امروز : سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 28
۲۰:۳۴
نمایشگاه رسانه دیجیتال
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 140427
تاریخ انتشار: ۲۸ دی ۱۳۹۳ - ساعت ۰۹:۰۳
تعداد بازدید: 127
مقامات امنیت ملی ایران و همچنین شخص [آیت‌الله]خامنه‌ای ذخیره‌سازی انبوه اورانیوم با غنای پایین را اهرمی برای اعمال فشار دیپلماتیک به ...

مقامات امنیت ملی ایران و همچنین شخص [آیت‌الله]خامنه‌ای ذخیره‌سازی انبوه اورانیوم با غنای پایین را اهرمی برای اعمال فشار دیپلماتیک به ایالات متحده ارزیابی می‌کردند. از دید رئالیست‌هایی که بر سیاست خارجی ایران حاکم بودند- نظیر رفسنجانی رئیس‌جمهور سابق و همچنین «حسن روحانی» که در سال 1988 از سوی رفسنجانی به دبیری شورای عالی امنیت ملی ارتقا یافت- خروج ایران از انزوای بین‌المللی و به رسمیت شناخته شدن منافع مشروع این کشور در منطقه، اهداف اصلی سیاست خارجی تهران بودند. سال 1989، رفسنجانی که آن زمان رئیس‌جمهور بود، پیشنهاد کرد ایران باید مذاکراتی دیپلماتیک را با هدف دستیابی به «توافقی بزرگ» با ایالات متحده و حل تمامی موضوعات فی‌ما‌بین، آغاز کند. اما آنطور که رفسنجانی در مصاحبه‌ای در سال 2011 افشا کرد، [آیت‌الله]خامنه‌ای آن پیشنهاد را رد کرده است.[1]
البته یکی از اصلی‌ ترین اختلاف‌نظرها میان رفسنجانی و [آیت‌الله]خامنه‌ای، این بود که ایران چه زمان و تحت چه شرایطی باید با ایالات متحده وارد مذاکره شود. [آیت‌الله]خامنه‌ای معتقد بود تا زمانی که ایران در موضعی بسیار قدرتمندتر قرار نگیرد، آمریکا با حسن نیت مذاکره نخواهد کرد. در دهه 1990، ایران همچنان به واسطه جنگ طاقت‌‌فرسا با عراق ضعیف بود و به زمان بیشتری برای تقویت قوای اقتصادی و نظامی خود نیاز داشت، به خصوص برای جلوگیری از حملات خارجی مجدد. ژانویه 1998، رئیس‌جمهور خاتمی در مصاحبه‌ای با شبکه «سی‌ان‌ان»، درباره گفت‌و گو با مردم آمریکا سخن گفت. اما تنها یک هفته بعد، [آیت‌الله]خامنه‌ای در خطبه‌های نماز جمعه عنوان کرد مذاکره با ایالات متحده «هیچ فایده‌ای برای ما ندارد ... و برای ما ضرر نیز دارد.»[2] به گفته «شائول بخاش»[3] مورخ دانشگاه «جورج میسون»، [آیت‌الله]خامنه‌ای چندین دلیل برای عدم مذاکره با آمریکا عنوان می‌کند، اما به گفته وی «یکی از آن‌ها این است که شما تا زمانی که به حد کافی قوی نشده‌اید، مذاکره نمی‌کنید.»[4]
یکی از عواملی که احتمالاً [آیت‌الله]خامنه‌ای تصور می‌کرد می‌تواند موضع چانه‌زنی ایران در برابر آمریکا را تقویت کند، توسعه موشک‌های بالستیک بود که در صورت حمله آمریکا یا اسرائیل، توان اقدامات تلافی‌جویانه را به ایران می‌داد. اما عامل دیگر در محاسبات [آیت‌الله]خامنه‌ای قطعاً این بوده که تسلط بر چرخه سوخت با آغاز غنی‌سازی اورانیوم، موضع ایران را برای چانه‌زنی در برابر ایالات متحده تقویت می‌کند. بنابراین، [آیت‌الله]خامنه‌ای آشکارا اینطور استدلال می‌کرد که تا زمانی که ایران به نقطه بهره‌‌برداری از آن اهرم نرسیده، دلیلی برای مذاکره با ایالات متحده وجود ندارد.
اواخر دهه 1990، «جلیل روشندل» محقق سیاسی در اندیشکده وابسته به وزارت خارجه [ایران] در حال کار بر روی پروژه‌ای تحت عنوان «اثر هسته‌ای شدن بر امنیت کشورهای جهان سوم» بود. روشندل که بعدها به کرسی تدریس در دانشگاه کارولینای شرقی دست یافت، عنوان می‌کند در سال‌های 1998 و 1999 برخی شخصیت‌های متنفذ که او با آن‌ها صحبت کرده بود، معتقد بودند داشتن یک ظرفیت نهفته هسته‌ای در قالب اورانیوم غنی‌شده می‌تواند به ایجاد مجموعه‌ای از اهرم‌‌های چانه‌زنی منجر شود که می‌توان از آن‌ها در مذاکره با ایالات متحده بر سر تحریم‌های اعمال‌شده علیه ایران و پذیرش نقش مشروع ایران در منطقه استفاده کرد.[5]
آوریل 2006، رئیس‌جمهور «محمود احمدی‌نژاد» اعلام کرد ایران به توان غنی‌سازی در سطح 3.6 درصد در مجموعه نطنز، دست یافته است.[6] تنها یک ماه بعد، «علی‌اکبر ولایتی» مشاور ارشد [آیت‌الله]خامنه‌ای در حوزه سیاست خارجی، صراحتاً عنوان کرد اکنون زمان تعامل از طریق مذاکره با آمریکایی‌هاست. ولایتی در جریان سمیناری در تهران گفت: «تاکنون هیچ‌گاه به اندازه الان برای چانه‌زنی قدرتمند نبوده‌ایم... حالا که توان چانه‌زنی را داریم، چرا این کار را نکنیم؟»[7]
وزیر سابق خارجه ایران مشخصاً از «تأثیرگذاری ایران در عراق و فلسطین» به عنوان توان فزاینده چانه‌زنی تهران یاد می‌کند. بدون شک هم او و هم [آیت‌الله]خامنه‌ای امیدوار بودند از نفوذ آشکار ایران در هر دو کشور به عنوان اهرم چانه‌زنی در مقابل ایالات متحده، استفاده کنند. با این حال، در طول سال‌های 2004 و 2005 حتی با وجود آشکار شدن مشکلات ایالات متحده در عراق، در این رابطه سکوت کردند. ولایتی در آن سمینار مشخصاً به ذخایر اورانیوم با غنای پایین که ایران در آن زمان در حال انبار کردن بود آن اشاره‌ای نکرد. اما مقامات ارشد امنیت ملی ایران از سال 2003 به بعد در گفت‌و گوهای خصوصی می‌گفتند ذخایر اورانیوم با غنای پایین می‌تواند در مذاکرات آتی با اروپایی‌ها و ایالات متحده، اهرمی برای چانه‌زنی ایران باشد.[8]
مذاکره‌کننده‌های ایرانی در مذاکرات سال 2005 با اروپایی‌ها هم تلاش کردند برگه چانه‌زنی خود یعنی توان غنی‌سازی ایران را پیش بکشند. مارس 2005، ایران پیشنهاد کرد در قبال دریافت امتیازات سیاسی-اقتصادی، تعداد سانتریفیوژهای فعال در نطنز را محدود کرده و حتی تمام اورانیوم غنی‌شده خود را فوراً به میله‌های سوخت تبدیل کند.[9] این فرض که حتی ذخایر بالقوه اورانیوم غنی‌شده می‌تواند به عنوان اهرمی برای چانه‌زنی در مذاکرات با غرب به کار گرفته شود، غلط از آب درآمد؛ دولت بوش علاقه‌ای به مذاکره با ایران نداشت. با این حال، تلاش ایران برای بهره‌گیری از کارت غنی‌سازی چشم‌اندازی نسبت به محاسبات راهبردی ایران، به دست می‌دهد.


این اعتقاد که توانمندی‌ غنی‌سازی و ذخایر واقعی اورانیوم غنی‌شده ایران منابع مهمی برای ایجاد اهرم دیپلماتیک در برابر ایالات متحده است، طی یک دهه اخیر جهت‌دهنده اصلی رفتارهای دیپلماتیک ایران بوده است.

سپتامبر سال 2009، دولت اوباما طرحی را ارائه کرد که بر اساس آن، ایران می‌بایست سه‌چهارم ذخایر اورانیوم با غنای پایین خود را به خارج از کشور منتقل کرده و پس از آن بیش از یکسال منتظر می‌ماند تا به ازای آن میله‌های سوخت20 درصد دریافت کند. ایرانی‌ها دریافتند بر اساس این توافق، حق ایران برای غنی‌سازی به صورت تلویحی به رسمیت شناخته می‌شود. اما به نظر می‌رسید هدف از پیشنهاد آمریکا برای تبادل سه‌‌چهارم از مجموع ذخایر اورانیوم با غنای پایین ایران برای تأمین سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران، محروم کردن ایران از بخش اعظم ذخایر اورانیوم با غنای پایین آن است. تمام جناح‌های سیاسی ایران به دلیل آنکه این طرح، ایران را از اهرمی که به واسطه ذخیره‌سازی اورانیوم با غنای پایین به دست آورده، محروم می‌کرد، یک‌صدا طرح پیشنهادی آمریکا را رد کردند. تعجب‌آور نبود که ایران تنها با مبادله مستقیم و همزمان اورانیوم با غنای پایین با میله‌های سوختی موافقت کند، چراکه این امر بدان معنا بود که ایران تمامی برگه‌های چانه‌زنی خود برای مذاکره با ایالات متحده را حفظ می‌کند.[10]
در همین حال، ایران در حال کار روی یک پیشرفت تکنولوژیک دیگر بود، به این امید که این پیشرفت بتواند به یک اهرم چانه‌زنی دیپلماتیک در برابر آمریکا تبدیل شود. ناتوانی ایران در تهیه میله‌های سوختی مورد نیاز برای رآکتور تحقیقاتی تهران از خارج از کشور، راه را برای تلاش آمریکا جهت محروم کردن ایران از بخش اعظم ذخایر اورانیوم با غنای پایینش باز کرده بود. اما اکتبر 2009 در آستانه آغاز دور تازه مذاکرات با آمریکا، روسیه و فرانسه در وین بر سر توافق‌نامه‌ای جهت تأمین سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران، یک سخنگوی سازمان انرژی اتمی ایران اعلام کرد اگر توافقی در این زمینه حاصل نشود، ایران خود شروع به غنی‌سازی اورانیوم تا سطح 20‌‌ درصد کرده و سپس آن را به میله‌های سوختی برای رآکتور تحقیقاتی تهران تبدیل می‌کند.[11] غنی‌سازی اورانیوم در سطح 20‌‌ درصد همچنین ایران را به ظرفیت غنی‌سازی تسلیحاتی (90‌ درصد) نزدیک‌تر می‌کرد، موضوعی که ایرانی‌ها می‌دانستند آمریکا از آن برای متهم کردن ایران به حرکت به سمت ساخت بمب اتم استفاده می‌کند. اما در عین حال، آن‌ها اینطور محاسبه می‌کردند که این کار انگیزه تازه‌ای به ایالات متحده می‌دهد تا با امتیاز پیشنهادی ایران، موافقت کند.
ایران در فوریه 2010 شروع به غنی‌سازی در سطح ‌20 درصد کرد، اما در عین حال تصریح کرد اگر آمریکا و روسیه با تأمین سوخت بدون تعیین شروط اضافی موافقت کنند، حاضر است غنی‌سازی را متوقف کند. «علی‌اکبر صالحی» رئیس وقت سازمان انرژی اتمی ایران در مصاحبه‌ای با شبکه «الجزیره» گفت: «اگر آن‌ها حاضر به تأمین صفحات سوخت باشند، ما غنی‌سازی (20درصد) را متوقف خواهیم کرد.» وی عنوان کرد این موضوع را به سفیر روسیه نیز اعلام کرده است.[12]
این اعتقاد که توانمندی‌ غنی‌سازی و ذخایر واقعی اورانیوم غنی‌شده ایران منابع مهمی برای ایجاد اهرم دیپلماتیک در برابر ایالات متحده است، طی یک دهه اخیر جهت‌دهنده اصلی رفتارهای دیپلماتیک ایران بوده است. هرچند ایران تلاش کرده تا از نفوذ خود بر دیگر نقاط مشکل‌ساز، از عراق گرفته تا مسئله اسرائیل- فلسطین، بهره‌برداری کند، اما استراتژیست‌های ایرانی بر نگرانی غربی‌ها از توان غنی‌سازی ایران تکیه کرده‌اند تا ایالات متحده را بیشتر به سمت پذیرش منافع ایران، سوق دهند. خودداری آمریکا از پذیرش آن واقعیت و پافشاری این کشور بر این مسأله که انباشت اورانیوم غنی‌شده شاهدی بر اهداف نظامی برنامه هسته‌ای ایران است، بخشی از روند شکل‌گیری و ادامه یک بحران سیاسی بر سر برنامه هسته‌ای ایران بود.
نقش ملی‌گرایی ایرانی
تا پیش از سال 2003، برنامه هسته‌ای یک مسئله سطح بالای سیاسی در ایران بود که به طور گسترده در میان افکار عمومی این کشور نیز مورد بحث قرار می‌گرفت. اما کارزار مشهودی که کشورهای غربی از سال 2003 برای فشار آوردن به ایران و وادار کردن این کشور به چشم‌پوشی از غنی‌سازی و امتیازدهی گسترده در زمینه نظارت بر برنامه هسته‌ای آغاز کردند، موجب شد حس ناسیونالیستی ایرانی‌ها تحریک شود.
دو اقدامی که ایالات متحده و متحدانش، به واسطه نفوذی که بر آژانس داشتند، انجام دادند، این حس قدرتمند وطن‌پرستی را برانگیخت. اولین اقدام، بیانیه‌ای بود که شورای حکام آژانس روز 19 ژوئن 2003 صادر کرده و در آن از ایران خواست کوتاهی‌های خود در گزارش‌دهی درباره فعالیت‌های هسته‌ای را جبران کرده و پروتکل الحاقی را بدون قید و شرط، بپذیرد. دومین اقدام نیز قطعنامه شورای حکام بود که تابستان 2003 صادر و در آن رسماً از ایران خواسته شد «پروتکل الحاقی را امضا، تصویب و به طور کامل اجرا» کرده، و همچنین مسأله‌ای سخت‌ گیرانه‌تر یعنی «تعلیق تمامی فعالیت‌های غنی‌سازی اورانیوم» را بپذیرد. قطعنامه ماه سپتامبر به ایران کمتر از دو ماه فرصت داد تا شورای حکام را متقاعد سازد که در حال اجرای «تمهیدات اصلاحی» است. این قطعنامه همچنین تهدید کرد اگر این کار صورت نگیرد، پرونده ایران به شورای امنیت گزارش می‌شود.[13]
با توجه به اینکه ایالات متحده تنها چند ماه قبل به عراق حمله کرده بود، بسیاری در داخل و خارج از ایران، تصور کردند آمریکا برای مجبور کردن ایران جهت دست کشیدن از برنامه هسته‌ای خود، در حال تهدید این کشور به جنگ است. خواسته‌های مطرح‌شده و تهدیدی که به روشنی در دل آن‌ها نهفته بود، به بروز بحرانی سیاسی در ایران منجر شد و سران این کشور را به دو گروه تقسیم کرد که یکی می‌خواست به غرب اثبات کند ایران هیچ تصمیمی برای دستیابی به تسلیحات اتمی ندارد و گروه دیگر که قطعنامه را تهدیدی برای استقلال ایران می‌دانست و می‌خواست در برابر آن مقاومت کند.
برخی مقامات ایرانی به این نتیجه رسیده بودند که هدف فشارها بر این کشور این است که تهران مجبور شود در برابر خواسته‌هایی تسلیم شود که می‌تواند حاکمیت و استقلال ایران را قربانی کند. ولایتی مشاور بین‌الملل رهبری و وزیر اسبق خارجه در نشست‌های خصوصی، پروتکل الحاقی را با قرارداد ترکمانچای که بعد از جنگ ایران و روسیه امضا و طی آن بخش‌های بزرگی از اراضی وقت ایران به روسیه واگذار شد، مقایسه کرد. «حسین شریعتمداری» سردبیر روزنامه کیهان و مشاور سیاسی [آیت‌الله]خامنه‌ای هم جزو آن دسته از سیاستمدارانی بود که معتقد بودند ایران باید از معاهده منع گسترش (ان‌پی‌تی) خارج شده و بر حقوق خود در برنامه هسته‌ای پافشاری کند. بحث داغی درگرفته بود که آیا امضای پروتکل الحاقی یک ضرورت است یا اقدامی «خیانت‌بار».[14]
واکنش‌های ملی‌گرایانه موجب شد کار برای آیت‌الله خامنه‌ای برای یافتن راهکاری که به تسلیم تعبیر نشده و در عین حال از تقابلی خطرناک با غرب جلوگیری کند، دشوار شود. اکتبر 2003 روحانی که در آن زمان مسئولیت مذاکرات هسته‌ای با غرب را بر عهده داشت، با بریتانیا، فرانسه و آلمان بر سر پذیرش پروتکل الحاقی در عین پافشاری بر حقوق هسته‌ای ایران، مصالحه کرد. با این حال، انتقادات جناح تندرو در سال‌های 2004 و 2005 نیز ادامه پیدا کرد.
هواداران دیدگاه تندرو تلاش‌های خود علیه تعظیم در برابر خواسته‌های غرب را به واقعه ملی شدن صنعت نفت که در دهه 1950 به رهبری «محمد مصدق» رخ داد و بزرگترین حمایت ملی‌گرایانه ایرانی‌ها در قرن بیستم را رقم زد، ارتباط می‌دادند.[15] (روز 20 مارس هنوز هم هر سال در ایران تحت عنوان سالگرد ملی شدن صنعت نفت بعد از سال‌ها مبارزه با بریتانیا و فشارهای ایالات متحده که مخالف آن اقدام بود، گرامی داشته می‌شود).


برنامه هسته‌ای نه تنها به نمادی از استقلال و حاکمیت ایران تبدیل شده، بلکه منبعی برای افتخار ملی در عرصه قدرت علمی و فن‌آوری نیز به شمار می‌رود.

از زمانی که در سال 2003 فشارها بر ایران برای توقف غنی‌سازی آغاز شد، حمایت افکار عمومی ایران از حق غنی‌سازی اورانیوم واقعاً همه‌گیر بود. به عنوان نمونه، نتایج یک نظرسنجی که در سال 2009 صورت گرفت، نشان داد میزان حمایت از این موضوع 98‌درصد است.[16] در آن شرایط که افکار عمومی تقریباً متفق‌‌ القول از حقوق هسته‌ای ایران حمایت می‌کرد، پذیرش درخواست توقف دائم غنی‌سازی، برای هر سیاستمدار ایرانی تقریباً غیرممکن بود. مقامات بلندپایه ایرانی در جریان مذاکرات سال‌های 2003 تا 2005 با اروپایی‌ها، در جلسات خصوصی می‌گفتند اگر با درخواست دست کشیدن از حق غنی‌سازی موافقت کنند، دولت یک‌شبه سقوط می‌کند.[17]
همین حمایت تقریباً همه‌گیر، بر سیاست‌های انتخاباتی نیز اثری آشکار داشت و فضایی مشابه رقابت‌های انتخاباتی دوران جنگ سرد ایالات متحده ایجاد کرد، که در آن نامزدهای ریاست‌‌ جمهوری، رئیس‌جمهور مستقر را به اتخاذ مواضع سهل‌ گیرانه در برابر کمونیسم متهم می‌کردند. در طول رقابت‌های انتخابات ریاست‌ جمهوری سال 2005 «محمود احمدی‌نژاد» رقیب خود و رئیس‌جمهور اسبق یعنی هاشمی رفسنجانی را متهم کرد که می‌خواهد امتیازات گسترده‌ای به غرب داده و از حقوق هسته‌ای ایران چشم‌پوشی کند. سال 2007، پس از آنکه احمدی‌نژاد جایگاه خود به عنوان رئیس‌جمهور را تثبیت کرد، حتی «حسین موسویان» مذاکره‌کننده پیشین و متحد روحانی و رفسنجانی را به اتهام «جاسوسی»، بازداشت کرد.[18]
برنامه هسته‌ای نه تنها به نمادی از استقلال و حاکمیت ایران تبدیل شده، بلکه منبعی برای افتخار ملی در عرصه قدرت علمی و فن‌آوری نیز به شمار می‌رود. بخشی از این دیدگاه به این واسطه ایجاد شده که تأسیسات تبدیل اورانیوم، سانتریفیوژها و دیگر تجهیزات تأسیسات غنی‌سازی، به جز برخی طرح‌های اولیه، بدون کمک خارجی طراحی و ساخته شده است. سازمان انرژی اتمی ایران نیز با افتخار اعلام کرد این تأسیسات دستاورد علمی و فناوری ایران است که کشورهای خارجی آن‌ را فراتر از توان دانشمندان و مهندسان ایرانی می‌دانستند. «محمد سعیدی» معاون وقت سازمان انرژی اتمی ایران در مصاحبه‌ای گفته بود: «زمانی که شروع کردیم کسی باور نمی‌کرد بتوانیم فن‌آوری بومی هسته‌ای را توسعه دهیم» و حتی دانشمندان ایرانی نیز «مطمئن نبودند توان انجام این کار را داشته باشند.»[19]
«علی‌اصغر سلطانیه» نماینده ایران در آژانس که در دوران شاه نیز در برنامه هسته‌ای سمت داشت، طی مصاحبه‌ای در سال 2009 گفت: «انرژی هسته‌ای مزیتی دارد. فن‌آوری هسته‌ای نقطه تلاقی تمامی علوم در عالی‌ ترین درجه است. استانداردهای هسته‌ای همواره بهترین‌ها هستند.» به گفته وی، تسلط بر استانداردهای دقیق انرژی هسته‌ای موجب افزایش قابل‌ توجه اعتماد به‌ نفس در کل مجموعه علمی ایران شده است. سلطانیه همچنین گفت: «دانشمندان ما بیش از گذشته به خود ایمان دارند... در بسیاری از عرصه‌های علمی، ایران جزو 10 کشور برتر است.»[20] برنامه هسته‌ای ایران به واقع یک عامل تعیین‌کننده و حرکت رو به جلو بود که پس از اتخاذ تصمیم دستیابی به ظرفیت مستقل تبدیل اورانیوم و غنی‌سازی، در بخش علمی و فن‌آوری ایران رخ داد. یک مطالعه جهانی که سال 2010 صورت گرفت، نشان داد میزان تحقیقات علمی و فن‌آوری ایران، که بر اساس تعداد مقالات علمی و فنی منتشر‌شده ارزیابی می‌شود، در طول یک دهه اخیر با سرعتی بیشتر از هر کشور دیگری افزایش یافته است؛ در این بین مطالعات مربوط به انرژی هسته‌ای نیز بیشترین سرعت را داشته و راه را برای این روند هموار کرده است.[21]
مقامات آمریکایی و اسرائیلی با حذف سیستماتیک وقایع مهم تاریخی و محاسبات واقعی ایرانی‌ها، تصویری کاریکاتوری از رهبری ایران ارائه دادند که شدیداً به دنبال دستیابی به تسلیحات هسته‌ای است. اینکه این دو دولت به طرزی سیستماتیک نتوانسته‌اند حقایق مربوط به برنامه هسته‌ای ایران را درک کنند، امری تصادفی نیست؛ این رویکرد نتیجه منافع سیاسی و بوروکراتیکی بود که سیاست‌های آمریکا و اسرائیل را در قبال برنامه هسته‌ای ایران پیش می‌برد.
[1]. “Rafsanjani Blames Khamenehi [sic] for Years of Sour Relations with America”, Iran Times, July 19, 2011, cited in Mousavian, Iranian Nuclear Crisis, 83.
[2]. “Iranian Assails U.S., Shuns Dialog,” Associated Press, Deseret News (Salt Lake City, UT), January 16, 1998.
[3]. Shaul Bakhash.
93. مصاحبه نویسنده با «شائول بخاش»، 9 می 2013.
[5]. Author’s interview with Jalil Roshandel, May 13, 2013. The project on which he worked is mentioned by name in Farideh Farhi, “To Have or Not to Have: Iran’s Domestic Debate on Nuclear Options,” in Geoffrey Kemp, ed., Iran’s Nuclear Weapons Options: Issues and Analysis (Washington, DC: Nixon Center, 2001), 50.
[6]. “Iran Declares Key Nuclear Advance,” BBC, April 11, 2006.
[7]. Gareth Porter, “Khamenei in Control and Ready to ‘Haggle,’” Asia Times, May 31, 2006.
 97. مصاحبه نویسنده با یک ایرانی که چندین سال مکالمات خصوصی با مقامات ارشد ایران داشته و خواست نامش فاش نشود، 7 فوریه 2006.
[9]. Gareth Porter, “U.S. Rejected 2005 Iranian Offer Ensuring No Nuclear Weapons,”Inter Press Service, June 7, 2012.
[10]. Gareth Porter, “Iran’s Fuel for Conflict,” Le Monde Diplomatique, December 2009. For a longer account of the “fuel swap” negotiations, see Trita Parsi, A Single Roll of the Dice: Obama’s Diplomacy with Iran (New Haven, CT: Yale University Press, 2012), 114–142.
[11]. “Iran Issues Atom Fuel Warning Ahead of Talks,” Reuters, October 11, 2009.
[12]. Al Jazeera interview with Ali Akbar Salehi, February 12, 2010, http://www.unz.org/ Pub/ AlJazeeraEnglish-2010-00675.
[13]. Mousavian, Iranian Nuclear Crisis, 68, 73; “Resolution adopted by the Board, September 12, 2003,” GOV/2003/69, 3.
[14]. Mousavian, Iranian Nuclear Crisis, 69, 81; Rouhani speech.
[15]. Homeria Moshirzadeh, “Discursive Foundations of Iran’s Nuclear Policy,” Security Dialog 38, no. 4 (December 2007): 521–543.
[16]. Sara Beth Elson and Alireza Nader, What Do Iranians Think? (Santa Monica: CA: Rand Corporation, National Defense Research Institute, 2011), 11.
106. مصاحبه نویسنده با یک ایرانی که چندین سال مکالمات خصوصی با مقامات ارشد ایران داشته و خواست نامش فاش نشود، 7 فوریه 2006.
[18]. For Mousavian’s account of the arrest and the broader political context, see Iranian Nuclear Crisis, 279–87.
[19]. Farideh Farhi, “‘Atomic Energy Is Our Assured Right’: Nuclear Policy and the Shaping of Iran’s Public Opinion,” in Judith S. Yaphe, ed., Nuclear Politics in Iran (Washington, DC: Institute for National Security Studies, National Defense University, May 2010), 8.
109. مصاحبه نویسنده با علی اصغر سلطانیه، وین، 6 سپتامبر 2009.
[21]. Science-Metrix, 30 Years in Science: Secular Movements in Knowledge Creation (Montreal: Science-Metrix, 2010), 5; Deborah MacKenzie, “Iran Showing Fastest Scientific Growth of Any Country,” New Scientist, February 18, 2010.
- بخشی از کتاب بحران ساختگی اثر گرت پورتر
انتهای متن/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار