امروز : شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۶ - 2017 July 29
۱۶:۳۹
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 140446
تاریخ انتشار: ۲۸ دی ۱۳۹۳ - ساعت ۱۱:۴۰
تعداد بازدید: 43
پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; -زهرا قزیلی: نقطه شروع در سینما از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا کارگردان قرار است از یک رسانه قدرتمند استفاده کرده ...

پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; -زهرا قزیلی: نقطه شروع در سینما از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا کارگردان قرار است از یک رسانه قدرتمند استفاده کرده و آنچه در طول سالها تجربه - در فیلم کوتاه یا تله فیلم داشته و در دانشگاه ها آموخته - را به منصه ظهور برساند و مخاطب را با رویاسازی خود همراه کند. اما نقطه شروع برای بسیاری از کارگردانان که امروز اسم و رسم دارند به مراتب سخت تر از فیلمسازانی است که در شرایط فعلی پا به عرصه سینما می‌گذارند به مراتب سخت تر بوده است . دیجیتال امروزه کار را برای همه راحت تر کرده است اما بسیاری از عوامل سینما از جمله بازیگران، فیلمبردارن و... علاقه زیادی به ساخت یک اثر در مقام کارگردان دارند و ایضاً همه ساله تعداد فارغ التحصیلان دانشگاه ها به علاقمندان کارگردانی  سینما بیشتر و بیشتر می‌شود. به همین منظور در این حوزه غربالگری صورت می گیرد و در شورای پروانه ساخت برای ورود به عرصه فیلمسازی شرایطی در نظر گرفته شده است که این شرایط  منتقدانی دارد. میزگردی که با حضور همایون اسعدیان (کارگردان و تهیه کننده)، علی کریم (کارگردان فیلم از سپیده صبح بیزارم) و نیما جاویدی (کارگردان ملبورن) ترتیب دادیم و درباره نحوه ارایه مجوز ساخت به کارگردانان اول، شرایط تولید، اکران و جشنواره فیلم فجر صحبت کردیم . در بخش اول این میزگرد به بررسی شرایط ارایه مجوز و اعتراض برخی از فیلمسازان به نحوه ارایه مجوز ساخت و نحوه نمردهی به کارنامه متقاضی، شرایط تولید سخن گفتیم که از نظرتان می گذرد. همایون اسعدیان علاوه بر حضور در شورای پروانه ساخت عضو موثر در کانون کارگردانان و یکی از اعضای شورای صنفی نمایش است . علی کریم سابقه دستیاری کارگردانان مطرح سینمای ایران را داشته اما نیما جاویدی که در رشته مهندسی تحصیل کرده است سالها ممارست کرده و با ساخت آثار کوتاه و مستند توانسته جایگاهی در سینمای ایران داشته باشد . برای انتخاب این افراد تلاش کردیم تا سخن طیفی از کارگردانان عرصه فیلمسازی را بتوانیم منعکس کنیم.

فیلم‌سازهای اول ما در سالهای اخیر به مراتب، تعدادشان بیشتر شده و فارغ التحصیلان زیادی وارد عرصه سینما شده اند. البته زیرساخت ها همان است و هیچ تغییری نکرده است ولی شمار افراد مستعد هر سال افزایش یافته است. در دوره های مختلف با روی کار آمدن مدیریت های مختلف شرایط ساخت فیلم اول متفاوت شده گاهی بسیار سخت و گاهی سهل و آسان بفرمایید این شرایط چگونه شکل می‌گیرد؟ .

*کیفیت فیلمهای اول فیلمسازان بالاتر از فیلمسازان نسل گذشته است

اسعدیان: حدودا یک ماه پیش به یک سینما در مجتمع کوروش که به تازگی افتتاح شده است و از کیفیت خوب و همچنین سالن سینمای خوب و تجهیزات کاملی برخوردار است رفته بودم برای دیدن یکی از همین فیلم های اول. وقتی فیلم به پایان رسید، مورد پسند من واقع شد . من پیش خودم  فکر کردم که اگر منصفانه راجع  به آن بخواهم قضاوت کنم ، کیفیت کار بسیاری از کارگردان های اول در کار اول شان به مراتب بالاتر از زمانی است که نسل من و یا نسل های قبل و بعد از من ، فیلم های اولشان را ساختند . یعنی اگر در حال حاضر به فیلم های اول ما نگاه کنید ، خیلی از آنها هشت میلی متری به نظر می رسند . این نیروهای جوان  - البته اکثرا جوان هستند و برخی از آنها مثل صفی یزدانیان مانند من پا به سن گذاشته اند - کیفیت فیلم های اولشان نسبت به فیلمسازهایی که در دهه 60 و 70 فیلم اولشان را ساختند، بالاتر است . البته قصدم این نیست که این حرف را تنها برای این که در کنار آقایان کریم و جاویدی هستم بیان کنم ، بلکه من به این باور رسیده ام که فیلم های این ها کاملا پخته تر است و البته شاید این جریان طبیعی باشد.

*اطلاعات و دیجیتال به کمک فیلمسازان آمده است

اسعدیان: میزان فیلم هایی که این فیلم سازان می توانند از اینترنت ببینند و میزان اطلاعاتی که دارند اصلاً قابل مقایسه با اطلاعاتی که در دوران ما بود، نیست. تکنولوژی دیجیتال کمک زیادی به آنها کرده است . در زمان ما دوربین 5 میلیمتری و مکافات‌هایش بود . فیلم ‌سازان فیلم اولی در یکی دو سال گذشته این مطلب را نشان داده اند و آینده سینمای ایران به مراتب از وضعیت حال حاضر آن قطعا بهتر خواهد بود و این فیلم ساز ها قطعا از فیلم سازهای خوب هم نسل من هم بهترخواهند شد . من در ابتدای بحث خودم درباره تولید، دو مطلب کلان امروز سینمای ایران را مطرح و سپس درباره فیلم سازهای فیلم اول صحبت خواهم کرد . درسینمای ایران  و در شرایط فعلی اگر شما قصد ساخت یک فیلم متوسط از جهت هزینه را داشته باشید باید چیزی حدود حداقل هشتصد میلیون تومان هزینه کنید .

*چشم تهیه کننده به گیشه است

این میزان هزینه را با حضور بازیگر مطرح محاسبه و گفتید؟

اسعدیان: خیر اگر شما دو بازیگر استار در فیلم تان داشته باشید هزینه ساخت آن از یک میلیارد هم بیشتر خواهد شد . حالا اگر متوسط ساخت یک فیلم را هشتصد میلیون تومان در نظر بگیریم، در نتیجه آن فیلم باید دو میلیاردو چهارصد میلیون تومان بفروشد تا عوامل تهیه فیلم به پولشان برسند و ضرر نکنند . متاسفانه حدود سه چهار سال پیش رایت فیلم ها ما چهارصد الی پانصد میلیون به فروش می رسیدند ولی در حال حاضر به دلیل قاچاق وسیع ، رایت فیلم حدود صدو پنجاه میلیون بیشتر به فروش نمی رسند . تلویزیون نیز اساساً فیلم های سینمایی را خریداری نمی کند و اگر آنها را بخرند، بیشتر از پنجاه ملیون جهت خرید آن هزینه نمی کنند . بنابراین چشم های تهیه کنندگان سینما به همین پول‌هایی است که در گیشه می‌آیند . متاسفانه بر خلاف همین تبلیغاتی که می شود که فلان فیلم هم به باشگاه میلیاردی ها پیوست، متاسفانه ضررهای این فیلم ها بازگو نمی شود. حتی اگر فیلمی مثل «شیار 143» که شما فکر می کنید فروش خوبی را داشته را در نظر بگیریم، می بینیم که اگر میزان تبلیغات رایگانی که تلویزیون به حق و باید برای آن انجام می داده است را در نظر بگیریم و به عدد و رقم تبدیل کنیم ،این فیلم بابت این میزان تبلیغات باید چند میلیارد به تلویزیون پول پرداخت می کرد . البته تلویزیون وظیفه اش حمایت از این فیلم بوده و باید هم رایگان این کار را انجام می داده، ولی اگر ما میزان هزینه این تبلیغات را هم در نظر بگیریم می بینیم که حتی فروش سه میلیاردی شیار هم یعنی ضرر!

*وضعیت بحرانی صنعت سینما

اگر تنها جنبه صنعت سینما را در نظر بگیریم ضرر به شمار می رود.

اسعدیان: در صنعت سینما که حتماً ضرر است . چون صنعت سینما در حال حاضر در یک وضعیت بسیار بحرانی به سر می برد . برای همین هم است که همه منتظر دولت و یا سایر ارگان ها و یا سرمایه گذارانی می باشیم  تا پولی را جهت تهیه فیلم ها بدهند .

*خانه نشینی کارگردانان کانون دلیل محدودیت ورود فیلمسازان اول

 به دلیل عدم حضور مخاطب در سالن سینما شاهد این رکود هستیم.

اسعدیان: بله ، همچنین به دلیل افزایش هزینه به شدت بالای سینما و برگشت ناچیز آن . حالا تمامی این مطالب یک زاویه ماجرا بود. در زاویه دوم، ما در بیست سال گذشته بین 60تا 80 تولید سینمایی در سال داریم و تئوری های آقای سجاد پور که قصد تولید 300 فیلم در سال را داشتند نیز کاملا غلط  و توهمی بود . این تولید محدود در حالی است که کانون کارگردانان سینمای ایران حدود 220 عضو دارد. طبیعتاً در این شرایط نمی توان به تمامی کار گردان های اول اجازه ساخت فیلم را داد . ما در اینجا مجبور می شویم که برای آنها محدودیت هایی را در نظر بگیریم . این محدودیت ها مختص به امروز نیست و از ده سال پیش هم وجود داشته است ، در آنجا ذکر شده که هر چقدر ما سقف تولید درسال را در نظر بگیریم، باید چیزی حدود 15 تا 20 درصد را به فیلمسازهای جدید اختصاص دهیم .

*فیلمساز اول به تهیه کننده باج می‌دهد

اسعدیان:اگر ما ورود فیلمسازهای جدید را کاملا آزاد اعلام کنیم ، به دلیلی این عمل باعث خانه نشینی سایر دوستان کارگردان خواهد شد. این به خاطر بالاتر بودن کیفیت کار دوستان نیست، بلکه این کار گردان‌ها برای فیلم اولشان ارزان تر کار می‌کنند و یا با تهیه کننده بیشتر راه می آیند و به او حتی باج بیشتری می دهند . این مطلب مسلم است که یک کارگردان حرفه ای توقعات دیگری دارد و تهیه کننده ها برای رفتن به سمت کارگردان های اول رغبت بیشتری را دارند . این قضیه دقیقا مانند کنکور است . شما وقتی متقاضیان بیش از حد ظرفیت برای دانشگاه هایتان دارید، کنکور برگزار می کنید . پس اگر تولید ما در سال 400 فیلم بود در آن شرایط می‌توانستیم به پنجاه کارگردان فیلم اولی اجازه ساخت بدهیم ، ولی در شرایطی که ظرفیت ساخت فیلم ما در سال هفتاد فیلم می باشد چیزی حدود 10 یا 15 و با اغماض حداکثر به 20 فیلم اولی می توان اجازه ساخت داد .

در سال های گذشته در سینمای ما به کرات دیده شده که کیفیت کارهای کارگردان های با سابقه در سینما به مراتب پایین تر از فیلم اولی ها بوده است.

اسعدیان: نه تمامی کارگردان های ما ، ما فیلم سازی را داریم که از بزرگان سینمای ما می باشد و متاسفانه فیلمش هو می شود و فیلمسازی را داریم مانند مصطفی کیایی که فیلمساز اولی هم نیست ولی سال به سال فیلمهای خیلی را می سازد.

شما در بحث تولید ، میزان متوسط هزینه ساخت یک فیلم را در سینما حدودا 800 ملیون تومان در نظر گرفتید . حال شرایطی برای فیلم های اول وجود دارد . یکی این که اگر تهیه کننده شخصا فردی دغدغه مند و اهل مطالعه و مانند خود شما فیلم ساز باشد و کاملا شرایط فیلم ساز را درک کند ، در این صورت سرمایه گذاری درستی خواهد کرد و به فیلم ساز نیز کمک خواهد کرد. ولی خیلی از فیلم ساز های ما هستند که در ساخت فیلم هایشان واقعا تنها هستند و تهیه کننده نمی تواند با فیلم ساز همراهی کند و خیلی از فیلم سازهای ما لطمه خورده اند . در این مورد اگر مطلبی هست که بیان بفرمایید .

اسعدیان: دوستان در نشست قبلی گله کرده بودند که تهیه کننده از آنها می خواهد که سرمایه گذار بیاورند و یا کارهای دیگری را انجام دهند و این مطلب کاملا درست است . ما در نه ماهه گذشته حدوداً تقاضای 110کارگردان اول رادر وزارت ارشاد بررسی کردیم ، یعنی هر کدام تعدادی فیلم و یا تله فیلم فرستادند و ما تمامی آن ها را دیدیم و کار خیلی سنگینی بود . اولا آیا به نظر شما بضاعت سینمای ما در این حد است که ما سالی 100 فیلم ساز اول داشته باشیم ؟ من خودم اصلا چنین باوری ندارم ،ولی تمامی آن افراد فکر می کنند وقتی که مجوز ساخت نگرفتند یعنی ما حق آن ها را ضایع کرده ایم و یا پارتی بازی کرده ایم . من این جمله را بارها از دوستانی که چند فیلم کوتاه ساخته اند شنیده ام که می گویند امسال دیگر می خواهم اولین فیلم بلندم را بسازم . چرا این قدر کار گردانی و این تخصص پنهانی که در ذهن کارگردان های ما وجود دارد بی هویت شده است . واقعیت این است که تخصصی مثل فیلم برداری ، صدابرداری و .. دیده می شوند ولی تخصص کارگردانی دیده نمی شود و تمام این افراد فکر می کنند که ساخت فیلم کاری ندارد و ماهم می توانیم بسازیم .

*تهیه کنندگان راغب به کار با فیلم اولی ها هستند/ ساخت فیلم اول آسان است

اسعدیان: اگر ما در سینمایمان سالی دو استعداد کشف کنیم کار خیلی بزرگی انجام داده ایم و در طول یک دهه  20 کارگردان برجسته تحویل این سینما خواهیم داد . این کار خیلی بزرگی است و من فکر نمی کنم حتی در سینمای آمریکا هم سالی دو کارگردان جدید و بزرگ کشف شوند . چرا ما فکر می کنیم تمامی این 110 نفر متقاضی که علاقمند به فیلم سازی بوده اند تمامی آن ها استعداد های درخشانی هستند . اکثرا هم مکانیزم سینما و چرخه تولید را نمی شناسند و برای ساخت فیلم شان سراغ تهیه کننده می روند . تهیه کننده در اینجا می گوید من به سراغ تو نیامده ام بلکه تو از پی من آمده ای . تهیه کننده نمی‌تواند  ریسک کند پس سرمایه گذار برای کار لازم است. اگر من (تهیه کننده) قرار است از جیب خودم سرمایه را بگذارم ویا یک نفر را به عنوان سرمایه گذار جهت ساخت فیلم بیاورم ، این ریسک را بر روی کارگردان حرفه ای می گذارد که امتحانش را به خوبی پس داده است . اصلا آیا فیلمساز اول از عهده اداره کردن یک گروه 40 نفره برمی آید ؟ من سر صحنه بعضی از کارگردان ها رفته ام که فیلم های کوتاه خیلی خوبی داشته اند ولی وقتی سر صحنه آن ها می روی آشفتگی موج می زند . هر کسی مشغول به انجام کار خودش است و او نمی‌تواند به عنوان کارگردان این صحنه را مدیریت کند،چون تا به حال تجربه کارگردانی را نداشته است .

کارگردانی فقط ذوق نیست بلکه بخشی از آن این است که شما بتوانید یک گروه 50 نفره را طوری مدیریت کنید که هیچ مشکل خاصی پیش نیاید . چرا تهیه کننده باید این ریسک را انجام بدهد؟ اکثر فیلم ساز های اول خودشان سرمایه گذار را جهت ساخت فیلم شان پیدا می کنند . طبیعتا تهیه کننده ها علاقه مند به کارکردن با کارگردان اول هستند . در زمان های گذشته می گفتند که ساختن فیلم اول سخت است و بعد از آن دیگر فیلم سازی راحت خواهد شد ولی در حال حاضر ساخت فیلم  اول آسان و بعد از آن سخت خواهد شد . شما در ده سال گذشته کارگردان های اولی که موفق  به ساخت فیلم دومشان شده اند را بررسی کنید.و یا حتی موفق به ساخت فیلم سومشان شدند . یعنی ما هر سال حدود 20 کارگردان اول را وارد سینمای کشورمان می کنیم ، ولی از این تعداد حدودا سه چهار نفر کار را ادامه می دهند و بقیه از گردونه خارج می شوند . به این خاطر که  در ساخت فیلم اولشان تهیه کننده از آن ها استقبال می کند و مرکز گسترش نیز مقداری پول جهت ساخت به آن ها می دهد و خودش هم سرمایه گذارانی را پیدا می کند و بلاخره با 500 یا 600 میلیون فیلمش را می سازد و برای تهیه کننده فروش و یا عدم فروش این فیلم هم اهمیتی ندارد . چرا که او ده درصد تهیه کنندگی اش را بر می دارد .

*تهیه کننده دغدغه فرهنگی ندارد/ تهیه کننده فیلم اول به فکر 10 درصدش است

این شرایط  خوبی به نظر نمی رسد و موجب آسیب رسیدن به فیلم ساز و سینما و همچنین دورتر شدن مردم از سالن های سینما می شود . پس با این شرایط شما خودتان چگونه تهیه کنندگی یک فیلم ساز اول را برعهده گرفتید و نامتان را که سال هاست برای آن زحمت کشیده اید در اختیار یک فیلم اول قرار دادید ؟

اسعدیان:من نیز به عنوان تهیه کننده حقوقی این فیلم می باشم و ما برای ساخت این فیلم سرمایه گذار داریم. من در صحبت هایم این موضوع را در مورد تمامی تهیه کننده ها بیان نکردم بلکه من این نوع نگرش را در بین تهیه کننده ها می دیدم. یک بخش صنعت سینما از اقتصاد و بیزینس تشکیل شده است. اینکه ما فکر کنیم تمامی تهیه کننده ها دارای دغدغه فرهنگی جهت پیدا کردن جوان خوش فکر فیلم اولی هستند تخیل محض است، در هیچ جای دنیا این موضوع رخ نمی دهد. فیلم ساز اول به سراغ من تهیه کننده می آید و می گوید که من پول لازم را در اختیار دارم تهیه کنندگی این کار را بر عهده بگیرید و من نیز با خودم حساب و کتاب می کنم و می بینم که این فیلمساز قرار است مثلا ششصد میلیون سرمایه  بیاورد و من نیز در این میان ضرری نخواهم کرد، بلکه ده درصد یعنی شصت میلیون پول می گیرم و همچنین تولیدی نیز انجام خواهم داد. این گونه است که این پیشنهاد را می پذیرم و پنجاه نفر از اهالی سینما را نیز سر کار خواهم برد. من کارگردانی را سراغ دارم که در سال گذشته برای ساخت فیلمش یک میلیارد پول آورده بود و به اعتقاد من چنین شخصی اصلا نباید فیلم می ساخت. تهیه کننده این فیلم نیز به راحتی این پیشنهاد را پذیرفت زیرا با این پول او به ده درصد خودش خواهد رسید و حالا اگر این فیلم قرار است به یک فیلم مزخرفی هم تبدیل شود هیچ اشکالی ندارد. قرار نیست همه افراد به تهیه کنندگی به صورت دغدغه مند و فرهنگی نگاه کنند و این مطلب تا حدی متافیزیکی است.

*رقابت در سینمای کشور سالم نیست/ پول های شبه رانت چرخه سینما را معیوب کرده است

علی کریم: این جریان اصلی سینما است که سینما را زنده نگه داشته تا بتواند ادامه حیات بدهد و یا سینمای متفاوتی را متولد کند. به عنوان مثال شما سینمای هالیوود را در آمریکا را در نظر بگیرید، در سینمای هالیوود ممیزی به این شکل وجود ندارد، برای اینکه در آنجا استودیو نگران سرمایه اش است. استودیو وقتی برای اولین بار به سراغ یک نفر برای ساخت یک فیلم می رود که آن فرد بتواند نگرانی ها و دغدغه های مالی اش را تامین کند. یعنی استودیو به هیچ وجه ریسک نمی کند. البته بخشی از آن هم مربوط به سینمای مستقل می شود که فیلم سازهای مستقل فیلم هایشان را می سازند. حالا سوال این جاست که چرا این اتفاقی که آقای اسعدیان بیان می کنند در ایران رخ می دهد؟ چون در ایران این رقابت سالم وجود ندارد و وجود حمایت های دولتی در تولید فیلم، که در بعضی موارد به صورت شبه رانت است، موجب بیکار شدن بعضی از صنوف در صنعت سینما می شود. در تمامی صنوف هالیوود این جریان به هیچ وجه رخ نخواهد داد؛ یعنی به این صورت نیست که مثلا فردی که فیلمبردار است و خانه نشین شود و فرد دیگری در را باز کند و بگوید من فیلمبردارم و جای او را در سینما بگیرد. این بخش خیلی مهم است. چرا باید تهیه کنندگان ما بیکار شوند و به دنبال فیلمسازهای جوان بگردند. دلیل این کار هم به خاطر پولهایی است که آنها می آورند و این پولها از منابعی تامین می شود که شبه رانت می باشد و اینها باعث بیکار شدن عده دیگری از افراد در سینما می گردد. من خودم هیچ وقت تقاضای ساخت فیلم اول را نکردم. برای من به عنوان فیلم اولی همیشه این مساله وجود داشت که چرا یک عده همیشه به ما می گویند که تو بساز و تو نساز! چون این چرخه غلط است، تشخیص اینکه کی فیلم ساز خوبی هست و کی نیست کار یک گروه با تعدادی سلیقه نیست پس این راه به ذهن آن تیم انتخاب می رسد که ما باید یک سری از این افراد را انتخاب کنیم تا یک شکل و فرمی به این چرخه  معیوب بدهیم. برای اینکه ما به آن نقطه برسیم که هر فرد مستعدی که دوست دارد فیلمی را بسازد وارد میدان فیلم سازی شود، باید چرخه سینما از تولید تا اکران سلامت باشد که جامعه سینمایی ما در حال حاضر این گونه نیست.

راهکار این مساله چیست؟

علی کریم: در کشورهای اروپایی سیستم های حمایتی یا فاند وجود دارد و ارگان هایی مانند شهرداری ها از این جریان حمایت می کنند. مثلا در فرانسه نهادی که شهرداری حمایت فراوانی از آن می کند فیلمنامه ها را از فیلمنامه نویسان تحویل می گیرد و سپس، هیئت انتخابی در آنجا وجود دارد که فیلمنامه های برتر را انتخاب می کنند. آنها بودجه ای را در اختیار این فیلم سازها قرار می دهند تا این فیلم های بعضا اول و یا دوم ساخته شوند. در سینمای ایران این کمک به صورت رانت است.

*فیلمساز اول نیاز به مجوز لازم دارد

اسعدیان: من در این جا یک سوال می پرسم. چطور است که در مدیریت شهری شهرداری اجازه دارد که جلوی ساخت یک ساختمان را بگیرد اما برای مدیریت سینما این حق را قائل نیستیم و می گوییم چون این شخص پول دارد پس اجازه ساخت فیلم را دارد. این مطلب  که اشاره کردید به این مفهوم است  که  هر کس دوست دارد فیلم بسازد باید اجازه ساخت به او بدهیم، حرف درستی نیست. من بیست سال پیش مجوز کارگردانی ام را گرفتم. در آن زمان وزارت ارشاد از من یک نمونه کار خواست که من برای آنها فرستادم و سپس مجوزم را گرفتم. بعدها عضو کانون کارگردانان شدم و در آن زمان صدور پروانه ساخت برعهده کانون کارگردانان بود. متقاضیان به ما مراجعه می کردند و ما نیز از بین آنها مثلا سالی ده نفر را معرفی و اعلام می کردیم. در آن زمان مرتبا از سوی دوستان مطبوعاتی و سایر افراد به ما حمله می شد که یک عده افراد پیر در کانون کارگردانان نشسته اند و جلوی کار جوان ها را می گیرند. بعدها پروانه مجوز ساخت از کانون کارگرانان گرفته و بر عهده وزارت ارشاد قرار گرفت. در ابتدا چند سالی در وزارت ارشاد بی نظمی وجود داشت ولی هم اکنون دوباره یک نظمی در این شورا برقرا شده است. البته باز هم همان حملات دوباره شکل گرفته اند. عده ای از این افراد می گویند که من قصد ساخت فیلم و پول کافی برای این امر را دارم، پس شما این وسط چه کاره هستید!

نیما جاویدی: این مطلب در حالی صادق است که دغدغه واقعی در این میان وجود داشته باشد و این روند از سلامت کافی برخوردار باشد.

با توجه به حضور در شورای پروانه ساخت روند ارایه مجوز به فیلمسازان اول را تشریح کنید.

اسعدیان: ما در کانون کارگردانان فرمولی داشتیم که عینا آن فرمول را به ارشاد بردیم و از آنها خواستیم که برای صدور مجوز این فرمول را اجرا کنند. آن فرمول این است که  فردی متقاضی ساخت فیلم می شود باید برای صدور مجوز ساخت، یک فیلم کوتاه، تله فیلم و... ساخته باشد. ما در آنجا صد نمره در نظر گرفتیم که پنجاه نمره را برای اصل فیلم قرار دادیم، پانزده نمره برای تجربه دستیاری و کارگردانی، پانزده نمره برای تحصیلات سینمایی، پنج نمره برای جوایزی که این فرد گرفته است و پانزده نمره دیگر را برای سایر فعالیت های سینمایی مانند تدوین، فیلمنامه نویسی و... در نظر گرفتیم که جمعا صد نمره می شود. فیلم های دوستان می آید و آقایان می بینند و به آن نمره می دهند که اولویت و اکثریت نمره نیز با فیلم ارسالی می باشد. کسی که در فیلم ارائه شده نمره قابل قبولی بگیرد، حالا سراغ سوابق او می رویم و سایر خصوصیات او را بررسی می کنیم. اما کسی که فیلمش نمره ده می گیرد، اگر چه تحصیلات عالی سینمایی هم داشته باشد ولی دیگر قابل قبول هیئت انتخاب واقع نمی شود. ما نمونه های مانند مرحوم  دکتر کاووسی داشته ایم که فیلمساز خوبی نبود. شما دکترای سینما دارید ولی فیلم شما از هیئت انتخاب با سلیقه های مختلف نمره پنج را گرفته و مردود شده است، ولی در مقابل فردی وجود دارد که تحصیلات لازم را نداشته اما  فیلم به شدت جذابی را ساخته که توانسته نمره قابل قبولی را دریافت کند. این مدلی بود که به ذهن ما رسید و آن را به وزارت ارشاد ارائه دادیم.

*با تساهل و تسامح مجوز دادیم

ممکن است فیلمسازی تحصیلات نداشته باشد اما فیلم خوبی ارایه دهد

 اسعدیان:من هم این مطلب را قبول دارم ممکن است یک نفر تحصیلات لازم را نداشته باشد ولی فیلمی را بسازد و ارائه دهد که همه ما را حیرت زده کند. استثناء قاعده را نقض نمی کند و ما نمی توانیم به خاطر این یک نفر که استثناء است به همگان اجازه دهیم که فیلم بسازند. انجام این کار باعث به وجود آمدن بلبشویی در جامعه سینمایی کشور خواهد شد که سرمایه های هنگفتی را در این میان از بین خواهند برد و عده ای سوء استفاده های خودشان را خواهند کرد. با توجه به زد و بندهایی که در جامعه وجود دارد خیلی راحت می توان از رانت ها استفاده کرد. ما به آنها گفتیم که حتی اگر غربالی که ما پیشنهاد کردیم اشکالاتی دارد، آن اشکالات را تصحیح و حتما آن را اجرا کنید. ما موردی داشتیم که فردی نمره کارگردانی ضعیفی گرفته بود ولی چون فیلمنامه خوبی داشت پیشنهاد کردیم که با کمک یک مشاور کارگردان خوب این فیلم را بسازد. سال گذشته از بین 110 اثر ارسالی، ما تنها به 45 فیلم مجوز ساخت دادیم، یعنی با تساهل و تسامح زیادی با آن فیلم ها برخورد کردیم.

*به بهانه فیلمسازی بودجه ارگان‌ها را نگیرند

علی کریم:مطلبی که آقای اسعدیان بیان می کنند و نگرانی ایشان تا حدودی  درست است ولی باید مراقب باشیم که بی انصافی نشود و تمامی این موارد با هم تجمیع شوند. یعنی باید برای این مساله یک راهکاری پیدا شود. واقعا هیچ کدام از ما نمی توانیم فکر کنیم که مثلا علی کریم فیلمساز هست یا نه؟ چون مساله هنر مانند مهندسی نیست. این روش باید اصلاح شود. در حال حاضر تشخیص این است که راه حل ماجرا همین فرمول است. برای اینکه این چرخه از این شکل معیوبی که دارد از عیوبش کاسته شود راه دیگری وجود ندارد. به نظر من باید شرایطی فراهم شود که هر کسی که واقعا فیلمساز است به سراغ فیلمسازی برود و عده ای نیایند و به بهانه ساخت فیلم از ارگانهایی پولهایی بگیرند و بروند.

نیما جاویدی: پس تو هم با این غربالگری موافق هستی؟

علی کریم: نه، من نمی توانم با قاطعیت این مساله را بپذیرم و بیان کنم.

اسعدیان: ولی من این را با قاطعیت عرض می کنم و امسال در جشنواره فجر این مساله را خواهید دید. امسال شورایی که به این فیلمسازها مجوز ساخت داده شاید در یکی دو مورد اشتباه کرده باشد، که این اشتباه معمولا رخ می دهد، اما با دیدن سایر فیلم ها، مطمئنا خواهید گفت که این انتخاب ها درست بوده و کمیته تصمیم درستی را گرفته است. یعنی فیلم سازهای خوبی مجوز گرفته اند.

*به اعتقاد شما در حال حاضر مسیر ورود فیلم سازها اصلاح شده است؟

علی کریم: من خودم زمانی قصد داشتم در ورک شاپ فیلمسازی که متعلق به عباس کیارستمی بود حاضر شوم. درآزمون ورودی آن موسسه دوست بازیگری از من پرسید که شما تا به حال چه کارهایی انجام داده اید. من به او نگفتم که در سریالهای مختلف از جمله «مختارنامه» «معصومیت از دست رفته»  دستیار بودم. من یک لحظه خودم را جای آدمی که بیرون است قرار دادم و  گفتم که من هیچ کاری تا به حال نکرده ام و می خواهم فیلم بسازم.

نیما جاویدی:این مطلبی را که شما این گونه می گویید من هیچ کاری نکرده ام و می خواهم فیلم بسازم درست نیست و دوباره به همان بحث آسیب ها بر می گردیم.

علی کریم: من هم می دانم تنها راهی که در حال حاضر وجود دارد همین است، ولی شاید واقعا در جامعه امروز ما فردی مانند امیر نادری وجود داشته باشد، بخواهد فیلم بسازد ولی پولی نداشته باشد!

نیما جاویدی: من هم می خواستم این مطلب را بیان کنم که ما باید جنس غربالگری را به نقطه ایده آلی برسانیم که او را هم تحت پوشش قرار دهد.

علی کریم: من هم امیدوارم که به این نقطه برسیم. اگر این چرخه معیوب از بین برود، تا این زحمت از دوش یکسری افراد برداشته خواهد شد.

اسعدیان: البته به نظر من امیر نادری یک استثناء است وا ین استثناء ها در تمام تاریخ سینمای ایران وجود داشته اند. قطعا امیر نادری های بعدی مسیرشان را پیدا خواهند کرد. یعنی همان گونه که امیر نادری می آید و مسیر خودش را پیدا می کند و خودش را اثبات می کند، اگر شخص دیگری با استعداد او وجود داشته باشد، او نیز خواهد آمد و خودش را به جامعه سینمایی کشور اثبات خواهد کرد و راه خودش را خواهد یافت.

علی کریم: در تایید این صحبت  شما باید این مطلب را بیان کنم که من مجوز کارگردانی نگرفته ام و از دست این آقایان در رفته ام. یعنی من هم مسیر خودم را پیدا کردم و مجوز کارگردانی فیلم اول را نگرفتم.

نیما جاویدی: من هم مجوز کارگردانی نگرفتم. چون زمانی که من پروانه ساختم را گرفتم آن قانون برداشته شده بود. البته از من نمونه کار خواستند و نمونه کارهای کوتاهم مورد ارزیابی قرار گرفت ولی دادن مجوز به این شکل فعلی نبود.

*فیلمسازی سلیقه است/ امکانات فیلمسازی سهل است

اسعدیان: باور من این است که ما در سینما قرار نیست که نسبت به قوانین و مجوزهای وزارت ارشاد مقید باشیم. اگر یک فیلمسازی به شورای پروانه ساخت کلک می زند و فیلمی را می سازد که تحسین همه را بر می انگیزد، همگان او را تشویق خواهیم کرد. اما اگر فیلم او مزخرف باشد در اینجا عده ای باید یقه او را بگیرند. این عمل دقیقا مانند یک ریسک است. اما در جامعه استثنائاتی مانند امیر نادری وجود دارد. من هم قطعا از این افرادی که توانایی ساخت فیلم را دارند و با زیرکی فیلم هایشان را می سازند حمایت می کنم. اما قاعده کلی این است که کسانی توانایی این کار را ندارند پس باید از یک مسیر قانونی برای ساخت فیلم هایشان اقدام کنند. در این مسیر قانونی یک غربالگری وجود دارد. در هر سال به تمام افراد متقاضی نمی توان مجوز ساخت داد و باید به عده ای از آنها انتخاب شوند و این انتخاب را باید بر اساس فرمول تحصیلات، سابقه دستیاری، سایر فعالیت های هنری و نمونه کارهای انجام شده قبلی قرار دادیم. من به این موضوع اعتقاد دارم که فیلم سازی واقعا سلیقه است. من با دیدن پنج دقیقه از فیلم یک کارگردان می توانم بفهمم سلیقه دارد یا نه. فیلم هایی برای ما ارسال می شود که تکنیک های ساخت آنها خیلی خوب است ولی بی سلیقه هستند و من آن فیلم ها را نمی پسندم. قطعا ممکن است من یا شما نیز در پاره ای از موارد اشتباهاتی را داشته باشیم، اما واقعیت این است که در فیلم هایی که دوستان برای ما ارائه می کنند ما به دنبال افکار آنها نیستیم. من باید در اینجا از دوستانی که در شورای پروانه ساخت حضور دارند دفاع کنم، مثلا در مورد فیلمی یکی از دوستان گفت که این فیلم افکار نهیلیستی بی ربطی دارد اما کارگردانی اش خیلی خوب است، بنابراین من به این کارگردان نمره می دهم. یعنی ما فیلمنامه ی او را بعدا خواهیم دید و در آنجا آن فیلمنامه را کنترل خواهیم کرد که اینگونه افکار را نداشته باشد ولی به دلیل اینکه او مهارت خودش را در امر کارگردانی به ما نشان داد، ما نیز به او نمره قابل قبول را دادیم. اینکه شما می گویید فردی وجود دارد که استعدادهای زیادی را درون خودش دارد ولی تا به حال هیچ فیلمی را نساخته است ممکن نیست . در حال حاضر با یک گوشی موبایل می توان فیلم ساخت و در وایبر قرار داد. چه کسی امروزه می تواند ادعا بکند که من امکانات فیلم سازی را در اختیار ندارم.

علی کریم: این شرایط می تواند وضعیت کسی را که بالقوه انگیزه فیلم سازی دارد را به بالفعل تبدیل کند، چون همه فکر می کنند که تنها با گرفتن یک مجوز می توان یک فیلم ساز شد در حالیکه در واقع اینطور نیست.ما تعداد سینماهای کمی داریم و این تعداد کم هم درگیر بده بستان‌های مشکوکند، چون این فضا باز نیست اتوماتیک این نوع غربال ها و ممیزی ها به وجود می آید.  یعنی به عنوان مثال اگر الان بجای 80 سالن سینما در تهران 400 سالن داشتیم و شکل چرخش سرمایه در سینمای ایران تغییر می کرد، در حال حاضر شاید خیلی از مشکلات را نداشتیم؛ مثلا مخاطب در خانه نمی نشست تا سریالهای ترکی نگاه کند....

* در اکران از دولت حمایت می خواهیم اما در دریافت مجوز به دولت اعتنایی نداریم

اسعدیان: به اعتقاد بنده در جامعه امریکا که جامعه  کاملا بازی است، فیلمساز جوانی ریسک می‌کند و با 10 هزار یا 20 هزار دلار فیلم می سازد. این فیلم را مثلا چهار تا تهیه کننده می بینند و می گویند درجه یک است. به آن فیلم ساز می گویند؛ حالا بیا این 5 میلیون دلار را بگیر و همین فیلم را درست و حسابی اش را بساز. اما اگر هم آن فیلم را دیدند و گفتند مزخرف است آن 20 هزار دلاری که هزینه شده از بین رفته است.ما در جامعه ایران، شتر گاو پلنگیم. می گوییم دولت چه کاره است ، بگذارید من فیلمم را بسازم. آن وقت بعد از ساخت فیلم می گوییم دولت چرا به اکران فیلم کمک نمی کند. یعنی ما بر سر دولت برای اکران داد و فریاد می‌زنیم که حمایت نمی کنند و پول نمی دهند و... اما زمان ساخت فیلم به دولت می گوییم به شما چه ارتباطی دارد که من چه فیلمی می‌خواهم بسازم.

در جامعه امریکا اگر فیلم‌سازی 1 میلیون دلار از جیبش هزینه کرد، با مغز هم به زمین بخورد کسی به دادش نمی‌رسد. امسال در سینمایمان، موردی داشتیم که فیلمساز اول و تهیه کننده‌اش بدون پروانه ساخت، 60 درصد فیلم را گرفته‌اند. بعد 60 دقیقه فیلم شان را آورده اند تا شورا ببیند. حالا فیلمشان مبتذل است می گوییم باید چه کار کنیم؟ می‌گویند حالا باید تمامش کند، چون این مبلغ را هزینه کرده است. فیلم ساز رفته و فیلم را به اتمام رسانده و الان مدعی اکران است. حالا شورای پروانه و نمایش گفته که این فیلم را بگذاریم کنار البته نه بدلیل ممیزی به دلیل کیفیت. بعد تهیه کننده‌اش آمده که 800 میلیون هزینه کرده‌ام، بدبخت شده‌ام، بیچاره شده‌ام و... و همه هم می‌گویند کمکش کنیم. اما در امریکا این حرفها مطرح نیست و می‌گویند هزینه کردی می خواستی نسازی.

*رقابت در اکران فشرده است/ میان برها را حذف کنیم

نیما جاویدی: فراموش نکنیم که راجع به سینمایی بحث می کنیم که در سال ظرفیت اکران بیشتر از 40 یا 50 فیلم را ندارد. نمی‌خواهم بگویم این مسئله فاجعه است اما بد است. ما می آییم و برای فیلم هایمان با افتخار تیتر می زنیم که مثلا اکران فلان فیلم با 16 سینما در تهران شروع شد در حالی‌که در مقایسه با سینمای امریکا که مثلاً شروع اکران بعضی فیلم ها در آنجا  با عددی نزدیک به 3500،4000 سینما است، پس تکلیف ما مشخص است. این مسئله با خودش مسائلی به بار می آورد؛ یکی اینکه رقابتی بسیار فشرده و سخت  راه همراه دارد. در سینمایی که 80 یا 100 فیلم ساخته می شود و 40، 50 فیلم بیشتر فرصت اکران ندارند پس رقابتی سخت ایجاد می‌شود. بنابراین فیلم ساز اول ، بایستی تعداد سالن های سینما و وضعیت اکران فیلم ها را بداند، اینکه فضا، فضای سخت و دشواری است. مطلب دومی که باید یک فیلم ساز اول بداند این است که راه میان بر وجود ندارد. اصلا تمام بحث و حرف‌های ما برای این است که راههای میان بر را حذف کنیم. یعنی به این نتیجه برسیم که باید زحمت بکشیم، باید تلاش کنیم، باید سواد و علمش را داشته باشیم و بعد وارد این فضا شویم. حالا با داشتن این شرایط و رسیدن به این نقطه اگر ممانعت صورت گرفت، بنده می توانم به دفاع از این فیلم ساز بایستم.ولی بسیاری متصورند که چرا ما ننویسیم، چرا ما فیلم نسازیم. قضیه همان کسی است که انشایش خوب است فکر می کند می تواند رمان نویس خوبی شود....

اسعدیان: رسول صدرعاملی به من می گفت؛ همایون سر صحنه که می آیی از آبدارچی گروه تصور می‌کند که تو حقش را خورده‌ای تا بقیه افراد. همه فکر می کنند که کارگردان کاری انجام نمی دهد، من هم می توانم جای او باشم....

جاویدی: به نظرم در این شرایط اگر بپذیریم که راه میان بری وجود ندارد بخشی از مسائل حل می شود. مسیر بسیار دشوار است و ورود به سینما هم سخت است.این خبر بد است اما در این میان خبر خوبی هم وجود دارد؛ آنهم این است که با تلاش و پشتکار و البته فقط با تلاش و پشتکار می توان به نتیجه رسید. بیاییم چند مثال از این شیوه غربالگری در سینمای خارجی بزنیم. مثلا فستیوال ساندنس این کار را انجام می دهد. آنها در سال هفت الی هشت نفر برای فیلم اول یا دوم دربخش ورک شاپ فستیوال که خیلی هم معتبر است انتخاب می کنند، نمی خواهم قضاوت کنم که این کار خوب است یا بد؛ می خواهم بگویم که این یک شیوه است و می توانیم نگاه و توجهی به آن داشته باشیم. در آنجا از متقاضیان می خواهند که طرح کارشان را ارائه بدهند. از از کل دنیا به یکباره چند هزار کار  می آید. با کارشناس هایی که دارند و بررسی هایی که انجام می دهند چند کار  را گزینش می کنند. بنابراین برای خودشان معیاری دارند. این یک مدل و شیوه است.

*شیوه داوری در خانه سینما غلط است / کدام کارگردان در اسکار فیلم خود را داوری می‌کند

اسعدیان: در ایران بگوییم جشنواره فجر این کار را انجام دهد یا کانون کارگردانان. آن وقت صداها بلند می شود که پارتی بازی کردند، رفقای خودشان را انتخاب کردند. هیئتی که بخواهد انتخابی انجام دهد بیچاره است.ببینید واقعیت این است که سینماگران خارجی با هم تعارف ندارند ولی ما با هم تعارف داریم. موقعی در سینمای ایران، فیلم ها درجه بندی می شد؛ الف، ب، ج و... بعدها پیشرفت کردیم و گفته شد که هیئتی از خود تهیه کننده ها و کارگردانان معرفی کنید که درجه بندی بر عهده این هیئت باشد. در بنیاد فارابی فیلم‌ها توسط این هیئت دیده می شد و همه هم با یکدیگر رفیق بودند و هوای هم را داشتند. بنابراین درجه زیر ب فیلمی نداشتیم و همه بالای ب و الف بودند. چون چشم‌مان در چشم همدیگر است. مکانیزم ما با خارجی ها تفاوت می کند. ما خودمان را گول نزنیم، بنده در جشن خانه سینما می بینم که چه اتفاقاتی در داوری های خود ما در خانه سینما می افتد. در آکادمی اسکار کدام کارگردان می نشیند و فیلم خودش را داوری می کند؟ ما در کانون کارگردانان به عنوان مثال آقای باشه آهنگر را به عنوان داور انتخاب می کنیم. اگر ایشان در هیئت داوران نباشد فیلمش حتما جوایزی می برد اما انتخابش می کنیم. ولی در بعضی صنف ها کسانی که می آیند هر کدام 5،4 تا فیلم دارند قطعا اینها نمی توانند داورهای درستی باشند. بنده باید واقعیت را بگویم اما در اینجا به مسئولین خانه سینما اعتراضی نمی کنم، به صنوف می گویم که باید به خودمان سوزن بزنیم. بنابراین ایده و تعریفی که ارائه می دهیم را کمی روی زمین به آن نگاه کنیم یعنی قابلیت اجرا داشته باشد....

نیما جاویدی:اجازه دهید مسیری را که خود بنده در سینمای ایران طی کرده ام بیان کنم تا بتوانم به نفع جوانهایی که شرایط فعلیشان مثل موقعیت آن زمان بنده است صحبت کنم. سال 1380 بود که تصمیم گرفتم فیلم سینمایی ام را بسازم. چون رشته تحصیلی ام چیز دیگری بود ، گفتم که به این شکل نمی شود و باید حتما اصولی رعایت شود. این اصول شامل یکسری رفرنس بود که در مدت چند سال آنها را گذراندم، یکسری فیلم بود که آنها را هم دیدم. رفتم  در نقطه ای تصمیم گرفتم که فیلمی بسازم ولی گفتم هنوز زوده، ترمز رو بکش. پس از 10 سال به این رسیدم که الان وقتشه  اما در این مدت مستند می ساختم، فیلم کوتاه می ساختم و حتی فستیوال های داخلی و خارجی هم شرکت می کردم. هیچ آشنایی هم در سینما نداشتم، نمی دانم به خاطر روحیه ام بود، به خاطر روابط عمومی پایینم بود یا هر چیز دیگر. نه سابقه دستیاری داشتم و نه هیچ سابقه دیگری البته عضو انجمن فیلم کوتاه بودم ولی همان جا هم با کسی ارتباطی نداشتم. برای کسانی که این شرایطی که بنده داشتم را دارند یعنی غریبه محسوب می شوند، فکر می کنم بهتر است  یک مقداری این شیوه غربالگری را به نفع آنها هم انجام دهیم مثلا در امتیاز هایی که شما لحاظ می کنید و تقسیم بندی خوبی هم هست، یک بخشی هم قرار دهید که شاید فیلم نامه ای یا طرحی بیاید... و بگویید که از طرح فیلمنامه تان مثلا تریتمنت 4 صفحه ای برای ما بیاور و امتیاز ویژه ای برای این بخش قائل شوید.

*شوراها ممکن است خطا بروند

اسعدیان: ببینید ما باید امکانات کشورمان را هم در نظر بگیریم. بودجه حمایت از فیلم اول که در اختیار مرکز گسترش قرار داده می‌شود آنقدر نیست که به آن 45 فیلم  که پروانه ساخت داد ه ایم بتواند کمک کند، پس مجبور به انتخاب می شود. اینکه مدیریت ممکن است اشتباه حرکت کند، یا سوء استفاده کند، یا لابی بوجود بیاید و... اینها را کنار بگذاریم . البته شورا وجود دارد ولی شوراها هم ممکن است خطا بروند ولی راهی بجز این وجود ندارد. یعنی نمی توان به 40 فیلم اولی هر کدام 400 میلیون تومان داد، کل بودجه بنیاد فارابی مثلا در سینما 20 میلیارد است که اگر 16 میلیارد را باید به این کار اختصاص دهد. پس می آید و از 8 فیلم در حد 400 میلیون یعنی حدود 3 میلیارد حمایت می کند. بنابراین بر اساس یک نهاد دولتی انتخابی صورت می گیرد. خطر سلیقه، خطر باندبازی، خطر رانت خواری و این دست مسائل را نباید با اصل قضیه قاطی کرد.البته اینکه ممکن است مدیری اشتباه کند، یا شورایی فاسد باشد یا سلیقه ای متفاوت بروز کند این بدین معنا نیست که بگوییم کل سیستم مشکل دارد.

ادامه دارد...
انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار