امروز : پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 8
۰۵:۱۶
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 137892
تاریخ انتشار: ۱۷ دی ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۱
تعداد بازدید: 28
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، سومین همایش بین‌المللی فلسفه دین معاصر با محوریت دین،‌ اخلاق و فرهنگ ...

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، سومین همایش بین‌المللی فلسفه دین معاصر با محوریت دین،‌ اخلاق و فرهنگ صبح امروز (16 دی ماه) با حضور حمیدرضا آیت‌اللهی، رئیس انجمن فلسفه دین ایران و استاد دانشگاه علامه طباطبایی و جمعی از شرکت کنندگان خارجی و داخلی همچون رونالد گرین، جوکن اشمیت، محسن جوادی و رضا اکبری در دانشگاه تربیت مدرس آغاز شد.

امیرعباس علی‌زمانی استاد دانشگاه تهران درباره اینکه «آیا معنا مجهول است یا معلوم» عنوان کرد: ما در زندگی خود گاهی در زبان طبیعی می‌گوییم که من معنا را در زندگی خود نمی‌یابم و گاهی هم سعی می‌کنیم که به زندگی خود معنا ببخشیم،‌ این دو با یکدیگر متفاوت است. بنابراین زمانی که سخن از یافتن است شما با واقعیت سروکار دارید لذا یافتن در ذاتش نهفته است چرا که چیزی که وجود ندارد را ما نمی‌توانیم بیابیم در نقطه مقابل پارادایم دیگری با نام «جعل معنا» وجود دارد که می‌گوید ما در زندگی خود سعی می‌کنیم به زندگیمان معنا ببخشیم.

وی با اشاره به اینکه طرفداران جعل معنا معتقدند که دوره کشف سپری شده و اکنون از عالم کشف حقیقت،‌ ارزش و معنا ما به دنیای دیگری وارد شده‌ایم،‌ توضیح داد: در این عالم نباید دنبال رسیدن و معرفت باشیم و بگوییم در حوزه ارزشی ما دنبال اصول مطلق اخلاقی هستیم بنابراین بر این اساس زمانه، زمانه جعل است!  با این حال بنده معتقدم که تاریخ تفکر فلسفه غرب از کشف شروع شد و فیلسوف واقعی سقراط و افلاطون آن زمان بررسی کردند که عالم با مشارکت بهره مند از واقعیت است، اینجا حقیقت همان رسیدن است و این تفکر با ارسطو و قرون وسطی ادامه یافت و به هگل و نیچه با تغییر پارادایم رسید.

علی‌زمانی با اشاره به اینکه نیچه را باید آغاز یک دوره بدانیم که تعبیرش آغاز یک پایان بود، توضیح داد:‌ در تعریفی که هایدگر راجع به نیچه بکار می‌برد دعوا بر سر اصطلاح نیست دو تفکر و زیست جهان است یک جهانی که در آن سوژه‌ها هستند ولی باید در آن به واقعیت رسید و در صورتی به معرفت می‌رسید که واقعیت و بعد ارزش را پیدا کند و به اصطلاح فلسفی، دیگری آن است که پروتاگوراس گفت که انسان معیار همه چیز است.

وی درباره جعل معنا توضیح داد: جعل معنا این است که بیرون انسان چیزی نیست که یک طوری مولانا نیز معتقد به همین تمرکز بر انسان است «باده از ما مست شد/نی ما از او» و راجع به معشوق‌های زمینی‌اش اندک معتقد بود که نگاه ما آن را با ارزش می‌کند، ولی راجع به حضرت حق ارزش واقعی را معتقد بود. پس از آن تفکراتی که مرگ حقیقت و ارزش است، اتفاق افتاد با این حال هر غایتی هم به زندگی معنا نمی‌بخشد باید غایت ارزشمند باشد.

علی‌زمانی زندگی معنادار را زندگی آگاهانه و آزادانه به شمار آورد و گفت: بر این اساس تعهدی که بنده نسبت به خودم به انسانی با آزادی دارم، البته با مشکل در برابر دیگران روبه روست اما با این حال تعریف مشخصی است. به اعتقاد بنده جعل معنا یک پارادوکس است معقتدان بدان بعدها متوجه شدند که انسان بدون بهانه نمی‌تواند زندگی کند و جهان بدون خدا که عده‌ای تصور کردند چیزی ندارد، چرا که خدا جان هستی است و عرفان و فلسفه ما مبنایش کشف است،  ما می‌خواهیم به خدا برسیم و خدا سرچشمه واقعی معناست این را مولانا نیز تأکید کرده است. ملاصدرا نیز می‌گوید که انسان باید برود و منازل را طی کند برای رسیدن به خدا.

وی در پایان یادآور شد: جهانی که عده‌ای معتقدند جز تلخی و بدی چیزی ندارد را نمی‌توان با هیچ عینکی زیبا و تصحیح کرد اما عرفان و فلسفه اسلامی معتقد است که مبنای هستی کشف و رسیدن به خداوند است چرا که خدا سرچشمه واقعی معناست و معناداری بدون اخلاق نیز ممکن نمی‌شود.

*رویکردهای مختلف درباره معنای زندگی

هدایت علوی تبار نخستین ارائه دهنده مقاله در این همایش با عنوان «خدا و معنای زندگی» عنوان کرد: رویکردهای مختلفی درباره معنای زندگی وجود دارد، نخست اینکه بگوییم زندگی معنا ندارد و پوچ است که این تفکر نیهیلیست‌ها است و دوم اینکه معتقد به معنای زندگی باشیم اما همین امر نیز باز به دو قسم تقسیم می‌شود که نخست معتقد باشیم که زندگی معنای ذاتی و عینی دارد یعنی معنایش وابسته به جسمانیت و معناداری حیات است و دوم معنای آن را شخص بدان می‌دهد یعنی معنای زندگی را ما به آن می‌بخشیم.

وی با اشاره به اینکه براساس یک اصل دیگر این خداوند است که به زندگی انسان معنی می‌بخشد، توضیح داد: البته هر خدایی خیر، این خدا باید صفات خاص داشته باشد از نوع رحمان، رحیم،‌عادل و ... بنابراین این اعتقاد به خداوند است که می‌تواند معنای زندگی را مشخص کند. چرا که براساس دلیل نخست نظریه هدفمندی اینجا مطرح می‌شود اینکه جهان دارای هدف است و به سوی تعالی می‌روند بنابراین هدفمندی به زندگی ضرورت می‌بخشد و دلیل دوم معتقدان می‌گویند که اخلاق می‌تواند به زندگی معنا دهند و سوم اینکه حیات اخروی زندگی پس از مرگ زندگی را با معنا می‌کند.

علویتتبار درباره خوش‌بینی کیهانی توضیح داد: این خوش‌بینی این است که همه جا یک نوع خوش بینی ما داشته باشیم و بر این اساس که عده‌ای ادیان می‌گویند خیر در نهایت بر شر غلبه می‌کند یک نوع خوش بینی و معناداری به زندگی ایجاد می‌شود. اونامانو می‌گوید که من حاضر هستم به جهنم بروم ولی در عدم زندگی نکنم، البته بنده به این سخن اعتقادی ندارم!

وی خطاب به دانشجویان حاضر در جلسه گفت: بنده نمی‌خواهم برای شما راه تعیین کنم برخی معتقدند که بدون دین نمی‌توان زندگی کرد و اگر به خدا معتقد نباشی از هیچ طریقی نمی‌توانی معنایی برای زندگی بیابی یعنی در پرتو اعتقاد به خداوند معنا ایجاد می‌شود که البته گروهک‌های افراطی هم از این امر سوءاستفاده کرده‌اند ولی برخی دیگر معتقدند که با اخلاق بودن مهم‌تر از دین‌مداری است در عمل این را شاهد هستیم که عده‌ای ملحد هستند ولی زندگی‌شان معنا دارد چرا که شور و شوق زندگی دارند اینها در واقع مؤمن هستند، پس عده‌ای می‌گویند که برای معناداری لازم نیست دیندار باشی با اخلاق هم می‌توان در عمل معنادار زندگی کرد.

انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار