امروز : پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 8
۱۶:۲۹
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 138535
تاریخ انتشار: ۲۰ دی ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 37
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، حجت‌الاسلام سیدمحمدکاظم طباطبایی رئیس دانشکده علوم و معارف حدیث به

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، حجت‌الاسلام سیدمحمدکاظم طباطبایی رئیس دانشکده علوم و معارف حدیث به مناسبت فرارسیدن میلاد با سعادت امام صادق(ع) یادداشتی را در اختیار پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; قرار داده است که در ادامه می خوانید:

حضرت امام جعفر صادق(ع) در عصر خویش، نام آورترین فرد در مسائل عملی بود و آوازه ایشان در سرتاسر ممالک اسلامی شنیده می شد. شیخ مفید در توصیف جلوه حدیثی ایشان نوشته است: «مردم آن سان دانش او را نقل کردند که آوازه اش در همه جا پیچید و دانشجویان از هر سو به طرفش شتافتند. از هیچ یک از امامان و عالمان اهل بیت به اندازه ایشان روایت نقل نشده است و هیچ کدام به اندازه ایشان شاگرد نداشته اند. پژوهشگرن حدیث اسامی شاگردان ثقه ایشان را جمع کرده و چهار هزار نفر را شمارش کرده اند».[1]

این سرآمدی در میان اهل سنت نیز آوازه بلندی دارد. ابن حجر در توصیف آن حضرت می نویسد: «مردم از علم او چندان نقل کردند که آوازه آن به همه شهرها رسید. پیشوایان بزرگی همچون یحیی بن سعید، ابن جریج، مالک، سفیان بن عیینه، سفیان ثوری، ابوحنیفه، شعبه و ابو ایوب سجستانی از او روایت کرده اند».[2]

 به نظر می رسد مجموعه ای از عوامل در زمینه سازی برای بهره برداری گسترده جامعه شیعه و سنی از دریای علوم آن حضرت مؤثر بوده است. در این نوشتار به اختصار به برخی از این عوامل اشاره می کنیم:

استمرار نهضت امام سجاد(ع) و امام باقر(ع)

در اندیشه شیعه امامت، نهادی الهی است که تدبیر امور جامعه را با اتصال به منبع اصلی هدایت بر عهده دارد و امام عنصری است که در سایه سار او این نهاد استمرار می یابد. امام علی(ع) امام را این گونه تعریف می کند: «امامان از طرف خدا تدبیر کنندگان امور مردم و کارگزاران آگاه بندگان هستند».[3] این تعریف جامعیت مقام امام و پیوند گستره آن با همه ابعاد زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی جامعه را روشن می سازد.

پس از واقعه عظیم عاشورا و شهادت اهل بیت پیامبر، مسیر حرکتی شیعه دچار طوفان عظیمی شد که بازسازی جامعه آن فرآیندی طولانی و برنامه ریزی شده را طلب می نمود. از این واقعیت نمی توان چشم پوشید که جایگاه رفیع اندیشه شیعه در دوره امام صادق(ع) مرهون فعالیت های مداوم امام سجاد و امام باقر8 است.

امام سجاد(ع) در حالی هدایت شیعه را به عهده می گیرد که کربلاء قتلگاه آخرین باقیمانده اهل کساء و بهترین اصحاب آن حضرت گشت. کوفه مرکز شیعیان آن حضرت نیز با قتل و زندانی و تهدید و سران قبائل شیعه و مردان آن در بهت شهادت فرزند پیامبر و سرکوب عبیداله فرو رفته بود. در این شرایط سخت امام با مجاهدتی 35 ساله به گسترش علوم، آموزش مردم، تربیت مخلصان و عالمان و فقیهان و نظارت بر بازسازی جمعیت شیعه در کنار مبارزه سیاسی با ظلم بنی امیه پرداخت. ایشان با تلاش برای نوسازی بنیاد اسلام به احیاء قرآن و حدیث که با تفسیرهای ناصواب و منع تدوین مهجور مانده بود به مبارزه با عقاید انحرافی همچون جبر و تشبیه پرداخت.[4]بی شک یکی از ثمرات این تلاشها تشکیل هسته اولیه اصحاب امام صادق(ع) بود.

امام باقر(ع) نیز با آزادی عمل بیشتری نسبت به حضرت سجاد(ع) شیعه را به عنوان مرجعی علمی برای جهان اسلام معرفی کرد. امام صادق(ع) این نقش را این گونه تعریف می کند: « ابوجعفر (امام باقر(ع)) درهای علم را به سوی شیعه گشود و مناسک حج و حلال و حرام را به ایشان آموخت تا جایی که مردم (غیر شیعه) به ایشان احتیاج پیدا نمودند بعد از آنکه شیعه به آنها احتیاج داشت».[5]

دوره انتقالی حکومت

آغاز امامت امام صادق(ع) در سال 114 هجری مصادف با حکومت هشام بن عبدالملک است که ارکان حکومت در زمان او بسیار متزلزل شد و قیام های متعددی علیه او آغاز شد. قیام و شهادت زید بن علی نیز در همین دوره اتفاق افتاد. اما از سال 124 هجری تا 132، که طومار بنی امیه برچیده شد و حکومت ابوالعباس سفاح اولین خلیفه عباسی آغاز شد، چهار خلیفه اموی دوره های بسیار کوتاهی از حاکمیت را سپری کردند. با این وصف می توان ادعا کرد فشارهای سیاسی در دوره ابتدایی امامت آن حضرت کمتر به فعالیت های عملی ایشان معطوف بود و زمینه مناسبی برای استمرار حرکت علمی و فرهنگی شیعه که از دوره امام سجاد(ع) آغاز شده بود، فراهم آمد.

جریان فکری

فهم و تبیین دین و تفسیر متن از دغدغه های اصلی بشر در مسیر دینداری به شمار می رود. اینکه نسخه هدایت بخش دین برای تعالی و رشد بشر چه عناصری را در بر می گیرد و چگونه ازمنابع اصلی بهره برداری می شود مسأله مهمی است که پایه بسیاری از اختلاف ها میان گروه های متعدد مسلمان شده است. این اختلاف در پایان قرن اول و ابتدای قرن دوم و با فاصله گرفتن از فضای تشریع و سنت عملی رسول خدا(ص) شکل دیگری به خود گرفت.

این کشاکش در ابتدای قرن دوم و آغاز حضور سیاسی عباسیان از نص گرایان (که از حمایت امویان برخورداربودند) به سمت عقل گرایان چرخش یافت و برای اولین بارنظریه پردازی بر پایه استدلال عقلی (درقالب توجیه یا تأویل وتقدیم برنصوص) شکل گرفت. این جریان در اندیشه اسلامی با نام «معتزله» شناخته می شود. با این وصف، دو جریان فکری مهم این دوره معتزله است که اثرات زیادی بر جوامع اسلامی گذاشتند.

جریان مهم دیگری که نمی توان از تأثیر آن چشم پوشید، نهضت ترجمه است. ساختار فکری معتزله به طرح سؤالات متعددی منجر می شد که منابع حدیثی و کلامی شیعه به گزارش گفت وگوهای بزرگان این اندیشه با ائمه و اصحاب ایشان پرداخته اند. به عنوان نمونه مناظرات عمرو عبید با امام صادق(ع) و هشام بن حکم خواندنی است.[6] شیخ مفید نیز به مجموعه اختلافات شیعه با ایشان اشاره کرده است.[7]

فتح کشورهای مختلف، مسلمانان را با مؤسسات فرهنگی تمدن­ های غیر اسلامی به ویژه ایران، یونان و روم آشنا ساخت. این آشنایی به پدیده­ای به نام ترجمه در اسلام منتهی شد. ترجمه که از دوران اموی شروع شده بود در دوره عباسی به اوج رسید.

بیت الحکمة مرکز گفت و گوهای علمی را از مسجد به محلی منتسب به خلیفه منتقل کرد که مناظرات علمی در حضور او صورت می­ گرفت.[8] و به همین دلیل خاندان عباسی را حریص بر علم و برخی خلفای آن از جمله منصور، هارون و مأمون روشنفکر معرفی شدند.[9]سؤال از امام درباره مسائل جدید پیش آمده در جامعه امری دور از انتظار نیست و این خود، فرصت تبیین عمیق اندیشه اسلام ناب را در اختیار ایشان قرار می دهد.

فرهنگ جامعه

یکی از عوارض طبیعی جریان های فکری نوپدید و گسترش جغرافیای دنیای اسلام، رواج روحیه پرسشگری در جامعه است. حضور زندیقان در میان جامعه و گفت وگوهای امامان و اصحاب با ایشان نمونه بارز رواج این روحیه و انعکاس اندیشه ائمه در جامعه است. مرجعیت علمی مطلق امام صادق(ع) در این دوره در کلام ابن ابی العوجاء و عبدالله بن مقفع در کنار کعبه به روشنی قابل مشاهده است.

 ابن ابی العوجاء پس از طرح سؤالش در باب ضرورت امام، اعتراف می کند که آن حضرت موجودی روحانی است که در قالبی جسمانی درآمده، و جمله ابن مقفع مبنی بر اینکه اگر یک نفر صلاحیت عنوان انسانیت داشته باشد، همانامام صادق است را تأیید می کند.[10] این روحیه در میان اصحاب ائمه به قدری گسترش می یابد که اصحاب آن حضرت از هر فرصتی برای بهره مندی از علوم ایشان استفاده می برند. حسن بن علی وشاء خطاب به احمد بن محمد بن عیسی اشعری گزارشی از بهره مندی راویان کوفی از آن حضرت را این گونه بیان می کند: «900 راوی حدیث در این مسجد (کوفه) ملاقات نمودم که همگی می گفتند: جعفر بن محمد برایم حدیث گفت».[11]

به نظر می رسد این جریان های فکری و فرهنگی علیرغم آنکه در به چالش کشیدن اندیشه شیعه تأثیر داشتند، به عنوان فرصتی برای طرح اندیشه ناب شیعه و امامان ایشان نیز بوده است.[12]

 

پی‌نوشت‌ها:

1. الارشاد: ج2، ص 197.

2. الصواعق المحرقه: ص 201.

3. نهج البلاغه: ص 198، خطبه 152.

4. ن.ک: جهاد امام سجاد: بخش دوم، مبارزه فکری و علمی.

5. الکافی: ج2، ص 20.

6. الکافی: ج1، 169 و ج5، ص 23.

7. اوائل المقالات: ص 39 ـ 42.

8. ن.ک: بیت الحکمه فی العصر العباسیین: ص 40.

9. تاریخ تمدن ویل دورانت: ص 253.

10. الکافی: ج1، ص 74 ـ 76.

11. فهرست نجاشی، ص 40.

12. برای تفصیل بیشتر بنگرید: تاریخ حدیث شیعه (طباطبایی): ص 147 به بعد

 

انتهای پیام/ک

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار