امروز : جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۶ - 2017 April 28
۱۱:۳۸
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 135616
تاریخ انتشار: ۷ دی ۱۳۹۳ - ساعت ۱۱:۳۳
تعداد بازدید: 110
به گزارش گروه بین الملل پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ؛ اندیشکده کارنگی در مقاله ای با اشاره به سردرگمی های پیش روی « اوباما» در عرصه سیاست ...

به گزارش گروه بین الملل پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ؛ اندیشکده کارنگی در مقاله ای با اشاره به سردرگمی های پیش روی « اوباما» در عرصه سیاست خارجی نوشت : طی سال های اخیر هنجارها و وضعیت عمومی در جامعه جهانی دچار تغییراتی شده است : بدنبال اجرای همه پرسی در کریمه مردم این شهر داوطلبانه خواستار الحاق شهر خود از اوکراین به روسیه شدند و کمک  « پوتین » این مساله را امکان پذیر کرد ، تروریست های افراط گرای داعش با ترکیب اصول قرون وسطایی با ادوات و ابزارآلات جنگی نوین سرزمین هایی را در غرب آسیا به اشغال درآوردند ، چین موفق شد بیش از پیش به پیشروی های اقتصادی و سیاسی خود در جهان و بخصوص در آسیا دست یابد ودر نهایت سوریه همچنان در آتش جنگی که قدرت های خارجی روشن کرده اند ، سوخته و تخریب می شود .

کارنگی نوشت: بخش اعظمی از ناآرامی ها و آشوب های ایجاد شده در این سالها ناشی از اقدامات و سیاست گذاری های جنگ افروزانه ایالات متحده می باشد . در عین حال مشکلات و ناهنجاریهای بسیار بیشتری را میتوان نام برد که از اشتباهات تاکتیکی واشنگتن در عرصه سیاست خارجی نشات می گیرد . چرا که این کشور هرگز تمایل خود برای توقف جنگ طلبی را در میدان عمل به اثبات نرسانده است .

جسیکا تاچمن ماتیوز ، نویسنده این مقاله در ادامه تصریح کرد : طی دوران جنگ سرد ، نقش ایالات متحده به روشنی مشخص بود :مبارزه علیه اتحاد جماهیر شوروی و کمونیسم در سراسر دنیا. اقدامات و تصمیم گیری های انفرادی در این سیاست چندان نمایان نبود اما اختلاف این هدف باارزش های ملی ایالات متحده به وضوح مشاهده می شد . در این شرایط واشنگتن اولویت را توجه به سیاست خارجی دانسته و متعهد شد که در هر شرایطی به اهداف خود در خارج از مرزها رسیدگی کند .

این روشنگری نسبی با فروپاشی اتحاد جماهیرشوروی به پایان رسید و ازهمان زمان اوج سردرگمی و آشفتگی در سیاست خارجی ایالات متحده بروز کرد . به راستی هدف کاخ سفید و سردمداران آن تقویت قدرت و نفوذ آمریکا در سطح جهان است یا گسترش فرهنگ به اصطلاح دموکراتیک خود ؟ آیا باید آمریکا به پلیسی ترین کشور جهان بدل شود در حالی که هیچ تهدید واضح و مشخصی نسبت به آن وجود ندارد ؟ آیا بهتر نیست مقامات آمریکایی بجای دستکاری های نادرست و دردسرساز در امور بین المللی به حل و فصل نقایص خود در داخل کشور بپردازند ؟

این بحث در راستای تقابلی است که میان «تغییر حکومت و ملت سازی» ، «احترام و عمل به قوانین بین المللی و استثنا طلبی» ، «استعمارگری و دموکراسی »و یا «اهداف و منافع» وجود دارد . اما در لوای این اصطلاحات مختلف و فراوان همان تلاش دیرینه و همیشگی برای یافتن راهنما یا  چارچوبی قرار دارد که نشان دهد کجا و چه زمانی می توان سرمایه های مالی ، جانی و یا سیاسی بدست آورد . این نظریه _  بر اساس نظرسنجی های انجام شده در میان شهروندان آمریکا _ واضح ترین برداشتی است که می توانند از عملکرد یا عدم عملکرد مقامات و سردمداران دولتی خود داشته باشند .

در ادامه مقاله « اندیشکده کارنگی » آمده است : در چنین شرایطی ، وضعیت جهان هر روز آشفته تر شده و عرصه وقایع غیرقابل پیش بینی برای تصمیم گیری های قاطعانه و درست از سوی آمریکا دشوارتر شده است . تقریبا تمامی جمعیت 7 میلیارد نفری کره زمین در موقعیت های یکسان قرار دارند . تعیین مرزها از خاک به انسان ها، جنایات ، اطلاعات ، پول ، سلاح و بیماری های مسری و همه گیر منتقل شده است . در چنین وضعیتی ، فقدان یک سیاست خارجی منسجم برچسبی برای تعریف ایالات متحده بعنوان یک بازیگر بین المللی بیش از همه به چشم می آید .

هند مدعی است که از سوی همسایگان خود _ چین و پاکستان _ مورد تهدید قرار دارد و از سوی دیگر درگیر اصلاحاتی دولتی است که منجر به گسترش فساد و سقوط رشد اقتصادی آن می باشد . ژاپن همچنان حاضر به معذرت خواهی از پکن در قبال اقدامات شنیع خود طی جنگ جهانی دوم نشده و همین مسئله موجب خشم ملی گرایان چینی است .

در غرب آسیا ، اسراییل ادعا می کند که تلاش می کند به مصالحه با فلسطینیان دست یابد در حالی که از سیاستی استفاده می کند که محکوم به شکست بوده و تنها جنگ و خشونت علیه ملت فلسطین را گسترش می دهد . بدیهی است که سیاست ایجاد دو کشور مستقل و یا ایجاد دولتی متحد و واحد غیرممکن و غیرقابل پذیرش است اما اسراییل هیچ گزینه ای برای جایگزینی آن ندارند .

نویسنده در بخش دیگری از مقاله خود تاکید کرد : ایران در آستانه دستیابی به توافقی تاریخی و مهم با قدرت های بین المللی است که می تواند تنشی که بیش از سه دهه میان تهران و غرب بر سر فعالیت های هسته ای ایران وجود داشته را حل و فصل نماید . اما ابهاماتی نیز وجود دارد . ممکن است برخی گروه های تندرو در آمریکا ترجیح دهند خصومت ها و سیاست گذاری های افراطی خود را در قبال مذاکرات هسته ای ایران اعمال کرده و در نهایت آن را با شکست مواجه کنند .

کنگره آمریکا با اعمال تصمیم خود مبنی بر تشدید تحریم های اقتصادی بر ضد ایران می تواند این اندیشه سیاست مداران و ملت ایران را که «واشنگتن همواره در پی فتنه انگیزی و تغییر حکومت در تهران بوده » را تقویت نماید . بدیهی است که چنین اقداماتی نمی تواند مانع تصمیم ایرانی ها برای دستیابی به توانمندی های پیشرفته هسته ای شود و تنها به اختلافات فی مابین دامن می زند .

جهان عرب نیز قربانی فتنه انگیزی های بین المللی و نزاع سازی های قومی و مذهبی است . عربستان سعودی و کشورهای کوچک حوزه خلیج فارس نیز نمی توانند تصمیم بگیرند که خواهان رفع کدام یک از دو کابوس خود هستند : اینکه آمریکا با ایران به توافق هسته ای دست یابند و یا مذاکرات شکست خورده و ایران تبدیل به کشوری با قدرت غیرقابل کنترل اتمی شود .

ماتیوز همچنین خاطرنشان کرد : در این میان اروپا نسبت به آمریکا در موضع واقع گرایانه تری درباره نقش و تاثیر بین المللی خود قرار دارد . کشورهای اروپایی شناخت بهتری از ارزش ها و اولویت های خود داشته و همین مساله بعنوان یکی از نقاط قوت آن محسوب می شود . اما اعضای این قاره هنوز قادر به همکاری و عمل بعنوان یک قدرت واحد استراتژیک در قبال امنیت داخلی و بین المللی نیستند . واقعیت این است که اروپا به قدری در مشکلات و مسائل داخلی خود فرو رفته که نمی توان آن را بعنوان حلال و کارگشا در مسائل بین المللی به شمار آورد .

در چنین شرایطی عرصه بین المللی بیش از پیش برای نمایش قدرت روسیه آزاد گذاشته شده است . سال 2012 ، سال اوج تمرکز پوتین رییس جمهوری روسیه بر روی مسائل خارجی به شمار می آید که بدنبال آن غرب و بخصوص ایالات متحده منافع خود را با اقدامات و تصمیمات مسکو در تضاد دید . روسیه مخالف تلاش های ناتو و اتحادیه اروپا برای پیوستن«گرجستان و اوکراین » به این دو سازمان بود و در مقابل اروپا باهمکاری واشنگتن نیز اقداماتی برای مخالفت با این نظریه مسکو انجام دادند ؛ اقداماتی که نه تنها موثر واقع نشد بلکه نتایج معکوسی را نیز برای اروپا ایجاد نمود .

در حقیقت این عملیات های نظامی روسیه  در مرزهای اوکراین نبود که منجر به موفقیت پوتین در این عرصه شد بلکه ناتوانی اتحادیه اروپا به رهبری آنگلا مرکل ریشه اصلی شکست غرب در برابر قدرت نمایی های روسیه به شمار می آید . حتی تحریم های آمریکا علیه گاز و نفت مسکو منجر به تغییر این واقعیت نشد که «بیش از آسیا ، این اروپاست که به منابع انرژی روسیه نیازمند است » .

بنابراین می توان پیش بینی کرد که سال 2015 مملو از ابهامات و سردرگمی های سیاست خارجی برای آمریکا خواهد بود . بسیاری از اشتباهات گذشته قابل جبران نیست و حرکت صحیح رو به جلو با گزینه های محدود پیش روی اوباما در سال آتی میلادی خواهد بود . برنامه های گسترده ای در سطح بین المللی قابل اجراست اما تمامی آنها در چهار حوزه حیاتی و مهم خلاصه می شود : ایران ، سوریه ، روسیه و چین .

مهمترین مساله برای آمریکا در سال آینده باید این باشد که با هر روش و کار ممکن به توافق هسته ای با «جمهوری اسلامی ایران » دست پیدا کند . این بدین معناست که کنگره باید استفاده از سلاح تحریمی خود را بر ضد ایران متوقف نموده و مانع شکست مذاکرات هسته ای غرب با تهران شود . در چنین شرایطی واشنگتن نیز می تواند اطمینان بیشتری در قبال فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی داشته باشد .

باراک اوباما دیگر نمی تواند به تردیدهای طولانی مدت خود درباره سرنوشت حکومت بشار اسد در سوریه ادامه دهد . وی باید تصمیم گیری واضحی داشته و ناتوانی های پیشین خود در این عرصه را بپذیرد . اوباما باید بپذیرد که به راحتی زمین و سلاح های فراوانی را در اختیار تروریست های تکفیری _ بعثی در خاک سوریه قرار داد . در صورتی که این اشتباهات استراتژیک و مخرب از سوی واشنگتن در سوریه رخ نمی داد اکنون دمشق بعنوان اهرمی قدرتمند در مبارزه علیه تروریست های داعش در عراق مورد استفاده قرار می گرفت .

اوباما نباید اجازه دهد روابط آمریکا با روسیه در وضعیت کنونی باقی بماند چرا که چنین روابط سرد و خصمانه ای آنهم در سطح مقامات ارشد می تواند خساراتی جدی و جبران ناپذیر به واشنگتن وارد نماید .

در انتهای این مقاله آمده است : در نهایت اینکه ایالات متحده قویا نیازمند اصلاح رفتار و توازن عملکردهای خود در منطقه آسیا است . عملکرد و اقدامات پکن حاوی این پیام ضمنی است که آمریکا ناچار است چین را بعنوان یک قدرت جهانی به رسمیت بشناسد . واقعیت این است که ایالات متحده فاقد هرگونه سیاست اطمینان بخش در عرصه خارجی است و تنها عملکردی گیج کننده و آشفته دارد . چنین رویکردی بخصوص در قبال پکن دردسرهای فراوانی در آینده برای واشنگتن خواهد داشت .

نگاهی به سال آینده می تواند این احتمال را ایجاد کند که 2015 نیز سالی پرآشوب و مبهم برای اوباما در عرصه سیاست خارجی خواهد بود . بعنوان مثال ، کاهش بی سابقه قیمت جهانی نفت به هر بشکه حدود 60 دلار _ که نسبت به سال های گذشته در همین تاریخ در پایین ترین سطح خود قرار داشته و از سوی عربستان و آمریکا حمایت می شود _  نشان دهنده دردسرهای احتمالی واشنگتن در سال آتی میلادی می باشد . بدنبال این سیاست عملا تمامی اقتصادها و روابط تجاری و مالی مورد تاثیرات منفی قرار خواهند گرفت.

انتهای پیام /ش

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار