امروز : سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 6
۲۳:۱۸
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 139928
تاریخ انتشار: ۲۶ دی ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 56
علی خلجی دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه- در دهه اخیر و بعد از افزایش وقایع تروریستی در سطح دنیا و پیدایش گروه‌های مختلفی که ...

علی خلجی دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه- در دهه اخیر و بعد از افزایش وقایع تروریستی در سطح دنیا و پیدایش گروه‌های مختلفی که ایدئولوژی‌های خود را تنها مصلح جهان می پندارند، استفاده از واژه‌ های بنیادگرایی و افراط گرایی بیش از هر اصطلاح دیگری در خبرها و در کنار اخبار مربوط به گروه‌های تروریستی به چشم می خورند.

fundamentum بنیادگرایی در لاتین به معنی اساس و پایه می‌باشد و در اصطلاح به معنای بازگشت به ریشه گرفت از کلمه اصول و مبانی به کار می رود. این اصطلاح نخستین بار در اوایل قرن بیستم توسط پروتستان‌ها در آمریکا به کار رفت. این گروه اصل لغزش‌ناپذیری کتاب مقدس را مطرح کردند و به این معنی که آیات کتاب مقدس را باید کلمه به کلمه فهمید و هر کلمه آن دارای جایگاه و اهمیت می‌باشد.

مفهوم بنیادگرایی برای توصیف آن دسته از گروه‌های دینی به کار رفت که خواهان زندگی بر اساس مبانی و اصول دینی بودند. در حقیقت بنیادگرایی دینی نوعی حرکت با برنامه سیاسی به شمار می‌آید که نه فقط به حقانیت نص کتاب مقدس ایمان دارد بلکه مدعی لزوم بازسازی جامعه و روابط اجتماعی بر اساس آن است.

در ادبیات رسانه ای امروزه اما بنیادگرایی تقریبا مترادف اسلامگرایی و بار معنایی منفی به کار می‌رود. غافل از آنکه واژه‌ای ساخته و پرداخته متفکران مسیحی می‌باشد.

اما بنیادگرایی اسلامی چیست و چگونه پدید آمد؟ به طور کلی می توان دو علت را برای شکل گرفتن بنیادگرایی اسلامی برشمرد. یک عوامل خارجی مانند استعمار، تقابل با غرب و مدرنیته و دیگری عوامل داخلی مانند وجود حکام مستبد و دیکتاتور، فقر و فساد در جوامع اسلامی.

گروهی از صاحب نظران دلیل اصلی شکل گرفتن بنیادگرایی اسلامی را مواجهه اسلام و یا جوامع اسلامی با بحث مدرنیته می دانند. شاید این موضوع یکی از دلایل شکل گرفتن بنیادگرایی اسلامی در دهه های اخیر باشد ولی قطعا این موضوع در حال حاضر دیگر مصداقی ندارد.

از نمونه بارز آن می توان به اطلاع رسانی و ارتباط گیری اکثر گروه های بنیادگرا از طریق اینترنت و شبکه های اجتماعی نام برد. از طرفی دیگر بنیادگرایان امروز در جوامع اسلامی دیگر مانند جهادگران افغان که در کوه های تورابورا با نیروهای شوروی می جنگیدند نیستند. امروزه حداقل در رده های بالای این گروه ها افرادی با تحصیلات در کشورهای اروپایی و رشد کردن در یک فضای کاملا مدرنیته حضور دارند. اینگونه مباحث دلایلی کافی برای رد تقابل این گونه تفکرها حداقل در ظاهر با مدرنیته می باشد. خود این گروه ها نیز دیگر اصراری به رد تمامی مظاهر مدرنیته ندارند.

موضوع دیگری که می توان آن را از مهم ترین دلیل شکل گیری بنیادگرایی اسلامی دانست عکس العمل جوامع اسلامی به رفتار دوگانه غرب در موضوعاتی مانند قوانین دمکراتیک و حقوق بشر می باشد.

در دهه 90 میلادی اسلامگرایان به ویژه در شمال آفریقا و کشورهای خاورمیانه با خاطرنشان کردن رفتارهای استعمارگرانه کشورهای غربی در صد سال گذشته در کشورهای مستضعف با رد قواعد حقوق بشری آنها، خواستار بسط و گسترش قواعد و دستورالعمل‌های اسلامی خود در مورد حقوق بشر شدند.

اسلامگرایان طرح مباحث حقوق بشری را ابزاری در دست غربیها برای فشار آوردن و استعمار جوامع اسلامی می دانستند. اسلامگرایان با طرح موضوع اسلام سیاسی خواستار توجه حاکمان به ابعاد حکومتی اسلام و قابلیت آن در تمامی زمینه های حاکمیت شدند.

مسئله دیگر نحوه تعامل و رابطه ملت-دولت ها در کشورهای اسلامی بود. در برخی از کشورهای اسلامی که حکومت های مستبدانه دارند نه تنها هیچ گونه ساختار دمکراتیک از قبیل برگزاری انتخابات آزاد و... وجود ندارد بلکه حاکمان در این کشورها به دلیل وابستگی به غرب از لحاظ امنیتی و دفاعی و اقتصادی، فقدان مشروعیت سیاسی دارند. از طرفی در همین کشورها هیچگاه بخاطر سرکوب مخالفان و یا نقض آزادی های اجتماعی از طرف غرب به چالش کشیده نمی شوند. این آگاهی عمومی  در سالهای اخیر به واسطه رشد جمعیت، شهرنشینی تشدید گردیده است. بنابراین از از این دیدگاه می توان بنیادگرایی اسلامی عکس‌العملی به به رفتار حاکمان جوامع اسلامی نامید.

به هر حال بنیادگرایی اسلامی یا اعتقاد به اسلام سیاسی در سال‌های اخیر در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا روز به روز بیشتر شده است.

از نمونه های آن می توان به حزب اعتدال و توسعه در ترکیه با تفکر  احیای بخشی از قوانین حکومتی اسلام در نظام سکولار ترکیه نام برد. یا پیروزی های مقطعی معتقدان به این نوع شیوه حکومتی در تونس، مصر و ... در واقع می توان به نوعی بنیادگرایی در اسلام را از جنبه مثبت نوعی برداشت سیاسی از اسلام و به عنوان قائل به جامعیت قوانین اسلام در برقراری و اداره حکومت دانست. این نوع دیدگاه با توجه به بسترهای قومی و جغرافیایی  و میزان مشارکت عموم جامعه در تصمیم گیری های حکومتی می تواند متفاوت باشد.

Extremism یا افراطی گری واژه ایست که نه تنها درباره دین بلکه در سیاست نیز کاربرد دارد. گروه های سیاسی که به طور آشکار و نهان در حاکمیت کشورهای اروپایی حضور دارند و یا خارج از حاکمیت به عنوان منتقد سیاست های حاکمان فعال هستند، این روز تعداد آنها در کشورهای اروپایی کم نیست.

مهمترین این گروه‌ها راست‌گرایان افراطی هستند که به داشتن تفکرات افراطی در قبال مهاجرین و مسلمانان معروف هستند. افراد این گروه با اوج گرفتن حس ناسیونالیستی جامعه به درصد مقبولیت آنها افزوده می شود و هر از گاهی نیز می توانند در انتخابات مجلس نیز به حاکمیت راه یابند.

ولی نکته آشکار این گروه ها عدم مقبولیت آنها در سطح حاکمیت و قشر تحصیل کرده جامعه می باشد. به نوعی سرکردگان این گروه ها که با تحریک حس ناسیونالیستی مردم از آنها به عنوان اهرمی برای دریافت امتیاز از اکثریت حاکمیت استفاده می کنند را می توان سودجویان سیاسی برشمرد. از نمونه بارز این گروه ها می توان به حزب راست گرای سوئد و یا حزب آزادی اتریش اشاره کرد.

و اما افراط گرایی اسلامی را می توان نوع افراط گرایانه بنیادگرایی اسلامی برشمرد.  یعنی در تفکرات و عمل این گروه ها برای بازگشت به مفاهیم ناب اسلام نوعی کج فهمی اتفاق افتاده است.

نکته نگران کننده بهره برداری غربیها از گروه های افراط گرای اسلامی در جهت اهداف و خواسته های خود می باشد. یعنی ناگزیر این گروه ها وارد مسیری شدند که کشورهای غربی می خواستند و آن دستاویز قرار دادن رفتار این گروه ها برای مقابله با اسلام سیاسی می باشد.

بنیادگرایی اصیل در شکل عام هیچ وقت قائل به بردگی مسیحیان و یا فروش ایزدیان در بازار برده فروشی نیست و یا برعکس افراط گرایان بر طبل اختلافات مذهبی نمی کوبد بلکه برای نشان دادن قدرت و جامعیت اسلام در تمامی موارد خواستار وحدت تمامی گروه ها و مذاهب مسلمانان می شود.

افراط گرایان با تقلیل قوانین و آموزه‌های اسلام به نازل ترین سطح و ایجاد یک و یا چند دشمن نا به حق و استفاده بیش از حد از واژه جهاد چهره رحمانی اسلام را خشن، بی رحم و دین شمشیر معرفی کرده‌اند. قطعا در پیدایش گروه هایی مثل داعش و بوکو حرام علاوه بر نقش غیر قابل انکار غربی ها، نقش جوامع اسلامی و بنیادگرایان مسلمان نیز قابل انکار نیست.

نهایتا نمی توان فقط با برگزاری همایش های فراوان وحدت و همبستگی مسلمانان با ترویج  افراط گرایی اسلامی مقابله کرد. کشورهای مسلمان نباید اجازه دهند چهره اسلام در دنیا خشن و به عنوان دینی معرفی شود که مدارا را تحمل نمی کند. باید این شرایط مهیا شود که اندیشمندان راستین دنیای اسلام بتوانند با حضور در صحنه های بین المللی ضمن محکوم کردن جنایاتی که به نام اسلام در جهان اتفاق می افتد زمینه‌های گفت‌وگوی ادیان را بیش از پیش احیا کنند.

انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار