امروز : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 10
۱۱:۵۷
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 136397
تاریخ انتشار: ۱۰ دی ۱۳۹۳ - ساعت ۱۴:۱۸
تعداد بازدید: 64
بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته ...

بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیل‌های موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.

 

***

 

رسانه‌های اصولگرا تریبون مفت رانتی تندروها هستند!

آقای حمیدرضا جلایی‌پور از فعال سیاسی اصلاح‌طلب که در میان اعضای یک جریان سیاسی خاص به جامعه‌شناسی مشهور است اخیراً در بخشی از گفت‌وگوی خود با روزنامه اعتماد اظهار داشت:

«تندروها هستند که اجازه نمی‌دهند...هماهنگی و اتحاد شکل بگیرد. به این خاطر که تندروها تریبون‌های مفت رانتی دارند (فقط روزی ١٥٠ پیامک تبلیغی-خبری برای منی که کاره‌یی نیستم، می‌فرستند) با استفاده از این ابزار جوسازی کنند و گرنه وزن واقعی‌شان به این اندازه نیست»!

او همچنین در بخش دیگری از صحبت‌های خود گفته است: متاسفانه تندروها نه از انتخابات ٩٢ درس گرفتند نه حتی از ده ها هزار تشییع کننده جوان مرحوم پاشایی.

 

*آقای جلایی‌پور بصورت تلویحی اما مشخص، تمام رسانه‌ها و خبرگزاری مطرح اصولگرا را «تریبون‌های مفت رانتی تندروها» نامیده است که برای آقای جلایی‌پور؛ روزی 150 پیامک می‌فرستند!

جدای از سخیف بودن این سخن و شمول همه‌گیر آن، ذکر این نکته ضروریست که استفاده رسانه‌ها از روش‌های نوین رسانه‌ای برای اطلاع‌رسانی، یک امر بدیهی در تمام دنیاست و کسی حق ندارد به صرف اینکه یک رسانه یا چند رسانه به وظیفه و خواسته حرفه‌ای خود در این راستا عمل می‌کنند؛ فی‌الفور مدعی رانتی بودن و تلاش آنها برای جو‌سازی! شود.

همچنین در همین راستا نشریه یالثارات گزارش داده است که یکی از اصلاح‌طلبان اخیراً در بخشی از یک مصاحبه گفته است:‌«اصولگرایان کمتر توانسته‌اند از علم جدید و دستاوردهای بشری بهره لازم را ببرند»!

این صحبت نقل شده و سخیف نیز نظر آقای جلایی‌پور را با چالش دیگری مواجه می‌کند زیرا استفاده خبرگزاری‌ها و سایت‌های خبری با رویکرد اصولگرایی از سرویس پیامک و حتی شبکه‌های اجتماعی، یکی از دستاوردهای جدید است و مشخص نیست چرا آقای جلایی‌پور بعنوان یک استاد دانشگاه و فعال سیاسی اصلاح‌طلب، به واسطه قرار گرفتن در طوفان این دستاوردهای مطلوب، اظهار نارضایتی می‌کند؟!

آقای جلایی‌پور همچنین در بخش دوم اشاره شده از صحبت‌هایش، مشخص نکرده است که تندروها (لفظ اطلاقی این روزهای یک جریان خاص به تمام منتقدان خود و دولت یازدهم!) دقیقاً از چه چیز مراسم تشییع مرحوم پاشایی باید درس بگیرند؟!

البته اگر صحبت‌های شخص آقای جلایی‌پور و سایر همفکرانشان را مبنی بر اینکه «نمایش، نمایش پاشایی نبود»، «پاشایی مخاطبانش را به رفتارهای غیر ایدئولوژیک دعوت می‌کرد»، «جنبش بودن مراسم تشییع مرحوم پاشایی» و «واکنش‌های بزرگتری هم در راه است!» در نظر گرفته شود؛ آنگاه است که معنای سخن آقای جلایی‌پور واضح‌تر و مشخص می‌شود که منظور ناخوب ایشان از تأکید بر درس گرفتن چیست؟!

 

***

 

یونسی: بسیاری از ردّ صلاحیت‌ها غیر اسلامی است!

دستیار اقوام و مذاهب رئیس‌جمهور روحانی چندی قبل در یک دیدار با عنوان «جلسه مشترک با نخبگان اهل سنت استان گیلان» گفته است: بسیاری از ردّ صلاحیت‌ها و گزینش‌ها در کشورمان شیوه‌ای غیر اسلامی است!

به گزارش جماران، آقای علی یونسی همچنین با اشاره به «تنگ نظری‌ها و سخت گیری‌های موجود در کشور»! این مساله را شخصی و گروهی عنوان کرده و گفته است: این امر نمونه بارز ظلم به مردم است که موجب بی‌عدالتی می‌شود چرا که نظام جمهوری اسلامی متعلق به مردم است»

 

*منظور آقای یونسی از ردّ صلاحیت‌ها و گزینش‌های غیر اسلامی می‌تواند مربوط به اظهارات مکرر ایشان درباره ضرورت اعطای پست‌های کلان نظام به مذاهب غیر شیعه باشد.

اما با توجه به اینکه ایشان در همین صحبت‌ها به مسئله «انتخابات» نیز اشاره کرده است؛ به نظر می‌رسد منظور وی از عبارت غیر اسلامی بودن ردّ صلاحیت‌ها! می‌تواند چیزهای دیگری هم باشد.

همچنین در باب این صحبت‌ها که سوگمندانه از آنها مفاهیمی مثل «غیر اسلامی بودن روش‌های تشخیص صلاحیت»! و وجود «تنگ‌نظری و سخت‌گیری زیاد نسبت به مردم» در ایران مستفاد می‌شود باید گفت که هیچ جامعه‌ای حتی در دوران زعامت امام معصوم(ع) نیز بری از همه خطاها و اشتباهات حتی در سطح کارگزاران حکومتی نیست.

با توجه به این حقیقت آشکار باید از برخی افراد سؤال کرد که چرا به‌گونه‌ای صحبت می‌کنند که احساس فراگیری، گسترده بودن و بی‌کفایتی کارگزاران کشور به واسطه وجود مفاسد به اذهان القا می‌شود؟!

آیا روا نبود که آقای یونسی در همین اظهارات خود به عزم مسجّل نظام اسلامی برای مبارزه با هر مفسده‌ای که بارها و بارها در کلام رهبر فرزانه انقلاب و منش و ممشای سایر مسئولان کشور جلوه‌گری کرده است اشاره می‌کرد؟!

گفتنیست پیش از این نیز صحبت‌های یکی از چهره‌ها که مدعی شده بود کشور ما امروز نه جمهوری است و نه اسلامی! در سایت جماران منتشر شده بود.

 

***

 

راز آن یک‌سال تبلیغ و تکذیب چه بود؟!

اصلاح‌طلبان فعالیت خاکستری ندارند اما...

معاون سیاسی وزیر کشور در دوران اصلاحات اخیراً در بخشی از گفت‌وگوی خود با روزنامه شرق گفته است: «اصلاح‌طلبان شفاف هستند و مسایل را به وضوح با مردم در میان می‌گذارند. آنان رفتارهای دوگانه، خاکستری و پشت‌صحنه‌ ندارند و هرچه جلوتر آمده‌اند خیلی راحت‌تر واقعیت‌ها را به مردم گفته‌اند»

آقای مرتضی مبلّغ افزوده است: برای همین است که اقبال به اصلاح‌طلبان در جامعه زیاد است و روزافزون هم می‌شود و هر چه پیش می‌رویم مردم بیشتر می‌فهمند که اصلاح‌طلبان با آنان روراست هستند و صادقانه درصدد حل مشکلات و پیشرفت و تعالی کشور‌ هستند.

 

*قبل از توضیح اشکال اساسی صحبت آقای مبلّغ باید اشاره کرد که تأکید ایشان مبنی بر اینکه اقبال مردم به اصلاح‌طلبان هر روز بیشتر می‌شود؛ یک حرف غیر قابل اثبات و در حالت خوشبینانه، نظر شخصی ایشان است.

چه اینکه نه دلیل و ادراک مشترکی در این زمینه وجود دارد و نه واقعیت‌های مشخصی مثل رأی نیاوردن جریان اصلاحات طی 13 سال گذشته در هیچ انتخاباتی! صحبت آقای مبلّغ را اثبات نمی‌کند.

و اما تأکید آقای مبلّغ مبنی بر اینکه اصلاح‌طلبان رفتارهای دوگانه، خاکستری و پشت‌صحنه‌ ندارند و همه چیز را به راحتی به مردم می‌گویند؛ باید در کنار چند واقعیت مسلّم به قضاوت گذاشته شود.

عددی از آن واقعیت‌هایی که مدعای آقای مبلّغ را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند به این قرارند:

 

یکم: چرا جریان مورد اشاره آقای مبلّغ، در سال 88 بصورت علنی و تلویحی از وجود مقوله‌ای به نام «تقلب» در انتخابات سخن گفت اما چند ماه و چند سال بعد، کسانی همچون آقایان خاتمی و حجاریان، بعنوان لیدر و تئوریسین جریان مذکور نه تنها در انتخابات‌های بعدی نیز شرکت کردند (که این مسئله ناقض ادعای وجود تقلب بود) بلکه از عدم امکان تقلّب و اینکه رخدادهای مورد نظر آنها در سال 88 نه تقلّب که «تدلّس» بوده است سخن گفتند؟!

چرا آنها حاضر نشدند همین صحبت‌ها را در سال 88 نیز به افکار عمومی بگویند؟!

 

دوم: جریانی که آقای مبلّغ متعلق به اردوگاه آنست در تمام طول سال 91 به صورتی همه‌گیر برای رأی‌آوری آقای هاشمی رفسنجانی در انتخابات سال 92 مبادرت به تبلیغات زیر پوستی کرد اما هرگاه از معاریف آنها سؤال شد که آیا آقای هاشمی قصد شرکت در انتخابات و کاندیداتوری دارد؟! یکصدا پاسخ «خیر» دادند و قضیه را با اصرار، کتمان کردند.

در آن ایام آقای ترکان در ویژه‌نامه‌های روزنامه شرق از این می‌نوشت که در دولت هاشمی رسانه‌ها آزاد بوده‌اند!

از آقای یونسی سؤال شده بود به چه کسی رأی می‌دهید و ایشان مرد عبور از بحران بودن! را یکی از ملاک‌های رأی خود معرفی کرده بود.

رسانه‌های جریان مذکور مقاله‌های فراوانی را در لزوم شیخوخیت و بالا بودن سن کاندیدای مطلوب! منتشر کردند.

معاریف جریان اشاره شده، علی‌الدوام در صحبت‌های خود بر مقوله «دولت وحدت ملی» که ذکر قیام و قعود آقای هاشمی و نماد ایشان بود اشاره می‌کردند.

و جالب آنکه آقای عباس عبدی که از منتقدین آقای هاشمی نیز به‌شمار می‌رود در مصاحبه با سایت مشرق در همان ایام از این گفته بود که کاندیدای مطلوب اصلاح‌طلبان باید کسی باشد که رأی داشته باشد، بتواند با حکومت تعامل کند و قابلیت نمایندگی اصلاح‌طلبان را نیز داشته باشد! (و منهای نیت آقای عبدی اما مصداق این ویژگی‌های مسلماً کسی غیر از آقای هاشمی نبود)

و جالب آنکه تمام این فعالیت‌های زیر پوستی با تکذیب‌های علنی در مورد کاندیداتوری آقای هاشمی و حتی بیان جملاتی مثل «آقای هاشمی دشمن اصلاح‌طلبان است»! انجام می‌شد و دست آخر نیز اینطور اعلام شد که آقای هاشمی به صرف احساس تکلیف و بخاطر مردم به صحنه کاندیداتوری آمده‌اند.

آیا جریان مذکور می‌تواند در این زمینه مدعی راستگویی به افکار عمومی و دوری از بازی خاکستری باشد؟!

 

و سوم: چرا جریان مورد اشاره آقای مبلّغ درباره رخدادهایی مثل راهپیمایی میلیونی در اربعین حسینی، یوم‌الله بزرگ 9 دی، حضور مستشاری و تسلیحاتی ایران در سوریه و عراق و میزان تأثیرگذاری واقعی تحریم‌ها بر اقتصاد ایران (که هیچگاه بیش از 30 درصد نبوده است) موضع شفافی نمی‌گیرد؟

به نظر می‌رسد که پاسخ واضح به سه سؤال مذکور و شواهد آنها، با وضوحی بیشتر از صحبت‌های آقای مبلّغ بتواند مشخص کند که یک جریان سیاسی خاص در کشور تا چه اندازه با افکار عمومی روراست است و از فعالیت‌های پشت پرده دوری می‌کند؟!

 

***
 

«مسلمان میانمار» اسیر فراموشی جهان اسلام

این تصاویر را شبکه خبری الجزیره از وضعیت مسلمانان آواره روهینگیایی منتشر کرده است.









بسیاری از مسلمانان روهینگیا پس از حملات چند سال اخیر بودایی‌ها در کشور میانمار و خشونت‌هایی که علیه مسلمانان بروز یافت و دولت افراطی میانمار نیز اعلام کرد که اساساً مسلمانان، شهروندان این کشور نیستند؛ مجبور به ترک خانه و کاشانه خود و پناه بردن به کشورهای همسایه میانمار شدند.













بر اساس گزارش رسانه‌های خارجی، این مسلمانان پناهنده شده نه‌تنها در هندوستان که در تمام کشورهایی که به آنها پناه برده‌اند در شرایط بسیار بد بهداشتی و غذایی زندگی می‌کنند.

این گزارش‌های می‌گویند مسلمانان رانده شده مجبورند به سختی امرار معاش کنند و همانطور که از تصاویر فوق پیداست، از هیچ‌گونه امکاناتی هم برخوردار نیستند.

خشونت‌های بودائیان میانمار علیه مسلمانان روهینگیا که عمدتاً در ایالت راخین این کشور ساکن بوده‌اند از سال 2012 شدت بیشتری به خود گرفت.

خشونت‌هایی که منجر به کشته شدن هزاران مسلمان بیگناه شد و خشونت‌های بودائیان که گفته می‌شد ارتش میانمار نیز از آنها حمایت می‌کند به آنجا رسید که مسلمانان را در وسط خیابان‌ها به آتش می‌کشیدند.

مجامع بین‌المللی هرگز در مقابل خشونت‌های میانمار علیه مسلمانان موضع خاصی نگرفتند و فعالان حقوق بشر از جمله خانم آنگ‌سان ‌سوچی، فعال حقوق بشر میانماری! که بر اساس اسناد بین‌المللی عضو کلوپ‌های صهیونیستی است نیز هیچ اعتراض خاصی در قبال کشتار مسلمانان روهینگیا انجام نداد.

مجامع سیاسی و دانشجویی کشورمان البته بویژه در سال 2013 که اوج خشونت‌های بوداییان علیه مسلمانان شکل گرفت مواضع مهمی را در این زمینه اخذ کردند و به حمایت از مسلمانان میانماری پرداختند اما امروز در کمتر رسانه‌ای به وضعیت مسلمانان رانده شده از کشور میانمار پرداخته می‌شود.

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار