امروز : دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۶ - 2017 April 24
۱۴:۳۰
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 139115
تاریخ انتشار: ۲۲ دی ۱۳۹۳ - ساعت ۱۱:۱۹
تعداد بازدید: 28
بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته ...

بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیل‌های موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.

 

***

در حاشیه نطق جنجالی در مجلس

مطهری شجاع‌تر است یا جلایی‌پور؟!

حمیدرضا جلایی‌پور، در بخشی از گفت‌وگوی خود با خبرگزاری ایلنا که با سوژه نطق جنجالی آقای مطهری در جلسه علنی روز یکشنبه مجلس انجام شده، گفته است:

«برای خودم دعا می‌کنم روزی شجاعت علی مطهری را پیدا کنم ولی اگر من هم جای مطهری بودم (و) حقیقتی را درک می‌کردم، حتماً با مردم کشورم در میان می‌گذاشتم تا دیگر افرادی که هویت و شناسنامه آنها روشن نیست نتوانند بی‌جهت به سرمایه‌های کشور بتازند»!

 

*در صحبت‌های جلایی‌پور به فرق ساختارشکنی بی‌مبنا و شجاعت و همچنین تمایز «بیان محاسبه غلط» و «بیان حقیقت قابل اثبات» اشاره نشده است.

مطهری اگرچه گاهی در صحبت‌های خود و به‌ویژه در مقولات فرهنگی و بحث «حجاب» مواضع صحیح، اصولی و مدللی را اتخاذ می‌کند اما مثلاً اینکه ایشان در نطق اخیر خود در مجلس، اعلام می‌کنند که «مردم در 9 دی بخاطر وحدت به خیابان آمدند»! حرفی نادرست و از سر محاسبه غلط است که بیان آن هم شجاعت محسوب نمی‌شود.

9 دی در فرم و محتوا، صورتی بی‌بدیل از «مقابله با دشمن و خواست عمومی یک ملت برای مانایی و آرمانخواهی» بود و لذا عنوان اینکه 9 دی برای رسیدن به وحدت! خلق شد یک معنای غلط و از سر بدفهمی و پذیرفتن تئوری بی‌مبنای «دولت وحدت ملی»! است.

مردم در 9 دی برای مقابله با دشمن و برای نمایش اتحاد در برابر فتنه‌گران داخلی و خارجی به میدان آمدند نه برای اعلام اینکه احیاناً می‌خواهند با کسی یا کسانی وحدت کنند؛ چون اساساً تفرقه‌ای در میان نبود که بخواهد با وحدت! ختم به خیر شود.

و از سوی دیگر یک نگاه گذرا به شعارهای مردم در راهپیمایی روز 9 دی خواهد گفت که خواسته مردم در آن راهپیمایی به‌یادماندنی وحدت مورد ادعای آقای مطهری! بود یا مخالفت آشکار با فتنه و فتنه‌گران و ناامنی‌ها؟!

و نکته آنجاست که آقای مطهری بر مبنای محاسبه غلط خود و در رفتاری بعید از یک نماینده مجلس و یک چهره تحصیلکرده؛ عبارت «یوم‌الشیطان» را نیز بر زبان می‌رانند که اگرچه با اما و اگر و شرط بیان شده اما هر ذهنی می‌داند که این کلمات در ساحت افکار عمومی یک ملت به شدت مورد واکنش قرار خواهد گرفت.

آیا آن محاسبه غلط و این استفاده نابجا شجاعت نام دارد؟!

آقای مطهری همچنین صبح و شام بر فکّ حصر فتنه‌گران تأکید دارد و در این راه نه استدلال‌های رسمی قوه قضائیه را می‌پذیرد، نه اسناد توطئه‌گری همچنان فتنه‌گران عنود را و نه روشنگری‌های مستدلّ خواص را.

و در عین حال به فهم نظام و قوای کشور از قانون و حیطه اختیارات و تأییدات ولایت فقیه هم وقعی نمی‌گذارد و حتی با پاسخ مستقیم رهبری نظام نیز در هنگام طرح اعتراض خود در محضر ایشان قانع نشده است!

آیا واقعاً چنین رفتاری شجاعت نام دارد یا محاسبه غلط و لجاجت؟!

درباره آرزو و حاجت آقای جلایی‌پور نیز می‌توان این مژده را به ایشان داد که زودتر از عرض حاجت، به مقصود رسیده است.

چه اینکه مگر هم‌ایشان نبود که چند ماه قبل از انتخابات سال 88 درباره «انقلاب‌های رنگی در ایران» در یکی از دانشگاه‌ها سخنرانی کرده بود؟!

و مگر هم‌ایشان نبود که در فهم خود از حقیقت! رسانه‌های اصولگرا را شجاعانه «تریبون مفت رانتی تندروها»! نامیده بود؟!

و جملاتی مثل «عده‌ای از ده‌ها هزار! تشییع‌کننده پاشایی درس نمی‌گیرند»، «خط‌کشی خودی و غیر خودی غلط است»! «امام گاهی انقلابی‌گری را کنار می‌گذاشت و قانون‌گرایی می‌کرد» مگر همگی در کنار توهین به امام و مردم در کتاب ایشان یعنی «جامعه شناسی ایران؛ جامعه کژمدرن» و نیز حضور در کنفرانس جنجالی برلین! از جانب آقای جلایی‌پور ساطع نشده است؟!

گفتنیست آقای حسین مرعشی، چندی قبل درباره مواضع فرهنگی آقای مطهری بیان کرده بود که ما (اصلاح‌طلبان) باید در مسائل فرهنگی به آقای مطهری کیسه بکشیم!

 

***

 

چرا تئوری بُرد_بُرد غلط است؟

یکی از رسانه‌ها به تازگی در لابه‌لای گزارشی با سوژه روابط بین‌الملل این جمله را در بخش جمع‌بندی خود نوشته است:

 «سیاست بُرد-بُرد در قالب همکاری مسالمت‌آمیز باید به عنوان اصل راهبردی همه کشورها در روابط سیاسی‌شان لحاظ شود. مردمان جهان باید از شرّ مخاصماتی که سود آن صرفاً به دولت‌ها می‌رسد رها شوند و بتوانند آزادانه با یکدیگر زندگی کنند...همه باید به سمت جهانی حرکت کنیم که همکاری دوستانه ملت‌ها اهرم مطمئنی برای جلوگیری از سلطه نظامی دولت‌ها و سلطه اقتصادی شرکت‌های چند ملیّتی بر ملل دیگر فراهم کند»

 

*این جمله اشاره شده حاوی چند اشکال ماهوی است که در ادامه به آنها اشاره می‌شود:

یکم _ اساساً مفهومی به نام سیاست بُرد_بُرد در سیاست خارجی بیشتر یک مفهوم انتزاعی است تا یک مفهوم واقعی. روی دیگر سکه برد_برد آنست که ما به منفعت طرف دیگر نیز بیاندیشیم! این در حالی است که فرض بر اینکه منفعت طرف مقابل هم در سیاست خارجی برای ما مهم باشد(که چنین چیزی نوعاً ممکن نیست زیرا مثلاً منافع آمریکا در تضادّ با منافع جمهوری اسلامی ایران است)، اما هرگز و در خوشبینانه‌ترین حالت نیز مشخص نیست که نیت طرف مقابل هم حفظ منافع ما باشد؟! ضمن اینکه معتقدان به تئوری برد_برد پاسخ نمی‌دهند که اگر منافع ما و منافع حریف در تضادّ با یکدیگر بود؛ آنوقت باید چه کرد؟!

لذا با توجه به این فرایند بدیهی، ابتنا یافتن بر سیاست برد_برد! و ابراز خوشبینی نسبت به نیت دشمن امری خلاف عقل است.

دوم _ اینکه مردمان جهان باید از شرّ مخاصمات دولتهایشان با یکدیگر رها شوند حرفی است که در جهان واقعیت‌ها هرگز رخ نخواهد داد.

چه اینکه پر واضح است که دولت‌ها مستظهر به رأی مردم خویش هستند و خود را نماد رأی و نظر مردمشان می‌دانند.

لذا تفکیک این دو معنا با کادوپیچی‌ها روشنفکرانه (تزی که توسط حلقه انحرافی هم ترویج می‌شد و به تفکیک دولت‌ها از ملت‌ها تأکید داشت) کار مدلل و فهیمانه‌ای به نظر نمی‌رسد.

سوم _ حرکت به سمت جهانی که ملت‌ها در آن تعیین کننده باشند و اثری از سلطه نظامی دولت‌ها و سلطه اقتصادی شرکت‌های چند ملیّتی در آن نباشد نیز حرف درستی نیست.

به این دلیل که اولاً هر ملتی پس از هر تولد و انقلابی، دولتی را بر سر کار خواهد آورد که آن دولت تعیین کننده سیاست‌ها و اصولی کلی حرکت آن ملت خواهد بود و لذا دولت‌ها هیچوقت نخواهند مرد!

ثانیاً سلطه دولت‌ها و شرکت‌های چند ملیّتی نیز نه در صورت همکاری ملت‌ها! که زمانی تمام خواهد شد که ملت‌ها دوَلی را بر سر امور بیاورند که از سلطه نظامی بری باشند و نه تنها خود معتقد به استعمار و استثمار اقتصادی نباشند بلکه با سیاست‌های مقاومانه‌ای که بر ضد مصرف‌گرایی و بِرند زدگی هستند در مقابل مفهوم سلطه نظامی و اقتصادی بایستند.

راه سعادت جهان نه از کوره راه بازی برد_برد! که از شاهراه مقاومت و حرکت به سمت آرمانگرایی اسلام ناب محمدی(ص) حاصل خواهد شد.



***

 

روحانی چه چیزی را باید برای اصلاح‌طلبان جبران کند؟!

دست‌خطی که روحانی باید از رو بخواند!

رسول منتجب‌نیا، قائم‌مقام حزب اعتماد ملی اخیراً در بخشی از گفت‌وگوی خود با روزنامه آرمان با بیان اینکه جناح اصلاح‌طلب خودش را «فدایی دولت» قرار داده، تصریح کرده است: وقتی این همه حمایت از طرف اصلاح‌طلبان متوجه دکتر روحانی شده است چه اشکالی داشت که ایشان  به صراحت بیاید و حمایتش را در حد بالاتری اعمال کند.

او گفته است:

«خود ایشان حتی می‌توانند، بگویند که من اصلاح‌طلب و تشکیلاتی نبودم اما چون شما آمدید و مرا وارد میدان کردید و مقدمات پیروزی مرا فراهم کردید وظیفه دارم که شما را حمایت کنم و آن فضایی که در هشت سال گذشته بر شما تحمیل شده را تا حدی جبران می‌کنم»!

منتجب‌نیا می‌افزاید: اما ما احساس کردیم که دولت پرهیز دارد از اینکه متهم به این شود که از نیروهای اصلاح‌طلب استفاده می‌کند.

او همچنین گفته است: در مورد مسائل مهم داخلی نیز که حق با دولت است و مردم به این دولت رأی داده‌اند و حق مردم را باید ادا کرد نباید تحت تاثیر گروهی خاص قرار گرفت. اگر چنین اتفاقی بیفتد رفته‌رفته جناح‌ها و فعالان سیاسی و مردمی که فعالیت کرده‌اند نیز دلسرد می‌گردند لذا دولت نباید دچار توهم شود که مثلا اگر بگوید اینها کنار بروند ما مردم را داریم. مردم در همین قالب‌هاست که می‌گنجند.

 

*مشخص نیست واکنش رئیس جمهور محترم که از منش سیاسی مخصوص به خود برخوردار است نسبت به این صحبت‌های القاگرانه آقای منتجب‌نیا و سفارش او به روخوانی رئیس‌جمهور از روی صحبت‌هایش چیست؟!

این نخستین باری است که مسئله «روحانی چه بگوید و چه نگوید» هم در کنار «روحانی چه بکند و چه نکند» از سوی چهره‌های منتسب به یک جریان سیاسی خاص مطرح شده است.

همچنین در صحبت‌های آقای منتجب‌نیا چند نکته حائز اهمیت است.

اول آنکه یک جریان سیاسی خاص بر اساس گفته‌های اشاره شده، حمایت‌های بالاتری! از جانب رئیس‌جمهور را طلب می‌کند.

اینکه این حمایت‌های بالاتر! از جریان سیاسی که آقای منتجب‌نیا وابسته به آن است، چه معنایی می‌تواند داشته باشد، بحثی است که باید به اقتراح سیاسیون و رسانه‌ها گذاشته شود.

دوم آنکه بر اساس نظر آقای منتجب‌نیا، حمایت رئیس‌جمهور روحانی از جریان سیاسی خاص، یک «وظیفه»! است که باید انجام شود.

گزینه سوم نیز آن است که بر اساس اشاره‌های آقای منتجب‌نیا، رئیس‌جمهور روحانی گویا باید برخی چیزها را برای جریان اشاره شده «جبران»! کند.

این نکته نیز محل بحث است که چه چیزی از اصلاح‌طلبان بصورت مشخص، زائل شده که اکنون باید بعنوان یک وظیفه از جانب رئیس‌جمهور روحانی تلقی و البته جبران شود؟!

این تأکید بر جبران در حالی است که طی 8 سال گذشته (منظور، دوران صدارت دولت‌های نهم و دهم است) اتفاق خاصی برای جریان سیاسی اشاره شده رخ نداد مگر بواسطه نقشی که برخی افراد و گروه‌های منتسب به این جریان در فتنه سال 88 انجام دادند.
 

***

 

نسخه براندازی اقتصادی؛‌ از ونزوئلا تا تهران

این تصاویر که تلاش دارد وضعیت مردم در کاراکاس، پایتخت ونزوئلا را نشان بدهد؛ در خبرگزاری رویترز و با موضوع مضیقه غذا و اوضاع سخت تأمین مایحتاج اساسی مردم! منتشر شده است.

















نکته اصلی که تلاش شده در تصاویر فوق به ذهن مخاطبان القا شود، «وضعیت بد اقتصادی و معیشتی مردم در ونزوئلا»! است.

مسئله‌ای که کاخ سفید بعنوان دشمن اصلی ونزوئلا، از دوران اوج‌گیری هوگو چاوز آنرا در قبال ونزوئلا در دستور کار قرار داد و تا هم‌اکنون در حال پیگیری آن است.

القای وضعیت بد اقتصادی در ونزوئلا همچنین در جریان اغتشاشات چند ماه قبل این کشور نیز صورت تازه‌ای به خود گرفت.

اغتشاشاتی که اگرچه با بهانه‌های اقتصادی و توسط کسانی که رسانه‌های آمریکایی آنها را دانشجو! نامیدند آغاز شد، اما به مرور رنگ اقتصادی به خود گرفت و حاضرین در خیابان برای اینکه مردم عادی را نیز به خود ملحق کنند، مدعی شدند که خواسته اصلی آنها ارتقای سطح معیشت و رفع مشکلات اقتصادی است.

دولت ونزوئلا تاکنون توانسته است بخش اعظمی از این خرابکاری‌ها و بهانه‌‌جویی‌ها را پاسخ دهد و دفع کند اما ناآرامی‌های به ظاهر اقتصادی، همچنان این کشور را تهدید می‌کند.

آمریکا و رسانه‌های وابسته به این کشور و متحدانش نیز همانطور که در تصاویر بالا مشهود است؛ اصرار فراوانی بر مفلوک نشان دادن مردم ونزوئلا و اوضاع زندگی آنها دارند.

نظیر نسخه‌ای که در ونزوئلا به اجرا درآمده است؛ اخیراً در جریان «خیزش چتر» در هنگ‌کنگ نیز در حال اجراست.

معترضین هنگ‌کنگی نیز که رسانه‌های غربی عمده آنها را دانشجویان! معرفی می‌کنند؛ چند هفته پس از آغاز تظاهرات خود اعلام کرده‌اند که خواسته‌های اقتصادی نظیر امنیت شغلی و افزایش سطح درآمدها را دارند.

نسخه «فتنه اقتصادی» و «ناآرام‌سازی اقتصادی»، ایران اسلامی را نیز تهدید می‌کند و دشمن تلاش دارد در پروپاگاندای خود فشار اقتصادی را (که کارشناسان اثر آنرا کمتر از 30 درصد ارزیابی می‌کنند) غیر قابل تحمل جلوه دهد.

رهبر معظم انقلاب، در ابتدای امسال، در همین زمینه طی سخنانی فرمودند:

«افراد مؤثّر در دولت آمریکا و نظام آمریکا این را صریحاً گفتند، گفتند ما تحریم‌ها را به‌وجود آوردیم و تشدید کردیم که مردم را ضدّ نظام، بکشانیم به خیابان‌ها؛ این را صریحاً گفتند که تحریم برای این است که انقلاب را ریشه‌کن کنند و مردم را در مقابل نظام اسلامی قرار بدهند»

نظیر تصاویر بالا، در جریان توزیع سبد کالا! در ایران نیز در رسانه‌های غربی بصورت ویژه مورد توجه قرار گرفت.

وندی شرمن، از مقامات مذاکره کننده آمریکایی در این زمینه گفته بود پول‌هایی که در مذاکره با ایران از حالت بلوکه خارج شده‌اند، صرف همین مردم گرسنه‌ای شدند که در صفوف طولانی، آنها را دیدیم!

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار