایی ها درصدد بودند که با فروپاشی نظام بعثی در عراق حکومتی متکی به خود ایجاد کنند؛ دغدغه آمریکایی ها برقراری حکومتی دمکراتیک در عراق نبوده است. اما با کوشش های آیت الله سیستانی و طرح بحث هر نفر یک رأی و انتخابات این طرح آمریکای ها شکست خورد. آنها در نخستین روزهای اشغال عراق اقداماتی از این دست انجام دادند،  و یک نمایندگی تحت عنوان فرمانده و حاکم عراق معرفی کردند. اما فشارهای شیعیان مانع دستیابی آمریکا به اهدافش شد. شیعیان از آن زمان شناخت خوبی نسبت به سیاست های آمریکایی پیدا کردند.

اکنون آمریکایی ها احساس می کنند که در منطقه خاورمیانه نیازمند سلسله اهرم هایی هستند که در وضعیت حاضر  در اختیار ندارند. اصولا سیاست تشکیل ائتلافی تحت عنوان ائتلاف ضد داعش، در واقع کوششی برای تأمین نیازها و دستیابی به اهرم هایی مورد اشاره است. تجارب تلخ آمریکا در عراق و افغانستان باعث شده است تا آنها بر روی عملیات نیروهای خود برنامه ریزی نکنند. علاوه بر این استفاده از نیروهای نظامی بسیار هزینه بر است؛ حضور این نیروها، هزینه های سیاسی و تبلیغاتی بسیاری هم در داخل و هم در خارج عراق بر امریکا تحمیل میکند. به همین جهت در حال حاضر به ایده تشکیل ارتش سنی در عراق توجه میشود. این طرح پوششی برای مجموعه تصمیمات راجع به داعش است.

امریکا علاقمند هست که با ائتلاف ضد داعش کنترل بخشی از ارتش های منطقه را در اختیار گیرد. یعنی آن بخش از نظامیانی که در کشورهای مختلف در عملیات ضد داعش با آنها همکاری کرده اند نیروهایی خواهند بود که تمایلات بیشتری به آن ها خواهند داشت؛ روابط ارگانیکی با آن ها پیدا خواهند کرد و سمپاتی خاصی نسبت به آمریکایی ها خواهند داشت. لذا در پذیرش فرماندهی و دستورات آمریکا به صورت روشن تری عمل خواهند کرد.  عملیات ضد داعش علاوه بر اهداف سیاسی  که دارد بخشی از اهداف منطقه ای امریکا را نیز آشکار میکند. بدین گونه که بخش های کارآمدی از ارتش هر کشور -اعم از نیروی هوایی، زمینی یا دریایی- در اختیار آمریکایی ها قرار میگیرد. اما واقعیت های حاضر در عراق بر خلاف این موضوع عمل میکند چراکه آمریکایها فاقد چنین نیرویی هستند.

حضور مستشاران امریکایی در عربستان و بعضی کشورهای دیگر منطقه، این امکان را به آمریکا میدهد که  بخشی از ارتش آنها را در اختیار بگیرد و از آن ها به نفع خود استفاده کند. اما در عراق خلأئی وجود دارد، آمریکا نتوانسته است نیروی قابل اعتمادی از درون حکومت شیعی عراق در اختیار خود بگیرد. لذا بر اساس راهبرد منطقه ای خود، درصدد آنند که خلأهای نظامی خود را به وسیله اهرم های منطقه ای و داخلی تامین نمایند. بنابراین قصد دارند تا ارتشی سنی را در چارچوب منافع کلان خویش و در امتداد حرکت های ضد داعش، به وجود آورند.

در بعد دیگری امریکا به این نتیجه رسیده  است که اگر نیرویی در منطقه شمال عراق و شمال سوریه داشته باشد، می تواند از این نیروها به نفع سه سیاست عمده بهره بگیرد؛ نخست سیاست های نفتی، دیگری سیاست های مربوط به تأمین امنیت اسرائیل و سوم مقابله با جبهه مقاومت ضد صهیونیستی( که مرکب از چند کشور میباشد) است.

در واقع این طرح برملا میکند آنچه آمریکاییها طی بیست سال گذشته در کردستان عراق صورت داده اند، و آنچه بعنوان پایگاه های مهم دریایی یا هوایی در منطقه ایجاد کرده اند، نتوانسته است نیاز آنها را در تامین سه سیاست عمده ی منطقه ای تأمین کند. در همین راستا اگر چه داعش بخشی از زیر ساخت های ارتش را منهدم کرد، اما در نهایت نتوانست نیازهای آمریکا  را برآورده سازد. ؛ لذا آن ها درصددند که به طور رسمی، ارتشی  در خدمت  منافع خود تشکیل دهند.

تجربه آمریکایی ها در چند دهه گذشته نشان میدهد که آنها پس از ورود به هر کشور سعی داشته اند ارتشی را سازماندهی کنند که با منافع مردم در یک راستا قرار نداشته باشد، و در صورت ضرورت مبادرت به سرکوب مردم نماید.

آمریکاییها به این نتیجه رسیده اند که  هیچ نیروی قابل اعتماد دیگری را نمی توانند در منطقه خاورمیانه به کار گیرند. نیروهای لیبرال نتوانسته اند قدرتی در منطقه ایجاد کنند، و نیز نیروهای ناسیونالیست در منطقه وجود ندارند. در این وضعیت یگانه نیرویی قوی در منطقه مذهب است؛ بدین جهت آمریکاییها تصور میکنند میتوانند با استفاده از احساسات سنی ها ارتشی به نفع خود ایجاد کنند.

مشخصات ارتش سنی

طبق برخی آمارها سخن از یک ارتش صد هزار نفری است. آمریکایی ها سعی دارند این ارتش را در میان اهل سنت ایجاد کنند.  می توان گفت آمریکا اقدامی را که به صورت محرمانه در سوریه و عراق انجام داده است، می خواهد به صورت رسمی و علنی و در پوشش حرکت ضد داعش، در عراق صورت دهد.

تشکیل ارتش سنی و تجزیه عراق

آمریکایی ها در سال های حضور در عراق  سعی کرده اند عراق را به سمت تجزیه سوق بیابد. فرایند تجزیه عراق را از خلال  کار در حوزه رسانه ها و حمایت پنهانی از داعش، دنبال می کرده اند. همه این ها نشان دهنده طرحی آمریکایی است که قصد دارد عراق قدرتمند نفت خیز را (که موقعیت بسیار استراتژیکی دارد) در مسیر تجزیه قرار بدهد. آمریکایی ها همواره تلاش  داشته اند با ایجاد اقلیم های مختلف در عراق  هدف نهایی خود یعنی جلوگیری از  پا گرفتن دولت مقتدر در عراق برآورده سازند. در واقع  تلاش آنها برای ایجاد این ارتش را می توان در راستای سیاست کلان آنها در بیست سال گذشته  نسبت به  اقلیم کردستان و اشغال عراق ارزیابی کرد. واقعیت آنست که این ارتش در راستای تجزیه قدرت، جلوگیری از تشکیل یک دولت قدرتمند و نظام سیاسی مقتدر در عراق شکل میگیرد.

نگاه بازیگران داخلی عراق به تشکیل  ارتش سنی

جناح ها و گروه های شیعه عراق: به طور کلی مردم عراق نسبت به آمریکایی ها بدبین هستند. حتی در اقلیم کردستان که آمریکایی ها سعی دارند وانمود کنند که کردها با آن ها همراه هستند، این بدبینی وجود دارد. بطور کلی مردم در عراق و همه کشورهای جهان سوم نسبت به آمریکایی ها بدبین هستند. به علاوه آنکه آمریکایی ها سابقه خوبی در دوستی با کشورهای اسلامی نداشته اند. اما  در بین شیعیان این بدبینی نسبت به امریکا بسیار پررنگ تر است؛ زیرا شیعیان متحمل ضربات زیادی از سوی آمریکایی ها شده اند.

در مجموع نگاه احزاب عراقی این است که آمریکایی ها در بحث پذیرش قواعد دموکراتیک در حال فریب کاری هستند. با توجه به اکثریت شیعی جمعیت عراق امریکاییها از حاکمیت اکثریت حمایت نمیکنند. منطبق با قاعده حکومت اکثریت، بایست که اداره حکومت و نیز کرسی های پارلمان  در اختیار شیعیان قرار بگیرد. حال آنکه شیعیان متوجه این واقعیت شده اند که آمریکایی ها علی رغم ادعاهای دموکراتیک، رأی اکثریت را نمی پذیرند؛ به همین دلیل تنفر شیعیان نسبت به آمریکایی ها حالت افزونتری یافته است.

کردها و تشکیل  ارتش سنی

کردها احساس می کنند آمریکایی ها در کناره ی مرزهایشان سیاست هایی را دنبال می کنند که میتواند به اهرم سرکوب آنها تبدیل گردد. آنها ابتدا تصور میکردند آمریکایی ها طرح هایی دارند برای بازیایی منافع از دست رفته کردها  در سطح عراق. و مترصد  بودند تا  قدرتی بیش از آن چه که در منطقه داشتند به دست آورند. اما تشکیل چنین ارتش به صورت غیر مستقیم این پیام را به کردها می دهد که همه وعده های گذشته دروغ است و آمریکا در حال ایجاد رقیبی در درون مرزهای آنهاست؛ رقیبی که دوست آمریکایی هاست. از این نظر یک رقیب تازه می تواند اختلافات تازه ای را در  منطقه به وجود آورد. اختلاف میان اهل سنت اعراب و کردهایی که سال ها کنارهم در عراق زندگی کرده اند. ولیکن اکنون  کردها احساس می کنند که  با تشکیل ارتش سنی جایگاه آنها مخدوش می گردد. از زمان انتشار خبر کمک های پنهانی آمریکا به داعش ، بدبینی کردها افزایش یافته و موج جدیدی از مخالفت های آمریکایی میان کردها به خصوص بعد از قضایای کوبانی به وجود آمده است. با توجه به تردیدهای زیادی که نسبت به نیت های آمریکا وجود دارد، تشکیل ارتش سنی بعد از رخداد داعش میتواند موجی از مخالفت مردم و صدور فتوا از جانب مراجع را برانگیزاند.

گروه های سنی ، گروه های ملی و گروه های میانه روی مذهبی

اهل سنت معتقدند که تشکیل ایده این ارتش بیش از آن که برای سرکوب دیگر بخش های عراق باشد، برای ایجاد شکاف بین اهل سنت طرح ریزی شده است. بخصوص اگر تصور شود زمانی ارتش سنی همراه با آمریکایی ها مقابل توده های مردم قرار بگیرد، خانواده های سنی عراقی به دو دسته طرفداران و مخالفان این ارتش تقسیم میشوند. مضافا آنکه این مسئله به هیچ وجه به نفع عراق، شیعیان، کردها و به خصوص اهل سنت نیست.

اکنون گروه های سنی دو دسته اند؛ گروه هایی که در حال حاضر در چارچوب کلی به مسئله عراق  می اندیشند و از روند تحولات آگاهی دارند، این گروهها از مخالفان جدی این قضیه هستند. و در مقابل گروه هایی متاثر از  تبلیغات زیاد احساس می کنند که اهل  سنت باید در صحنه عراق  نقش آفرینی بیشتری داشته باشند ؛ به همین دلیل این گروه ها دچار تردیدهایی هستند. حال آنکه مطمئنا با آگاهی بخشی میتوان این گروه ها را به ایجاد یک ارتش ملی در عراق علاقمند کرد.

بازیگران منطقه ای و تشکیل ارتش سنی

با توجه به تازه بودن  طرح  ارتش سنی اظهار نظرهای جدی تا کنون پیرامون این بحث صورت نگرفته است. ولی طبیعی است که کشورهای منطقه که ارتش آنها در اختیار آمریکا است با اعمال نفوذ این کشور  با این قضیه موافقت خواهند کرد.

نظام های سیاسی مثل نظام های عربستان و اردن با کمک مستشاران آمریکایی ساختار  ارتش های خود را بر اساس نقشه های آمریکایی تنظیم کرده اند. این کشورها که استقلال عمل خود را به امریکایی ها واگذار کرده اند، طبیعتا در این عرصه هم نظر مخالف اظهار نمی دارند. اما وقتی به مطبوعات منطقه، قلم ها و شخصیت های آزاد و متفکرین مستقل مراجعه می کنیم، شاهد حساسیت و شدت مخالفت آنها نسبت به هر اقدام آمریکا - در منطقه ولو این که ظاهری دوستانه داشته باشد- هستیم. آنها نسبت به نیات آمریکا تردید جدی دارند و معتقدند که سیاست آمریکایی ها در منطقه (به خصوص سیاست های نظامی ) نه تنها مخالف منافع رژیم صهیونیستی نیست بلکه  قطعا به نفع ملت های انقلابی نخواهد بود. این سیاست ها در جهت حفظ منابع نفت و در قالب حفاظت از منافع کلی سرمایه داری جهانی است. بدان معنا که  ماهیت آمریکایی اجازه نمی دهد که آنها به منافع ملت ها و منافع ملی کشورهای منطقه بیندیشد

حامیان مالی و نظامی  ارتش سنی

اولین طرح آمریکا، استفاده از درآمدهای نفتی خود عراق برای تامین هزینه عملیات های نظامی است. یکی از فرمول ها در کشورهای نفت خیز این است که با استفاده از اقدامات نظامی، بخشی از هزینه های نظامی کشور برتر تأمین شود. بحرین مثال خوبی در این زمینه است؛ زمانی که انگلیسی ها سعی کردند یک پایگاه جدید در بحرین ایجاد کنند، تلاششان این بود که بخشی از هزینه های ارتش پرخرج خود را از طریق درآمدهای نفتی بحرین تأمین کنند. به همین ترتیب  بخشی از هدف آمریکا در بحث های نظامی عراق،  تامین بخشی از بودجه سنگین دولت ایالات متحده است.  شرکت های اسلحه سازی نیز به صورت جداگانه خواستار سودآوری هستند و به ثروت عراق چشم دوخته اند. در واقع آمریکایی ها هزینه ی یک اقدام نظامی را از خود عراقی ها می گیرند. به نظر می رسد این مسئله در فضای بین المللی عرف شده است؛ به طوری که فرانسوی ها در آفریقا همین کار را انجام می دهند. به این صورت که فاکتور ویژه ای متشکل از هزینه کارشناسی، اطلاعات هوایی، اقلام حقوق های بسیار سنگین مستشاران نظامی و انواع هزینه های دیگر ارائه می دهند. گذشته ازاین بخش دیگری از هزینه ها را با این عنوان که در حال تأمین منافع آنها هستند، از کشورهای دیگر منطقه اخذ میکنند.  در مورد عراق نیز علاقمند هستند که هزینه های جدیدی را تحت عنوان "حفاظت از عراق از خطر داعش" از جیب عراقی ها بپردازند.

چالش ها و آینده تشکیل ارتش سنی

طبیعی است نیرویی که با حضور مستشاران آمریکایی متشکل شود، هرگز نمی تواند در چارچوب ملی عراق عمل کند. با توجه به شرایط عراق و نگاه  مردم  نسبت به آمریکا، هرگز بین این ارتش و مردم رابطه دوستانه ای برقرار نخواهد شد؛ در نهایت آنکه نمی توانند آنرا  به قامت یک ارتش ملی درآورند.

در این صورت طبیعی است که یک شکاف بین ارتش تحت تعلیم آمریکایی ها و مردم عراق ایجاد خواهد شد. این شکاف به دلیل سوابق بد آمریکا به وجود می آید. مردم عراق مسلمان هستند و آمریکایی ها را ضد اسلام و پشتیبان صهیونیست ها می دانند. چنین ارتشی تبدیل به یک ابزار برای سرکوب قیام های منطقه خواهد شد و در جهت عکس اعتقادات ملی عمل خواهد کرد.

ارتش باید فرا فرقه ای، فرامذهبی و فرازبانی باشد، بسان قاعده ای که در همه جهان وجود دارد، یعنی هر کشور یک ارتش ملی؛ نه اینکه بخش هایی به صورت جزیره ای ایجاد شوند، چراکه این روند خلاف رویه و عرف بین المللی است. این موضوع را میتوان شبیه این فرایند کرد: کسانی به آمریکا بروند و از سیاه پوستان یک ارتش، از سفید پوستان یک ارتش و از سرخ پوستان یک ارتش دیگر بسازند. طبیعی است که آمریکایی ها این وضعیت را تحمل نخواهند کرد.

اگر ارتش صد هزار نفری سنی در عراق، بر اساس زبان عربی و مذهب سنی تشکیل بشود این ارتش نمی تواند نماینده کردها و شیعیان تلقی گردد. تشکیل چنین ارتشی بیانگر نیات تجزیه طلبانه در عراق را است. اگر منافع ملی عراق را در ایجاد ساختارهای جدید نظامی تصویر کنیم و آن را با یک ارتش سنی صد هزار نفره تحت تعلیم آمریکا مقایسه کنیم- یعنی آن چه را که به نفع عراق است با آن چه که آمریکایی ها می خواهند صورت بدهند مقایسه کنیم- متوجه خواهیم شد که این دو با هم در تضاد جدی قرار دارند؛ این واقعیات نشانگر این موضوع است که آمریکایی ها  در مسیر علیه منافع ملی عراق گام بر می دارند.

آینده این ساختار نظامی اهل سنت آشکار خواهد بود. علیرغم فریب برخی افراد  گفته می شود که آمریکایی ها حتی نتوانستند ده هزار نفر داوطلب برای پذیرش ارتش پیدا کنند. بنابراین به نظر می رسد عدد صد هزار نفری که مطرح کرده اند تنها یک ادعا است.

آن چه که مسلم است آینده آن ها شبیه حضور نیروهای آمریکایی خواهد بود. نیروی تحت آموزش آمریکا در منطقه سرنوشتی مثل خود آمریکا پیدا می کنند؛ چرا که ماهیتی آمریکایی دارند و مردم منطقه از آنها تنفری عمیق دارند.  این ارتش در آینده به اهرمی برای مخالفت با آمریکایی ها تبدیل خواهد شد. هم چنان که در ایران ارتش جاویدان شاه و گارد جاویدان زمینه بهانه مخالفت ایرانیان با آمریکا شد، و حتی بخشی از این ارتش علیه منافع آمریکایی ها به صف انقلابیون ایران پیوست.

جعفر قناد باشی

کارشناس خاورمیانه

انتهای متن/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها