امروز : سه شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۶ - 2017 July 25
۱۵:۱۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 137987
تاریخ انتشار: ۱۷ دی ۱۳۹۳ - ساعت ۱۳:۳۸
تعداد بازدید: 55
گروه بین الملل و سیاست خارجی پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ؛ سعید روشندل*: دنیای امروز با شتاب خیره کننده ای در حال عوض شدن است. توفان عظیمی در ...

گروه بین الملل و سیاست خارجی پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ؛ سعید روشندل*: دنیای امروز با شتاب خیره کننده ای در حال عوض شدن است. توفان عظیمی در جریان است که در مسیر خود تمامی سامانه های قدرت را از جا می کند و به پیش می رود. رویت نمای ساختار جهان آینده چندان مشکل نمی باشد. منظور این نوشته کندوکاوی در دینامیزم روندی است که تغییر هندسی سامانه جهانی قدرت را مشخص می کند و نقش ایران در این شوند را نشان می دهد.

 برای درک بهتر مطلب مورد نظر بررسی مختصر تاریخی ای ضروریست.

جهان بلافاصله پس از پایان جنگ جهانی دوم به دو اردوگاه تقسیم شد. اردوگاه سرمایه داری به سرکردگی ایالات متحده آمریکا و سوسیالیزم به رهبری اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی. البته تدارکات ساختمان نظم نوین جهان از قبل از پایان جنگ جهانی در سال 1945 بخوبی در معرض نمایش بود. کنفرانس «برتن وودز» با شرکت 730 نماینده از 44 کشور در ایالت نیو همشیار ایالات متحده در 1 – 22 جولای 1944 منجر به تاسیس بانک جهانی و صندوق بین المللی پول گردید. (ابوالحسن ابتهاج نماینده ایران در این کنفرانس بود).

و تصمیم کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی(پس از کنفرانس پتسدام)  به اشغال نظامی اروپای شرقی و ایران از آن نمونه می باشند. نیروهای نظامی شوروی پس از مذاکرات قوام السلطنه با استالین در مسکو, از شمال ایران خارج شدند. اما اشغال اروپای شرقی تا فروپاشی شوروی ادامه داشت.

از 1945 به بعد جهان شاهد قلع و قمع بسیاری از جنبش‌های استقلال طلبانه توسط آمریکا است. اتحاد جماهیر شوروی وظیفه اصلی تمام احزاب کمونیست جهان را پشتیبانی بی قید و شرط از شوروی و تبعیت از سیاستهای حزب کمونیست خود می دانست. شوروی با این نگرش جنبش های متعددی را وسیله معامله با آمریکا قرار داد. آمریکا که هیچ گونه استقلال برای سایر کشورها قائل نبود«سی آی ای» [آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا] را مسئول طراحی و به اجرا گذاشتن برنامه های بسیاری تحت عنوان «بلک آپز» برای سرنگونی حکومتهای غیر آمریکائی کرد. سرنگونی حکومت دکتر محمد مصدق و آربنز در گواتمالا حاصل چنین فعالیت‌هائی بود. در این دوران تنها جنبش های رهائی بخشی که تحت رهبری احزاب کمونیست به پیروزی رسید آنهائی بودند که استقلال خود نسبت به حزب کمونیست شوروی را حفظ کرده بودند. پیروزی انقلاب چین در سال 1949 و ویتنام در این شمار است.

بالاخره فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در 1991 به جهان دو قطبی پایان داد و دوران کوتاه امپراطوری آمریکا آغاز شد. برتری هژمونیک آمریکا پس از  فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی چند سالی  بیشتر دوام نیاورد. سیستم لجام گسیخته مالی حاکم بر اقتصاد آمریکا که با ولع فزاینده ای بدون اعتنا به منافع جامعه صرفا در پی تامین حداکثر سود ممکن در خدمت وال استریت عمل می کرد؛ بحران فراگیر سال 2008 را برای جهان به ارمغان آورد. سماجت اربابان وال استریت به ادامه چنین سیستم غیر معقولی که تنها مزیتش تامین منافع بی حساب خودشان می بود؛ باعث شد دیگر کشورهای جهان از آمریکا فاصله بگیرند. سال 2008 در واقع پایان دوران امپراطوری آمریکا بحساب می آید.

اوباما با وعده «تغییر» پس از بحران اقتصادی 2008 به کاخ سفید آمد؛ حضور تعداد قابل توجه نمایندگان جنایتکار وال استریت در کابینه اش تحیر جهانیان را بر انگیخت. گانگسترهای وال استریت با فخر فروشی فاتحانه چنان می نمودند که قلعه کاخ سفید را برای همیشه تسخیر کرده اند. این بار در نقش طبیب معالج نسخه ای نوشتند و از طریق مجلس نمایندکان و سنا به قانون تبدیل کرده و بی شرمانه قریب یک تریلیون دلار را بین همدستان خود در وال استریت تقسیم کردند. شیادانی که شقاوت جنایاتشان از داعشی ها هیچ چیز کم ندارد. [یک یک این تبهکاران می بایستی در دادگاه بین المللی محاکمه و مجازات شوند].

اوباما با توافق بخش عمده هیئت حاکمه، توانسته است اصلاحات لازمی را در دستگاه عظیم دولتی و مراکز قدرت ایجاد کند. با آغاز سال 2015 فارغ از اجبار شرکت در بازیهای انتخاباتی و پشت سر گذاشتن مانع اسرائیل؛ میتواند دو سال آخر ریاست جمهوریش را به جبران و ترمیم صدمات اساسی ای که بخصوص طی چند سال اخیر بر پیکر آمریکا وارد شده است بپردازد. و حرکت کشورش را در مسیر تغییرات هندسی سامانه جهانی قدرت تنظیم کند. اوباما در دور دوم ریاست جمهوری اقدام به خانه تکانی کرد. و اکثر عمال فاسد وال استریت را برکنار کرد. همه حکام فدرال ریزرو (سیستم بانک مرکزی آمریکا) را با افرادی که رابطه آشکاری با وال استریت ندارند جایگزین کرد. بر کناری«تیموتی گایتنر»؛ خرمهره وال استریت از وزارت خزانه داری و گماشتن «جک لو» در این پست از اقدامات ضروری ولی ناکافی در راستای وال استریت زدائی به شمار می آید. شایان توجه است که از دوران ریاست جمهوری رانولد ریکان، جک لو اولین وزیر خزانه داری آمریکا است که از ایادی وال استریت نمی باشد.

دنیای امروز با شتاب خیره کننده ای بسوی چند قطبی شدن است و جریانی طوفانی همه کشورهای جهان را متحول می کند و به پیش می رود. رهبران آمریکا بخوبی واقعیت های امروز را درک کرده اند و اوباما وظیفه دارد که در اسرع وقت کشورش را معالجه کند و در مسیر صحیح قرار دهد. آنها می دانند که دچار دو بیماری مزمن و بسیار قوی و دیرپای هستند: وال استریت و اسرائیل. که البته مبارزه با هر دو اینها آسان نیست. اما بیماری اولی یعنی داعشی های وال استریت از چنان بنیه مالی, هوشمندی و ذکاوتی برخوردارند که تخمین و تعیین چارچوب فعالیتهای مخرب آنان بسختی امکان پذیر می باشد.

آقای اوباما رئیس جمهور آمریکا در مصاحبه تاریخی با استیو اینسکیپ خبرنگار  رادیو «ان پی آر» در 18 دسامبر، قبل از سفر تفریحی تعطیلات آخر سال با خانوده به هاوائی؛ مطالبی را بیان کرد که حاکی از نگرش جدید آمریکا نسبت به ایران و جهان می باشد. نظر به اهمیت و تاثیرات آن در سیاست های آینده آمریکا کندوکاوی اجمالی در برخی از مسائل مطروحه را ضروری می دانم. البته فکر می کنم مصاحبه مزبور از ظرفیتی برخوردار است که می بایست مورد نقد و بررسی تفضیلی قرار گیرد.

در جائی از مصاحبه اینسکیپ می پرسد: «آقای رئیس جمهور بگذارید از شما چند سئول کنم، درباره جایگاهی که آمریکا در جهان دارد و چگونگی نگاه شما به آن، و در دو سال آخر ریاست جمهوری خود، در صورتی که توانمندی آنرا داشته باشید؛ دوست دارید چگونه به حرکت در آید. در زمانی صحبت می کنیم که شما احیای روابط دیپلماتیک با کوبا را اعلام کرده اید. شما می خواهید در آنجا سفارت باز کنید. آیا در نظر شما سناریوئی وجود دارد که در دو سال آخرتان سفارت آمریکا در تهران باز شود؟»

اوباما در جواب می گوید:«من هیچوقت نمی گویم هرگز؛ ولی فکر می کنم این چیزها گام به گام حرکت می کنند. می دانی، کوبا واقعیتی است که 50 سال ما یک چیز را بارها تکرار کردیم و هیچ تغییری در میان نبود. و سئوال این بود که آیا نباید ما چیزی متفاوت نسبت به کشوری کوچک که تهدید بزرگی متوجه ما و متحدانمان  نمی کند آزمایش کنیم؟تهران [ایران] کشوری بزرگ و پیچیده ای است با سابقه تروریزم دولتی، که ما میدانیم کوشش کرده است سلاح هسته ای بسازد – یا حد اقل قطعات اجزائی که برای ساختن سلاح هسته ای ضروریست -  که مشغول آسیب زدن به متحدان ماست، که لفاظی اشان نه تنها مشخصا ضد آمریکائیست بلکه وقتی به اسرائیل می رسد آتش افروزانه می باشد.  در نتیجه مقدار زیادی وقایع تاریخی ای اینجاست که با تاریخ رابطه ما با کوبا متفاوت است. و اهمیت استراتژیک ایران متفاوت است با چیزی که در مورد کوبا روبرو هستیم.»

جست‌و جو در میزان دقت یا صحت برخی از مطالب صرفا جهت کمک به دریافت بهتر موضوع اصلی است؛ که مد نظر می باشد. طبیعی است که آقای اوباما تعابیری از وقایع بکار می‌برد که از تقابل با کانون‌های قدرت و مردم در سرزمین پهناور آمریکا پرهیز کند. مصاحبه چنین می نماید که اوباما در بازگشت از تعطیلات برنامه ای بسیار فشرده در دستور کار دارد و برای اجرای آن سرعت و صراحت کم نظیری (شاید بی نظیری) در نظر گرفته شده است.

اما اشاره ایشان به علت تغییر سیاست آمریکا نسبت به کوبا خالی از حقیقت ماجراست. عقب نشینی آمریکا عمدتا حاصل دریافت و قبول دو واقعیت می باشد:

اول در تقابل افتادن روزافزن با جهان امروز به صورتیکه مجمع عمومی سازمان ملل در 28 اکتبر سال 2014 برای بیست و سومین سال پی در پی تحریم‌های تجاری اقتصادی و مالی آمریکا بر علیه کوبا را محکوم کرد و در این رای گیری 188 کشور در مقابل دو کشور قرار گرفتند. بله, آمریکا و تنها متحدش اسرائیل!

دوم؛ اصرار حزب کمونیست کوبا در تداوم سیاست های آشتی ناپذیر و انقلابی؛ پایبندی به تقوا و اصول انسانی در مبارزه ای بی امان بر علیه بی عدالتی در سراسر عالم می باشد.  انقلابیون کوبا با حفظ استقلال خود نسبت به حزب کمونیست شوروی بدرستی می دانستند که تنها راه پاسداری از دستاوردهای انقلابشان پرهیز از سیاست های آشتی طلبانه و پشت کردن به آرمانهای ارزشمند انقلابی است. درستی نگرش کوبا در عقب نشاندن غول آمریکا 23 سال پس از فروپاشی قوی ترین متحدشان اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی, به وضوح نمایان است.(این حقیر کمترین، متوجه نمی شود که چرا جمعی از «تحلیل گران» ایرانی به نادرست دستاورد بزرگ کوبا را حاصل اطاعت کوبا از خواسته های آمریکا قلمداد می کنند؟ آیا میدانند که با این نظر کاملا غلط از آمریکا جانبداری می کنند؟ بنده آمادگی خود برای شرکت در دیالوگی عمومی و دوستانه در این مورد را اعلام می کنم.)

برای کمک به فهم موضوع پیچیده ای که در نظر دارم توضیح های کوتاهی ضروریست:

 وال استریت نسبت به نفوذ فزآینده اش در دولت آمریکا از زمان ریاست جمهوری رانولد ریگان به جهانیان مباهات می‌کرد. همدستانشان که فدرال ریزرو (سیستم بانک مرکزی) و وزارت خزانه داری را نیز تصاحب کرده بودند؛ تغییرات مهمی در قوانین رگلاتوری و تنظیم کننده را سبب شدند. تبهکاران فاسد وال استریت با کمک جمع کثیری از اساتید اقتصاد دان خود فروخته دانشگاه های مهم آمریکا؛ و برخی کشورهای دیگر ؛ توانستند ظرف مدت کوتاهی شرایطی را ایجاد کنند که برنامه های متعددی را طراحی و به اجرا بگذارند و عواید سرشار و افسانه ای را متوجه خود کنند. این روند به صورت وقیحانه ای تا کشاندن جهان به عظیم ترین بحران اقتصادی از زمان بحران بزرگ (گریت دیپرشن 1931 – 1929) بدون هیچ ملاحظه ای نسبت به تاثیرات مخرب و ویرانگرش  بر زندگی صدها میلیون مستضعف در سراسر عالم بی رحمانه با حداکثر توان ادامه داشت. (خوشبختانه ایران بخاطر تحریم های تجاری اقتصادی و مالی و جدا افتادن از سیستم مالی جهانی کمترین آسیب را دید).

توضیحات مختصر بالا صرفا جهت معرفی و آشکار کردن چالش‌های اصلی اوباما در دو سال آخر ریاست جمهوریش می باشد. با کمی دقت می توان دریافت که در بازگشت از تعطیلات سیاسیتش نسبت به ایران نه تنها ستیزه جویانه نخواهد بود بلکه با چرخش 180 درجه ای جهانیان را متحیر خواهد کرد.

اوباما با تعریفی که از ایران ارائه می‌دهد هیچ کوششی در «اصلاح» تصویر غالب ایران در جوامع غربی ندارد. به طور مثال از ایران بعنوان کشوری که خود را اصلاح کرده و یا در راهی متفاوت گام بر میدارد و یا ...یاد نمی کند بلکه ایران را همانطور که تا کنون در نظر غربی ها جلوه گر بوده است؛ توصیف می کند. صراحت بیان او که هیچگونه تفاوتی در سیاست‌های ایران در قبال موضوعات انرژی هسته ای و اسرائیل در دورانهای ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد و آقای روحانی قائل نیست؛ قابل تامل است. با وجود این می گوید «من هیچگاه نمی گویم هرگز» و عادی شدن روابط دیپلما تیک با ایران و باز گشائی سفارتخانه را در دو سال آینده محتمل می داند!

وی ادامه می دهد: «با وجود این، اگر ما بتوانیم به توافقی دست یابیم که به ما اطمینان دهد ایران سلاح هسته ای ندارد – و چنین توافقی امکان پذیر می باشد؛ ما می دانیم شرایط آن به چه صورتی [باید] باشد. اگر ایران قبول داشته باشد که به نفع خودش است همانطور که گفته است؛ آنها واقعا تمایلی به ساختن بمب هسته ای ندارند، بیایند و به جهان ثابت کنند، بطوریکه با گذشت زمان تائید شود؛ تحریمها برداشته خواهد شد، اقتصادشان شروع به رشد می کند، آنها دوباره در جامعه جهانی ترکیب می شوند – اگر ما بتوانیم قدم بزرگ اول را برداریم، بعدا امیدم آن است که برای ما مبنای تلاش برای بهبود روابطمان در گذشت زمان باشد.»

بطوریکه ملاحظه می فرمائید دستیابی به توافق مد نظر اوباما کاملا عملی است. بخصوص وقتی‌که او می داند از چه شرایطی می بایستی برخوردار باشد. و نمی خواهد  حتی زمان کوتاهی صرف جست‌وجو و یافتن شرایط مذکور شود. نگاهی کاملا متفاوت (تقریبا بر عکس) آنچه تا کنون شاهد بوده ایم. و چرا؟

در مورد داشتن و ساختن سلاح هسته ای که مشکلی در میان نیست زیرا اوباما بخوبی می‌داند که دین ما آنرا حرام دانسته است. (رجوع کنید به نقطه نظرات امام (ره)نسبت به سلاح های کشتار وسیع و فتوای حضرت آیت الله خامنه ای رهبری معظم انقلاب در این مورد). ایران همواره در راستای تعهدش به«ان پی تی» [معاهده عدم اشاعه هسته‌ای] عمل کرده است. و آمادگی خود را نسبت به انجام هر وظیفه ای در چارچوب قوانین انسانی و آژانس بین المللی انرژی هسته ای (آی ای ئی ای) نشان داده است و بدرستی زیر بار حرف های زور و تحقیرآمیزی که در دوازده سال اخیر نسبت به تلاش خود در کسب توانمندی در استفاده غیر نظامی از انرژی هسته ای شنیده است، نرفته است. ما ایرانیان مفتخریم که علیرغم تضییقات و فشار های بیمارگونه و بی حد و حصر آمریکا و متحدانش در زمینه انرژی هسته ای به موفقیت های شایان توجهی دست یافته ایم و عملا یک سال است که قدرت هسته ای بشمار می آئیم. امسال 800,000 بیمار سرطانی از رادیو دارو های ساخت ایران بهره مند می شوند. با نگاهی اجمالی به سایت شرکت پارس ایزوتوپ میتوان لیست محصولات ساخت ایران که مورد استفاده در صنعت، پزشکی و تحقیقات علمی می باشند را مشاهده کرد.

اوباما در جائی دیگر به بخشی از سیاستهای ایران که [بنظر او] بر خلاف قوانین بین المللی و ضد منافع آمریکا و ضد منافع متحدانش می باشد اشاره کرده و آنها را مربوط به خود ایران دانسته و امریکا را بی نیاز به قبول و یا توجیح آنها می‌داند. این را در واقع می‌توان اعلام استقلال سیاسی از اسرائیل به حساب آورد. با این سخن اوباما نیم قدمی را که وزیر سابق دفاع لئون پانتا درجمع طرفداران اسرائیل در واشنگتن در «کنفرانس سیاست»، ششم  مارچ 2012 [ساعت 19:19 به وقت گرینویچ مین تایم] برداشت را کامل کرد. این طور بنظر می آید که تغییرات سیاست آمریکا نسبت به اسرائیل از طریق تعیین روابطشان با ایران و اجرای آن بیان می شود. پرزیدنت اوباما اوائل سال میلادی، 2014 را سال «عبور از مانع» نام گذاشت. ایشان با این مصاحبه نویدی که داده بود را عملی می‌کند و از تغییراتی جدی در سیاست‌های آمریکا خبر  می دهد.

آمریکا بالاخره از مانع اسرائیل عبور کرد!

نشانه های خواست جهان چند قطبی از همان اوائل شکل گیری دنیای دو قطبی پس از جنگ جهانی دوم موجود است. ظهور جنبش عدم تعهد را می توان در این راستا به شمار آورد. این جنبش در سال 1961 در بلگراد به ابتکار نخست وزیر هند «جواهر نهرو» ، نخست وزیر برمه « او نو» ، رئیس جمهور اندونزی «سوکارنو»، رئیس جمهور مصر«جمال عبدوالناصر»، رئیس جمهور غنا «قوام نکرومه» و رئیس جمهور یوگسلاوی «مارشال تیتو» که رسما به عنوان نه متحد و نه بر علیه دو قدرت حاکم بر جهان، اعلام موجودیت کرد. عبارت جنبش عدم تعهد را اولین بار دیپلمات هندی «کریشنا منون» به سال 1953 در سازمان ملل بکار برد. [سرنوشت موسسین جنبش عدم تعهد گویای واقعیت‌های جهان آنروز می باشد.]

سخنرانی فیدل کاسترو تحت تاثیر انقلاب ایران به «بیانیه 1979 هاوانا» معروف است اهداف جنبش کشورهای عدم تعهد را بدین صورت تغییر و مشخص کرد: ضمانت «استقلال ملی، خود مختاری، تمامیت ارضی و امنیت کشورهای عضو در مبارزاتشان بر علیه امپریالیزم، کلونیالیزم، کلونیالیزم نو، نژادپرستی و تمام اشکال تجاوز از خارج، اشغال، سلطه،دخالت یا هژمونی همچنین بر علیه قدرت عظیم و سیاست بلوکه» اعلام کرد.  دو سوم کشورهای عضو سازمان ملل متحد از اعضای جنبش عدم تعهد می باشند.

به‌نظر این نویسنده دوره جهان چند قطبی با پیروزی ناباورانه انقلاب ایران عملا متولد شد. می‌توان دقیقتر ادعا کرد که ایران بنیانگذار نظم نوین جهانی است. به خاطر بیآورید که شعار اصلی انقلاب ما "نه شرقی و نه غربی"، در واقع مرگ بر سیستم های حاکم بر غرب و شرق بود.  درست در زمانی که جنگ سرد نه تنها با قدرت در جریان بلکه در حال خیزش به ابعاد وحشتناکتری نیز بود. آنزمان جامعه بشری در اسارت اردوگاه هائی بود که در کمال قدرت هر کدام با تجهیز و استقرار انواع و اقسام سلاحهای جنگی، ناوهای هواپیما بر و زیر دریائی های اتمی ... بعلاوه  ده ها هزار موشک مسلح به کلاهک های هسته ای سینه یکدیگر را نشانه گرفته بودند و با انگشتان روی ماشه با اضطراب و وحشت؛ کوچکترین تغییر را خطری جدی بر علیه ثبات و امنیت جهان تلقی می کردند و مانع وقوع آن می شدند.

چه کسی می توانست باور کند روحانی سالمندی که ساده زندکی می کرد و ساده سخن می گفت، بی اعتنا به واکنش های تهدید آمیز و بیمار گونه قدرتمندان با دستان خالی و گامهای مطمئن یکی از مهمترین و پر قدرت ترین کشورها که از ستون های اصلی ثبات جهان آنروز شمرده می شد را از جا بکند و جهان نوین را پایه گذاری کند؟ او که بشریت را از چنگال مشتی دیوانه و ابله نجات داد. و او که کاملا به اهمیت کارش واقف بود.

در قسمت بعدی کانون های قدرت در نظم نوین جهانی یعنی قطب هایی مثل اروپا و ... به همراه ائتلاف ها و همکاریهای بین المللی را بررسی خواهیم کرد.

*سعید روشندل؛ کارشناس ارشد روابط بین الملل و مباحث مدیریت جهانی

انتهای پیام/ش

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار