امروز : یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶ - 2017 October 22
۱۷:۵۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 140381
تاریخ انتشار: ۲۸ دی ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 52
به گزارش خبرنگار دفتر منطقه‌ای پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، با شروع جنگ تحمیلی و تجاوز صدام به خاک جمهوری اسلامی ایران، مردم مهاجر ...

به گزارش خبرنگار دفتر منطقه‌ای پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، با شروع جنگ تحمیلی و تجاوز صدام به خاک جمهوری اسلامی ایران، مردم مهاجر افغانستان که در ایران زندگی می‌کردند، در کنار ملت ایران و پیروی از رهنمودهای امام راحل که فرمود اسلام مرز ندارد، به جبهه‌های نبرد با متجاوزان شتافتند و طبق آمار رسمی بیش از 2 هزار نفر از شهروندان افغانستان در دوران دفاع مقدس به شهادت رسیدند. و تعداد زیادی نیز مجروع و یا به اسارات درآمدند.

شهید رجب علی غلامی که اینک مزارش در شهرستان بجستان خراسان جنوبی، زیارتگاه خاص و عام است یکی از این شهدای مظلوم است که در دوران دفاع مقدس در عملیات والفجر 9 شهادت رسید.

نحوه شهادت شهید غلامی

رجب علی غلامی در روز 6 اسفند ماه سال 1362 در منطقه کردستان، پس از باز کردن معبر مین به سیم خاردار حلقوی می‌رسد که به هیچ عنوان نمی‌شده آن را قطع کنند، چون اگر سیم را قطع می‌کردند، سیم‌ها جمع شده و معبر منفجر می‌شد.

در این وقت این شهید با همرزم خود با نام «شریفی مقدم» تصمیم می‌گیرند که یک نفر بر روی سیم خاردار بخوابد، ابتدا شریفی مقدم قصد داشته این کار را انجام دهد، ولی شهید غلامی به او التماس می‌کند و او را قسم می‌دهد که بگذار من این کار را انجام دهم و این افتخار را از من نگیر.

سرانجام شهید رجب غلامی بر روی سیم‌های خاردار می‌خوابد و در حالی که خون از بدن پاکش جاری بوده، بیش از 160 نفر و بنا بر روایتی 300 نفر از روی بدن او عبور می‌کنند.

وقتی همه عبور می‌کنند و او را از روی سیم‌ها بلند می‌کنند، می‌بینند تمام بدنش غرق در خون است و درد می‌کشد.

در همین حال دست به دعا برمی‌دارد و می‌گوید خدایا شهادت مرا برسان، در این لحظه بلافاصله تیری از سوی نیروهای عراقی شلیک می‌شود و به چشم چپ او اصابت می‌کند و همان جا به شهادت می‌رسد.

شهید رجب علی غلامی در سال 1343 در افغانستان که محل دقیق آن نیز مشخص نیست، به دنیا آمد. در دوران کودکی مادرش را از دست داد و با پدر و 3 برادر و 2 خواهر خود زندگی می‌کرد، با تجاوز روس‌ها در سال 1359، وی خانواده را ترک کرده و خود را به ایران می‌رساند و در شهرستان بجستان ساکن می‌شود. با توجه به صفا و اخلاصی که داشته، خیلی زود با مردم این شهر انس می‌گیرد و در پایگاه بسیج بجستان نیز به فعالیت می‌پردازد.

وی تمام درآمد حاصله خود را که در آن زمان یکصدهزار تومان بوده، به ستاد کمک‌رسانی جبهه تحویل می‌دهد و مبلغ 9500 تومان را هم بابت سهم مبارک امام(عج)، به امام جمعه وقت بجستان می‌سپارد و در وصیت نامه‌اش نیز متذکر می‌شود که موتور وی را بفروشند و پولش را به جبهه واریز کنند.

 همرزمان شهید از خصوصیات اخلاقی او زیاد گفته‌اند و همه تأکید داشتند که شهید رجب‌علی غلامی فردی با ایمان و صادق بود. با توجه به اینکه فردی روستایی و بی‌سواد بود، اما به شدت دین‌مدار بود و حتی درآمد همان نانوایی، گاوداری و کار بنایی را پاک کرده و خمس آنرا می‌پرداخت و زمانی که عازم جبهه شد، به دوست خود وصیت کرد، تنها دارایی او را که یک موتور هوندا بود بفروشند و پولش را به حساب جبهه‌ها واریز کند.

تا کنون چندین یادواره با محوریت شهید رجب علی غلامی در بجستان با حضور شخصیت ها و مسئولان نظامی و سیاسی برگزار شده و از مقام این شهید افغانستانی تجلیل به عمل آمده است.

وصیتنامه شهید رجب غلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

«من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلاً»

بعضی از مؤمنان بزرگانی هستند که به عهدی که با خدا بسته‌اند کاملاً وفادارند، پس برخی بر آن عهد ایستادگی کردند تا براه خدا شهید شدند. سپاس و ستایش حی سبحان را که بر بندگان گنهکار خود منت نهاد و صراط مستقیم الهی را برایش رهنمون شد.

السلام علیک یا ابا عبدالله، السلام علیک یا ثارالله، سلام بر تو ای امام که چگونه زیستن و چگونه مردن را به ما آموختی و سلام بر شهیدان عزیز که با حرکت خود درس آزادگی را به ما آموختند.

این جانب رجب غلامی افغانی بر حسب وظیفه شرعی که بر گردن خود احساس می‌کنم و عشق سوزانی که در اثر ارادت به حسین(ع) تمام وجودم را می‌سوزاند، اینک به یاری خدا و همت شما ملت شهید پرور بجستان لباس رزم به تن می‌کنم و بر آنم که تا نابودی کامل استکبار از پای ننشینم. جرأت جسارت سخن گفتن در برابر شما سروران عزیز را ندارم ولی بعنوان برادری کوچک لازم می‌دانم نکاتی را متذکر شوم، سزاوار نیست که پس از گذشت چهار سال از جنگی که به مملکت اسلامی ایران تحمیل کرده‌اند همچنان بی تفاوت بمانیم.

اگر در خانه ماندن را به جهاد کردن ترجیح دهیم و به این منوال حرکت کنیم اعوذبالله که سخت در خسرانیم. پدران و مادران عزیزی که در تشییع جنازه‌ام شرکت کرده‌اید برایم افسوس نخورید بلکه بجای این افسوس خوردن خواسته فرزندانتان را جواب مثبت دهید و آنها را روانه جبهه کنید که امروز خط سرخ حسینی خون می‌طلبد.

اگر جسدم به دست دوستان افتاد در کنار دیگر برادران و عزیزان شهید بجستان به خاک بسپارید. برادران عزیز همانطور که می‌دانید من غریبم و پدر و مادر ندارم و همچنین برادر و خواهری، از شما عزیزان تقاضا دارم گاه گاهی که به سر قبرم حاضر می‌شوید فاتحه‌ای بخوانید و اگر ممکن بود یک شب جمعه دعای کمیل بر سر مزارم برگزار کنید. ان شاءالله

ضمناً موتورم را هم بفروشید و پولش را به جبهه واریز کنید.

در پایان از کلیه برادران و خواهران بجستان امید عفو و بخشش دارم و اگر خطایی از من مشاهده کرده‌اند خواهند بخشید. از برادران عزیزم احمد باغبان و علی ‌پور اسماعیل می‌خواهم که بجای برادرم جنازه‌ام را بخاک بسپارند.

والسلام علیکم- العبدالحقیر: رجب غلامی افغانستانی

انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها