امروز : پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 8
۱۵:۳۶
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 138915
تاریخ انتشار: ۲۱ دی ۱۳۹۳ - ساعت ۱۹:۰۶
تعداد بازدید: 106
به گزارش گروه بین‌الملل پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، «تیموثی بنکرافت هینچی» روزنامه‌گار و تحلیلگر سیاسی شاخص روزنامه ...

به گزارش گروه بین‌الملل پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، «تیموثی بنکرافت هینچی» روزنامه‌گار و تحلیلگر سیاسی شاخص روزنامه « پراودا» روسیه درباره حادثه اخیر در فرانسه، مطلبی منتشر کرده و در آن به بررسی نقش مذهب و عملکرد و نگاه دوگانه غرب در براب تروریسم پرداخته است. متن این یادداشت در ادامه آمده است:
تروریسم در همه‌جا محکوم است؛ نه فقط در پاریس
برای همه آنها که پس از قتل عام «شارلی ابدو» در پاریس، درباره آزادی رسانه‌ها و آزادی بیان فغان سر می‌دهند؛ اجازه دهید نگاه عمیق‌تری داشته باشیم و ببینیم که غرب تا چه اندازه به سانسور و نشر اکاذیب مشغول است. برای همه آنها که از تروریسم شکایت دارند؛ بگذارید ریاکارانه عمل نکنیم.
بگذارید با ادای احترام به قربانیان (خانواده‌هاشان و عزیزانشان) حمله شک‌آور به دفتر مجله طنز شارلی ابدو در پاریس، در 7 ژانویه 2015، آغاز کنیم. حمله‌ای که اولین رویداد در آغاز سال نوی میلادی بود و نخستین محک اخبار 2015 را تشکیل داد.


 
اجازه دهید با تاکید بر یکی از ارزش‌های جهانی بشر آغاز کنیم: حق زندگی و اجازه دهید کسانی که آن را به هر شکل و فرمی زیر پا می‌گذارند، محکوم کنیم. این امر مخالفت بدون قید و شرط با اعمال تروریستی در هر نقطه، هر زمان و در مقابل هر هدفی را شامل می‌شود و محکوم است؛ چه از سوی متعصب دیوانه‌ای در پایان مسابقه دو ماراتون صورت پذیرد، یا از سوی نیروهای بنیادگرای اسلامی در انتقام توهین به پیامبرشان، یا از سوی یک بزدل در ارتفاع 30،000 پایی در آسمان با حمله به غیرنظامیان شرکت‌کننده در جشن عروسی و یا توسط دولتی که در قیامی در یک کشور خارجی، از تروریست‌ها استفاده ابزاری کرده است.
بومرنگ تلاش برای سرنگونی اسد به اروپا بازگشته
فرانسه، با کمال تاسف، دقیقا همین کار را انجام داده است. زمانی که با رهبری در «محور فوکوس» (ائتلاف فرانسه، انگلستان و ایالات متحده) به لیبی حمله کرد، دولتی که از بالاترین شاخص توسعه انسانی در آفریقا برخوردار بود، در صلح زندگی می‌کرد و مزاحم کسی نبود. این به معنی توجیه «قتل‌عام شارلی ابدو» نیست؛ ولی بگذارید رک و راست بگوییم: همه حملات تروریستی اشتباه هستند، چه از سوی «ناتو» (پیمان آتلانتیک شمالی) در لیبی صورت پذیرد یا در سوریه یا هر جای دیگری.
بومرنگ را پرتاب کردید و خب برگشت و خورد درست توی صورت خودتان. ماه‌ها صرف این کردید که «اسد» (بشار اسد، رییس جمهور سوریه) را دیوصفت نشان دهید و بگویید که «باید برود»؛ خب، چه اتفاقی افتاد؟ هزاران جوان که زندگی به سامانی نداشتند رهسپار سوریه شدند تا به نیروهای مخالف بپیوندند و بسیاری از آنها در این فکر بودند که با این کار، به کشورشان کمک می‌کنند و در راستای انجام وظایف مذهبیشان گام برمی‌دارند (البته در نظر بگیرید که اسد هم مسلمان است، هر عملی علیه او نیز توجیه‌پذیر نیست). و حالا چه شد؟
بسیاری از این نیروها روحیه‌شان کاملا تضعیف شد چرا که «اپوزوسیون سوریه» را آنگونه که هست دیدند: دسته‌ای اراذل و اوباش و تروریست که بچه‌ها را به میخ می‌کشند، سینه زنان را در خیابان‌ها می‌برند و سر آنها را از تن جدا می‌کنند و پس از آن به اجسادشان تجاوز می‌کنند. کودکان مبتلا به «سندرم داون» را به عنوان بمب‌گذاران انتحاری به کار می‌گیرند و بسیاری دیگر از این دست... درست همانگونه که تروریست‌های عزیز غرب، در لیبی انجام می‌دادند. با این تفاوت که اینها تندرو هستند، و زندگی‌ای ندارند که بخواهند روزی به آن بازگردند و از تروریست‌هایی که برای سرنگونی اسد در تلاشند، ترفندهای نویی آموخته‌اند.
رویش قارچ سمی گروه‌های افراط‌گرا در اروپا
حرکت بعدی در صفحه شطرنج سیاسی و اجتماعی این است که گروه‌های تندروی بنیادگرا، مثل قارچ در تمام اروپا سر بر بیاورند و (با کارهایشان) علیه مسلمانان و بویژه مهاجران فراخوان بدهند. در شرایطی که بیش از 60% از جوانان در برخی مناطق اروپا بیکار هستند و صدها مهاجر روزانه به دنبال سهم خودشان از کیک در اروپا می‌گردند.
از اینجا به بعد اوضاع دیگر مثبت نیست و به نظر می‌رسد همه چیز مارپیچی به سمت پایین باشد. در حالی که هر مشکلی، راه حلی دارد، این یکی بسیار پیچیده است و به نظر می‌رسد هیچ راه گریزی برای وضعیتی که ده‌ها سال در هم آمیخته، وجود ندارد.


 
هنگامی که یک گروه ترویستی بومی می‌شود و دلایل ایجادش منطقه‌ای یا محلی هستند،  تعامل سازمانی در دوسطح به نسبت آسان است - تعامل رسمی، از راه عملیات نظامی و سرویس‌های امنیتی و تعامل غیررسمی از راه گفتگو برای حل مشکل در صحنه سیاسی. تعامل با گروه‌های تروریستی در آفریقا مانند جمهوری دموکراتیک کنگو، نمونه‌های موفق این روش عملکرد هستند. اما هنگامی که اقدامات تروریستی از سوی جوانان ناراضی و بدون هیچ علت خاصی جز وهم و خیالات واهی آرمان‌گرایانه مبهم به نام دفاع از اسلام صورت می‌پذیرد، چنین رویکردی امکان‌پذیر نیست.
مهم است که وضعیت را با نمونه‌های پیشین مقایسه کنیم. گروهی از یهودیان پرتغالی در قرن پانزدهم و شانزدهم. تفتیش عقاید از سوی دولت پرتغال آنها را واداشت به آمستردام بگریزند، جایی که بازهم به دلیل تفتیش عقاید، مجبور به فرار به سوی لندن شدند. در لندن، پادشاه مسیحی آنها را به فرار به سوی ایتالیا واداشت، جایی که باز هم از سوی مسیحیان وادار به فرار شدند. داستان فرار یهودیان آنجا پایان پذیرفت که امپراطوری مسلمان عثمانی با مهمان‌نوازی از آنها حفاظت کرد و پذیرایشان شد.
معضلات جامعه اروپا، عامل گسترش افراط‌گرایی در قاره سبز
بنابراین اسلام و مسلمانان یک چیزند و بنیادگرایی اسلامی چیز دیگریست. در واقع این جنبش کفر به خود اسلام است، چرا که اسلام، چیزی بیش از دین صلح، که روشی برای زندگی است که احترام به تمام موجودات زنده، از جمله حیوانات و گیاهان را شامل می‌شود.
این جوانان تندرو را نمی‌توان در سیستم آموزش و پرورش غربی به طور کلی سرزنش کرد چرا که بیشتر مردم خودشان را روی قطار منفجر نمی‌کنند و در مکان‌های عمومی بمبگذاری نمی‌کنند. با این حال، چه تعداد از این جوانان در جوامعی که در آن زندگی می‌کنند، شغل پایدار و امید به آینده دارند؟ چه تعداد از این جوانان تندروی پاریسی از حومه و حلقه فقر که در سراسر شهرهای اصلی فرانسه گسترده شده، آمده‌اند؟
چه تعداد از جوانان تندروی بریتانیایی، جوانانی هستند که احساس می‌کنند از سوی جامعه‌ای که در آن رشد کرده‌اند طرد شده‌اند و دکترین رادیکالیسم اسلامی را به عنوان راه فرار برگزیده‌اند همانگونه که عده‌ای دیگر، در همین فرار، به مواد مخدر پناه برده‌اند؟
بنابراین، مسئله به مذهب مربوط نیست بلکه یک مسئله‌ اجتماعی-اقتصادی ساده است. راه پیش رو، تعامل رهبران جامعه در شهرستانها و قدرت دادن به مقامات محلی برای تقویت ساختار آموزشی و توجه به افراد در مناطق خاص است.میراث «معمر قذافی» (رهبر پیشین لیبی) به ما می‌آموزد که انسان‌ها زمانی که سیستم حکومت موضعی باشد و جوامع کوچک بر خود حکومت کنند، رشد خواهند کرد. این همان مفهوم «جمهور» است؛ چیزی که فرانسه و نیاکان آنگلوساکسون آن، سعی در نابودی‌اش داشتند.
اجازه دهید آنگونه که بایسته است سخن را تمام کنیم. بار دیگر با قربانیان حمله شارلی ابدو، خانواده‌ها و عزیزانشان همدردی کنیم و به کسانی که پس از این انتقام از نشریه طنز فرانسوی (که سنت فرانسوی به قدمت انقلاب فرانسه است)، درباره آزادی رسانه‌ها و آزادی بیان فغان سر می‌دهند، حملات هک ماموران غربی علیه رسانه‌های اجتماعی را یادآوری کنیم؛ بگذارید به خاطر بیاوریم که چگونه حساب‌های رسانه‌های اجتماعی از سوی عوامل غربی به صورت هدفمند مورد حمله قرار گرفت؛ اجازه دهید به یاد بیاوریم چطور ایمیل‌های کاربران از سوی عوامل غربی هک شد. آیا معنی «آزادی بیان» این است؟
انتهای پیام/ق

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار