امروز : چهارشنبه ۹ فروردین ۱۳۹۶ - 2017 March 28
۰۱:۲۶
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 136784
تاریخ انتشار: ۱۲ دی ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 58
به گزارش خبرنگار تاریخ پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، رونمایی از کتاب «آمدیم خانه نبودید» دیروز در  نشر ثالث با حضور احمد ...

به گزارش خبرنگار تاریخ پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، رونمایی از کتاب «آمدیم خانه نبودید» دیروز در  نشر ثالث با حضور احمد مسجدجامعی، سیروس علی نژاد، ، رامین نفیسی (فرزند سعید نفیسی)، چهرزاد بهار (فرزند ملک شعرا بهار)، مهدی یزدانی خرم و نصرالله حدادی برگزار شد.

احمد مسجدجامعی در این مراسم گفت: یکی از جنبه‌های مثبت این کتاب این است که فقط به تاریخ اختصاص ندارد بلکه بخشی از روایت امروز ما را بیان می‌کند.

وی افزود: نامی که برای کتاب انتخاب شده است، جالب است، برای اینکه ما در خانه زندگی نمی‌کنیم بلکه در مجتمع زندگی می‌کنیم، خانه معنی و مفهوم خاص خودش را دارد، حس و حال خود را دارد.

مسجد جامعی ادامه داد: من با نوشته‌های خانم ظهیری در روزنامه‌ آشنا شدم. وی هفتگی و برای مخاطب عام می‌نوشت. نوشتن برای مخاطب عام از ویژگی اوست و همسر ایشان نیز زحمت بسیاری کشیده است که کتاب چاپ شود و ظاهراً به ایشان تقدیم شده است که حضار با صدای بلند گفتند کتاب به همسر نویسنده تقدیم نشده است(خنده).

وی ادامه داد: یکی از کارهایی که چنین کتاب‌هایی انجام می‌دهد آگهی‌بخشی به مدیران شهری است، به طور مثال؛ اگر این کتاب زودتر چاپ می‌شد برخی از حسرت‌هایی که در مورد خانه‌های مشاهیر وجود دارد الان وجود نداشت  و آن خانه‌ها احیاء می‌شد.

چهرزاد بهار از دیگر سخنرانان این مراسم بود که گفت: به محض انتشار کتاب «آمدیم خانه نبودید» برادرم کتاب را برایم فرستاد و من داغ داغ خواندم. خانه کنونی بهار ظهیرالدوله است.

وی ادامه داد: من از مسجد جامعی که عضوی از  شورای شهر است از مسئولان شهری بخواهد که به ظهیرالدوله توجه بیشتری کنند. 63 سال پیش پدرم فوت کرد و خیلی‌ها آمده بودند که پدرم را به مشهد ببرند چون پدرم عاشق آن سرزمین و ملک‌الشعرای امام رضا(ع) است.

وی ادامه داد: خانه بهار یکی از زیباترین جای این شهر بود و در بیرون از دروازه دولت قرار داشت و آن حوالی همه بیابان بود و من دبستان را در حوالی کافه نادری می‌رفتم که تقریباً مغازه‌ای در آن حوالی وجود نداشت.

بهار ادامه داد: علت خرید خانه در بیرون از دروازه دولت توسط بهار این بود که پدرم پولی نداشت که در تهران خانه بخرد و آن زمان تهران یک محدوده خاصی بود، بعدها به کمک دوستان از جمله خانواده هدایت خانه‌ای در امجدیه پدرم خرید.

وی گفت: پدرم در امجدیه ملک پر از میوه خرید، مادرم آنجا چادر زد و تا توانستیم در مدت زمان بعد خانه‌ای در آنجا بسازیم و به نظر من امجدیه یکی از بهترین جاهای دنیا بود و وقتی آنجا را ترک کردیم یکی از وحشتناک‌ترین روزهای زندگی من بود. ما به ناچار آنجا را ترک کردیم، چون خانه را فروختیم تا فرزندان بهار بتوانند به زندگی ادامه دهند.

وی با بیان اینکه خوشبختانه خیابان ملک‌الشعرای بهار و بهار در دروازه‌دولت را عوض نکردند، افزود: من التماس می‌کنم که مسئولان شهر ظهیرالدوله را حفظ کنند، همه جای دنیا مقبره بزرگان را ارج می‌نهند، در حال حاضر ظهیرالدوله محل دفن 40 تا 50 بزرگ ایرانی است و معنی ندارد فقط روز پنج‌شنبه بتوانند خانواده درگذشتگان به آنجا رفت و آمد کنند و آن هم پنج‌شنبه‌ها صبح‌ها برای خانم‌ها و عصرها برای آقایان است.

*پدرم مشکلات معیشتی بسیار زیادی داشت

رامین نفیسی فرزند سعید نفیسی از دیگر سخنرانان این مراسم بود و گفت: پدرم مشکلات معیشتی بسیار زیادی داشت به گونه‌ای که مجبور شد تسبیح مرواید 500 تومانی که مادر او به همسرش هدیه داد را بفروشد و با آن یک ساختمانی قدیمی کلنگی را بخرد و در آن زندگی کند.

وی افزود: 48 سال است که از فوت پدرم می‌گذرد و تلاش خانواده نفیسی از جمله خودم این است که وسایل پدر را به نحو احسن حفظ کنیم و اگر مسئول دلسوز مانند آقای مسجد جامعی و نهادهای دلسوز پیدا کنم، این وسایل را اهدا خواهم کرد.

سیروس علی‌نژاد یکی از روزنامه‌نگاران قدیمی در این مراسم گفت: من زمانی که همسن خانم ظهیری بودم، آنگونه که خانم ظهیری به گذشته اهمیت می‌دهد اهمیت نمی دادم، فکر می‌کردم به جای شخم زدن گذشته باید به ساختن آینده فکر کنیم، ولی امروز چون صاحب گذشته‌ای شدم، متوجه شدم که اگر گذشته نبود آینده‌ای نیز وجود نداشت.

وی افزود: اگر گذشته نبود شاهنامه، شعر مدائن خاقانی ووجود نداشت. گذشته و دنیای امروز ما بسیار اهمیت دارد و کار خانم ظهیری کار بسیار ارزشمندی است که قدر گذشتگان را بدانیم.

وی ادامه داد: 170 سال پیش مسئولان شهری لندن برای بزرگداشت بزرگان لندنی پلاک آبی را ساختند که در محل زندگی آنان نصب می‌کردند.

*رویکرد خانم ظهیری را نمی‌پسندم

وی با بیان اینکه من با رویکرد خانم ظهیری رفاقت ندارم، گفت: خانم ظهیری معتقد است که تمام خانه‌های بزرگان را باید حفظ کرد، این در حالی است که من با بسیاری از بزرگان رفت و آمد داشتم و خانه برخی از آنان آنچنان ارزش نگهدای ندارد بلکه یاد و گرامیداشت این بزرگان بیشتر اهمیت دارد و می‌توان از تجربه کشورهای دیگر بهره برد و پلاک آبی برای محل زندگی یا کوچه‌ای که در آنان زندگی می‌کرد نصب کرد و یاد او را گرامی داشت.

وی ادامه داد:‌ البته لندن و تهران بسیار با هم تفاوت دارد، اگر در حال حاضر نیز شکسپیر بزرگترین نویسنده انگلیسی‌زبان زنده شود، دوباره می‌تواند خانه خود را پیدا کند، ولی تهران 20 سال پیش با امروز آنقدر متفاوت است که حتی ساکنان قدیمی نیز آن را نمی‌شناسند.

در پایان این مراسم، مهدی یزدانی خرم مجری و کارشناس برنامه گفت: زمانی که این کتاب را برای من فرستادند فکر نمی‌کردم کتاب ارزشمندی باشد، اما با مطالعه آن فهمیدم که کتاب خوبی است و نویسنده سعی کرده است تکه‌تکه خانه مشاهیر را احیاء کند که این کار ارزشمندی است و سراسر کتاب با فقدانی مواجه هستیم.

وی ادامه داد: من در نقدی که در یکی از مجلات نوشتم گفتم روح‌هایی بزرگی در این شهر هستند که گاهی اوقات با یادآوری آنها می‌توانیم به گذشته این شهر وفادار باشیم و بتوانیم گذشته‌گرا باشیم، می‌توانیم این بزرگان را درک کنیم.

وی در پایان گفت: من با فضاسازی این کتاب کمی مشکل دارم و آن هم استفاده نابجا از زبان شعری است.

انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها