امروز : یکشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۶ - 2017 March 26
۱۲:۰۸
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 135656
تاریخ انتشار: ۷ دی ۱۳۹۳ - ساعت ۱۵:۴۱
تعداد بازدید: 143
گروه بین‌الملل پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; - حامد شهبازی: عربستان و جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر درگیر رقابتهایی در منطقه هستند که از ...

گروه بین‌الملل پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; - حامد شهبازی: عربستان و جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر درگیر رقابتهایی در منطقه هستند که از منظر ژئوپولیتیک باید آن را بر اساس نظریه "منطقه فشار" یعنی رقابت قدرتهای منطقه‌ای در درون منطقه تحلیل کرد و در این بستر، هر یک از قدرتهای منطقه‌ای از ابزارهای در اختیار خود به عنوان اهرم فشاری به منظور دستیابی به منافع‌ کلانتر بهره می‌گیرند.

با توجه به چنین دیدگاهی می توان کاهش قیمت در بازارهای جهانی را از این زاویه مورد تحلیل قرار داد که عربستان سعودی از نفت به عنوان سلاحی برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی ایران بهره گرفته است و قطعا بدون هماهنگی با ایالات متحده عربستان در پیشبرد سناریوی خود از توفیق چندانی برخوردار نبود.

مقامات ارشد ایران، در حالی این اقدام عربستان را با انگیزه‌های سیاسی و نتیجه توطئه‌ای علیه منافع منطقه، مردم مسلمان و جهان اسلام دانسته‌اند که اساسأ بررسی اقدامات ریاض و طرحها و توطئه‌هایی که با حمایت این کشور در منطقه به ویژه در قبال سوریه، مصر، بحرین و البته تلاشهای خاندان آل سعود برای ضربه زدن به منافع جمهوری اسلامی ایران صورت داده‌اند، کاملا مبرهن می سازد که جمهوری اسلامی ایران با «رقیبی» روبرو است که برای نیل به اهداف خود از هیچ اقدامی فرو گذار نیست و اگر رقابت را «خلق فرصت حداکثری برای خود و مانع از کسب فرصت حداقلی برای دیگران» تعریف کنیم، اقدامات ریاض و متحدانش برای جلوگیری از نفوذ و تاثیرگذاری جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقه‌ای (که البته در مقطع کنونی با طراحی سناریویی به منظور کاهش قیمتهای نفت که طبیعتا ایران به صادرات آن وابسته است) توجیه‌پذیر به نظر می رسد.

از جنبه نظریات روابط بین الملل، بررسی اقدام عربستان در کاهش قیمت نفت می تواند به روشن شدن موضوع کمک نماید.

نگرش «رابرت گیلپین» یکی از بنیانگذاران نظریه واقعگرایی درباره مرکانتیلسیم به منظور اینکه چگونه تصمیمات اقتصادی توسط اهداف سیاسی تعیین می شوند، مبین این واقعیت است که چگونه عربستان سعودی از سلاح نفت برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی خود بهره می گیرد و اینکه جمهوری اسلامی ایران در صدر راهبرد و خط مشی سیاست خارجی ریاض قرار دارد بر کسی پوشیده نیست.

گیلپین تصریح می کند که «اساس نگرش مرکانتیلیستی، سودمندی اقتصاد برای دولت و منافع آن است». در واقع مرکانتیلیستها بر این باورند که مداخله گسترده دولت در اقتصاد در راستای منافع ملی است از این رو ضروری است که سیاست اقتصادی دولت به نحوی اتخاذ شود که منافع حکومت را تامین کند. بنابراین این اقتصاد است که در خدمت اهداف سیاسی است. در عین حال در نظام مرکانتیلیستی، بازیگران اصلی دولت-ملتها هستند که از سوی گیلپین به عنوان "بازیگران  واقعی در روابط اقتصادی بین الملل" توصیف می شوند و "منافع ملی تعیین کننده سیاست خارجی است."

از این رو انتخابها در سیاست خارجی عربستان به گونه‌ای است که تامین کننده منافع آن کشور است و هدفش تاثیرگذاری بر رویدادهایی در منطقه به منظور اعمال قدرت خود است. با توجه به این موارد باید گفت که جمهوری اسلامی ایران با رقیبی (اگر نگوییم دشمن) روبرو است که با نگاهی کاملأ رئالیستی با در اختیار داشتن ابزارهایی چون نفت، نفوذ منطقه‌ای، وجود متحدانی همچون آمریکا که خود به تنهایی به دنبال اعمال فشار بر جمهوری اسلامی ایران است، برای کسب فرصت حداکثری برای خود و جلوگیری از فرصتهای تهران به منظور تامین منافع خود در منطقه بشدت تلاش می کند.

در نگاه رئالیستی اصولا خوشبینی جایی ندارد چرا که نظام جهانی را آنارشیک می بیند و دولت‌ها صرفا بر اساس ملاحظات و منافع سیاسی، امنیتی و اقتصادی خود با یکدیگر وارد رابطه می شوند. در عین حال بر اساس این دیدگاه دولت ها بازیگران عقلانی هستند که هر یک در تلاش برای کسب حداکثری منافع ملی خود هستند چرا که امنیت ملی و بقای خود را اصل می دانند.

نمی توان عربستان را به دلیل داشتن انگیزه‌های سیاسی در کاهش قیمت نفت مورد نقد قرار دارد چرا که این کشور این اقدام را در راستای منافع ملی خود می بیند به ویژه آنکه عربستان در منطقه‌ای حضور دارد که کشوری قدرتمند و تاثیرگذار همچون جمهوری اسلامی ایران با گستره نفوذ قابل توجه اکنون در بسیاری از تحولات و معادلات منطقه‌ای ایفای نقش می کند اما آنچه که از اهمیت برخوردار است این امر است که بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در تامین منافع خود، با نگاه ایدئالیستی و خوشبینانه اقدام نمی کند.

گرچه رعایت اصول دیپلماسی و ابزاری چون مذاکره به منظور تحکیم روابط حسنه بخشی از اقدامات کشورها در نیل به اهداف خود است اما نگاهی به تحولات به ویژه پرونده هسته‌ای ایران نشان داده هر جا که جمهوری اسلامی ایران مقتدرانه و بر اساس سه اصل «حکمت، عزت، مصلحت» عمل کرده و از منافع خود ذره‌ای عقب‌نشینی نکرده، رقبای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای چاره‌ای جز پذیرش ایران به عنوان کشوری بانفوذ و تاثیرگذار در تحولات منطقه‌ای و حتی جهانی نداشته‌اند. در بازی قدرت، باید قدرتمندانه عمل کرد و خوشبینی جایی در بازی بزرگان ندارد.

انتهای پیام/.

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها