امروز : سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۶ - 2017 October 17
۰۴:۵۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 140266
تاریخ انتشار: ۲۸ دی ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 29
بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته ...

بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیل‌های موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.

 

***

 

مطهری: شاید من بلندترین صدای مجلس باشم

علی مطهری، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی که نطق اخیر وی منشأ جنجال شد؛ در بخشی از یک گفت‌وگو که به تازگی با روزنامه «مردم امروز» انجام داده گفته است:

«تعداد نمایندگانی که مانند من فکر می‌کنند، کم نیست. اگرچه این افراد به هر دلیلی تمایل ندارند از تریبون مجلس یا دیگر تریبون‌های رسمی این سخنان را مطرح کنند، اما به صورت خصوصی از من و سخنانم حمایت می‌کنند. شاید من بلندترین صدای مجلس باشم، اما تنها صدای مجلس نیستم»

 

*نطق جنجالی مطهری در مجلس که اخیراً ایراد شد و طی آن ضمن حمایت از فکّ حصر فتنه‌گران، یوم‌الله 9 دی نیز با کنایه‌های زشتی مورد اشاره قرار گرفت؛ اگرچه فرازهای مثبتی در زمینه حجاب، فرهنگ و حمایت از جشنواره عمار نیز داشت اما به هر روی در اصلی‌ترین وجوه اشاره شده خود، مورد استقبال کثیر یک جریان سیاسی خاص قرار گرفته است.

در این زمینه از نطق مطهری با تعابیری مثل «نطق مطهر»! و از شخص وی نیز با عنوان «شجاع» یاد شده است.

حمیدرضا جلایی‌پور و حسین مرعشی در همین رابطه و طی گفت‌وگوهای جداگانه‌ای علی مطهری را با صفت «شجاعت» ستوده‌اند.

جالب آنکه حسین مرعشی، در حالی گفته است «من به اندازه مطهری شجاع نیستم» که چندی قبل در یک گفت‌وگوی رسانه‌ای درباره مطهری گفته بود: «ما(اصلاح‌طلبان) باید در مسائل فرهنگی به آقای مطهری کیسه! بکشیم»

شبهات آقای مطهری بویژه در بحث «فتنه» و مقولاتی ادعایی ایشان مثل ضرورت فکّ حصر فتنه‌گران و نقش داشتن احمدی‌نژاد! در فتنه سال 88؛ تاکنون بارها و بارها از جانب خواص کشور پاسخ داده شده است.

او حتی در این زمینه در مقابل رهبر انقلاب هم سخن گفته که مقام معظم رهبری نیز پاسخ وی را بیان فرموده‌اند.

با این وجود اما آقای مطهری در رفتاری که سوگمندانه به لجاجت سیاسی شبیه است، همچنان بر موضع خود پای می‌فشارد و نه تنها نظر هیچیک از ارکان قانونگذاری کشور (اعم از شورایعالی امنیت ملی و قوه قضائیه)را قبول ندارد بلکه حتی در مقابل پاسخ مقام معظم رهبری نیز تظاهر به قانع نشدن می‌کند.

بدیهیست که این رفتار با قانونگرایی و خصلت ضروری تبعیت از نظر مراجع قانونی در تضاد است اما همین تضاد نیز متأُسفانه در کلام آقای مطهری با عناوینی مثل «شاید من بلندترین صدای مجلس باشم»! به نوعی مورد تقدیس قرار می‌گیرد!

آقای مطهری در جریان استیضاح مرحوم کردان که صد البته رخدادی به حق بود، نقش تأثیرگذاری داشت اما بعدها و در هنگام انتخابات مجلس نهم، در تبلیغاتی که برای ایشان در رسانه‌های اصلاح‌طلب به چاپ می‌رسید از او با عنوان «رهبر استیضاح مرحوم کردان»! یاد می‌شد.

این در حالی است که استیضاح اگرچه ممکن است گاهی درست، به‌حق و اصولی باشد اما افتخار کردن به اینکه یک وزیر در جمهوری اسلامی استیضاح شده و بدتر از آن، افتخار به رهبری این استیضاح نشانه آنست که نگاه آقای مطهری به مقوله سیاست‌ورزی شیعی، در برخی موارد نگاه درستی نیست و نیاز به اصلاح دارد.

 

***

چرا خاتمی، هاشمی و حجاریان در همایش اصلاح‌طلبان نبودند؟!

«همایش اصلاح‌طلبان» روز پنجشنبه گذشته در تهران برگزار شد.

همایشی که محمدرضا عارف، عبدالواحد موسوی و سیدمحمدصادق خرازی شهیرترین چهره‌های حاضر در آن بودند و بارزترین وجه آن نیز غیبت اکثریت اصلاح‌طلبان مبرّز بود.

آقایان کرباسچی، حجاریان، معین، محمد خاتمی، نوری، زیباکلام، تاجیک، محتشمی‌پور، ابطحی، الویری، سلامتی، انصاری، اعلمی، خوئینی‌ها، پورنجاتی، مسجدجامعی، قنبری، لیلاز، مهرعلیزاده، پزشکیان و عدد دیگری از زعمای اصلاحات در همایش اشاره شده حضور نداشته‌اند.

آقای هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی، حجت‌الاسلام ناطق نوری، اسحاق جهانگیری و کرباسچی غایبانی بوده‌اند که علی‌رغم دعوت به همایش نیامدند.

موسوی لاری، در بخشی از صحبت‌های خود در این همایش گفته است:‌«ما به عنوان جریان اصلاح‌طلبی، هم راه و هم چگونه راه رفتن را می‌دانیم، لذا اگر کسانی با سوءاستفاده راه را عوضی بروند جریان اصلاحات با آنها تسویه فکری می‌کند»

 

*همانطور که مشخص است، غیبت چهره‌های شهیر و محوری اصلاحات در این همایش حاوی یک برونداد و پیام آشکار است.

غیبتی که اگرچه درباره برخی از چهره‌ها همچون کرباسچی و محمدرضا خاتمی با عناوینی مثل حضور در سفر و یا شکسته شدن دست! توجیه شد اما ناگفته پیداست که عدم حضور در این سطح گسترده از تعداد و رفتارهایی مثل حضور آقای هاشمی در همایش «پیامبر رحمت و مدارا» و عدم حضور ایشان در این همایش همگی نشان از یک پیام خاص دارد.

از منظر تحلیلی می‌توان با توجه به اظهارات زعمای غایب مذکور که در ماه‌ها و هفته‌های قبل در لابه‌لای رسانه‌ها و مکتوبات آنها بیان شده اینطور گفت که شاکله اصلی جبهه اصلاحات با توجه به رخدادهای سال 88، خود را در یک انسداد سیاسی مزمن می‌بیند.

انسدادی اعتراف شده که باز هم شاکله مذکور یگانه راه خود را برای نجات از آن نه ایستایی بر سر مواضع و برگزاری همایش! که «تعیین مرز با حرکات سال 88» و «حذف بدبینی‌های نظام»! (هر دو مورد توسط شخص محمد خاتمی و در اقتفای وی توسط دیگرانی که از قضا در زمره غائبان همایش مذکور بوده‌اند، مورد تأکید قرار گرفته است) می‌داند.

در واقع رخدادهای عظیمی همچون «یوم‌الله 9 دی»، «حصر سران فتنه» و «مقاومت رهبری و نظام اسلامی بر اصول کلی خود» طی 5 سال گذشته سبب شده است که غلط بودن ادعاهای طرح شده توسط یک جریان سیاسی خاص در سال 88 در پیشگاه افکار عمومی محرز شود و مبرّزین این جریان نیز هم‌اکنون بوضوح و بیش از دیگران این صدا را شنیده‌اند و لذا دیگر برای بازگشت به سپهر سیاست کشور راهی جز عمل به خواسته نظام مبنی بر اعتراف به اشتباهات گذشته را متصوّر نیستند.

رسیدن به این فرمول و حتی اجرای آن نیز مقتضیات خاصی دارد.

مقتضیاتی که صد البته برگزاری همایشی همچون همایش اصلاح‌طلبان در پنجشنبه گذشته و زیر چتر خوشبینی‌های چهره‌هایی همچون عارف و خرازی قرار گرفتن آنها را منکوب می‌کند و نخ‌های رشته شده را دوباره پنبه می‌کند.

وانگهی، شاکله اصلی اصلاح‌طلبان به نیکویی می‌دانند که رفتارها و صحبت‌هایی مثل «تقدیر از خاتمی»، «اصرار بر فکّ حصر سران فتنه» و «اصرار همچنان بر برخی رفتارهای سال 88» ثمری غیر از افزوده شدن به بدبینی و تردید نظام نسبت به جریان آنها ندارد و لذا برای رسیدن به مرحله اجرای «فرمول عذرخواهی»، از این رفتارها تا حدّ ممکن احراز می‌کنند و ترجیح می‌دهند این رفتارها و سخنان، بیشتر توسط دیگرانی غیر از آنها انجام بگیرد و بیان شود.

غیر از محمد خاتمی، چهره‌هایی همچون منتجب‌نیا، پزشکیان، مرعشی، ابطحی، قنبری، نقیب‌زاده و خرّم از مفاهیمی مثل وجود بدبینی نسبت به اصلاح‌طلبان، ضروت تعیین مرز شفاف با جریان‌های سال 88 و عذرخواهی سخن گفته‌اند.



***

 

در اشاره به تجمعات سوگوارانه درگذشت پاشایی؛

معیدفر: اغتشاشات سال 88 یک سبک جدید زندگی بود!

سعید معیدفر (جامعه‌شناس) اخیراً در نشستی با عنوان «تحلیل تطبیقی جامعه شناختی پدیده مرتضی پاشایی ایران و جهان» که با حضور هادی خانیکی و چند چهره دیگر برگزار شده، طی سخنانی با اشاره به حاضران در مراسم سوگواری مرحوم پاشایی گفته است:

«این جمعیت، جمعیتی است که هر چیزی را برای بروز دادن خود بهانه می‌کند و فوت پاشایی، جوان بودن و بیماری او و اطمینان از اینکه برخوردی با تجمع صورت نخواهد گرفت این فرصت‌ها را برای افراد فراهم کرد»

به گزارش اعتماد، او گفته است: «حتی انتخابات سال ٨٨ هم آنقدر که همه فکر می‌کردند سیاسی نبود. طرفداری از کاندیداها فرصتی برای ابراز وجود افراد فراهم کرده و آنچه بیشتر دیده می‌شد یک سبک زندگی جدید بود و نسلی که می‌خواست دیده شود اما رسانه‌ای نداشت»

 

*درگذشت مرحوم مرتضی پاشایی به دلیل اینکه طی آن تجمعات سوگوارانه برگزار شد؛ به شدت مورد علاقه یک جریان سیاسی خاص قرار گرفت که گویا علاقه وافری به «تجمع» نشان می‌دهند.

کار تا آنجا بالا گرفته است که حتی یکی دیگر از سخنرانان دعوت شده در کنار معیدفر از این گفته است که سوگواران درگذشت پاشایی به دلیل «نبود جامعه مدنی»! تجمع کرده بودند و حمیدرضا جلایی‌پور نیز در مصاحبه‌ای با اشاره به همین سوگواری تصریح کرده است: «متأسفانه تندروها نه از انتخابات ٩٢ درس گرفتند نه حتی از ده‌ها هزار تشییع کننده جوان مرحوم پاشایی»!

چندی قبل هم روزنامه شرق به نقل از یک نفر که او را جامعه‌شناس معرفی کرد، از این نوشت که اساساً نمایش، نمایش پاشایی نبود!

در اینجا باید اشاره کرد که صحبت‌های اشاره شده از معیدفر مبنی بر اینکه حاضران در سوگواری‌های مربوط به درگذشت پاشایی با اطمینان از عدم برخورد و به دلیل به وجود آمدن فرصت! تجمع کردند صحبت‌های درستی نیستند.

زیرا اولاً از این فرصت‌ها بصورت روزانه در دسترس جوانان ایرانی هست. فرصت‌هایی اعم از دیدارهای فوتبال و حضور در استادیوم‌ها، اعیاد و مراسم مذهبی و ملی، در‌گذشت کسانی با وجهه هنری و فرهنگی و سینمایی و غیره.

اما مغالطه آنجاست که متأسفانه از صحبت‌های آقای معیدفر این احساس به ذهن خطور می‌کند که منظور ایشان «معترض بودن جمعیت حاضر در تشییع مرحوم پاشایی» است.

کلیدواژه نادرستی که شوربختانه پیش از این نیز به کرّات در متوجهین اصلاح‌طلب درگذشت مرحوم پاشایی مورد اشاره قرار گرفته است.

شخص مذکور همچنین در حالی در صحبت‌های خود مدعی سیاسی نبودن اغتشاشات خیابانی سال 88 و «یک سبک جدید زندگی»! بودن آنهاست که اولاً سیاسی بودن آن اغتشاشات (با شاهد مثال شعارهای سر داده شده در آن) بر هیچ عقل سالم و حتی سطحی‌نگری پوشیده نیست و ثانیاً هر رفتار سبک‌سرانه و قانون‌شکنانه‌ای را نمی‌توان یک سبک جدید زندگی نامید.

همچنین باید تأکید کرد مقوله «احساس تخلیه کامل» نیز که متأسفانه توسط برخی چهره‌های دانشگاهی ترویج می‌شود؛ خواسته، احساس و رفتاری مربوط به حیوانات است نه انسان‌ها زیرا انسان موجودی است که منطقاً باید رفتارهای خود را در چارچوب اعتقادات، اخلاق و قانون کنترل کند.

گفتنیست، معیدفر چندی قبل و در اوان روزهای درگذشت مرحوم پاشایی نیز طی یادداشتی در روزنامه آرمان نوشته بود:

«پاشایی در سن 30 سالگی فوت کرد و جوانان دهه شصتی خودشان را در پاشایی می‌بینند کسی که به آرزوها و خواسته‌هایش نرسید. هرجا آمدند خود را تخلیه کند و ناراحتی‌هایش را بیان کنند به نوعی با او آنها مدارا نشد...مرتضی پاشایی با مرگ خود صدای درونی جوانان دهه شصتی را برانگیخته است»!

 

***

 

آمریکا، بی‌خانمان‌ها و سودای حاکمیت دهکده جهانی!

این تصاویر را خبرگزاری رویترز به تازگی از معیشت سخت بی‌خانمان‌ها منتشر کرده است.













عکس‌های فوق مربوط به زندگی بی‌خانمان‌های آمریکایی در شهر سیاتل در ایالت واشنگتن هستند.

بی‌خانمان‌هایی که غیر از کوپن یک وعده غذای رایگان در روز؛ تقریباً هیچ حمایت دیگری از سوی دولتشان ندارند و جالب آنکه بر خلاف عکس‌های مذکور، برخی از آنها برای زندگی، چادر هم ندارند و گاهی مجبورند در جعبه‌های مقوایی شب را به صبح برسانند.

گزارش رسانه‌های غربی حاکی از آن است که در آمریکا بیش از 47 میلیون نفر کوپن غذا می‌گیرند و محتاج آن هستند.

همچنین آمارها گویای آن است که نزدیک به نیمی از تعداد چندین میلیونی مادران تنها(زنانی که بدون همسر، دارای فرزند می‌شوند) در آمریکا محتاج کمک و نان شب هستند.

گزارش‌های مستندی در دست است که نشان می‌دهد برخی از شهروندان آمریکا مجبورند در کانال‌های فاضلاب شهرهای این کشور زندگی کنند.

وضعیت محرومان در آمریکا به حدی ناراضی‌کننده است که تحلیل‌های امنیتی تصریح دارند که عمده حاضران در اعتراضات بزرگ «99 درصدی‌ها» و «اعتراضات فرگوسن» محرومان و فقرای آمریکایی بودند که از وضعیت معیشت خود هیچ رضایتی ندارند و کاخ سفید را دشمن شماره یک خود می‌دانند.

این در حالی است که دولت آمریکا خود را حاکم هژمونیک دهکده جهانی می‌داند و جالب آنکه کسانی حتی در داخل ایران نیز بر ضرورت پیوستن به این دهکده جهانی و قبول ولایت آمریکا اصرار دارند!

در جریان اعتراضات 99 درصدی‌ها و ماجرای وال‌استریت؛ محرومان جامعه آمریکا تصاویر فراوانی از نحوه زندگی فلاکت‌بار خود در سایت‌های مجازی منتشر کردند که البته با مدیریت ظالمانه و جنگ روانی هیئت حاکمه آمریکا؛ این حقایق انعکاس یافته به محاق رفت.

شایان ذکر است که فقر و بی‌خانمانی در هر جامعه و کشوری می‌تواند وجود داشته باشد. اما فراگیر شدن این پدیده، رسیدن رقم فقرا به تعداد میلیون و چند میلیون و در مقابل، بی‌حسّی مفرط و محرز حاکمیت نسبت به این پدیده نقصی بزرگ است که درباره آمریکا و تعدادی از کشورهای اروپایی می‌توان به آن اشاره کرد.

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها