امروز : پنجشنبه ۸ تیر ۱۳۹۶ - 2017 June 29
۰۶:۲۵
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 137177
تاریخ انتشار: ۱۴ دی ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۱
تعداد بازدید: 86
پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; -زهرا قزیلی: همه ساله در حوزه ساخت آثار در حوزه های مختلف سینما (کوتاه، بلند، مستند و...)شاهد ورود افرادی به عرصه ...

پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; -زهرا قزیلی: همه ساله در حوزه ساخت آثار در حوزه های مختلف سینما (کوتاه، بلند، مستند و...)شاهد ورود افرادی به عرصه هنر هفتم هستیم این درحالی است که تعدادی از این افراد استعدادهایی هستند که می توان با سرمایه گذاری درست بر روی کارهای آنها سینما را از وضعیت رکود خارج کرد. اما متاسفانه در سالهای اخیر شاهد متولی درست و کارگروه های مشخص برای حمایت و توجه به فیلمسازان نبودیم این مسئله تنها به دولت یازدهم باز نمی‌گردد بلکه در دولت دهم هم این ضعف دیده می شد.

میزگردی با حضور محمدحسین لطیفی کارگردان، نویسنده و تهیه کننده، جمشید محمودی کارگردان، نوید محمودی تهیه کننده (چند متر مکعب عشق که این روزها در حال اکران است) و سام قریبیان کارگردان فیلم (360 درجه) برگزار کردیم تا مشکلات در این عرصه را از زبان  محمدحسین لطیفی که سال گذشته عضو هیات انتخاب جشنواره فیلم فجر بود و دو فیلمساز (محمودی و قریبیان) که یکی فیلمش از لیست جشنواره جاماند و دیگری فیلمش برگزیده جشنواره سال گذشته بود مرور کنیم.

در سالهای اخیر فیلم هایی ساخته می‌شود که کمتر به مخاطب توجه داشته و بیشتر زاویه دیدشان به سمت جشنواره ها و تشویق در آن سوی مرزها تنظیم شده است، دسته دیگر از فیلم ها با تقلید از فیلم هایی که در جشنواره ها مختلف مورد توجه قرار گرفتند ساخته می شود. از سوی دیگر فیلم هایی ساخته می شود که تنها با بازنمایی مشکلات اجتماعی بدون هیچ نور امید و گشایشی کام مخاطب را تلخ می کند. هر سال متقاضیان فیلم های اول برای حضور در جشنواره فیلم فجر بالاتر می رود اما بر اساس این میزان تعداد فیلم ها در نظر گرفته نمی شود و براساس آئین‌نامه هر سال یک تعداد محدود فیلم به این بخش راه می یابند.

*جشنواره فیلم فجر نباید رقابتی باشد

لطیفی: من در هر نشستی که بودم حتی در دفتر جشنواره و در حضور آقای رضاداد و آقای ایوبی همیشه این مطلب را بیان کرده ام که ای کاش جشنواره فجر، یک جشنواره دوستی و غیر رقابتی بود؛ هر طور که می توانید مسیر جشنواره را تغییر داده و آن را غیر رقابتی کنید، با این کار محبت در دل بچه های سینما بیشتر خواهد شد. جشنواره اگر غیر رقابتی باشد حس و حال بهتری خواهد داشت. در واقع من معتقدم که جشنواره فیلم فجر حق ندارد رقابتی باشد زیرا در ایام جشن انقلاب برگزار می شود، روز 22 بهمن را اعلام کرده ایم که یک جشن دوستی است. بپذیریم که در حال حاضر با این وضع عده ای دلخور می شوند، عده ای عصبانی، عده ای می گویند در حقمان ظلم شده و عده ای هم می گویند حقمان را گرفتیم.

 

*نگاه فیلمساز ما از دهه 60 به سمت جشنواره‌های خارجی چرخید

لطیفی:آسیب شناسی در سینمای ایران دیر اتفاق می افتد و 15، 20 سال است که این بحث در کشور ما مطرح است که آیا ما برای کشورمان فیلم ساز می خواهیم یا نمی خواهیم؟ در یک دوره ای تمام جهان غرب در تلاش بودند که سینمای هند را فلج کنند. به این صورت که آمریکایی ها سرمایه شان را در اختیار اروپایی ها قرار می دادند که کم کم سینمای هند را به سمت سینمای هنریشان بکشانند و فیلم سازهای هندی را از لحاظ اقتصاد سینمایی پایین بکشند؛ تا حدودی هم داشتند موفق می شدند اما هندی ها زرنگ تر بودند و توانستند این خلا را پر کنند. این شد که پس از سال ها کسی به سینمای هند وقعی نمی نهاد به جز همین چند سال پیش که در اسکار اتفاقاتی افتاد، بعد آمدند سراغ سینمای ایران. چون سینمای بعد از انقلاب ایران حرکت های جدیدی را آغاز کرده بود، یعنی حرکتی انقلابی در سینمای ایران در حال رخ دادن بود. به سمت ما آمد و موجب شد که نگاه فیلم سازهای ما از همان دوران دهه 60 به بعد به سمت جشنواره های خارجی بچرخد و سوژه ها وقصه هایی را برای فیلم هایشان بیابند.





 

*آسیب تولید فیلم‌های لَخت و سیاه‌نما به سینما

لطیفی:در حال حاضر دیگر نوبت ما هم نیست و آن طرف خبری آن چنانی برای سینماگران ما نیست به جز کارهایی کوتاه. به اعتقاد من آنها کارشان را کردند، چون الان بیشتر از سه دهه از انقلاب گذشته و در این مدت، فیلم سازی که برای یک تهیه کننده قابل اعتماد باشد تا به عنوان مثال مبلغی حدود 5/1 میلیارد تومان در اختیارش بگذارد و با خیالی آسوده و راحت کنار رود، کم داریم.

این آسیب شناسی دیر شده اما در واقع همین امروز هم راجع به آن صحبت کنیم خوب است. ساختن یک فیلم با دو تا بچه و... تولید فیلم‌هایی لَخت و شل و سیاه نمایی هایی که قبول کنیم بوده در سینمای ما وجود دارد.

خاطره ای که اینجا بد نیست بگویم؛ من با فیلم «عینک دودی» به جشنواره فوکوئوکا ژاپن رفتم. آقای صدر عاملی و خانم معتمد آریا و خیلی های دیگر از دوستان هم بودند. در مراسم اهدای جوایز همراه با مترجمی روی سن رفتم. سوالی کردند که واقعا ایران همینه؟ گفتم؛ بله همینه. گفتند، رابطه زن و مرد واقعا به همین صورته؟ یکی دیگه از سوال کنندگان گفت؛ آخه هر چی ما فیلم از ایران دیدیم جور دیگری بوده. من به مترجم گفتم صحبتهای مرا کامل ترجمه کن؛ «در هر کشوری یک قشری هستند که در نقطه ای از آن کشور زندگی می کنند، به عنوان مثال ما در کشورمان کولی داریم، حتی در امریکا و اسپانیا هم داریم و همچنین فقر داریم و... ولی اکثریت اجتماع وقتی راجع به زن بحث می کنند، به عنوان مثال در روستایی، ماجرایی رخ داده است که  بسیار به ندرت رخ می دهد و خیلی کم است؛ این مسئله را به کل جامعه زنان ایرانی نمی توان تعمیم داد. ایران همین چیزی است که دارید می بینید. تهران همینه، مشهد همینه و...». آخر کلام را گفتم خوب و دقیق ترجمه کن. گفتم؛ «ما مردای ایرونی وقتی به هم می رسیم و می خواهیم حال زنهایمان را بپرسیم می گوییم حال شوهرت چطوره....» پس از این کلام، تمام حضار در سالن ریسه رفتند... چه کسی گفته زن در ایران به این شکله؟

*در جشنواره‌ای گفتنددر ایران ماشین هم دارید؟/ فیلمساز ما از جشنواره خارجی گرا می‌گیرد

لطیفی:در قبرس فردی به من گفت؛ مگر شما در ایران ماشین هم دارید؟ چون هر چه در فیلم های ما دیده بودند شتر بود و بیابان برهوت. یادم می آید که دوستی به من گفت فلانی در مورد فیلمش داره اشتباه می کنه چون من چند تا جشنواره خارجی رفتم اونها اصلا دنبال این چیزا نیستند... ببینید فیلمساز ما گرا می گرفت که جشنواره خارجی چه می خواهد، یعنی انگار ما نوکر پدر جد آنهاییم که برایشان فیلم بسازیم و این بعنی انگار ما در این کشور خودمان هیچ مشکلی نداریم....

جمشید محمودی: بنده در بخش نگاه نو و هم در مسابقه اصلی جشنواره سال گذشته فرصت نیافتم که تمام فبلم ها را ببینم. الان این فرصت را دارم که فیلم های اول را وقتی اکران می شوند ببینم. فکر نمی کنم فیلم ها خیلی شبیه هم باشند. احساس می کنم در فیلم سازهای جوانمان ( فیلم سازهای اول و حتی دوم) تغییری در حال رخ دادن است؛ اینکه سینمایشان با هم متفاوت است و شاید هم همان هجمه ای که سال گذشته اتفاق افتاد اینکه فیلم های اولی همه شبیه یک فیلم می شوند، موجب شد که فیلم سازها به سمت سینمای خودشان بروند....





 

*تاثیرپذیری ممکن است در ناخودآگاه شکل بگیرد

* موافق هستید که وقتی یک فیلم، موفقیتی کسب کرده و توانسته موافقت جشنواره بین الملل را جلب کند، بعضی از فیلمسازها نگاهشان را به آن فیلم نزدیک می‌کنند تنها به علت همان موفقیت در جشنواره؟

جمشید محمودی:پیش از این هم سینماگرهایی که در دنیا موفق بودند قابلیت تاثیر گذاری بر روی فیلم سازها را داشتند؛ و این مسئله یا آگاهانه است و یا مواقعی از ناخودآگاه فیلمساز بروز می‌کند. بنده خودم هم وقتی یک فیلم ساز بین‌المللی موفق را می‌بینم، شاید تاثیراتی از او بپذیرم، فکر می‌کنم چون هنوز جوانم و تاثیر پذیریم بیشتر است. من سعی کردم در ساخت فیلم‌هایم خیلی این مسئله تاثیرپذیری اتفاق نیفتد اما در جاهایی هم حتما تاثیر گرفته‌ام.

*هندی‌ها سینمای خود را به جهان قبولاندند

جمشید محمودی:بحث دیگری که آقای لطیفی مطرح کردند و بسیار هم از آن درس گرفتم راجع به سینمای هند است. اینکه از کشور دیگری می آیند و همه چیزشان را می گذارند برای سینمای هند و یک دوره جایزه می دهند تا از آن مدل خارجش کنند اما سینماگران هندی این مسیر را نمی پذیرند و حتی در حال حاضر در سینمای هالیوود هم تاثیر گذاشته اند. تنها سینمایی که خودش را به آنها رسانده و حتی در فروش هم تهدیدشان می کند همین سینمای هند است. هندی ها سینمای بدنه شان را قبولاندند و این بسیار مهمتر از جشنواره هاست.

*در فضای رسانه‌ای سینما را ضد قهرمان کردیم

جمشید محمودی:اما نکته اینجاست، اگر فیلمی در سینمای ما نمی فروشد قطعا تنها به خود فیلم ساز مربوط نیست بلکه به هزار دلیل ربط دارد. به عنوان مثال حرفی که چند روز گذشته با دوستان می زدم این که ما می گوییم در قصه هایمان قهرمان نداریم و این باعث می شود که فیلم ها برای مخاطب جذاب نباشد؛ ولی من در عین حال می گویم که ما حتی در فضای جامعه، بازیگران و فیلم سازهایمان را هم در محیط رسانه ای تبدیل به قهرمان نمی کنیم. خیلی مواقع خبرهایی از سینماگران را پررنگ می کنیم که مخاطب را پس می زند و وباعث بروز واکنش منفی مخاطب می دهد. بنابراین در ذهن خانواده ها بازیگران و اهالی سینما اصلا از فرم قهرمان خارج می شوند و برای خانواده جذابیت ندارد که فیلمی را ببیند که بازیگرش در ذهن او قهرمان نیست...

*اما مخاطب ما هنوز پیگیر اخبار سینماگران و بازیگران است سینما را دوست دارد و به آن علاقه‌مند است

جمشید محمودی:بسیاری در دنیا تلاش می‌کنند که یک بازیگر، قهرمان باشد ما چند مراسم فرش قرمز برپا کردیم اماسریع محدود و در نهایت منتفی شد. به نظر من خوب است فرش قرمز با رعایت شئونات جامعه برگزار شود برای مردم جالب و جذاب است که وقتی از خیابان عبور می کنند سینماگرانشان را ببینند و این برایشان هیجان انگیز است که کدام فیلم را ببینند و با مراسمی مشابه جذابیت های سینما را برای مردم دوباره زنده کرد.

*بی توجهی به فیلمساز، تن دادن به خواست جشنواره‌های خارجی

وقتی سینما به مخاطب توجه نمی‌کند و متاسفانه بخشی از فیلم سازهای اول ما مخاطب در آثارشان جایی ندارد و نگاهشان نگاه دیگری است. حالا اگر فرش قرمز هم وجود داشته باشد، مخاطب تمایلی به دیدن فیلم ندارد، چون اصلا خود و دغدغه هایش را در فضای فیلم نمی‌بیند.

جمشید محمودی:از فیلمساز که مخاطب را لحاظ می کند چه حمایتی می شود. کسی که مخاطب را با تمام وجودش لحاظ می کند و برای فیلمش قصه می گوید ، می بینیم که توجه ویژه ای به او نمی شود و شاید هم در هر دوره ای توجه به یک فیلم ویژه یا خاصی می شود و آن فیلمی که خیلی به اهداف نزدیکتر است به سیاستها نزدیکتر است که قاعدتا باید از آن حمایت شود؛ من نمی گویم که نباید از آن حمایت شود اما وقتی سایر فیلمسازها را رها می کنیم و فیلم سازی می رود و با تمام عشق و علاقه اش قصه می گوید، وقتی حمایتی از او صورت نمی گیرد شاید مجبور به تن دادن به جشنواره های خارجی شود که لا اقل در این جشنواره ها دیده شود.

*سخت ترین انتخاب ساخت فیلم اول است

نوید محمودی: من فکر می کنم مسئله جای دیگری است و کمی عقب تر است فیلم اول ساختن، خودش اتفاق خیلی عجیبی است. به نظر من سخت ترین انتخاب ساخت فیلم اول است. همه می گویند فیلم دوم سخت تر است زمانی که فیلم اول دیده شود.  اما در فیلم اول کاربه مراتب سخت تر است اگر به عنوان مثال یک قصه کودک انتخاب کنید گفته می شود قبلا فلان فیلمساز بهتر از این ساخته است، قصه اجتماعی انتخاب کنید متهم می شوی به اینکه مثلا  آقای مجیدی، کیارستمی و... این راه رو پیش از این پیمودند. در کل، انتخاب فیلم اول بسیار سخت است. ما برای ساخت فیلم «چند متر مکعب عشق» هشت سال طول کشید که به این نتیجه رسیدیم که این فیلم اول جمشید باشد.

به نظر من یکی از مشکلاتی که راجع به فیلم سازهای اول وجود دارد این است که اجازه نمی دهیم حرفشان را بزنند بنابراین بهترین راه را در این می دانند که از روی دست دیگران، حرفهایی که زده شده دوباره بیان کنند. یعنی به آنها اجازه نمی دهیم حرف خودشان را بزنند. من فکر می کنم مشکل اینجاست.

*چون ریسک پذیر نیستیم؛تنوع ژانر را از دست می‌دهیم

سام قریبیان: به نظر بنده مشکل اینجاست که ما اصولا آدم های ریسک پذیری نیستیم؛ و این ریسک نپذیرفتن باعث می شود که تنوع ژانر در سینمای ایران را از دست بدهیم. وقتی در تاریخ سینمای ایران نگاهی می اندازیم، مشاهده می کنیم که در برهه ای سینمای کودک مُد می شود، در دهه 60 مثلا گلنار و دزد عروسک ها و دیگر کسی اثری نمی سازد. در برهه ای دیگر فیلم جنگی مُد می شود مثل عقابها، کانی مانگا و... در برهه ای فیلم خانوادگی مُد می شود و ... البته در دهه های 60 و 70 به نظر من این تنوع ژانر را داشتیم اما به مرور از میان رفت، چون ریسک پذیری کمتر شد. مثلا بنده به عنوان تهیه کننده یا فیلم ساز وقتی که بخواهم فیلم جدیدی به عنوان فیلم اول بسازم؛ یا در فیلم اولی که برای فیلم ساز اول سرمایه گذاری می کنم به ریسک فکر نمی کنم تنها به اینکه الان سینمای کمدی مُده فکر می کنم و روی این مساله سرمایه گذاری می کنم. بنابراین مسیر فیلم ساز اول به این صورت تعیین می شود؛ ویا اینکه خود فیلم ساز برای خودش تعیین می کند. این عدم تنوع ژانر در سینمای ما لطمه بزرگی است.





 

*نسل جوان تنوع را به سینما باز می‌گرداند

سام قریبیان:به عقیده من در این دو سه سال اخیر، نسل جدیدی پدید آمده که بی پرواتر است؛ یعنی می گوید مدل فیلم خودم را می خواهم بسازم. نسل جوان ما تنوع را کم کم به سینما برمی گرداند و اینجاست که سرمایه گذاری مهم می شود؛ در اینجا ناخواسته مجبور به وابسته شدن به یک سری از نهادها و ارگانها مثل فارابی و یا مرکز گسترش می شوید.

اگر من بخواهم 4 تا فیلم بسازم بایستی این 4 فیلم در ژانرهای مختلف باشد چون به هر حال ما تنوع می خواهیم واین به آینده سینما کمک می کند و همچنین مساله فستیوال (جشنواره) نیز مطرح است.

بنده هم خاطره ای شبیه به خاطره آقای لطیفی دارم. سال گذشته در جشنواره سانفرانسیسکو با فیلم گناهکاران حضور داشتم تماشاگران از فیلم خوششان آمد و سوالی کردند که من به عمق فاجعه پی بردم. پرسیدند، آیا این اولین فیلم پلیسی در ایران است؟ گفتم؛ نه. گفتم اگر حالا قبل از انقلاب را حساب نکنیم بعد از انقلاب در ایران فیلم پلیسی زیادی ساخته شده است. چرا پخش کننده های خارجی و بنیاد فارابی تلاشی برای ارایه فیلم ها در گونه های مختلف سینمای ایران به تماشاچیان خارجی نکردند.

*نمایش بدبختی و فلاکت در هفته های فیلم خارجی

سام قریبیان:من زمانی که امریکا بودم در دانشگاه UCLA هفته ای یک فیلم ایرانی نشان می داد و من هر سال بسیاری از فیلم های ایرانی که در کشورمان نمایش داده می شد یا نمی شد را آنجا می دیدم. تمام فیلم ها یک جور بود و نمایش بدبختی و فلاکت و... بود. وقتی 13 یا 14 تا فیلم می آید و همه اش به یک مدل ساخته شده است، واضح است که نظر آنها نسبت به ایران شکل دیگری به خود می گیرد، چون تمام فیلم هایمان این گونه ساخته شده است. اما اگر طبقات مختلف اجتماعی با داستان ها و ژانرهای مختلف را به فرنگی ها نشان دهید دیدشان نسبت به سینمای ایران تغییر خواهد کرد، چون آن ها دنبال فیلم خوبند به خاطر لذت و سرگرمی.

*تب جشنواره‌ها فروکش کرد تنوع در سینما ایجاد شد

لطیفی: از زمانی که کم کم به فیلم های ایرانی از سوی جشنواره های خارجی  آن چنان که باید باشد وقعی ننهادند باعث شد که این تنوع ایجاد شود. سینماگران ما دیدند که مدام فیلم می فرستند و اتفاقی نمی افتد، گفتند لا اقل خودمان را دریابیم. سینما را که بلدیم پس خودمان کار می کنیم. و دیگر این که موضوع بازار عرضه و تقاضا پیش می آید. وقتی تب جشنواره ها فروکش کرد موجب شد که ما این طرف بگوییم چقدر فیلم های اول خوبی داریم. اما فیلمساز اولی به قول شما چرا بازنمایی مشکلات جامعه را می بیند و درد را می گوید و کاری نمی کند گویی مستند گونه کار می کند.

*کارگردان اول کارش با ترس همراه است

لطیفی:واقعیتش این است که بپذیریم فیلم ساز اولی خیلی مسیر سختی را در پی دارد. مواردی از این سختیها را ذکر می کنم؛1-فیلم سازی که بخواهد کار کند تک لوکیشن است. مثل ملبورن، آگهی تسلیت و...  تمام این فیلم ها چون طرف با بودجه اندکی می خواهد کار کند مجبور است تنها به یک لوکیشن وارد شود. 2- باید برای تبلیغات، سردر سینما ومبلغی را برای بازیگر هزینه کند 3- دیگر اینکه دو نوع تهیه کننده داریم؛ عده ای از  تهیه کنندگان هستند که کارگردان اولشان را دوست دارند و عده ای دیگر فهمیده اند فیلمساز علاقمنداست کار کند برای اینکه کارش ارزان دربیاید می گوید بازیگر برایم مهم است و کارگردان مهم نیست. تهیه کننده فشار می آورد سریعتر کار را جمع کند این فیلم ساز علاوه بر این که کار اولی است ترس و وسواس هم دارد چگونه این کار را انجام دهد، بنابراین فیلمش ممکن است فیلم خوبی نشود. بعد مجبور می شود مثلا پنج سال کار نکند. پس کار اولی ها همه شان ترس دارند...

*نوابغ و نخبگان را جداسازی کنیم

این ترس چگونه باید از بین برود؟

لطیفی: این ترسی که وجود دارد، راه حل دارد. امسال فشار کار اولی بسیاری وجود داشت. البته به آن آسیب شناسی هم که عرض شد بایستی نگاهی داشته باشیم. یک وزارتخانه ای وجود دارد که می خواهد هر ماه چهار پروانه از کار اولی داشته باشد. چون جوان ها بسیار پرانرژی اند، دانشگاه رفته اند، اموزش دیده اند و آماده به کارند. تمامشان هم حق گرفتن پروانه را دارند و یک سری ضوابطی هم وجود دارد که باید رعایت شود. اما از یک سو نگاه می کنید با یک سینمای ورشکسته و بیمارمواجه هستید می خواهم بگویم ما واقعا بایستی بپذیریم که در سال 10 نابغه را کشف کرده ایم و فهمیده ایم چه کسانی هستند آن ها را به مشاوری که کاملا کارش را بلد است، بسپاریم و حمایت کنیم. بقیه را اعلام کنیم تا خودشان بیایند.

من معتقدم کار اولی ها را جدا کنیم، زیرا برخی از افراد وقتی درس رابه پایان رساندند همه به زعم خودشان خدای سینما هستند.

به چه طریق باید غربال شود؟

لطیفی: به طور مثال فردی دستیار بوده و ما هم می دانیم که این آدم 20 سال است که دستیاری می کند. مثال می زنم، آقای مانفرد اسماعیلی قرار است امسال فیلم بسازد، خوب باید حمایت شود. ولی موردی که سال گذشته از دانشکده فارغ التحصیل شده است و پدرش هم پول دار است، بنابراین به راحتی فیلم می سازد به دولت هیچ ربطی ندارد که خوب است یا بد. اما حالا که قرار است حمایت کنیم، باید بدانیم از چه کسی حمایت کنیم؟ پس کار بسیار سخت می شود. یعنی این فیلمساز مجبور است3، 4 سال وقت بگذارد تا کارهای کوتاه خوبش را بسازدوبا آن مورد قضاوت قرار گیرد که حمایت بشود یا خیر.

*سرمایه گذار برای کار اول ریسک نمی‌کند

مشکل نحوه حمایت است وقتی حمایت میان بنیاد فارابی و مرکز گسترش در حال رفت و آمد است تکلیف این غربالگری درست چه می شود؟ چه شورایی در کدام نهادباید موظف به حمایت درست باشد؟

لطیفی: این قضیه را که باید سازمان سینمایی حل و فصل کنند. چون هر چه ما بگوییم آنها که گوش نمی کنند.من هم وقتی قصه ای را برمی دارم و شروع به کار کردن می کنم. سینمایی که باعث شده اساسا از رونق بیفتد - حالا به هر دلیلی - امروز مریض است ولی در سینمایی که اصلا رونقی ندارد بحث ریسک مطرح نیست. یعنی به عنوان مثال روی آقای الوند هم سخت ریسک می کند، روی محمد حسین لطیفی سخت ریسک می کند و حتی روی آقای کیومرث پور احمد هم سخت ریسک می کند. برای کارگردان های حرفه ای ریسک نمی کنندبرای کار اولی سختی این ریسک بالاتر می رود چون برای این آدمها هم دیگر قدرت ریسک پذیری وجود ندارد. دوستان همه می دانند که کلا یک سوم فروش یک فیلم به تهیه کننده بر می گردد. البته در بهترین شرایط این اتفاق رخ می دهد. شما جدول اکران فیلم ها را نگاه کنید. می خواهم بگویم وقتی یک فیلم 3 میلیارد فروخت که حتی امسال خیلی از فیلم ها به 1.5 میلیارد هم نرسیدند، امسال شما انتظار ریسک 500 میلیون تومانی هم روی کار اول نمی توانید داشته باشید. آنوقت بازیگری می آید و می گوید 200 میلیون تومان می گیرم. حالا من چه کنم. کارگردان که کار اولی است و دستمزدی نمی گیرد ولی اگر این 200 میلیون را این بازیگر بگیرد بقیه را چه کند. ببینید برای کار اولی قضیه بن بست بن بست است.

*باشرایط فعلی از سینمای حرفه ای عقب نشینی کردیم/ سینما به گل نشسته/ تنوع ژانر و ایجاد جذابیت نجات بخش سینما

لطیفی: پس این کارگردان مجبور است بگوید دو تا بچه برمی دارم به فلان کوه می روم و فلان دوربین را هم با خودم می برم و طوری فیلم را می سازم که مثلا با 100میلیون تومان جمع شود که اگر رایت فیلم را بفروشیم 150 میلیون تومان درآمد داشته باشیم. بنابراین باز دوباره از سینمای حرفه ای عقب نشینی کردیم. یعنی در بن بستی که قرار داریم که هیچ راه خروجی نیست مگر اینکه لوکوموتیو اصلی را سینماگر حرفه ای رو به جلو راه بیا ندازد. سینما بدجور در گل نشسته. شاید من بتوانم کمکی به آن کنم و از همه می خواهم که برای کمک بیایند. باید مردم را با تنوع ژانر جذب کنیم. باید بنشینم و فکر کنم که کار بعدی ژانر وحشت باشد یا کمدی، یا یک کار کودک باشد. می خواهم بگویم که با ایجاد این تنوع می توانیم مردم را به سینما بکشانیم و کار اولی های ما هم راحت تر رو به جلو حرکت می کنند. یعنی وقتی آن امنیت در سینما ایجاد شود، کار اولی هم می تواند بیاید و راحت کار کند.

* شرطی که میرعلایی برای اولین فیلم لطیفی شرط گذاشت

لطیفی: یک خاطره از خودم و از ساخت اولین فیلمم برایتان تعریف کنم؛ پس از 14 سال به عنوان عوامل سینما تصمیم گرفتم کارگردانی کنم و از سال 72 به بعد دیگر کار نکردم در حالی که دستمزدم در آن زمان بسیار دستمزد خوبی بود. ماهیانه 350 هزار تومان دستمزد شخصی ام بود. ساخت هر فیلم 35 تا چهل میلیون هزینه داشت. من در این شرایط ایستادم و با ماهی پنجاه هزار تومان کار نکردم تا بیایم و کارگردان شوم، برای اینکه دیگر خسته شده بودم. بنده با آقای احمد میراعلایی شریک شدم و شرکت زدیم بعد فیلمنامه ای را پیدا کردیم. همین داستان «سرعت» بود که مهرداد خوشبخت آن را نوشته بود و بعد سراغ پروانه تولید رفتیم. احمد میرعلایی با من کار کرده بود و با هم درباره کارگردان این فیلمنامه به گفتگو پرداختیم. او به من گفت شهریار بحرانی کار را بسازد. من نشستم و سکوت کردم. شهریار بحرانی گفت نمی سازم. آقای سجادی حسینی آخرین نفری بود که گفتیم این کار را می تواند بسازد. تا آمدیم با ایشان تماس بگیریم به ما گفتند که گلوله به پیشانیشان خورده و ما در مراسم ختم شان شرکت کردیم. ما دوباره آمدیم و برگه را گذاشتیم و من گفتم احمد تو می خواهی روی این ها ریسک کنی؟ گفت پس من چه کار کنم. من گفتم پس من خودم فیلم را می سازم. او خندید! یک پوزخند بزرگ. گفتم احمد من خیلی جدی گفتم. گفت این حرف تو یعنی چه؟ این کار سنگینه. کار جاده ای، سرعت بالا، پیست و...، یک کار سبک بردار عیبی نداره! گفتم باشه هر چی تو بگی. فردا به من گفت فکر کردم و اگر قرار است تو بسازی یک شرط دارد. باید اول تو شرطم را قبول کنی بعد من فکر می کنم که تو بسازی یا نه. گفتم احمد یعنی تو با این حرفت داری روی من ریسک می کنی ؟ گفت باید در قراردادت بنویسی پنج سال تمام بیرون از شرکت کار نخواهی کرد. من گفتم تو که تا دیروز من را قبول نداشتی، چگونه این حرفها را می زنی. من گفتم قبول نمی کنم و واقعا هم قبول نکردم. بالاخره این بند قرارداد را برداشت و من سرعت را شروع کردم. منظورم این است که چقدر برای خود من سخت بود تا به یک نفر این موضوع را بفهمانم. خدا رسول احدی را رحمت کند. رسول چهار یا پنج کار کرده بود ولی من کار اولی بودم. هر چه من به رسول می گفتم او کار دیگری می کرد و به گونه ای به من نگاه می کرد که با نگاهش می گفت آقاجان تو نمی دانی. به خدا قسم بعد از گذشتن ماه اول جز به جز دستوراتم را انجام می داد چون یواش یواش باور کرده بود که من عکاسی می دانم، کادر می دانم، مونتاژ می دانم و همه این ها را بلد هستم. درست است سکوت کردم و کنار ایستادم ولی اینها را بلد هستم.

*سالانه پنج فیلمساز برتر اولی می‌تواند آینده سینما را سرپا نگه دارد

لطیفی:دردهایی را که ما کشیدیم را ببینید. من یکدفعه حسین لطیفی نشده ام من هم با سختی شروع کردم و همیشه دردمند بچه ها بوده ام. اگر قرار است که سینمای ما در دراز مدت به گل ننشیند باید سالانه حداقل پنج فیلمساز برتر اولی داشته باشد. در این شرایط ما می توانیم بگوییم که در سی سال آینده ما می توانیم یک سینمای دوباره بلند شده و سر پا داشته باشیم. الان که سینمای ما کلا مرده است باید سعی کنیم به جنازه اش لگد نزنیم. شاید یک نفر پیدا شد و یک شوکی به آن داد.

به نظر من این سینمایی که ما داریم از آن حرف می زنیم مرده است. حال و روز امروز سینمای ما مثل گوسفندی می ماند که سرش را بریده اند و در لحظات آخر دست و پایی دارد تکان می دهد. اگر پول وجود داشته باشد و قرار باشد فیلمی را خودم بسازم یا یک کارگردان اول بسازد من حتما این کار را به آنها می دهم تا انجام دهند. چون من در حد خودم فیلم ساخته ام و برای من بس است دیگر.

جمشید محمودی: در حال حاضر سه فیلم اول سال قبل در حال اکران است که  دو تا از فیلم ها بدون سرگروه و یکی از آنها با سرگروه به نمایش درآمدهاست. حضور هر سه ما در جشنواره خوب بوده  و همچنین حضور بین المللی خوبی نیز داشته ایم. حالا نمی دانم برای چه این گونه از ما حمایت می شود! برای اینکه از ما حمایت نشده است من سال بعد فیلم جشنواره پسند می سازم ولی شاید واقعا بعد از ساختن دو یا سه فیلم دیگر این کار را انجام دهم. برای هر فیلمسازی ممکن است این اتفاق رخ دهد. چرا فیلمی را که همگان آن را تایید کرده اند به این روز می افتد. چرا باید بدون سرگروه بماند و بعد از مدتی با جنگندگی برادرم نوید، به دلیل آشنا با فضای سینما و سالها تهیه کننده تلویزیون بودن، با بدبختی سینما بگیرد، یک پرتابل تبلیغی دو در سه کنار خیابان بگیرد و آن هم در یک جای پرت شهر. من هم با آقای لطیفی هم  عقیده ام سینما مرده است و همه ما داریم آن را به گوشه ای می بریم و می زنیمش. در این وضعیت فیلمساز اول با چه وضعیت اسفباری روبرو می باشد...اگر نوید محمودی تهیه کننده من نبود. فیلمم قطعا سال قبل در جشنواره نبود.

*خانه‌‌مان را که آرزوی مادرمان بود؛ فروختیم و فیلم تهیه کردیم

با این اوصاف حتما باید یک حمایت باشد؟

محمودی: قطعا باید حمایت باشد. نوید هم حمایتش را به چه صورتی به دست آورده است. نزدیک بیست سال در تلویزیون کار کرده است.

*به فیلمساز اول اعتماد کنیم/ هزینه های گزاف ساخت فیلم اول را به فیلم نمی دهند به آدم ها ی سرشناس هدیه می‌دهند

نویدمحمودی: به نظر من فیلمساز اول را می توان به پسر خانواده ای تشبیه کرد که می خواهد زن بگیرد. زمان قدیم، همه از او حمایت می کردند. فیلمساز اول واقعا همین است. یعنی همه باید دستش را بگیرند. آن بحثی که آقای لطیفی مطرح کردند بی نظیر بود، کسی را که مطمئن شدیم تواناییش را دارد، همه باید زیر پر و بالش را بگیریم. ببینید ما چند مجموعه داریم که از فیلم ها حمایت می کنند. من به جرات به شما می گویم تمام فیلم هایی که مورد حمایت واقع شده اند فیلم های خوبی نبودند، اتفاقا فیلم های مستقل فیلم های خوبی بوده اند. برای اینکه ما یک مطلبی را خوب فرا نگرفته ایم اینکه فیلم هایی را که حمایت می کنیم باید در ساخت، همان فیلم مورد نظر ما شود. کسی که در ایران زندگی می کند اگر خط قرمز را نفهمد باید حتما برود و در جایی بخوابد تا خوب شود. مگر می شود کسی در ایران زندگی کند و چارچوب ها را نفهمد، حالا وقتی همه چارچوب را می شناسند باید به شعورش اعتماد کنیم و آن آدم ها را هم خودی بدانیم و بگوییم بیا و این فیلم را بساز، از تو حمایت می کنیم. فیلمساز اول واقعا بیشتر از 500، 600 میلیون تومان نمی خواهد. اینکه فیلم اول می سازند و 2 میلیارد هزینه می کنند اشتباه است، این مبلغ را به فیلمساز اول نمی دهند، به آدمهایی که دوستشان دارند هدیه می دهند و به نام آن فیلم ساز تمام می شود.





 

*ضوابط حمایت از فیلمساز اول مشخص نیست

بازگشت مالی فیلم‌های اول میلیاردی چگونه خواهد بود؟

نوید محمودی: آن پول قرار نیست برگردد، در طول یک سال گذشته تمام انرژی من صرف این شده است که فیلم کجا اکران شود، کدام سینما باشد و با دوستانمان قرار بگذاریم که به سینماهای مختلف نمایش دهنده برویم که مردم به تبع دیدن ما قدم به سینما بگذارند. اگر پذیرفته ایم که شخصی فیلم ساز است باید از همه به یک نحو حمایت کنیم. سام قریبیان سال ها در سینما است پدرش ازسرشناسان این عرصه است حال ایشان برای اینکه فیلم اول پسرش را تهیه کند باید ماه ها پشت در اتاقی بنشیند تا حمایت مالی شود که در نهایت هم این حمایت صورت نمی پذیرد. ضوابط حمایت از فیلم ها مشخص نیست. ما دو سال تمام آمدیم و رفتیم که بگوییم به خدا فیلم تلخی نمی سازیم....

البته این را هم باید در نظر گرفت که فیلم های تلخ و بدون امید ساخته شده که نباید حساسیت های مسئولین را بی دلیل قلمداد کرد به خصوص در حوزه ای که شما کارکردید – موضوع  افغان‌ها- بسیار حساس است.

نوید محمودی:  قرار نبود از جایی حمایت بگیریم. جالب این که  همان دوستانی که قرار بود فیلم ما را تایید کنند هشت ماه قبل در فارابی از صد فیلم، سه تا فیلم نامه تصویب شده بود که یکی از آن ها فیلمنامه «چند متر مکعب عشق» بود وقتی به مرحله دریافت مجوز رسیدیم که بتوانیم حمایت  بگیریم به ما پروانه ندادند. زمانی که با آقای شمقدری در صدا و سیما بودیم سلام و علیکی با هم داشتیم، من رفتم پیش ایشان و فیلم نامه ام رو به ایشان دادم، آقای شمقدری فیلم نامه ام را خواند و گفت این دو در کانتینر  تنها نباشند و باید یک آدم سومی در این صحنه باشد و بعد یک نوشته ای برای آقای شفیع آقامحمدیان نوشت و من با توجه به حس پیگیری ام نیم ساعت بعد پیش ایشان رفتم و ایشان نوشته را خواند و گفت این فیلم نامه خوب است و ما در حال حاضر پول نداریم بعداز آن گفت چرا خودتان نمی سازید؟ من به ایشان گفتم ما خودمان قصد ساختن این فیلم را داریم ولی می خواهیم مقداری از هزینه ها را حمایت بگیریم. به نظر من فیلم اولی هایی حمایت می گیرند که مورد نظر مسئولان قرار گرفته باشند.

*فیلمسازانی حمایت می‌گیرند که با مدیران رابطه داشته باشند

لطیفی: نه این گونه هم نیست بلکه کسانی حمایت می گیرند که رابطه فامیلی و یا رفاقتی با مدیران دارند.

نوید محمودی: کسانی حمایت می گیرند که به نوعی به آنها وصل می شوند و مورد وثوق آنها(مدیران) هستند.

*مسئولان فیلمی که نمی‌توان آن را دید را به زود در بخش مسابقه قرار می‌دهند

لطیفی: سال گذشته در بنیاد فارابی یک بار قرار شد برای یک فیلمی که بعدا آن را نخواستند یک میلیارد حمایت بگیرم که برگه تفاهم آن در فارابی وجود دارد و پس از آن بدون هیچ حمایتی فیلم خودم را ساختم و من تا کنون فقط یک لنز زوم از فارابی گرفته ام و هیچ بدهکاری به فارابی ندارم. برای کار وحید جلیلوند هم مقداری حمایت شده که چک آن قرار است ماه بعد پاس شود. این کل حمایتی بوده که از کار اول جلیلوند و خودم توسط فارابی شده است. اگر امروز به راحتی همه حرفهایم را می زنم و ترسی ندارم برای این که کارهایم را در بخش خصوصی ساختم به جز روز سوم که مربوط به بنیاد شهید بود. شما نگاه کنید مسئولان  فیلم هایی که حتی گاهی اوقات نمی توان آنها را نگاه کرد را به زور در بخش مسابقه قرار می دهند به خاطر اینکه آبرویشان نرود، چون این پول را در جایی سرمایه گذاری کرده اند که باید فیلمش دیده شود.

*ملاحظات در جشنواره مانند دندان کرم خوده است

این دسته از ملاحظات چقدر در جشنواره دیده می‌شود؟

لطیفی: این ملاحظات اینقدر زیاد نیست ولی گاهی پیش می آید که همین درصد کم مانند دندان کرم خورده ای انسان را اذیت می کند. شاید در همین یازده فیلم اولی یک مورد با ملاحظه وارد شده باشد و همین یک مورد جای یک فیلم دیگر را گرفته است.

معتقدم  وقتی حمایتهای دولتی از یک کارگردان برای بار  اول صورت می گیرد قطعا یک جای کار، گیر است. زمانی دیدیم فیلمساز اولش بسیار بد بوده برای کار دوم  یک پروژه دومیلیاردی در اختیار این آدم است!اینجاست که باید بگوییم انصافتان را شکر این پول، پول بیت المال است! در فارابی عرض کردم که اگر واقعا می خواهید عدل را رعایت کنید و به سینما کمک کنید بودجه ای بگذارید.مبلغی را تعیین کنید به همه کارگردان ها بدهیم ، سپس بیاییم پنج کارگردانی را که کاربلدند و کار خاص می کنند را شناسایی کنیم و به آن ها بودجه خاص بدهیم، حالا در این شرایط به کار اولی های ما زور نیز می‌گویند که باید بازیگر هم داشته باشید. من به جرات می توانم بگویم هر موقع دلم بخواهد بازیگر می آورم.  براساس نیاز فیلمم از بازیگر استفاده می کنم یا نمی کنم ، ولی کارگردان اول نمی‌تواند این گونه رفتار کند.

*لوکوموتیو سینما وقتی راه‌ می‌افتد که قشر متوسط توانایی رفتن به سینما داشته باشد

شاید برای شما که در این سینما اثبات شده هستید دیگر اهمیت نداشته باشد که فیلم هایتان را اکران هم نکنند. اما برای فیلمساز اول بخصوص وقتی فیلمش در جشنواره جایزه هم می‌گیرد،اهمیت زیادی دارد که کارش دیده شود در این شرایط چه باید کرد؟

لطیفی: این همان دردی هست که وجود دارد. یعنی این لوکوموتیو باید راه بیفتد در حالیکه در حال حاضر ایستاده است. پارسال 130 فیلم ساخته شدند ولی از این تعداد فیلم حداکثر 5 یا 6 تای آنها پول خودشان را درآوردند. این سینما هیچ وقت در سبد کالای خانواده ما قرار نمی گیرد به دلیل مشکلات اقتصادی دیگر  خانواده توانایی دیدن فیلم در سالن سینما را ندارد. در حالی که سینما برای  قشر کارگر و کارمند است زیرا آن قشر دیگر در خانه شان سینما دارند و دغدغه ای در این باره ندارند سینما زمانی راه می افتد که قشر متوسط جامعه ما توانایی رفتن به سینما را داشته باشند.

ادامه دارد...
انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها