امروز : جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۶ - 2017 April 28
۱۵:۲۹
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 137742
تاریخ انتشار: ۱۷ دی ۱۳۹۳ - ساعت ۰۱:۴۷
تعداد بازدید: 28
به گزارش پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ;   عبدالله گنجی مدیرمسئول روزنامه جوان در سرمقاله امروز این روزنامه یادداشتی در پاسخ به این سوال که ...

به گزارش پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ;   عبدالله گنجی مدیرمسئول روزنامه جوان در سرمقاله امروز این روزنامه یادداشتی در پاسخ به این سوال که « آیا دولت به گفتمان رقیب نیازمند است؟» نوشت که متن کامل آن در ادامه می‌‌آید.

مهم‌ترین شرط ظهور یک گفتمان وجود حداقل یک گفتمان دیگر است و اصولاً گفتمان‌ها در فضای تخاصم شکل می‌گیرند. بدون ‌غیریت و مرزبندی، هیچ گفتمانی ظهور نمی‌کند و تداوم نمی‌یابد. شرط پویایی گفتمان هماوردی و رقابت است. در عرصه سیاسی نبود یک گفتمان رقیب منجر به افول انسجام درون‌گفتمانی و به هم ریختن مرز‌ها و در نهایت موجب بی‌اعتباری یا از دسترس خارج شدن گفتمان خواهد شد. در جوامع مردمسالار گفتمان رقیب لازم‌تر و ضروری‌تر است.



دولت جدید گفتمان خود را «اعتدال» قرار داد اما بلافاصله اصلاح‌طلبان از جمله سیدمحمد خاتمی واکنش نشان داد که اعتدال یک روش است و نباید آن را گفتمان نامید اما اصلاحات یک گفتمان است.



اگر نظر خاتمی را در اینجا بپذیریم، گفتمانی به نام اعتدال معنی نمی‌یابد و لاجرم گفتمان یا روش اعتدال باید بر همان عناصر گفتمانی اصلاحات سوار شود و «تداخل گفتمانی»، «گفتمان عاریتی»‌یا «گفتمان اجاره‌ای» جایگزین اعتدال شود اما به روش اعتدال بیان شود.

دولت مستقر که خود را مبرا و متمایز از دو جناح عمده کشور می‌بیند به صورت طبیعی نمی‌تواند عقبه اجتماعی خود را به صورت انسجام‌یافته برآورد نماید چرا که نمی‌تواند یا نمی‌خواهد خود را در مقابل قطب‌بندی‌های موجود و شناخته‌شده قرار دهد. از سوی دیگر چون تشابه عناصر گفتمانی با گفتمان‌های موجود دارد، رقابت با آنان نیز بی‌معنی است. همچنین دولت هم به انسجام طرفداران نیازمند است و هم تلاش می‌کند حامیان را در انتخابات‌های آتی افزایش دهد، لذا با توجه به وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم چه کاری باید انجام دهد؟ آقای رنانی از اساتید اقتصادی و اصلاح‌طلب معتقد است رأی به دولت مستقر رأی سلبی است و در اعتراض به وضع اقتصادی موجود (اواخر دولت قبلی) جهت‌گیری شده است، لذا اگر مطالبات آنان برآورده نشود به صورت ملایم ریزش خواهند کرد.



این رأی عصبیتی از جنس رأی جلیلی و احمدی‌نژاد و حتی خاتمی ندارد، بنابر این به نظر می‌رسد دولت برای انسجام و حفظ طرفداران یا باید اقدام کارگشا انجام دهد و این کارگشایی فراتر از رسانه و سخنرانی فهم شود یا باید غیریتی بتراشد و در مقابل هواخواهان به عنوان کیسه بوکس از آن استفاده نماید تا این رقیب یا دشمن مشترک موجب انسجام درونی شود، بنابر این جریان مستقر در دولت نیز همانند هر جریان دیگری نیاز به رقیب‌خوانی و هماورد دارد. در جامعه دینی ایران برای به در کردن رقیب از میدان دو صفت سلبی بسیار مؤثر است؛ اول فساد اخلاقی است و دوم فساد اقتصادی. الحمدلله هنوز مسئولان ما به این درجه از کم‌تقوایی نرسیده‌اند که مسائل اخلاقی برای هم بتراشند اما فساد اقتصادی اکنون به محور مرزبندی گفتمانی برای انسجام درونی تبدیل شده است و عوام‌گرایی مدرن هر روز در مسئله‌ای می‌دمد که مسئله مردم نیست.



دو روز پیش که رئیس جمهور بحث رفراندوم را طرح کرد، بلافاصله بی‌بی‌سی فارسی محور‌های احتمالی مدنظر رئیس‌جمهور را در برنامه «نوبت شما» به رأی گذاشت. برخی رفراندوم را برای تغییر اصل نظام می‌دانستند و برخی دیگر طرح آن را برای اهداف سیاسی توصیف کردند اما یک نفر از کسانی که تلفنی گفت‌وگو می‌کرد از مجری پرسید: «چرا هر موقع روحانی مطلبی را طرح می‌کند، شما برنامه ویژه برای تبیین آن می‌گذارید؟» و مجری که دستپاچه شده بود گفت: فرق نمی‌کند اگر آیت‌الله خامنه‌ای هم موضوعی را طرح کند ما بدان می‌پردازیم...



رئیس‌جمهور به عنوان دبیر شورای امنیت ملی تجربه رفراندوم‌خواهی اصلاح‌طلبان را دیده و شنیده است و بازتاب این سخنان را نیز به خوبی می‌داند اما علت اصرار بر بیان آن حتی بدون اشاره به یک موضوع خاص برای چیست؟ طبیعتاً همه سلایق موجود در کشور یک برداشت از آن ندارند و بسیاری آن را در راستای کم‌کاری یا عبور از مشکلات حال کشور می‌دانند. از آنجا که طبق اصل 59 قانون اساسی سازوکار رفراندوم خارج از اختیارات قوه مجریه است، می‌توان این سؤال را طرح کرد که چرا مسئولان فعلی دولت همین مطالبه را قبل از ورود به قدرت و به عنوان یک شهروند طرح نکردند. آیا مشکل خاصی در این مدت پیش آمده یا مسئله‌ای قدیمی مدنظر است؟ اگر مسئله جدید باشد می‌توان قضاوت کرد که رفراندوم را در حد اجرای سلایق پایین آورده‌ایم زیرا سیاست‌های کلی نظام مشخص است و دولت مستقر با علم به آن به میدان آمده است.



نگارنده به عنوان دانش‌آموخته علم سیاست، برگزاری رفراندوم در کشورهای مختلف را بررسی نموده‌ام. در توسعه‌یافته‌ترین کشورها، رفراندوم برای مسائلی مانند اصلاح قانون اساسی، تجزیه از یک کشور، الحاق یک منطقه به یک کشور یا پیوستن به واحد پول اتحادیه‌ها برگزار می‌شود. هیچ کشوری را نمی‌توان یافت که سیاست خارجی یا یک مسئله اقتصادی را به رفراندوم گذاشته باشد.



اما اینکه مسئله اصلی مردم چیست، روشن است. نباید مانند دوران اصلاحات برای مردم مسئله تولید کنیم، به طور مثال زمان اصلاحات همه هم و غم دولت افزایش روزنامه‌ها بود که تا تیراژ سه‌و‌نیم میلیون هم رسید. گیریم این سه و نیم میلیون روزنامه را 10 میلیون نفر هم مطالعه می‌کردند اما مسئله 50 میلیون نفر دیگر معیشت بود. برای پاسخ به این نیاز عمومی و بحق مردم (معیشت) نمی‌توان یک نهاد یا یک جمشید بسم‌الله یا یک دشمن فرضی را پیدا کرد و با عبارت «بعضی» و «عده‌ای» مردم را سر کار گذاشت. دولت بزرگ‌ترین سرمایه‌دار کشور است و هیچ فرد و نهادی توان رقابت یا بر زمین زدن دولت را در حوزه اقتصاد ندارد. اما حمله به دیگری در چنین مواردی در متن توده مؤثر است و این همان کاری است که احمدی‌نژاد در سال‌های آخر دولتش به وفور انجام می‌داد.



گیریم که سازوکار رفراندوم به عهده دولت باشد، اگر بخواهیم سؤالات قابل رفراندوم را از خود مردم بگیریم، چه می‌گویند؟ نباید به سؤالات در ذهن خود نعل وارونه بزنیم، به طور مثال می‌گویند مذاکره با امریکا را به رفراندوم بگذاریم.



مذاکره با امریکا اصالت ندارد زیرا مسئله مردم چیز دیگری است، بنابر این اگر در رفراندوم پرسیده شود: آیا رابطه با امریکا مشکل اقتصادی کشور را حل می‌کند؟ ‌مردم چه خواهند گفت؟ اگر سؤال شود ای مردم آیا تورمی که دولت هر روز کنترل آن را گوشزد می‌کند، شما در زندگی خود حس کرده‌اید؟ چه خواهند گفت؟ اگر سؤال شود آیا اگر ما مراکز هسته‌ای‌مان را از ته جارو کنیم، مشکل ما و امریکا حل می‌شود؟ مردم چه خواهند گفت؟ اگر در رفراندوم سؤال شود که آیا لازم است یارانه ثروتمندان قطع شود؟ مردم چه خواهند گفت؟ ‌اگرچه مردم ایران یک بار به دیدگاه دولت در یک رفراندوم «نه» گفته‌اند. آنجا که دولت از مردم خواست برای یارانه ثبت‌نام نکنند اما هیچ کس و حتی آنان که به دولت مستقر رأی داده بودند، وقعی به این مطالبه نگذاشتند.



اکنون فضای سیاسی کشور آرام است و مانند دوران ریاست جمهوری آیت‌الله هاشمی حتی نقد جدی و جریانی به دولت صورت نمی‌گیرد اما ظاهراً باید هر روز و در هر مراسمی به کسی حمله شود و افکار عمومی به جای «نخود سیاه» به دنبال «نخود چند رنگی»‌بروند. امید است دولت محترم و مستقر مسیری را طی نکند که مردم بگویند خدا پدر قبلی‌ها را بیامرزد. متأسفانه در فرهنگ ما گذشته هر قدر هم بد باشد در اذهان عمومی شیرین‌تر از امروز و امروز شیرین‌تر از فردا خواهد بود.

این شاخص را هم باید در برنامه‌ریزی‌های سیاسی، اقتصادی و گفتمانی لحاظ نماییم.



در جمع‌بندی این وجیزه باید گفت لازمه سیاست‌ورزی هم فاصله گرفتن از روشنفکری است و هم قرار گرفتن در مقابل گفتمان رقیب، بنابراین دولت می‌تواند به جای حاشیه‌گردی و ابهام‌سازی، « گفتمان معیشت» را به عنوان گفتمان رقیب قرار دهد و پس از پیروزی بر آن مجلس و دولت آینده را نیز تصاحب نماید.

انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار